عراق شاهد چالش و تقابل وحدتگرایان و تفرقهافکنان است. در این کشور در شرایطی که مالکی نخستوزیر با ارائه طرح آشتی ملی با پارلمان درصدد از بین بردن مخالفتها و اختلافات برآمده گروهها و جناحهایی که از روند تحولات عراق نگران و هراسان هستند در صددند به اختلافات و جداییها دامن زده و با به راه انداختن جنگ داخلی، زمینه تجزیه و اضمحلال این کشور را فراهم آورند. تقابل این دو جناج و طرز تفکر اوضاع را در عراق آشفته کرده و این ذهنیت را برای عدهای از ناظران سیاسی به وجود آورده که ادامه این روند میتواند عراق را در سراشیبی تجزیه و تفرقه قرار دهد. در حالی که اگر نگاهی به سیاستهای بعثیها در طول سالهایی که قدرت را در دست داشتهاند بیندازیم این واقعیت آشکار خواهد شد که این حزب که سیاستی تبعیضآمیز با کردها و شیعیان داشت نه در زمینه مسائل داخلی و نه در ارتباط با همسایهها، هیچ گاه در راه تحکیم دوستی و روابط قدم بر نداشته و از وحدت و دوستی گریزان بوده و به همین دلیل هیچ گاه رابطه قابل قبولی با همسایهها نداشته و در داخل نیز دست از سرکوب و تبعیض بر نمیداشت. این سیاست سبب گردیده بود بعثیها نسبت به کشورهای همسایه ادعای ارضی داشته و یا در امور داخلی آنها دخالت میکردند که جنگ با ایران و کویت و یا اختلاف دو حزب بعثت حاکم بر سوریه و عراق در این ارتباط بود. ولی دولت جدید عراق همواره بر حس همجواری و همبستگی با همسایهها و اتحاد و دوستی قومیتها در داخل تاکید ورزیده و بر این مساله اصرار داشته که هدفش زندگی در صلح در این منطقه حساس و استراتژیک است. اما متاسفانه برخی از همسایهها تمایلی به رعایت این اصول نداشته و با دخالت در امور داخلی عراق و یا تحریک اقوام و گروهها درصدد آشفته کردن اوضاع برآمدهاند به طوری که ژاک شیران بر آن تاکید ورزیده را قبلا از سوی سیاستمداران دیگر کشورها نیز شنیده بودیم و به همین دلیل این توقع از گروهها و جناحهایی که طرفدار و هوادار حفظ تمامیت ارضی عراق هستند میرود که پیام نخستوزیر درباره آشتی ملی را لبیک گفته و مانع تحقق نقشه شوم گروههای معارضه بر روی اصل فعالیم و دموکراسی به توافق رسیدند. این اصول در مقطع کنونی هم مورد تاکید است زیرا در چنین سیستم حکومتی اثری از تبعیض قومی و نژادی وجود نداشته و ۳ گروه عمده سیاسی و قومی در عراق میتوانند در صلح و آرامش زندگی کنند.
ولی وجود یک عراق فدرال و دموکراتیک به نفع برخی از کشورهای همسایه و گروههای داخلی عراق نیست لذا آنها دریدند به هر طریقی ممکن مانع شکل گیری چنین تحولاتی شوند که این تحولات میتواند در کشورهای آنها نیز ریشه دوبانده و به تقویت رژیم عراق بیانجامد از اولین روزهای تلاش جامعه بینالمللی برای ساقط کردن رژیم بعثت و صدام حسین، آنچه بیش از همه مورد تاکید قرار داشته حفظ تمامیت ارض عراق بوده است. زیرا خدشهدار شدن جغرافیای سیاسی این سرزمین میتواد تاثیرات ناگواری بر کشورهای دیگر منطقه برجای بگذارد به همین دلیل تمامی کشورهای همسایه عراق که در زمان بعثیها با ادعاهای ارضی و دخالتهای سیاسی این رژیم مواجه بودند باید از تمامیت ارضی عراق حمایت کرده و سعی در استقرار نظم و آرامش در این کشور داشته باشند. تا ناآرامیها و بحران دامن آنها را نگیرد. در این شرایط کسانی که درصدد راه انداختن جنگ داخلی و رویاروی قراردادن قومیت ها هستند باید به این واقعیت توجه کنند که هر لطمهای به تمامیت ارضی عراق در حقیقت لطمهای به کشورهای همسایه است. زیرا اقوام عراقی دارای رابطه تنگاتنگ با هم مالکان و هم نژادهای خود در آن سوی مرزها هستند. ارتباط این اقوام با دیگران قادر است تاثیرات منفی بر تمامیت ارضی آنها بر جای بگذارد و در حقیقت جغرافیای سیاسی تمامی منطقه را دگرگون سازد. لذا اگر همسایهها به دنبال حفظ آرامش و تمامیت ارضی خود هستند باید از برقراری صلح و ثبات و تمامیت ارضی عراق حمایت کرده و طرح آشتی ملی نخست وزیر این کشور را تایید کنند. در غیر این صورت منطقه به آتش فشانی تبدیل خواهد شد که تمامی طرفها متضرر خواهند شد و به قول معروف دود آن به چشم خودشان خواهد رفت. زیرا عراق متحد و یکپارچه، ضامن حفظ و استقلال تمامیت ارضی کشورهای منطقه و عامل دوستی و آرامش خواهد بود.