فرید مدرسی
آن زمان که حزب موتلفه تصمیم گرفت به استانداردهای تشکلهای حزبی نزدیک شود، سعی کرد از سوی دیگر نزدیکی خود را به رسانهها به اثبات برساند. این تصمیم با توجه به «رسوبات» فرهنگ غیر حزبی عملی مشکل به نظر میرسید. ولی با فعالیت برخی نیروهای جوان در ساختار روابط عمومی این حزب و استفاده از برخی شگردهای مدیریتی در یک سال اخیر اخبار و مواضع موتلفه بیش از سالهای گذشته بر روی تلکسهای خبری قرار گرفت و صفحات روزنامههای پرتیراژ را در اشغال خود درآورد. این رفتار دو سویه- از یک سو موتلفه و از سوی دیگر خبرنگاران رسانههای جمعی- منجر به خلق «آشتی موتلفهایها با رسانهها» شد.
اعضای ارشد موتلفه که نگاه ایدئولوژیک خود را در تعامل با رسانهها نمیتوانستند فراموش کنند، باروی کارآمدن دبیرکلی که شاید در ارتباط با خبرنگاران کمتر از دیگر اعضای ارشد موتلفه نگاه ایدئولوژیک و اعتقادی و مرزبندی سیاسی خود را در رویارویی و گفتوگوهای تلفنی دخیل میکرد، این فضا را شکست و دیگر اعضای ارشد هم همنوا با این فضا شدند و اگر خبرنگاران را نیروهای خودی به حساب نمیآوردند، لااقل انگ غیرخودی را بر پیشانی آنان نمیزدند.
آقای حمیدرضا ترقی رئیس وقت مرکز سیاسی موتلفه نیز که خود در مواضع صریح سیاسی و مرزبندی با فعالان اصلاحطلب ید طولانی داشت، اما با تاکید بر این مواضع از رویارویی با خبرنگاران هراسی نداشت. این رفتارها و تعاملات موتلفه با خبرنگاران به آن حد رسید که آقای محمدنبی حبیبی دبیرکل این حزب به نحوه اطلاعرسانی و پوشش خبری حزب متبوع خود در سال گذشته افتخار کرد و همچنین تعداد خبرنگاران مدعو برای بازگشت روز خبرنگار، امسال250 درصد افزایش یافت. البته این امر یک روی سکه بود و روی دیگر سکه نحوه برگزاری مراسم روز خبرنگار توسط حزب موتلفه و نوع واکنش برخی از خبرنگاران به این رفتار بود. در حالی که در این مراسم از خبرنگاران خواسته شد نقطه نظرات خود را مطرح کنند و خبرنگاران نیز با توجه به پیشینه حزب موتلفه و اعضای ارشد شروع به پرسیدن سئوالات خود از تنها عضو موتلفه کردند که به تازگی مسئول مرکز سیاسی موتلفه شده است، با « سکوت و فقط سکوت » همراه با اعلام عدم پاسخگویی توسط آقای « محمد کاظم انبارلویی » مواجه شدند. این رفتار در نهایت منجر به ترک مراسم از سوی یکی از خبرنگاران و اعتراض چند تن از خبرنگاران به رفتار « مسئول مرکز سیاسی موتلفه » شد. تحلیل رفتار این کنشگر سیاسی، به راحتی قابل اغماض نیست و نگاه به موتلفه را دچار تردید میکند. از این رو کافی است این اتفاق مورد ارزیابی قرار گرفته و تحلیلهایی مطرح شود.
تحلیل اول این است که «جناب انبارلویی» با توجه به آغاز فعالیتهای مدیریتی خود رد سمت جدید، در حال رصد کردن فضا و آشنایی با حوزه تحت مسئولیت خویش است تا بتواند در آینده بهتر از مسئولین سابق این مرکز عمل کند و نمیخواهد با اعلام موضعی ضعیف و خلاف چارچوبهای حزبی تجربهای تلخ را در انبان فعالیتهای حزبی خود قرار دهد. البته اگر بر این تحلیل صحه بگذاریم، باید قبل از برگزاری این مراسم، اعضای ارشد از تنها گذاشتن او پرهیز میکردند و چند عضو با سابقه در مواجهه با خبرنگاران را در کنار او قرار میدادند.
تحلیل دوم اینکه اصلا رویکرد رئیس جدید مرکز سیاسی موتلفه بر این شیوه تعامل با خبرنگاران استوار است و او خواهان عدم رویارویی با خبرنگاران و یا پاسخ به سئوالات و انتقادات آنان در آینده است و همانطور که خود مدعی است « نمیخواهد شکار خبرنگاران شود» با این حال این تحلیل نیز نمیتواند رفتار او را توجیه کند، زیرا که موتلفه با حرکت به سوی رفتارهای حزبی و تصمیم بر تعامل با رسانهها که دبیرکل این حزب نیز از این امر نه تنها استنکاف نکرده، بلکه آن را جرء افتخارات خود و حزب متبوعش به حساب میآورد، یک برنامه تشکیلاتی را به نمایش میگذارد و اگر این تحلیل دست باشد، ضعف تشکیلاتی و تناقض رفتاری اعضا را نشان میدهد زیرا که رفتار مسئول مرکز سیاسی حرکت خلاف جهت موتلفه استنباط میشود که برنامههای آتی موتلفه را با مشکل روبه رو خواهد کرد.
تحلیل سوم آن است که موتلفه اصلا تصمیم دارد رفتار گذشته خود را اصلاح کند و از اعلام موضع شفاف در برابر رویدادها و اتفاقات روز پرهیز کند و فقط خبرنگاران را جهت اطلاعرسانی « نمابرهای» ارسالی به یاری طلبد. این تحلیل هم با اعلام موضع و رفتارهای دبیرکل و اعضای ارشد موتلفه در تضاد است و از لحاظ منطقی سست و ضعیف به نظر میرسد.
تحلیل چهارم بر آن است که موتلفه در فضای جدید سیاسی به این میاندیشید که در برابر خبرنگاران از یک تقسیم کار یاری بجوید و فقط دبیرکل را برای این نقش برگزیند و تغییر مسئول مرکز سیاسی سابق که در گذشته ارتباطی قوی با خبرنگاران را داشت، در این راستا توجیه میشود و رفتار « آقای انبارلویی» یک تصمیم تشکیلاتی است . البته اگر این تحلیل درست باشد، این پرسش مطرح میشود که چرا از آغاز مراسم روز خبرنگار موتلفه دبیرکل حاضر نبود تا پاسخگوی سئوالات خبرنگاران باشد؟
تحلیل پنجم بر اساس این تحلیل روانشناختی مطرح میشود که آقای انبارلویی به دلیل حضور در کسوت یک روزنامهنگار ویژگی فعالان این حرفه را به یدک میکشد:
1- خبرنگاران معمولا عادت به مطرح کردن پرسش دارند، نه پاسخ به سئوالات. ایشان هم هنوز نتوانسته است این عادت را ترک کند.
2- اغلب خبرنگاران سعی میکنند با پرسشهای خود سیاستمداران را غافلگیر یا به قول جناب انبارلویی «پاتک بزنند» که او حاضر نیست در این میدان وارد شود. که البته هر سیاستمداری مجبور به این امر است.
3- به دلیل اینکه آقای انبارلویی سالها در روزنامه رسالت مقالاتی را در نقد سیاستمداران نوشته است و اکثر آنان پاسخی به آن انتقادات ندادند، او نیز این شیوه سیاستمداران را برگزیده است که شاهد این ادعا کتاب « براندازی خاموش » ایشان با عنوان « نقدهای بیپاسخ محمد کاظم انبارلویی» است.
4- به این دلیل که خبرنگاران در میان خود جبههگیری خاص دارند و برخی رسانهها را خودی و برخی رسانههای دیگر را غیر خودی میدانند و رقیب سیاسی به حساب میآورند شاید آقای انبارلویی نیز در دامان این گرداب افتاده است که نفعی برای فعالیتهای حزبیاش ندارد. به گونهای که ایشان در گذشته حتی حاضر شده است با « نشریه یالثارات» ارگان انصار حزبالله مصاحبه کند و تیتر یک این ارگان شود. اما در مراسم روز خبرنگار موتلفه این لطف را در حق برخی خبرنگاران انجام نداد.
به هر حال با بروز این اتفاق، یک خبرنگار درصدد این است که حوزه مرتبط خود را واکاوی و از چون و چرای آن آگاه شود تا رفتار خود را بر اساس رفتار حوزه فعالیت خویش تنظیم کند. از این رو حزب موتلفه با توجه به حضور برخی مسئولان جدید در سمتهای تشکیلاتی لازم است نوع تعامل خود را با خبرنگاران مشخص کند و تاکتیک مورد استفاده را بروز دهد و آن را نه تنها به خبرنگاران، بلکه به مسئولان جدید ابلاغ و آنان را اقناع کند تا خبرنگاری در پایان آن مراسم نگوید« این رفتار در شان حزب موتلفه با این قدمت تاریخی نیست!»