* روند مقابله اخیر حزبالله و اسراییل به کجا منتهی خواهد شد؟ آیا میتوان گفت که از راه نظامی اسراییل میتواند پیروزمندانه از این نبرد خارج شود؟
**در منطقه موازنههای محدودی وجود دارد ولی نمونه شاخص آن اسراییل و حزبالله که یک جنبش مذهبی-سیاسی است از طریق بازوی نظامی خود عملیاتی به سود منافع لبنان انجام میدهد. اقدامات حزبالله لبنان بدون پوشش و حمایت بینالمللی است و این امر در این مرحله میزان تفاوتی را نشان میدهد که میان اسراییل که از موقعیت منطقهای و بینالمللی بهرهمند است و حزبالله که از این وضعیت محروم است، وجود دارد.
از لحاظ سیاسی حزبالله در پارلمان لبنان و کابینه آن نمایندگانی دارد و رفتارش با محکهای آمریکا و اروپا قابل درک نیست . از دیدگاه محلی حزبالله به نمایندگی از دولت لبنان رفتار میکند و آمریکا و اتحادیه اروپا این رفتار را به نمایندگی از دولت لبنان غیرممکن میدانند.
از لحاظ نظامی نه حزبالله و نه کشورهای پیرامونی زرادخانهای به حجم و کیفیت اسراییل ندارد. علاوه بر آن که اگر جنگی میان اسراییل و یکی از همسایگان آن و یا یکی از کشورهای اسلامی همچون ایران رخ دهد بطور حتم آمریکا به عنوان حامی بلامنازع اسراییل در این جنگ دخالت خواهد کرد. در بعد دیگری منافع و مصالح حزبالله با اسراییل تطبیق و هماهنگی ندارد و هر کدام منافع مغایر و متفاوتی دارد و همچنین هر دو طرف توجیهاتی گوناگون جهت مخالفت با طرف دیگری دارند.
این وضعیت احتمالات مذاکره مستقیم طرفین برای حل مشکلات خود و ایجاد نوعی تفاهم برای حل قضیه اسیران، میکاهد. اسراییل توان استرداد آسان اسیران خود را ندارد و هرگونه سازش و پذیرش مشروط حزبالله جهت آزادی اسیران اسرائیلی، برای اسرائیلیها شکست معنوی بزرگی محسوب میشود لذا اسراییل تلاش میکند از مذاکره با حزبالله و قبول شروط آن پرهیز میکند.
حقیقت این است منازعه میان حزبالله اسراییل فراتر از قضیه اسیران است؛ زیرا منازعه میان این دو دایمی و ریشهدار است و به این زودی نتایج مشخص نخواهد شد. حزبالله میگوید تا زمانی که اسراییلسرزمینهای لبنان را به ویژه مزارع شبعا را در اشغال دارد، این حزب درحال جنگ و منازعه با اسراییل است. باید براین باور باشیم که حزبالله حتی اگر اسراییل از مزارع شعبا خارج شود این رژیم را به رسمیت نخواهد شناخت و با آن آشتی نخواهد کرد.
* اسراییلیها در اظهارات خود پیرامون نابودی حزبالله سخن میرانند،به نظر شما آیا اسراییل از راه نظامی توان ریشهکن کردن این حزب را دارد؟
** اگر به معادلات سیاسی و موازنه نیروها و بازیگران محلی نگاه عمیقی داشته باشیم، دریافت خواهیم کرد که اوضاع منطقه و به ویژه لبنان تفاوت فاحشی نسبت به دهه هشتاد و دوران جنگ داخلی لبنان دارد، سوالی که الآن مطرح میشود این است آیا اسراییل توان مداخله در لبنان را دارد؟ تحقیق این امر برای اسراییل دشوار و بسیار هزینه بردار است. اکنون لبنان تابع و جزو اقمار سوریه نیست و دولت لبنان هم اکنون ابزاری در دست سوریه نیست و مهمتر از آن توان بازیگری حزبالله در محیط داخلی لبنان است.
از سوی دیگر اکنون نفوذ آمریکا در لبنان افزایش یافته است و واشنگتن درصدد تغییراتی در لبنان است همچنین آمریکا در برهه زمانی نمیخواهد تجربه عراق تکرار شود.
هرگونه ماجراجویی اسراییل در مداخله در امور لبنان بسان مداخله امریکا در عراق با مشکلات فراوانی روبرو خواهد بود. علاوه بر آن لبنانیها نسبت به رفتار و سیاست اسراییل حساسیت شدید و تنفر ریشهداری دارند.
من با نظریات مطرح شده مبنی بر اینکه لبنانیها ضد حزبالله هستند همفکر نیستم و در لبنان تنها یک اقلیت هستند که با حزبالله مخالفند. اکثریت با حزبالله لبنان هستند.
درست است که برخی از لبنانها با خروج از سوریه از کشورشان خشنود هستند، ولی عادی سازی روابط با اسراییل جزو خطوط قرمز دولت و ملت و احزاب لبنان است. و در مورد اسراییل همگان هماهنگ و متفقالقولند.
* از دید شما اسراییل توان ماجراجویی نظامی از راه خشکی در عمق لبنان را ندارد؟
** از نظر نظامی، اسراییل قابلیت انجام چنین عملیاتی را دارد ولی چنین اقداماتی تأثیر فراوانی روی نفوذ و نیروی نظامی آن خواهد داشت. از طریق بمباران هوایی حمله به عمق لبنان ممکن است و نتایج آن تضمین شده نیست. تجربه عقب نشینی اسراییل از غزه این مساله را به وضوح نشان داده است. عقب نشینی اسراییل از غزه تحت فشار عملیات نیروهای فلسطینی که به خوبی آموزش نظامی ندیده و اندک هستند، صورت گرفته است.
حال اگر اسراییل در لبنان نفوذ نظامی کند، نتایج آن برای ارتش اسراییل هزینه کلانی خواهد داشت و اسراییلی تحمل این هزینه را ندارد.
* برخی از مفسرین سیاسی اعتقاد دارند که حزبالله لبنان در ربودن سربازان اسراییلی یک اقدام ماجراجویانه و حساب نشده انجام داده، نظر شما چیست؟
** به اعتقاد من حزبالله حساب نشده عمل نکرده است، بلکه حزبالله این اقدام را با درایت و آگاهی از وضعیت داخلی لبنان انجام داده است. با خروج سوریه از لبنان و افزایش نفوذ آمریکا در لبنان فشارهای برای خلع سلاح حزبالله تشدید و افزایش یافت. خلع سلاح حزبالله خواسته آمریکا که به شدت بر آن اصرار میورزد.
رهبران حزبالله زمانی برای عملیات اخیر خود انتخاب کردند که همزمان با عملیات اسراییلی علیه فلسطینیها در غزه بوده است. این عملیات حساب شده بوده و ماجراجویی نظامی نبوده است.
به نظرم حزبالله با این اقدام خواسته است این پیام را به اسراییلی، آمریکاییها و اعراب برساند که به مقاومت و به اهداف پایبند است.
به نظر حزبالله مقاومت مادامی که مشکلات خاورمیانه و منازعه اعراب و اسراییل حل نشده راهکار مناسبی است.
من نمیتوانم نتایج این اقدام و اهداف از پیش تعیین شده حزبالله را پیش بینی کنم و به طور جزم تاکید دارم که نه تنها حزبالله و نه دیگران نمیتوانند به نتایج نهایی و آینده این نبرد تحکم کنند.
می توان گفت این عملیات آزمایشی برای دولت جدید اسرائیل به ریاست ایهود اولمرات و عمیر پرتز وزیر دفاع او و رئیس حزب کار اسراییل بوده است .
حزبالله لبنان با این عملیات خواست به سران دولت جدید اسراییل بفهماند که هنوز در لبنان اقتدار دارد و میتواند با برگهای مهمی بازی کند و به اسرائیلیها هشدار داد که مبادا به نیابت از آمریکا در امور داخلی لبنان دخالت کنند.
* عکسالعمل بینالمللی در قبال تحولات اخیر خاورمیانه به ویژه از سوی آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلیس نزدیک هم بود؛ مخصوصاً در محکوم کردن اقدام حزبالله و تحمیل مسئولیت عواقب و نتایج این اقدام به عهده حزبالله لبنان. به رغم همسانی مواضع یک تفاوتهایی میان موضع فرانسه و آمریکا وجود دارد. پیرامون آن توضیحات دهید؟
** تا این لحظه مواضع فرانسه به مواضع آمریکا به عنوان بازیگر اساسی در جهان نزدیک بوده و پاریس میخواهد اختلافات گذشته در قضیه عراق را زنده کند. لذا فرانسه با دقت سعی دارد این اختلافات تکرار نشود. آمریکا سعی کرد نقش بازیگری فرانسه در جهان و منطقه محدود سازد . لذا فرانسه درصدد همکاری با آمریکا بر آمده و موضع جدیدی در قبال سوریه پس از ترور حریری گرفت و خواستار خلع سلاح حزبالله شد. این مواضع از سوی واشنگتن مورد استقبال قرار گرفت.
فرانسه بخوبی فهمید سردی روابط با آمریکا به خاطر مخالفتها و مواضع متفاوت، نتایج سودمندی برای خود ندارد. لذا پاریس بر اساس منطق تمایل فرانسه برای اداره کردن اتحادیه اروپا به آمریکاییها نزدیک شد.
لذا سیاست فرانسه در لبنان جهت جبران سیاست فرانسه در قبال حمله آمریکا به عراق بوده است.
* به حکم روابط تاریخی لبنان و فرانسه آیا میان مواضع آمریکا و فرانسه در قبال لبنان حاکی از اختلافاتی نیست؟
** مواضع دو طرف در قبال جریانات اخیر در لبنان منطبق نیست. اختلاف هست ولی محدود است.
فرانسویان به حکم تاریخ استعماری خود در خاورمیانه درک خوبی در مسایل خاورمیانه دارند و بهتر از آمریکاییها قضایای این منطقه را میفهمند. آمریکا از اسراییل دفاع میکند و کلیه اقدامات آن علیه لبنان تحت پوشش دفاع از خود توجیه میکند. اما فرانسه میگوید نباید این اقدامات با هر قیمتی صورت گیرد؛ زیرا ممکن است نتایج معکوس داشته باشد.