حسن فتحی
در شرایطی که حزبالله و لبنان و حماس در حال دفاع در مقابل تجاوزات اسرائیل هستد تعدادی از کشورهای عربی و شخصیتهای لبنانی در عوض پشتیبانی از مقاومت و ایستادگی آن، علیه این گروهها موضعگیری کرده و در صدد مهار حماس و حزبالله برآمدهاند.
یکی از مسایلی که این روزها مطرح گردیده و این کشورها و شخصیتهای لبنانی نیز بر آن تاکید میورزند اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل درباره خلع سلاح حزبالله است که پس از خروج شتابزده ارتش سوریه از لبنان به فراموشی سپرده شده و با مخالفتهایی در داخل این کشور مواجه شده بود. لذا مطرح کردن این قطعنامه و خلع سلاح حزبالله در این مقطع به نظر چندان معقول و منطقی نمیرسد زیرا شرایطی که قطعنامه 1559 با حمایت آمریکا و فرانسه به تقویب شورای امنیت رسید با آنچه این روزها در لبنان شاهدیم تفاوت اساسی داشته و حرکتی دور از ذهن شمار میرود.
از روزی که درگیری در فلسطین و پس از آن در لبنان آغاز شد چند کشور عربی و شخصیتهایی در لبنان علیه حماس و حزبالله موضع گرفته و اتهاماتی را هم متوجه ایران و سوریه کردند. در راس این کشورها عربستان سعودی قرار داشت که این انتظار میرفت عاقلانهتر عمل کند.
در همان روزهای اولیه درگیری بین اسرائیل و حزبالله لبنان ۳ کشور عربستان، مصر و اردن در اقدامی بیسابقه مقاومت لبنان را مسئول تجاوزات اسرائیل به این کشور دانستند. آنها با انتشار بیانیههایی عملیات حزبالله را که به مرگ ۸ اسرائیلی و اسارت ۲ نظامی این رژیم انجامید ماجراجویی بیحساب و کتاب قلمداد کردند که به مصالح و آرمان عربی هیچ کمکی نمیکند.
اگر چه مواضع مصر و اردن هم به نظر غیرمعقول میرسید ولی سعودیها پا را فراتر گذارده و کاملا یک جانبه به انتقاد از حزبالله پرداختند به طوری که در اعلامیه آمده بود که باید میان مقاومت مشروع و ماجراجوییهای بیحساب و کتاب عناصر داخل یک کشور و خارج از آن بدون رجوع به دولت و هماهنگی و مشورت با کشورهای عربی صورت میگیرد تفاوت قایل شد. در بیانیه به این مساءله اشاره شده بود که چنین اقداماتی بسیار خطرناک هستند و همه کشورهای عربی و دستاوردهای آنها را از بین میبرد بدون اینکه این کشورها مورد مشورت قرار گرفته باشند.
از مه سال 2000 که ارتش اسرائیل پس از 22 سال جنوب لبنان را تخلیه کرد تا امروز روابط این دو کشور چنین حاد نشده بود و با توجه به تلاشهایی که در زمینه مبادله اسرای دو طرف صورت میگرفت این امیدواری به وجود آمده بود که جنوب لبنان میتواند شاهد صلح و آرامش باشد. در این ارتباط در سال 2004 اسرای دو طرف مبادله شدند که این توافق نوید آشتی میان آنها را میداد.
ولی از روز 12 ژوئیه سال جاری که تلویزیون المنار حزبالله اسارت ۲ نظامی اسرائیل را اعلام کرد، اوضاع دگرگون شده و سرتاسر لبنان آماج حملات اسرائیل قرار گرفت.
آنچه در لبنان و فلسطین میگذرد مستمسکی در دست تعدادی از کشورهای عرب شده تا هم صدا با اسرائیل و آمریکا خواستار تعیین تکلیف حزبالله شوند. به نظر میرسد که آنها توانسته باشند رضایت جناح المستقبل را در لبنان که کنترل پارلمان و دولت را در دست داشته و مخالف امیل لحود رئیسجمهوری و دولت سوریه است جلب کرده باشند به طوری که سعدالدین حریری پسر رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان که رهبر این جناح است صراحتاً اعلام کرده که یک بار برای همیشه باید بحران لبنان را حل کرد. مواضع این کشورهای عربی و شخصیتهای لبنانی بیانگر این واقعیت است که آنها میخواهند از یک سو ارتباطات حزبالله را با ایران و سوریه قطع کرده و آن را در لبنان منزوی سازند و از سوی دیگر زمینه را برای خلع سلاح این گروه مهیا سازند. در این ارتباط سخنان سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان بسیار گویاست. او در مصاحبهای اعلام کرده که عربستان دخالت یک کشور غیر عربی را در امور لبنان نمیپذیرد. در همین ارتباط ولید جمبلاط رهبر دروزیهای لبنان نیز همواره از نقش سوریه و ایران صحبت میکند و چنین عنوان میدارد آنچه که در لبنان میگذرد به ملت این کشور ربطی ندارد بلکه تسویه حساب ایران و اسرائیل است در کنار مواضع آنها باید به سخنان اولمرت نخست وزیر اسرائیل و بلر و بوش اشاره کرد که مدعی هستند ایران و سوریه در تحولات لبنان و فلسطین نقش دارند.
