تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۷۸۲۴
سخنان نخ‌نما شده بوش علیه ایران در هیچ بازاری مشتری ندارد

«ملکه جنگ» و زایمان اسرائیل برای خاورمیانه جدید!

اشاره‌ : هفته گذشته جرج بوش رییس جمهور امریکا، «رایس» وزیر خارجه‌اش را با نقشه جدید خاورمیانه به اسراییل فرستاد. « رایس» [ملکه جنگ] در سخنانی که در « تل آویو » ایراد کرد بدون هیچ پروایی ضمن تاکید بر حمایت کاخ سفید از اسراییل اعلام کرد: تا زمان مهیا شدن فرصت لازم آتش‌بس توقف حملات نظامی اسراییل به لبنان فایده‌ای ندارد! و ما باید در انتظار «‌تولد خاورمیانه» جدید باشیم. این گفته «‌رایس‌» همه پشت پرده جنگ 20 روزه را بر ملا ساخت. منظور « رایس » از این سخن آن ا ست که جنگ اسراییل جنگ برای تولد « خاورمیانه » جدید است! موسسه یورو سویک لندن در این باره تعبیر زیبایی دارد: « وزیر خارجه امریکا، جنایات جنگی اخیر اسراییل و قتل عام و ویرانی‌های ناشی از آن در لبنان و نوار غزه را به حساب دردهای ناشی از تولد(زایمان) «خاورمیانه نوین» می‌گذارد و توجه ندارد که آن چه او به خطا «تولد» می‌بیند در حقیقت سقط جنین صلح در خاورمیانه است.» « امید جوان » در گفت‌وگو با دکتر رضا طلایی‌نیک رییس کمیته دفاعی و عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس به ارزیابی علل جنگ حزب‌الله و اسراییل پرداخته است. متن گفت‌وگو در پی می‌آید:

* خاورمیانه، پس از به وجود آمدن دولت نامشروع اسراییل همچنان در آتش جنگ می‌سوزد، چرا؟
**- خاورمیانه و آسیای جنوب غربی ظرفیت ویژه و مهمی برای تاثیر‌گذاری در تحولات جهانی دارد، وجود ذخایر عظیم نفت و گاز و همچنین موقعیت ترانزیتی و تجاری خاورمیانه نقش اول این منطقه را در معادلات و مناسبات اقتصادی به جایگاه اول دنیا، ارتقاء داده است.بازار نفت، هم اکنون مهمترین و مبنایی‌ترین بازارهای اقتصادی دنیا محسوب می‌شود. چرا که انرژی پیش نیاز تنظیم فعالیت‌های اقتصادی و تعیین‌‌کننده تحولات در سایر بازارهای اقتصادی است.
وابسته بودن جهان صنعت و کشاورزی به نفت و گاز نیز از دلایل مهم جایگاه اقتصادی خاورمیانه است.
از سوی دیگر تجارب و مبادلات بازرگانی در دو نیم‌کره شرقی و غربی دنیا به شاهراه تجاری خاورمیانه وابسته است. علاوه بر موقعیت اقتصادی، جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاورمیانه و آسیای جنوب غربی این منطقه را به مثابه اروپای شرقی در جنگ جهانی دوم قرار داده است. به عبارت دیگر تنازعات بلوک‌های شرق و غرب در جنگ جهانی دوم از اروپای شرقی به خاورمیانه و آسیای جنوب غربی انتقال یافته است.
* یعنی معادلات جهانی اکنون در خاورمیانه رقم می‌خورد؟
**- دقیقا. به عبارت بهتر بگویم تعیین کننده‌ترین منطقه برای تغییر ساختار قدرت در جهان، خاورمیانه است. غربی‌ها پس از تحمل تلخی‌های تاریخی در دو جنگ جهانی به دور کردن بحران از غرب و تبدیل خاورمیانه به منطقه رقابت و درگیری اهتمام دارند. غرب در نظریه سیاسی- دفاعی خود به دنبال تعیین منطقه‌ای در نیم‌کره غربی زمین است، لذا خاورمیانه با توجه به ساختارها و ظرفیت‌های تهدیدپذیری و فرصت‌سازی برای قدرت‌های جهانی به عنوان کانون اول تحولات انتخاب شده است.
* و اسراییل در این میان به عنوان کاتالیزور ( عاملی که در فعل و انفعالات شیمیایی تاثیری ندارد و فقط بر سرعت آن می‌افزاید) عمل می‌کند؟
_ **ورود صهیونیست‌ها به خاورمیانه و شکل‌گیری رژیم اسراییل در 60 سال اخیر به ظرفیت‌های بحران‌سازی و بحران‌پذیری افزوده است. بد نیست بدانید با پایان یافتن دوران جنگ سرد، غرب به دنبال توسعه عمیق استراتژی سیاسی، اقتصادی و دفاعی خود تا مرزهای روسیه هم است!
* دخالت‌های امریکا و اروپا در شبه قاره و خاور دور نشان می‌دهد که غرب تنها به گسترش حوزه نفوذ به روسیه و کشورهای مشترک‌المنافع نمی‌اندیشد، بلکه کشورهای بیشتری را در حوزه نفوذ خود می‌خواهد؟
**_ امریکا و اروپا علاوه بر روسیه برای ایجاد محدودیت و کنترل در حوزه هند و چین نیز تلاش می‌کنند. با این همه، تحمل هزینه‌های سنگین سیاسی، نظامی و اقتصادی غرب در جنگ‌های افغانستان، عراق و حمایت همه جانبه از اسراییل نشان‌دهنده اهداف پیچیده و بلند‌مدت غرب در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی است.
* وضعیت ایران را در این کانون پرآشوب چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**- ایران در دهه اخیر توانسته است با بهره‌گیری از تحولات منطقه‌ای موقعیت خود را ارتقاء دهد، دست‌یابی ایران به فن‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای نیز نگرانی امریکا از جمهوری اسلامی را مضاعف کرده است. این دلواپسی که غرب را نیز در برگرفته، باعث گردیده که واشنگتن و اروپا علاوه بر ایران، دولت‌های همگرا با جمهوری اسلامی مانند سوریه، لبنان، عراق و مقاومت مردمی حزب‌الله و حماس را نیز تحت فشار قرار دهد.
هلال شیعی
موسسه یورو سویک لندن هم در تحلیلی اعلام کرد: در کشاکش بحران اخیر لبنان و هنگام اوج گیری جنایات جنگی اسراییل به پشتیبانی علنی امریکا، همهمه تازه‌ای در راه تحریف توجه جهانیان از جنایات جنگی اسراییل و امریکا در لبنان به سوی یک ایده ناپخته ولی خطرناک به نام «‌هلال شیعی» به راه افتاده است. هدف این توطئه آشکار عبارت است از معرفی یک هلال ژئوپولیتیک که از ایران آغاز می‌شود، عراق و سوریه را در بر می‌گیرد و به حزب‌‌الله در لبنان و حماس در فلسطین پایان می‌یابد. این محور بر آن است تا با ریشه‌کن کردن تشیع! همه آنچه را مشکلات خاورمیانه می‌خواند یک جا حل نماید و اسراییل را از خطر سقوط رهایی بخشد. بر همین اساس است که جرج بوش رییس جمهور امریکا در آخرین موضع‌گیری‌اش در جنگ لبنان، ایران و سوریه را متهم به حمایت نظامی از حزب‌الله می‌کند تا افکار عمومی جهان را از حمایت‌های نظامی امریکا و اروپا از اسراییل منحرف سازد، سیاستی که نخ‌نما شده و در هیچ بازاری خریدار ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات