علیاصغر جویباری
تحمیل جنگ 33 روزه به مردم مظلوم لبنان از سوی رژیم اسرائیل با تحریک آمریکا و نتیجه شگفتیساز پیروزی حزبالله از حوادث موثر بر تحولات داخلی لبنان و خاورمیانه در سالهای آتی است. در جنگی که ارتش قدرتمند پنجم جهان در برابر یک گروه شبهنظامی نتوانست به پیروزی برسد و برای نخستین بار در شش دهه جنگ بین اعراب و اسرائیل با حمایت آمریکا و تحت پوشش عمل به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل با پذیرش شکست مجبور به ترک خاک لبنان شد.
واقعیت شکست رژیم اشغالگر هر چند از سوی مردم این سرزمین مورد قبول واقع شد و دولتمردان این رژیم با زبان پیروز نشدن مسئولیت این شکست را به گردن یکدیگر انداختند ولی آمریکا برای شکل دادن خاورمیانه بزرگ، حاضر به پذیرش واقعیتهای مبتنی بر پیروزی حزبالله در این جنگ نیست و همچنان بر تحقق هدفهای جنگ در لبنان پای میفشارد. در جنگ 33 روزه وزیر خارجه آمریکا رایس با حضور در منطقه و کوبیدن طبل جنگ و اصرار بر تاخیر در توقف آن جنگ را درد زایمان خاورمیانه بزرگ میدانست و پس از شکست در اهداف جنگ همان اهداف را در قالب حمایت از گروه 14 مارس که به حمایت آمریکا شکل گرفته و اکنون بر بخش اصلی قدرت در لبنان تکیه زده است پی میگیرد.
به طور طبیعی مورد انتظار است که نقش حزبالله در قدرت داخلی لبنان پس از پایان جنگ و پیروزی این گروه که این پیروزی را پیروزی همه مردم لبنان دانست و با مردم شیعه، سنی و مسیحی لبنان جشن پیروزی ملی برگزار کرد افزایش یابد. لیکن پذیرش این واقعیت با آرمان خاورمیانه بزرگ آمریکایی همسویی ندارد برای همین آمریکا با نادیده انگاشتن این واقعیت به بهانه اجرای قطعنامه شورای امنیت درصدد ایجاد شکاف داخلی در لبنان و تحقق خلع سلاح حزبالله و بیپناه گذاشتن مردم لبنان در برابر تهدید رژیم اشغالگر است. هدف آمریکا پیگیری بشردوستانه جنایات رژیم اسرائیل در روستای قانا نیست بلکه با نادیده گرفتن واقعیتهای داخلی لبنان درصدد است به تنبیه پیروز جنگ بپردازد و برای اطلاعات منجر به دستگیری سیدحسن نصرالله جایزه ده میلیون دلاری با همکاری انگلیس و اسرائیل تعیین کرده است.
اکنون سفارت آمریکا در لبنان، مظنون به وارد کردن غیر قانونی سلاحهایی به لبنان است که در ترور کاربرد دارد. این نوع واقعیت گریزی دولت آمریکا از نادیده گرفتن واقعیت انتخاب حماس در فلسطین تا حضور حزبالله لبنان در قدرت پس از خروج سوریه از لبنان و برگزاری انتخابات قبلی در مرحله پیش از آغاز تهاجم رژیم اشغالگر به لبنان و نادیده گرفتن واقعیتهای داخلی افغانستان و عراق موضوعی است که امنیت در سراسر خاورمیانه را تهدید میکند. ریشه این واقعیتگریزی آمریکا ناهمخوانی این پدیدهها با آرمان خاورمیانه بزرگ آمریکاست و اکنون این واقعیتگریزی به شکلی دیگر در لبنان به صورت نادیده گرفتن واقعیتها و شرایط پس از پیروزی حزبالله در جنگ 33 روزه جلوه کرده است.
واقعیت این است که آمریکا و انگلیس پیام مراسم ملی جشن پیروزی لبنان در جنگ 33 روزه را درک نکردهاند. بر این پایه واقعیتهای داخلی لبنان پس از پیروزی حزبالله و آحاد مردم لبنان و به رسمیت نشناختن این واقعیتها از سوی آمریکا و انگلیس و برعکس پیگیری اهدافی در تقابل با این واقعیتها اکنون لبنان را در آستانه یک انقلاب نارنجی قرار داده است.
دولت سینیوره که در یک انتخابات با مشارکت پایین مردم ـ حدود 25 درصد واجدان رای ـ و با حمایت سفارت آمریکا در لبنان و زیر پوشش جو تبلیغاتی ضد سوری و متهم کردن سوریه به ترور رفیق حریری و با مظلوم نمایی سعد حریری شکل گرفت با واقعیتهای مبتنی بر پیروزی حزبالله و مردم لبنان در جنگ 33 روزه همخوانی ندارد، برای همین، شکلگیری دولت وفاق ملی، ضرورت تاریخی لبنان است. بنابراین در صورتی که در روزهای آتی شاهد برگزاری نشست مشورتی برای شکلگیری دولت وفاق ملی نباشیم، همانگونه که حزبالله تهدید کرده است، همزمان با استعفای وزرای حزبالله در دولت لبنان با همراهی مسیحیان و مسلمانان شیعه و سنی و متحدان پارلمانی حزبالله نبیه بری و میشل عون تظاهرات مردمیرا در لبنان برای کنارهگیری دولت و تشکیل دولت وفاق ملی برگزار خواهند کرد.
ارزیابی واقعیتهای چند ساله پس از 11 سپتامبر 2001 در خاورمیانه، بیانگر این است که سیاستهای منطقهای آمریکا در این مدت غالبا نتیجهای وارونه داشته است. این ارزیابی در تحولات لبنان بدین شکل است که تحولات پس از ترور رفیق حریری و دخالتهای آشکار سفارت آمریکا خروج ارتش سوریه از لبنان را به دنبال داشت ولی حزبالله با تکیه بر نیروی مردمی خویش بخشی از قدرت لبنان باقی ماند و جنگ 33 روزه تهاجم رژیم اسرائیل به لبنان نه تنها نتوانست به شکست حزبالله و دستگیری سیدحسن نصرالله منجر شود بلکه او به قهرمانی لبنانی و عربی تبدیل شد و اکنون حزبالله و مردم شیعه سنی و مسیحی طرفدار مقاومت در لبنان در پی دستیابی به برکات این پیروزی هستند.
سرانجام امروز نیز با فتنهگری آمریکا و انگلیس مبنی بر جلوگیری از شکلگیری دولت وفاق ملی بر پایه واقعیتهای پیروزی مقاومت و حزبالله روند تحولات لبنان شتاب تازهای به خود گرفته و به نظر میرسد این گروه با حرکتی دمکراتیک میتواند لبنان را در آستانه انقلاب نارنجی قرار دهد. زمانی که آمریکاییها مفهوم انقلاب مخملین و نارنجی و رنگی را ساخته و پرداخته میکردند میپنداشتند این مفهوم پایهای برای شکل دادن تحولات داخلی کشورها انحصارا با دخالت خارجی و در راستای اهداف آمریکا در دیگر کشورهاست چیزی که از سوی آمریکاییها در گرجستان، اوکراین و صربستان، آزمایش شد، ولی اکنون آمریکا باید منتظر باشد که انقلاب نارنجی روشی برای شکل دادن تحولات داخلی کشورهای خاورمیانه از سوی مردم آنها و رسیدن به اهدافی متقابل با خاورمیانه بزرگ باشد هماکنون لبنان در آستانه این آزمون است.
اگر دولت سینیوره به تحریک آمریکا و انگلیس در برابر نشست مشورتی برای شکلگیری دولت وفاق ملی مقاومت کند احتمال میرود استعفای وزرای حزبالله و اعلام تظاهرات مردمی شبانهروزی را شاهد باشیم و احتمال میرود لبنانی که سه دهه تجاوز رژیم اسرائیل و تحولات داخلی و جنگ داخلی با خونریزی را آزموده است به برکت هوشمندی رهبر عربی خویش سیدحسن نصرالله و با همراهی ملت مسیحی سنی و شیعه طرفدار مقاومت، شاهد انقلابی از نوع قرن 21 آرام بدون خونریزی مبتنی بر روشی دمکراتیک و مقاومت مدنی باشد. اگر آمریکا و انگلیس بر تحقق اهداف خاورمیانه بزرگ خویش لجاجت به خرج دهند با احتمال شکلگیری چنین انقلابی مشخص نیست به چه میزان از اهداف خاورمیانه بزرگ دور خواهند شد! برای آزمون چنین احتمالی تنها چند روز زمان لازم است.