در همین حال آنچه جالب به نظر میرسد و نشان از تلاشی فراگیر برای تحت فشار قرار دادن حزبالله دارد ارائه طرحی ۷ مادهای از سوی مصر، اردن و عربستان است که مهمترین محور آن اجرای کامل قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل درباره خلع سلاح حزبالله و تبدیل آن به یک حزب سیاسی است.
در این ارتباط سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان با بوش رئیسجمهوری آمریکا مذاکره کرد و درباره خلع سلاح حزبالله به بحث و تبادلنظر میپردازد. یک مقام سعودی در این اربتاط به روزنامه فایننشنال تامیز لندن میگوید: آنها در مورد پیشنهادهای عربستان برای یک توافق جامع بحث و تبادل نظر کردند که در نهایت شامل خلع سلاح حزبالله بر اساس قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل میشود.
اگر چه باید صلح و آرامش در این منطقه حاکم شده و به درگیری و ناآرامیها خاتمه داده شود ولی سوال این است که چه شرایطی باید به وجود آید تا کشورها و ملتها بتوانند در صلح زندگی کرده و به این شرایط خاتمه دهند؟
امروزه این ذهنیت را تعدادی از کشورهای عرب و شخصیتهای لبنانی ترویج میکنند که حزبالله و حامیانش عامل تنش در منطقه هستند. آنها چنانچه بتوانند این ذهنیت را به مردم لبنان بقبولانند شرایط برای حزبالله بسیار حاد خواهد شد. به این دلیل که در آن شرایط حزبالله پشتوانه مردمی را از دست داده و به ضد ارزش تبدیل خواهد شد. زمزمههایی که این روزها از گوشه و کنار خاورمیانه عربی به گوش میرسد در این راستا بوده و با این هدف صورت میگیرد. زیرا نیازی به مطرح کردن خلع سلاح حزبالله در این شرایط نیست.
این یک واقعیت انکارناپذیر است که آمریکا و متحدانش در قالب خاورمیانه بزرگ، تمامی گروههای شبه نظامی را خلع سلاح کرده و آنها را به سوی تبدیل شدن به احزاب سیاسی سوق خواهند داد. در این چارچوب آنها با بهره گرفتن از حربههای مختلف حماس و حزبالله و دیگر گروههای شبه نظامی را تحت فشار قرار خواهند داد، ولی مساءله اصلی این است که اگر این فشارها از سوی اسرائیل و آمریکا و یا فرانسه صورت بگیرد با واکنشهای منفی مواجه خواهد شد لذا این ماءموریت برعهده کشورهای عربی خصوصاً عربستان گذارده شده تا در این مقطع حساس بار دیگر مساءله اجرای قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزبالله را مطرح سازند. آنها شرایط را در منطقه و لبنان به گونهای فراهم خواهند ساخت تا حزبالله در تنگنا قرار گرفته و پشتوانه مردمی خود را از دست بدهد. برای تحقق این خواسته این کشورها ناگریز به جلب حمایت و رضایت دولت لبنان خواهند بود که نشان داده خلع سلاح حزبالله پشتیبانی میکنند اما شرایط را برای مطرح کردن این خواستهها مساعد نمیبینند.
تحولاتی که در منطقه عربی خاورمیانه شاهدیم اگر از سوی حزبالله و مردم لبنان با دقت پیگرفته نشده و با درایت تجزیه و تحلیل نشود میتواند به عنوان حربهای علیه آن به کار گرفته شده و این گروه را در تنگنا قرار بدهد. مشکل زمانی حاد خواهد شد که مردم لبنان را علیه ادامه جنگ و درگیریها تحریک کرده و وادار به تحت فشار قرار دادن حزبالله نمایند. در این شرایط است که توطئههای اسرائیل و دوستان عرب آمریکا تحقق یافته و مشکلات حزبالله وارد مرحله جدیدی خواهد شد. لذا حزبالله باید در کنار اقدامات نظامی، اندکی هم به سیاست گرایش یافته و از طریق رایزنی جلوی توطئهها را سد کند.