موسی فقیه حقّانی
سالهای اولیه قرن سیزدهم هجری، آغاز خوبی برای ملت ایران نبود. ایران اسلامی در سالهای اولیه این قرن همچنان دچار ناآرامیهای پس از مرگ کریمخان زند و رقابت و کشمشهای نظامی و سیاسی ناشی از خلاء قدرت در کشور بود، ضعیف شدن توان علمی و نظامی کشور از زمان فروپاشی حکومت صفویان و همزمان قدرت یافتن دول مهاجم مغرب زمین که خود را مامور استعمار جهان میدانستند شرایط خاصی را برای کشور ما به عنوان کشوری با موقعیت استراتژیک و مهم در منطقه ایجاد کرد.
غلبه ایل قاجار بر سایر رقبای سیاسی و نظامی در شرایطی صورت گرفت که غرب مهاجم در سرزمین همسایه ما هندوستان مشغول تاخت و تاز بود تا بر این سرزمین پهناور و حاصلخیز و غنی سلطه پیدا کند، اندکی بعد انگلیسیها خود را به عنوان همسایه به ما تحمیل کردند و آسیبهای فراوانی به امنیت و تمامیت ارضی کشور ما وارد کردند. قدرت یافتن روسیه تزاری که در پی اصلاحات امپراتور خود پتر کبیر به پیشرفتهایی نائل شده بود خطر دیگری بود که کشور آشفته ایران را تهدید میکرد. فرزندان پتر در پی دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس بودند و در رقابتی آشکار با انگلیسیها تلاش داشتند درنهایت به هندوستان دسترسی پیدا کنند. کلید دستیابی به هندوستان نیز ایران بود. البته روسها به بخشهای شمالی و شمال غربی ایران چشم طمع بسته بودند و همین انگیزهاش شد برای هجوم سراسری آنان به ایران.
ثروت فراوان هندوستان دیگر قدرتهای اروپایی را نیز به هوس انداخت که ضمن دست یافتن به آن ثروت عظیم رقیب اروپایی خود یعنی انگلستان را در منطقه و در اروپا از پای در آورند. به این ترتیب سروکله نیروهای فرانسوی نیز در منطقه آشکار شد. همسایگی ایران با هندوستان خود به خود توجه آنها را به ایران جلب کرد.
جنگهای ایران و روس
مرگ آقا محمد خان قاجار در سفر جنگی اول که به منطقه قفقاز داشت شرایط را برای ایران بدتر کرد، موسس قاجاریه عزم و اراده دفاع از مرزها را داشت، اما خلف او فتحعلی شاه قاجار فاقد این عزم بود. حمله روسها به سرزمینهای ایران در قفقاز باعث شد که جنگهای دوره اول به نفع طرف متجاوز تمام شود و بر اساس عهدنامه تحمیلی گلستان بخشهایی از کشور در اخیتار روسها قرار بگیرد.
شوک ناشی از عدم توان مقابله و شکست در جبهه نظامی اذهان را متوجه جستجوی علل ضعف و شکست نمود. اصلاح ساختار سیاسی عدهای راه نجات ایران را اصلاح ساختار سیاسی و یافتن راهحلهای بومی برای عبور از بحران میدانستند و برخی نیز راه تقلید از غرب و پیوستگی با دول غربی را پیشنهاد میکردند. دسته دوم از کنار این واقعیت که دول اروپایی هر یک در پی دستیابی به مطالع خود در منطقه حضور یافته عبور کرده و چشم بسته، تقلید از آنان را توصیه میکردند.
رفتار دول اروپایی نشان داد که غرب جدید بجز منافع استعماری خود که تحت عنوان منافع ملی به آن مشروعیت میبخشیدند به هیچ اصل دیگری قائل نیست. طرفداران تز توسعه دورانزا و ملی نظیر قائم مقام فراهانی در جنگهای دوره دوم با اتکاء به منابع داخلی قدرت نظیر قدرت دینی سعی کردند بر دشمن غلبه کنند که در ابتدای امر نیز موفق شدند. اما نفوذ گسترده عوامل غرب و ضعفها و عیوب فاحش حکومت، این ابتکار ملی را عقیم گذاشت . شکست در جنگهای دور دوم که منجر به تحمیل قرارداد ننگین ترکمچای بر ایران شد ضربه مهلکی به استقلال ایران اسلامی وارد نمود.
ضعف دولت مرکزی و نفوذ عوامل روس و انگلیس در ارکان اجرایی کشور زمینه را برای طرفداران نزد وابستگی به غرب هموار نمود و غیر از دوره کوتاهمدت صدارت امیرکبیر اداره کشور به دست آنان سپرده شد. عقد قراردادهای ننگینی نظیر عهدنامه رویتر که منابع ایران را به مدت هفتاد سال در اختیار اسرائیل یوسفات یهودی معروف به رویتر قرار میداد و نیز قرارداد بانک شاهنشاهی و تنباکو چوب حراجی بود که توسط جریان غربگرا به دارایی و استقلال ملت ایران زده میشد و به کمترین قیمتی به بیگانگان واگذار میشد.
در چنین شرایطی طرفداران تز توسعه ملی و بومی چارهای جز مقاومت و قیام نداشتند شکلگیری قیام مردم تهران به رهبری حاج ملاعلی کنی علیه قرارداد رویتر و عاقدان آن میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکمخان ارمنی، اعتراض به تاسیس بانک شاهنشاهی، تحریم کالاهای خارجی و نهایتا قیام علیه امتیاز تنباکو عکسالعملی بود که حمایت گسترده مردمی را به همراه داشت و دربار فاسد قاجار و استعمارگران را به عقب راند .نهضت تنباکو به ملت نشان داد که میتوان در مقابل مستبدین و استعمارگران ایستاد و به موفقیت هم رسید. همین امر زمینهای شد که ۱۵ سال بعد نهضتی بزرگتر به نام نهضت مشروطیت در ایران شکل بگیرد.
جنبش تنباکو زمینه، نهضت عدالتخانه
حرکت ترفندها ملت مسلمان در جریان نهضتهایی ضد استعماری دربار و منورالفکران غربگرا را که هیچ وقت موفق نشدند حرکتی مردمی را سازماندهی و رهبری کنند به حاشیه انزوا راند و آنان برای مقابله با این جریان ملی و ضد استعماری به فکر ایجاد تشکلهای مخفی و زیرزمینی سیاسی افتادند. منورالفکران غربگرا هر چند از امکانات دربار قاجار جهت اهداف شخصی و گروهی خود فراوان بهرهمند میشدند اما در مجموع دولت قاجار را مانع تحقق اهداف خود میدانستند.
جریان اول نیز که به فکر رشد و توسعه بومی در ایران بودند نیز دربار قاجار را فاقد انگیزه و کارایی لازم برای حل مشکلات ایران میدانستند لذا بحثهای گستردهای در حوزههای نجف در میان علما و مصلحین در ایران برای عزل علیاصغر خان امینالسلطان عامل برخی قراردادها و قرضههای خارجی، حرکتی بود برای اصلاح دستگاه دولتی، همچنین مخالفت علما با برخی از حکام ولایات و دفاع آنان از منافع مردم مظلوم را در همین راستا میتوان ارزیابی کرد.
با اوجگیری اختلافات بین مردم و دولت و برخورد خشن دولتیان با مردم، علمای تهران و نجف ضمن اعتراض به حرکات استبدادی حکومتگران شاه قاجار را به رعایت عدالت و حقوق مردم دعوت کردند اما تحریک دولتمردان مستبد و برخی عوامل خارج از حکومت مانع از پذیرش نصحیت علما شد و نهایتا منجر به مهاجرت کبرای علما به شهر قم و صدور دستخط تاسیس مجلس شورا توسط مظفرالدین شاه گردید، که سرآغاز فصلی نوین در تاریخ ایران با عنوان «مشروطیت» بود.