تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۷۷۷۶

تغییرات سیاسی نقشه خاورمیانه (بخش پنجم)


دکتر رضا جلالی
احزاب سیاسی هم می‌توانند از طریق هماهنگی و با گردآوری اعضای خود از مناطق مختلف جغرافیایی و گروه‌های ذی‌نفع در یک محل، برانگیختن عده‌ای از مردم به طرفداری از هدف‌های عمرانی ویژه گسترش مشارکت سیاسی و افزایش مشروعیت مرکز سیاسی نقش عمده‌ و قاطع در ملت‌سازی به عهده گیرند.
رده‌بندی دولت‌های خاورمیانه بر اساس آرمان و یا منبع هویت ملی آنها کار ساده‌ای نیست، اگر فقط به این دلیل باشد که اینها همواره از عناصر متعددی ترکیب شده‌اند. هدف از طبقه‌بندی حاضر، در واقع کنکاشی در شناسایی موضوعات محوری و الگوها، و نه ارائه یک مدل ادراکی و یا مو‌شکافی درباره آرمان دولت یکایک کشورهاست.
آرمان سیاسی دولت و هویت ملی منحصر به فرد چند کشور خاورمیانه از تداوم تاریخی این کشورها به صورت واحدهای جغرافیایی سیاسی مشخص و به نسبت مستقر منتج می‌شود.
موجودیت برخی دولت‌های خاورمیانه محصول استعمار است. نه معلول نیاز مردمی که در آنجا به سر می‌برند. آنها فاقد آرمان‌های قانع کننده‌ای از خود بودند و در ابتدا هویت ملی آنها هم ساختگی و غیر قابل اطلاق به تمامی مردم بود ولی با گذشت زمان پرده ابهام بر روی چگونگی زایش آنها کشیده شد و موجودیت آنها تثبیت گردید. سوریه و عراق احتمالا مهمترین نمونه این قبیل دولت‌ها هستند.
تهدیدات خارجی واقعی و یا تصوری به هر صورت که باشند می‌توانند اثرات وحدت‌بخش قطعی داشته باشند.
تسلط خارجی همواره خودآگاهی ملی را تقویت کرده و گاهی حتی نا‌خواسته ان را ایجاد نموده است توانایی ناسیونالیسم ایرانی به عنوان مثال عمدتا ناشی از برخوردهای ناگوار کشورها با قدرتهای بزرگ است که در قرن حاضر عمیقا به مداخله در امورش پرداختند. ایران به هیچ وجه منحصر به فرد نیست... در ترکیه همان طور که ملاحظه شد چشم انداز تجربه سرزمین بعد از جنگ جهانی اول محرک احیای ملی شد . نارضایتی از حکومت ترکها در اوایل قرن حاضر خوداگاهی صربها را تغذیه کرد. انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها ناسیونالیسم مصری و مراکشی را شعله‌ور ساختند. ایتالیایی‌ها باعث شدند که لیبیایی‌ها از اشتراکات خود آگاه شدند مداخلات صعودی و مصری در نزدیک شدن مردم یمن شمالی به یکدیگر موثر بود.
منظور از فرایندسازی ملی انطباق با فضاهای جدیدی است که بعد از جدا‌سازی سرزمین به وجود آمده‌اند. بنابراین بسیاری از مسائل وحدت در دولتهای خاورمیانه مهار شدنی و زودگذرند چون ناشی از جوانی این کشورها هستند هویتهای ملی ساخته می‌شوند و وفاداری به سرزمین ریشه می‌گیرد حتی در کشورهایی که زمانی تصور می‌شد به طور مایوس‌کننده‌ای ساختگی هستند، همه شکاف‌ها جز حادترین شکافهای جغرافیای، در نهایت پر خواهند شد. اقتصاد فضای ملی در حال توسعه است سلسله مراتب فضای شهری در حال تکامل است و شبکه‌های پیشرفته ارتباطی و حمل و نقل ضمن بر طرف کردن انزوای جغرافیایی عملا منجر به افزایش کنشهای متقابل فضایی می‌گردند. تنها از نظر سنجی جغرافیایی، سرزمین‌های تمامی دولتهای خاورمیانه، امروزه به مراتب یکپارچه‌تر یکی از دو دهه گذشته هستند.
در مورد مشکل گوناگونی فرهنگی نمی‌توان آن چنان امیدوار بود. تعداد قابل ملاحظه‌ای از دولت‌های منطقه از نظر زبانی، مذهبی و یا بومی و غیربومی منقسم هستند.
چنین ناهمگونی‌های فی‌نفسه ضد واحدسازی ملی نیستند، ولی شواهد و مدارک نشان می‌دهند که آنها اغلب باعث تاخیر و یا ممانعت چنین فرایندی می‌شوند. مهم این است که از عمومیت دادن بیش از حد درباره چشم‌انداز وحدت دولت‌های ناهمگون خودداری شود، چون شدت وحدت مسائل از دولتی به دولت دیگر تغییر می‌کند. غالب دولتهای چند ملیتی تجزیه نخواهند شد چون آنها یا در حال جست‌و جوی یک راه حل هستند و یا موفق شده‌اند فرمول بیابند که طبق آن جوامع تخلف در همزیستی صلح‌آمیز با یکدیگر به سر برند. برخی دیگر، بر عکس، از مشکلات جنگ داخلی، نا‌آرامی‌های فرقه‌ای و یا شورش‌های جدایی طلب رنج می‌برند. در سال‌های اخیر هیچ تجزیه سرزمینی رسمی و شناخته شده بین‌المللی که ناشی از مشکلات یکپارچگی ملی باشد، رخ نداده است. اگر چه قبرسی‌های ترک یک دولت مستقل اعلام کردند. ولی دولت‌ها آن را به رسمیت نشناختند، هیچ جنبش جدایی‌طلب موفق نشده که نقشه سیاسی را تغییر دهد. ولی این بدان معنا نیست که چنین وضعی هرگز اتفاق نخواهد افتاد. اگر چه می‌توان پیش‌بینی کرد که چگونه کشورهایی چون لبنان، اسرائیل و سودان ممکن است به دلایل مختلف با مشکل تجزیه سرزمین مواجه شدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات