تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۹  ، 
کد خبر : ۳۷۷۹۳
تحلیل تاریخی 13 آبان در گفت‌وگو با معصومه ابتکار

دانشجو نباید حس جتسجوگری‌اش را از دست بدهد


حمیده صفامنش
بررسی پیشینه‌ تاریخی واقعه‌ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به اندازه‌ تحلیل واقعه اهمیت دارد. ناظران بیرونی و نسل کنونی که از نزدیک با این واقعه آشنایی ندارند به این قضیه با تعجب نگاه می‌کنند و همواره می‌پرسند "سفارت آمریکا با چه انگیزه‌ای اشغال شد؟". حتی عده‌ای دانشجویان را متهم کردند که اصلا انگیزه‌ آنها انگیزه‌ای خشونت‌طلبانه و یا انتقام‌جویانه بوده است و عده‌ای هم می‌پرسند" آیا واقعا تسخیرکنندگان دانشجو بودند یا گروه‌های فشار سازمان‌‌یافته خشونت‌طلب!؟"
معصومه ابتکار که در آن ایام به همراه همسرش در جریان تسخیر لانه‌ جاسوسی حضور داشت و به واسطه‌ ترجمه و انتقال درخواست‌های گروگان‌ها و گروگان‌گیران به یکدیگر به میس مری مشهور شده بود، در گفت‌وگو با ایسنا ضمن دفاع کامل از واقعه‌ تسخیر لانه‌ جاسوسی از آن به‌ عنوان واقعه‌ای که دیگر امکان تکرار ندارد و محدود به آن ظرف زمانی بود، نام می‌برد.
دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی صرفا بر اساس تشخیص‌شان از تحلیل‌های امام(ره) عمل کردند
دکتر معصومه ابتکار دربیست و هفتمین سالگرد این واقعه‌ تاریخی تاکید کرد: باید بررسی شود چه انگیزه‌ای باعث شد که جمعی از دانشجویان که هیچ مسئولیت رسمی، دولتی و سیاسی نداشتند و دانشجو بودن تنها عنوان‌ آنها بود، این اقدام را انجام دادند. آنها دانشجویان مسلمانی بودند، تعلق وگرایش به هیچ گروهی نداشتند و صرفا براساس تشخیص‌شان از تحلیل‌های امام(ره) عمل کردند. آنها به شدت متاثر از دیدگاه‌های امام(ره) بودند.
وی خاطر نشان کرد: دانشجویان در آن مقطع به این جمع‌بندی رسیده بودند که باید اقدام موثری در مقابل توطئه‌ آمریکا انجام دهند و این تصمیم بسیار بزرگی برای یک جمع دانشجویی بود، زیرا چند ماه بیشتر از انقلاب نگذشته بود و تشکل‌های دانشجویی هنوز این جسارت را داشتند که پا در عرصه‌ مسایل اجتماعی بگذارند و پدیده‌ای خلق کنند. شاید دانشجویان در وهله‌ اول اصلا نمی‌دانستند وارد چه حیطه‌ای می‌شوند و چه اتفاقاتی ممکن است، بیافتد. تحلیلشان صرفا این بود که ما در این مقطع باید به ندای امام(ره) پاسخ دهیم و امام(ره) از تهدید بسیار بزرگی در مقابل انقلاب صحبت می‌کنند.
انقلاب نوپا بود از نظر نظامی و اقتدار سیاسی توان مقابله با این تهدیدات را ندارد. تاریخ هم ممکن است تکرار شود، البته بچه‌های دانشجو تاریخ انقلاب و کشورهای مختلفی که تحت تاثیر امپریالیسم مبارزه کرده بودند و شکست خورده بودند را می‌شناختند. وی ادامه داد: در آن مقطع زمانی پیشنهادها و راه‌های مختلفی مطرح شد. جمع‌بندی همه این بود که تحصن و اعتصاب و راهپیمایی جواب نمی‌دهد. باید اتفاقی بیافتد که اثرگذاری بسیار قوی رسانه‌ای داشته باشد و محدودیت‌های رسانه‌ای را بشکند. دانشجویان به دنبال کاری بودند که صدا کند. آنها به این جمع‌بندی رسیدند که این اقدام صدا خواهد کرد و این صدا توطئه‌ آمریکا در اجازه دادن به ورود شاه و توطئه‌های بعدی که پیش‌بینی می‌کردند در حال شکل‌گیری است را عیان خواهد کرد و این توطئه‌هایی بود که اسناد لانه جاسوسی از آنها خبر داد.
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت مخالف تسخیر سفارت آمریکا بودند
ابتکار که هم‌اکنون در دانشگاه تربیت مدرس تدریس می‌کند در ادامه این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: تحلیل تسخیرکنندگان سفارت این بود که اتفاقی باید رخ دهد تا خط سیر تحقق توطئه‌های آمریکا را قطع کند و رشته‌ اموری که به اقدامی ‌جدی علیه انقلاب اسلامی‌ منتهی می‌شد بریده شود و بر این اساس دانشجویان چند گروه شدند، البته دیدگاه‌ها متفاوت بود. از همان ابتدا از گروه دانشجویان تحکیم وحدت خصوصا یک دانشگاه (دانشگاه علم و صنعت) و نماینده‌شان به شدت مخالف این کار بود و توصیه به اشغال سفارت شوروی می‌کرد و به دنبال آن نه خودش آمد، نه اجازه داد افراد آن دانشگاه به این گروه بپیوندند. می‌توان تاریخ را جست و جو کرد و به بررسی علل تفاوت نظرات پرداخت.
رییس سابق سازمان محیط زیست همچنین ادامه داد: طیفی از دانشجویان ماندند و همراهی کردند. زمانی هم که جنگ شروع شد به ندای امام(ره) لبیک گفتند و به جبهه رفتند و شهید شدند. شهدای دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) کم نیستند. عده‌ای جانبازشدند. تعدادی هم بعدها نسبت به اقدامی ‌که آن زمان انجام داده بودند، تجدیدنظر کردند و بر مواضعشان نماندند. عده‌ای هم تا آخر سر مواضع و تصمیم خود باقی ماندند.
تسخیر لانه‌ جاسوسی آمریکا قابلیت تکرار ندارد
وی در ادامه با بیان اینکه تصمیمی ‌که در شرایط و موقعیت خاص زمانی خود توجیه دارد، لزوما قابل تعمیم به شرایط و موقعیت زمانی دیگر نیست، افزود: متاسفانه گاهی تصور می‌شود چون این قبیل اقدامات در آن زمان جواب داد می‌تواند الگویی برای هر موقعیتی باشد؛ در حالی که این واقعه یک پدیده‌ بسیار استثنایی بود که حداقل به این شکل آن قابلیت تکرارپذیری ندارد. آن دانشجویان هم بعد از آن هیچ‌گاه به عنوان یک حزب، تشکل و مجموعه دیگر ظاهر نشدند. در لایه‌های مختلف اجتماع جذب و درگیر شدند، تعداد زیادی از آنها هم در دانشگاه‌ها مشغول فعالیت هستند. تعداد دیگری در مسئولیت‌های اجرایی فعالیت کردند، در دوره‌ی اصلاحات ۳ نفر از اعضای کابینه‌ آقای خاتمی‌ از دانشجویان پیرو خط امام(ره) بودند.
ابتکار خاطرنشان کرد: آن سال‌ها تظاهرات پدیده‌ای بسیار عادی بود. هر لحظه ممکن بود جمعی به قصد تظاهرات حرکتی کنند. پلیس هم هیچ‌گاه جلوی یک عده راهپیمایی‌کننده در خیابان را نمی‌گرفت.اگر به تصاویر نگاه کنید، ملاحظه می‌کنید، دانشجویانی که به سمت سفارت حرکت کردند حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر بودند. اما تا متوجه شدند که قضیه ورود به سفارت است همه چیز تمام شده بود. این اتفاق بسیار سریع رخ داد. تعدادی از دانشجویان ابتدا از دیوار بالا رفتند.
خانم‌ها هم موفق شدند با انبرهایی که زیر چادرشان بود زنجیرها را باز کنند. در باز شد و دانشجویان وارد شدند و حتی این نگرانی بود که عده‌ای از مردم هم وارد شوند. این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که آیا دانشجویان حتی احتمال مخالفت امام(ره) را هم نمی‌دادند؟، گفت: گمان دانشجویان این بود که قضیه سریع پایان پیدا کند، نیروی انتظامی ‌وارد شود. دولت مقاومت کند. پیش‌بینی ادامه‌ این طرح حداکثر برای ۳ یا ۴ روز بود. اصلا فکر نمی‌کردند ماجرا با حمایت کامل امام(ره) و مردم تبدیل به موجی گسترده در داخل کشور شود. تحلیل دانشجویان این بود که امام(ره) حمایت خواهند کرد. تحلیل آنها این بود که این اقدام به نوعی پاسخ به دعوت امام(ره) است.
ایشان از نخبه‌های کشور خواسته بودند واکنش محکمی ‌نسبت به توطئه‌های آمریکا نشان دهند. مهم بود که این مساله تصمیم امام(ره) نبود و با ایشان و هیچ‌ کدام از لایه‌های دولت و حکومت هماهنگ نشده بود. تصمیمی ‌بود که دانشجویان با تشخیص خود گرفته بودند. البته تصور دانشجویان این بود که بالاخره عده‌ای پادرمیانی خواهند کرد و موضوع به سرعت فیصله پیدا می‌کند.
تصور نمی‌کردند این جریان به موجی در کشور تبدیل شود. ابتکار در ادامه به بیان جزئیات حوادث ۳ روز اول تسخیر لانه‌ جاسوسی آمریکا از زبان محمد‌‌هاشمی ‌(همسرش و یکی از تسخیرکنندگان سفارت آمریکا) پرداخت و گفت: با سازماندهی و تقسیم کاری که قبل از اجرای طرح انجام شده بود، مشخص بود که هر دانشجویی باید چه اقداماتی انجام دهد. مسئولیت حفاظت درها و کنترل ورود و خروج تقسیم شده بود. پس از گذشت زمانی در داخل سفارت کار چندانی باقی نبود و تنها بحث اسناد بود وعده‌ای روی آنها کار می‌کردند.
مدیریت واقعه‌ تسخیر لانه‌ جاسوسی بعد از گروگان‌گیری دست دانشجویان بود
وی اظهار داشت: اگر منظور از مدیریت تسخیر لانه‌ جاسوسی صرفا نگهداری از گروگان‌ها باشد باید گفت؛ آن تا آخر دست دانشجویان بود اما شکلش کاملا متفاوت شد و تغییر کرد. مدیریت موضوع تا حد زیادی دست دانشجویان بود. تا زمانی که با نظر حضرت امام(ره) مجلس در مورد این مساله تصمیم‌گیری کرد. بعد از آن بود که به دست مجلس افتاد و وارد مذاکرات آزادسازی و بحث الجزایر شدیم. دانشجویان هم می‌دیدند که موضوع به درازا کشیده شده است و وقتی این اتفاق بیافتد بالطبع بحث‌های زیادی در حاشیه‌ آن شکل می‌گیرد. آنها هم ترجیح می‌دادند که مساله به راه‌حل روشنی برسد.
فکر می‌کردند نظر امام(ره) در این مساله حرف آخر است. پس از آن هم دانشجویان نظر واحدی در خصوص شکل تفاهماتی که صورت گرفت، قرارداد الجزایر و امتیازگیری نداشتند. نظرات کاملا متفاوت بود که البته تصمیم‌گیری هم در اختیار دانشجویان نبود و فقط مواظبت و نگهداری از گروگان‌ها بر عهده‌ی آنها بود. دانشجویان هم تا زمانی که تکلیف گروگان‌ها مشخص شد به عنوان یک مسئولیت اخلاقی پای آن ایستادند.
ابتکار در ادامه تاکید کرد: «در آن مقطع زمانی فشار بر روی دانشجویان بسیار زیاد بود و گروه‌های مختلفی وارد شدند تا بتوانند این کار را خاتمه دهند. جمع‌بندی دانشجویان این بود که کار باید بسیار شفاف و توسط یک مرجع دارای اعتماد و اقتدار کافی به صورت روشن انجام شود؛ چرا که این مساله برای مردم هم مهم بود و جنبه‌ اعتباری و حیثیتی پیدا کرده بود. دقیقا به خاطر ندارم که چه کسی پیشنهاد داد این مساله به دست امام(ره) سپرده شود. اما فکر می‌کنم پیشدستی از طرف دانشجویان بود.
وقتی امام(ره) نظر دادند که این کار به دست مجلس منتخب مردم حل و فصل شود، هم راه‌حل دموکراتیک بود هم راه‌حلی بود که اجماعی روی آن صورت می‌گرفت و مردم هم اطمینان داشتند که فشار خاصی سبب نشده است این قضیه بدون رعایت منافع ملی خاتمه پیدا کند. دانشجویان هم وقتی امام(ره) این تصمیم را اعلام کردند نفس راحتی کشیدند.
تسخیر لانه‌ جاسوسی آمریکا برد عظیمی‌ بود
‌این دانشجوی حاضر در جریان تسخیر لانه‌ جاسوسی آمریکا، ادامه داد: به هرحال در هر تعاملی ما چیزهایی را به دست می‌آوریم و چیزهایی را از دست می‌دهیم. امکان برد ما بسیار بالا بود و آن قطع شدن رشته‌های توطئه‌ای بود که در آن زمان در حال شکل‌گیری بود و به قول حضرت امام(ره) شکستن بت آمریکا را شامل می‌شد. خیلی‌ها تصور می‌کنند این ماجراها و تقابل با بحث آمریکا اصلا بحث‌های جدیدی است و به تازگی مطرح می‌شود؛ در حالی که این مساله ریشه در انقلاب فراز و نشیب‌های آن داشت. برد عظیمی‌ بود اما از خیلی از جهات متضرر شدیم و ضررهای زیادی هم به دنبال این قضیه بود، باید واقع‌بینانه بعد از گذر زمان جایگاه و منشأ این موج ضد آمریکایی را بررسی کرد. مگر می‌شود ۱۶ آذر و تظاهرات ضدآمریکایی دانشجویان را انکار کرد؟.
ابتکار همچنین با یادآوری این ‌که ما سند قابل اتکا و مستندی راجع به موضوع اشغال سفارت آمریکا در دست نداریم، گفت: در این زمینه نه فیلمی وجود دارد و نه کتابی. کتاب تسخیری هم که ما نوشتیم علی‌رغم این ‌که سعی کردیم کامل باشد اما کاملا برای یک مخاطب غیرایرانی نوشته شده و یا مخاطب نسل سوم که اصلا با موضوع آشنایی نداشته باشد. این در حالی است که در آخرین بررسی که داشتم حدود ۳۳ عنوان کتاب اختصاص به موضوع گروگان‌گیری تا کنون در آمریکا چاپ شده است و آخرین آن هم حدود ۴ ماه پیش چاپ شده این نشان می‌دهد موضوع گروگان‌گیری هنوز موضوعی مطرح است.
موضوع گروگان‌گیری هنوز مورد توجه حکومت آمریکا است
وی اضافه کرد: کتاب اخیری که درباره‌ موضوع گروگان‌گیری در آمریکا نوشته شده، نشان می‌دهد، این موضوع مورد توجه حکومت آمریکا است و حمایت می‌شود و بلافاصله پس از انتشار کتاب تمام روزنامه‌های بزرگ مثل نیویورک ‌تایمز، واشنگتن ‌پست، لس‌آنجلس تایمز کتاب را معرفی می‌کنند و این کتاب، کتابی است که بسیار جانبدارانه و ژورنالیستی نوشته شده و سعی کرده چهره‌های دانشجویان را به شدت تخریب کند و از بسیاری از ابعاد پاسخی است به کتاب تسخیر. و نویسنده در آن سعی کرده، القا کند که دانشجویان حاضر در این واقعه همان تندروها و خشونت‌طلبان هستند که ما از ابتدا علیه آنها تبلیغ می‌کردیم. حتی بعضی از فصل‌های آن کتاب در مقابل فصل‌های کتاب تسخیر نوشته شده است تا کاملا چهره را تغییر دهد.
اسامی‌ افراد زیادی در اسناد لانه‌ جاسوسی وجود داشت
ابتکار در ادامه با یادآوری نقشش در فضای بعد از تسخیر لانه‌ی جاسوسی آمریکا، اظهار داشت: من اسناد ترجمه شده را ویرایش می‌کردم. تعدادی هم ترجمه کردم اما بیشتر بازبینی نهایی میان ترجمه و اصل متن را من انجام می‌دادم. اکثر اسنادی که در سفارت وجود داشت در غالب ۵۳ جلد کتاب اثر اسنادی که ارزش انتشار را داشت چاپ شد. اما همه آن اسناد منتشر نشد، زیرا حجم زیادی از اسناد در آنجا وجود داشت که فرصت و امکان انتشار همه آنها نبود، اما تقریبا اسناد مهمی‌ که وجود داشت منتشر شد.
وی با یادآوری اینکه بعضی از اسنادی که احساس می‌شد منابع اطلاعات حساسی هستند و انتشار آنها ممکن است به کودتا یا تحرکات پشت پرده منتهی شود، فورا به مراجع اطلاعاتی ذیربط منتقل می‌شد، گفت: مواردی بود که افرادی منابع اطلاعاتی آمریکایی بودند خصوصا بعد از اینکه رشته‌های کاغذ به هم متصل شد و اسناد از آن بیرون آمد بسیاری از آنها اسناد بسیار سری CIA بود و بعضی از منابع اطلاعاتی CIA را می‌شد دید. البته نشانه‌ها و یادداشت‌ها رمزآلود بودند اما از برخی نشانه‌های موجود در آن اسناد می‌شد فهمید که آن افراد چه کسانی هستند و چه روابطی در اقوام و قومیت‌ها داشتند.
در بعضی از قومیت‌ها این بحث مطرح شد افرادی بودند که تحریکات قومیتی را به وجود می‌آوردند. همچنین در بعضی از نیروهای نظامی، افرادی بودند که بعضی از تحرکات را دنبال می‌کردند. به هر حال اسناد طبقه‌بندی شده‌ی آمریکا اکثرا آنهایی که طبقه‌بندی بالایی داشت اطلاعاتی را منتقل می‌کرد که به یکسری منابع در داخل کشور متصل بود و این کلیدی برای منابع اطلاعاتی ما بود.
این دانشجوی حاضر در جریان تسخیر لانه‌ جاسوسی آمریکا در ادامه با بیان اینکه در آن مقطع زمانی شورایی به نام شورای اسناد متشکل از دانشجویان که نوع اسناد و اهمیت آن را تشخیص می‌دادند، تشکیل شد، اضافه کرد : اسامی ‌افراد زیادی در اسناد لانه‌ی جاسوسی وجود داشت، البته جای طرح آنها نیست و نمی‌توان گفت هر اسمی ‌که بیرون می‌آمد، اسم جاسوس بود. سندی راجع به امام(ره) وجود داشت، که ایشان فرمودند "سند من را افشا کنید".
سند بسیار جالبی بود راجع به خصوصیات رفتاری و خلقی و شخصیتی امام(ره) بود و نشان می‌داد آنها بسیار دقیق و روی روان‌شناسانه روی افراد کار می‌کردند. افراد به ویژه نخبگان و مسئولان چه آن موقع و چه امروز بسیار دقیق زیر ذره‌بین آنها هستند و این نشان می‌دهند که اینگونه نیست، نسبت به بعضی از تناقضات و رفتارهای غیر متوازنی که گاه از خود نشان می‌دهیم بی‌توجه باشند. گاه مردم را عوام تلقی می‌کنند و تصور می‌کنند متوجه نمی‌شوند، اما آن کسانی که باید متوجه شوند متاسفانه بسیار دقیق هستند و آن را می‌شود در اسناد جاسوسی مشاهده کرد.
بهترین درمان برای تندروی دیگ کار اجرایی و مسئولیت است
ابتکار در ادامه اظهار داشت: اصطلاحی در ادبیات غرب وجود دارد که می‌گوید بهترین درمان برای تندروی دیگ کار اجرایی و مسئولیت است. همه جای دنیا هم این مطرح است. زمانی شعارهایی مطرح می‌شود، اما زمانیکه به مرحله‌ عمل می‌رسد، شعار دهنده بعد از آگاهی از واقعیت‌ها در میدان عمل به این نتیجه می‌رسد، که باید بسیار متعادل‌تر و واقع‌بینانه‌تر عمل ‌کند. این طبعا در مورد ایران هم صدق می‌کند. بسیاری از گروه‌ها زمانی به مسئولیت رسیدند و وارد میدان شدند متوجه شدند که واقعیات به گونه‌ای دیگر است. در این دوره‌ کنونی هم ما شاهد چنین وضعیتی بودیم.
به زعم بسیاری از تحلیلگران این فرصت خوبی بود برای اینکه بعضی مدعیان لایه‌های زیرین که کمتر در کارهای اجرایی بودند و ادعاهای خیلی زیادی راجع به نوع حکومتی که باید در کشور برقرار شود داشتند و حتی در ابتدای کار عناوینی مثل دولت اسلامی‌ را به کار می‌بردند که‌‌ هاله‌ای از تقدس و مطلق‌گرایی را می‌شد از آن فهمید مقداری با واقعیت‌ها آشنا شدند. وی گفت: درست است که ما قضیه‌ مواجهه‌ انقلاب اسلامی‌ با آمریکا را یک قضیه‌ مستمر می‌دانیم اما فراز و فرود یا منحنی این تقابل منحنی ثابتی نبوده است، حتما باید مراحلی را طی می‌کردیم تا به مرحله‌ بعدی برسیم و فکر می‌کنم در هر کدام از آن شرایط درست است که فرصت‌های زیادی را از دست دادیم، اما در مجموع باید از این تجربیات درس بگیریم.
ابتکار در ادامه با تاکید بر اینکه مهم‌ترین عنصر در ایجاد حرکت در لایه‌های مختلف دانشجویان بیداری و آگاهی دقیق‌ آنها از تحولات سیاسی ـ اجتماعی داخلی و بین‌المللی است، گفت: درست است که شاخصه‌ اصلی دوره‌ دانشجویی علم‌جویی است، اما یکی از ابعاد و آثار طلب علم معرفت است. بدون معرفت و درک عمیق‌تر که درک اجتماعی و سیاسی هم به دنبال آن وجود دارد، طلب علم صرف خیلی نمی‌تواند مفید فایده واقع شود. جوانان ما در مراحلی که در دوره‌های آموزشی طی می‌کنند مرحله‌ای از تکامل فکری و روحی را پشت سر می‌گذارند. به نظر می‌رسد علم‌جویی بدون وجود ابعاد معرفتی دیگر ناقص است و آن طور که باید و شاید مفید فایده واقع نمی‌شود و عملا باعث می‌شود ما تحصیل‌کرده‌های دانشگاهی داشته باشیم، که نسبت به مسائل سیاسی ـ اجتماعی جامعه‌شان وقوف و حساسیت کافی را ندارند.
نباید شرایطی ایجاد شود که دانشجویان حس جست‌وجوگری و بیداری‌شان را از دست بدهند
ابتکار همچنین بر این نکته که نباید شرایطی ایجاد شود که دانشجویان حس جست‌وجوگری و بیداری‌شان را از دست بدهند، همدلی و وفاق را در بین گروه‌ها و جریانات متنوع دانشجویی بسیار با اهمیت دانست و تصریح کرد: یکی از درس‌های ۱۳ آبان این بود که استقلال جنبش دانشجویی بسیار اهمیت دارد، جنبش دانشجویی بسیار سعی کرد که استقلال خود را حفظ کند که موفقیت خود را هم ناشی از آن می‌داند. وی خاطرنشان کرد: شاید شرایط خاص اجتماعی ما و اتفاقاتی که بعد از دوره‌ی اصلاحات رخ داده انگیزه‌ها را نسبت به ورود به مسائل سیاسی ـ اجتماعی کاهش داده باشد. فشارهایی که بر روی جنبش دانشجویی وارد شد و متاسفانه هنوز هم وارد می‌شود،بی‌تاثیر نبوده است.
دانشجویان تصور می‌کنند که باید هزینه‌های سنگینی را برای حضور در تشکل دانشجویی و فعالیت در آن بپردازند. در حالی که نباید اینگونه باشد، فضا برای فعالیت اجتماعی، سیاسی و حتی فکری دانشجویان باید مهیا شود. نسل ما، نسلی بود که یک دوره از تعلیم و تربیت را در زمان شاه گذراند و دوره‌ای دیگر را در برهه‌ای انقلاب که در هر دو این دوران فضا به جهت تنوع دیدگاه‌ها تقریبا مناسب بود و فرصتی برای تضارب آراء وجود داشت. جوانان ما اگر فرصت تقابل با بسیاری از دیدگاه‌های مختلف را نداشته باشند و زمینه برای تضارب آراء و دیدگاه‌ها پیش نیاید از جهت سیاسی و اعتقادی ورزیدگی پیدا نمی‌کنند، این واقعیتی است ما حاضر نیستیم اجازه دهیم جوانان ما هیچ‌گونه تجربه‌ای را به دست آورند چرا که می‌ترسیم منحرف نشوند. در حالی که این در موازین تعلیم و تربیت و نهاد بشر است. اگر حس جست‌وجوگری جوانان را سرکوب کنیم، چیزی به دست نمی‌آوریم و این خلاف آن امری است که ما به عنوان دانشجویان خط امامی‌ تجربه کردیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات