محمد رضا سرداری
قطعنامه 1701شاید پایانی بر نبرد خونین یک ماهه اخیر در جنوب لبنان و شمال اسرائیل باشد. در این مقطع زمانی ایران به تنهایی یک سوی میدان نبرد دیپلماتیک قرار داشت. کشورهای غربی ایران را به حمایت از حزبالله متهم میکردند و از سوی دیگر ایران نیز حمایت غرب از اسرائیل را مسبب ادامه جنگ در لبنان میدانست. در یک ماهه اخیر تلاشهای زیادی صورت گرفت تا راه حلی برای پایان درگیریها پیدا شود. سوریه و ایران به شدت خواهان حفظ موقعیت حزبالله در منطقه بودند و از حزبالله به عنوان نماد مقاومت در برابر اسرائیل ستایش میکردند و از سوی دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا خواهان خلع سلاح حزبالله شدند. در این میان ایران تلاش گسترده دیپلماتیک خود را صرف یک هدف استراتژیک کرد و آن جلوگیری از شکست حزبالله در درجه اول و جلوگیری از خلع سلاح آن در درجه دوم بود. لذا فعالیت دیپلماتیک ایران را در سه ماهه اخیر میتوان به سه دسته تقسیم کرد.
1- رایزنی با کشورهای عربی
ایران در ابتدای بحران لبنان تلاش کرد تا توجه کشورهای عربی را به موضوع بحران جلب کند. از این رو تماسهای گستردهای با مقامهای کشورهای عربی برای محکوم کردن حملات اسرائیل به لبنان صورت گرفت که چندان سودمند نبود. کشورهای عربی از آنجا که طرف دعوی در لبنان را شیعیان این کشور تصور میکردند حساسیت چندانی به حملات اسرائیل به جنوب لبنان از خویش نشان ندادند. از سوی دیگر کشورهای عربی تصور گسترش بحران و طولانی شدن آن را نیز داشتند و احساس میکردند اسرائیل قادر است در ظرف مدت کوتاهی حزبالله را به زانو درآورد اما این تصور خیلی زود باطل شد و مقاومت متحیرانه حزبالله تاثیر بسزایی در تقویت دیپلماسی ایران داشت.
ایران ابتدا عدم حمایت کشورهای عربی از مقاومت در لبنان را نکوهش کرد و سران این کشورها را به باد انتقاد گرفت. سکوت کشورهای عربی این ذهنیت را ایجاد کرده بود که این کشورها از حملات جهتدار اسرائیل به مواضع حزبالله و مناطق شیعهنشین لبنان رضایت دارند و چندان بیمیل نیستند تا حزبالله از معادلات این منطقه حذف شود اما به تدریج و با پایداری حربالله در دو هفته بعد از جنگ تغییر کرد. ایران که از رایزنی با کشورهای عربی نتیجه مشخصی نگرفته بود گام جدیدی را برای تقویت دیپلماسی خود در بحران اخیر برداشت و آن جمع کردن کشورهای اسلامی به دور یکدیگر بود.
2- رایزنی با کشورهای اسلامی
ایران در دو هفته دوم جنگ تلاش کرد تا در نشست فوقالعاده سران سازمان کنفرانس اسلامی در پوتراجایا پایتخت مالزی توجه کشورهای اسلامی را به موضوع لبنان جلب کند. برای ایران انجام آتشبس به نحوی که به حفظ قدرت حزبالله در منطقه بینجامد در الویت نخست قرار داشت. ایران در این اجلاس ضمن طرح دیدگاههای خود درباره موجودیت اسرائیل موفق شد نظر برخی کشورهای اسلامی غیر متعهد را نیز به مواضع خود جلب کند. تا جایی که وزیر خارجه مالزی میزبان اجلاس از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی خواست تا روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل قطع کنند.
نخستوزیر مالزی نیز در این اجلاس از سازمان ملل خواست تا برخوردی جدی با اسرائیل داشته باشد. اتخاذ این مواضع از سوی کشورهای غیر متعهد توانست کشورهای عربی را نیز همراه ایران سازد. محصول این اجلاس فوقالعاده درخواست آتشبس میان طرفین درگیر بود. در بیانیه اجلاس تاکید شد که کشورهای اسلامی خواهان برقراری آتشبس در جنوب لبنان و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی به مرزهای بینالمللی هستند. با این حال در بیانیه پوتراجایا ایران توانست گام دیگری به اهداف خود که همان جلب توجه کشورهای عربی و اسلامی به موضوع لبنان بود، بردارد.
کشورهای عربی و اسلامی پس از نشست پوتراجایا توجه خاصتری را به موضوع لبنان و طولانی شدن جنگ معطوف کردند و نتیجه آن فشار به اروپا و آمریکا برای تعدیل قطعنامهای بود که خواستار خلع سلاح رسمی حزبالله و برچیده شدن کلیه پایگاههای نظامی این تشکیلات از جنوب لبنان بود.
3- رایزنی با دولت لبنان
دولت لبنان در بحران اخیر بیش از دیگر طرفهای درگیر تحت فشارهای مضاعف قرار داشت. غرب و آمریکا از یک سو تلاش میکردند تا دولت لبنان را وادار به خلع سلاح حزبالله کنند. پیش از آنکه اسرائیل و غرب بخواهند هزینه بیشتری بابت حذف حزبالله از معادلات منطقه پرداخت کنند. از سوی دیگر ایران تلاش میکرد دولت لبنان را مجاب سازد تا از حزبالله به عنوان تنها نیرویی که میتواند از تمامیت ارضی لبنان دفاع کند. در این راستا متکی وزیر امور خارجه ایران چندین سفر به لبنان و سوریه و نهایتا ترکیه و مصر انجام داده تا در قطعنامه پیشنهادی، حزبالله دستاویز بحران قرار نگیرد اما به رغم تلاشهای صورت گرفته قطعنامه شورای امنیت صادر شد و لحنی کاملا جانبدارانه داشت. در یک بررسی اجمالی نسبت به واکنش ایران به قطعنامه کارکردی کاملا دوگانه برای ایران خواهد داشت.
در ایران بسیاری از تحلیلگران و مقامات رسمی معتقدند که این قطعنامه کاملا به سود غرب و اسرائیل تنظیم شده و قطعنامه شورای امنیت را شکست اسرائیل توصیف کردهاند. اما با در نظر گرفتن دوگانگی تفسیر این قطعنامه صدور چنین قطعنامهای را میتوان یک موفقیت برای دیپلماسی ایران و قدرت نظامی حزبالله توصیف کرد. دستاورد بعدی این دیپلماسی نیز فعال شدن نقش دولت لبنان در بحران بود از سوی نیروهای ناتو و چند ملیتی صورت گیرد اکنون به دست نیروهای ارتش لبنان و کشورهای مسلمان منطقه صورت میگیرد و حزبالله نیز در این میان در چارچوب دولت لبنان قرار خواهد گرفت. توفیق ایران و حزبالله در این بحران 30 روزه آنجا رقم خورده است که به رغم کلیه پیشبینیها که حتی به سران عرب نیز سرایت کرده بود حزبالله نه تنها در صحنه نظامی شکست نخورده بلکه توانست ضرب شست خوبی به اسرائیل نشان دهد.
در واقع چندان اغراق نیست اگر گفته شود اسرائیل در جنگ 30 روزه در دستیابی به اهداف نظامی خویش که متلاشی کردن حزبالله بود شکست خورد. در واقع گرچه شاید حضور حزبالله به لحاظ نظامی در صورت اجرای این قطعنامه کمرنگ شود اما حزبالله همچنان به حیات سیاسی و اجتماعی خویش در لبنان ادامه خواهد داد؛ حزباللهی که توانست در این بحران 30 روزه پرستیژ خوبی برای خویش کسب کند.
نکته دیگری نیز که به عنوان تبعات بعدی این قطعنامه مطرح است حضور دوباره ایران در منطقه خاورمیانه و لبنان به عنوان یک کشور تاثیرگذار است. زیرا کشورهای غربی به خوبی به نقش ایران در معادلات منطقهای پی بردهاند و دریافتهاند که ایران توان بالایی در تعیین برخی معادلات منطقهای دارند. در واقع از این پس این جنگ دیپلماتیک است که معادلات منطقهای را رقم خواهد زد.
برقراری یک اتحاد منطقهای با مشارکت لبنان و سوریه و دولت حماس در مقابل اسرائیل و استفاده از ظرفیتهای عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی فرصتهای جدیدی است که ایران به آنها خواهد اندیشید تا خود را از حصار خاورمیانه جدید آمریکایی برهاند. ایران حتی این قدرت را دارد تا با استفاده از نفوذ معنوی حزبالله در میان شیعیان این کشور و استفاده از فرصتهایی چون اصلاح ساختار سیاسی شرایط بهتری را در لبنان به سود خود رقم زند. اما بهتر است گفته شود دیگر برای حزبالله مجال برای فعالیت نظامی تنگ شده است و به نظر نمیرسد که ادامه منازعه نظامی با اسرائیل به سود حزبالله باشد. با تعبیری سادهتر در تحلیل مسائل خاورمیانه اسرائیل به قصد مات کردن حزبالله آن را کیش کرد اما حاصل کیش اسرائیل به پات شدن نزاع انجامید.