تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۹  ، 
کد خبر : ۳۷۷۹۷

محور شرارت یا محور ناکامی


جورج بوش رئیس‌جمهوری آمریکا پنج سال پیش با قرار دادن عراق، کره شمالی و ایران در یک گروه به باور خودش محور شرارت تصور می‌کرد که یکی از شاخص‌ترین لحظات دوره‌ نخست ریاست جمهوری‌اش را رقم زده است. در حال حاضر و پس از شکست حزب جمهوری‌خواه آمریکا در انتخابات روز سه‌شنبه بوش با فشار فزاینده منتقدانی مواجه می‌شود که سه کشور یاد شده را محور ناکامی دولت آمریکا در عرصه‌ سیاست خارجی می‌خوانند. در حالی که اندکی بیش از دو سال از ریاست جمهوری بوش باقی نمانده واشنگتن همچنان گرفتار جنگی در عراق است که مردم آمریکا مخالف آنند.
علاوه بر این برنامه‌های هسته‌ای ایران و کره ‌شمالی نیز با وجود فشارهای واشنگتن به قوت خود تداوم دارد. رئیس‌جمهوری آمریکا که در حال حاضر در تمامی ‌جبهه‌ها درگیر شده با تعصب و یک جانبه‌گرایی اعلام کرده است که تغییراتی را نه در راهبرد در عراق که صرفا در تاکتیک‌ها در مدنظر قرار می‌دهد. اما حال که دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا به اکثریت مجلس نمایندگان دست یافته‌اند اهرم فشار بیشتری را برای پیشبرد برنامه خود در زمینه‌ یک تغییر جهت سیاسی در اختیار دارند.
کریستوفر پربل مدیر مطالعات سیاست خارجی در انستیتوی کاتو گفت: استمرار روش فعلی از لحاظ سیاسی و یا راهبردی بیش از این گزینه‌ مناسبی برای بوش نیست. اگرچه بوش در امور سیاست خارجی از قدرت عمل قانونی زیادی برخوردار است اما از این پس دموکرات‌ها حتی از زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون دموکرات نیز اعمال نفوذ بیشتری را عمدتا از طریق انجام تحقیقات کنگره و نظارت بر بودجه به عمل آورند. علاوه بر این احتمال دارد صفوف از هم پاشیده شده‌ جمهوری‌خواهان هم فشار مضاعفی را برای اعمال رویکردی در زمینه‌ خروج از عراق وارد کنند.
در حالی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ‪ ۲۰۰۸‬ میلادی دور از دیدرس نیست، مخالفان بوش در رده‌های بالای حزبی احتمالا از وی می‌خواهند که به ریزش آرای جمهوری‌خواهان به خاطر تلفات فزاینده نظامیان آمریکایی در عراق توجه کند. این احتمال نیز وجود دارد که بوش پس از ارائه‌ توصیه‌هایی که قرار است جیمز بیکر رئیس یک گروه ویژه مطرح کند، خروج آمریکا از عراق را به عنوان راهی آبرومندانه در پیش گیرد. اما بوش که به نگرش جهانی خود مبنی بر دوست ما و یا دشمن ما پایبند است، احتمالا همچنان سیاست‌های یک جانبه خود را پی می‌گیرد.
باب وودوارد در کتاب خود از بوش نقل می‌کند که رئیس‌جمهوری آمریکا متعهد شده است به سیاست‌هایش در خصوص عراق ادامه می‌دهد حتی اگر تنها لورا همسرش و بارنی سگش با این سیاست‌ها موافقت کنند. از سوی دیگر، همزمان با تشدید مشاجرات بر سر عراق، درخواست‌ها از دولتمردان آمریکایی برای گفت‌وگو با ایران و کره شمالی نیز احتمالا با شدت بیشتری مطرح می‌شود. تحلیلگران می‌گویند که شکست بوش به خاطر اجرای دکترینی بود که وی پس از حملات ‪ ۱۱‬سپتامبر در زمینه‌ انزوای برخی کشورها اعمال کرد.
آنتونی کوردسمن از مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن گفت: این رئیس‌جمهوری تمایل دارد که حجم مشکلات فرارویش را انکار کند. اقدام بوش در زمینه‌ معرفی برخی کشورها به عنوان محور شرارت که در سخنرانی سالانه‌اش در سال ‪ ۲۰۰۲‬ صورت گرفت، قابل دفاع نیست. این سخنرانی که از نظر جامعه بین‌المللی به عنوان اظهاراتی خصمانه و جنگ‌طلبانه مورد انتقاد قرار گرفت، به واقع تاکیدی بر تغییر سیاست واشنگتن از مبارزه با القاعده به تهاجم به عراق بود. از زمان حمله به عراق در سال ‪ ۲۰۰۳‬ میلادی به نظر می‌رسد که هر مشکل بستری برای ایجاد سایر مشکلات بوده است.
علاوه بر این، کره شمالی و ایران نیز با وجود مخالفت‌های آمریکا برنامه‌های هسته‌ای خود را پیگیری کرده‌اند. به نظر می‌رسد که بوش چاره دیگری به غیر از کاهش احتمال استفاده از زور علیه ایران و کره شمالی ندارد. بی‌اعتمادی بین‌المللی به آمریکا که از حمله این کشور به عراق بدون تائید سازمان ملل ناشی می‌شود، تلاش‌های بوش را برای ایجاد یک اجماع بین‌المللی با شکست مواجه ساخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات