اگر چه سخنان محمد حسین صفار هرندی در مورد سابقه تحزب در ایران، نخستین موضعگیری دولتمردان نهم در مورد احزاب نیست، اما این سخنان از یک زاویه، جدید تلقی میشود. وزیر ارشاد دولت احمدینژاد ضمن طرح این ادعا که «در کشور ما تحزب، تجربه موفقی نبوده است» خواستار ایفای نقش این نهاد توسط تشکیلات دیگری همچون روحانیت و بسیج شد.
در مورد دیدگاه سران دولت نهم نسبت به احزاب و تحزب و نیز سخنان اخیر وزیر ارشاد چند نکته قابل تامل وجود دارد:
1- دولتمردان نهم باید مشخص کنند معیار آنها برای عدم موفقیت تحزب در ایران چیست؟ زیرا حتی اگر کسی بتواند عدم موفقیت احزاب را ثابت کند نمیتوان این امر را نشانه عدم موفقیت تحزب دانست. البته شاید اصولا توقع موفقیت احزاب در کشور ما چندان منطقی نباشد.
زیرا از یک سو دسترسی اکثر احزاب- بخصوص احزاب دور از قدرت- به رسانههای موثر با دشواریهایی روبهرو است، رسانه ملی نیز هیچگاه نتوانسته است فضای عادلانه برای بهرهگیری مساوی احزاب از این امکان فراهم نماید. دسترسی به تریبونهای بزرگ- که همه آنها الزاما پرنفوذ نیستند- نیز معمولا برای برخی گروهها و گرایشهای سیاسی با سهولت بیشتری انجام میشود. از سوی دیگر، اتهام افکنی در برابر کسانی که سخنی غیر از سخن رسمی و یا سخن مورد پسند بعضی از گروههای سیاسی میگویند، نیز سکه رایج است. مهمتر از همه اینها، اصرار عدهای برحقانیت خود و طرد سایر دیدگاهها بدون تعریف استاندارد و مبانی خاص است.
همین وضعیت باعث شده است که در سالهای گذشته، اظهارنظر پیرامون یک موضوع واحد، با واکنشهای کاملا متفاوت مواجه شده است. بارزترین نمونه در این زمینه مذاکره یا رابطه با امریکاست. هرگاه اصلاحطلبان کلامی بر زبان میآوردند که احتمال مذاکره با آمریکا از آن استنباط میشد بلافاصله ماشین اتهام افکنی جناح مقابل فعال میشد اما آنگاه که از میان طیف محافظهکاران کسانی مذاکره با شیطان در قعرجهنم را مباح دانست تا ثابت کند مذاکره با آمریکا بلا اشکال است، قبح و حرمت این موضوع از بین رفت و حتی یکی از ریشسفیدان جناح محافظهکاران از « ورق زدن دفتر مخاصمه و نگارش در صفحه جدید از دفتر روابط تهران و واشنگتن» سخن گفت. این وضعیت نشان میدهد که حوزه اظهارنظر پیرامون مسائل مهم نیز به صورت عادلانه در میان احزاب توزیع نشده است. در چنین شرایطی، شاید توقع پاگرفتن احزاب نیرومند و موفق، چندان منطقی نباشد.
2- حتی اگر کسی عدم موفقیت احزاب را بپذیرد، نمیتوان آن را دلیلی بر عدم موفقیت تحزب و تلاش برای جایگزینی نهادهای اجماعی به جای احزاب دانست. شاید ارائه یک مثال، به خوبی نشان دهد که تحلیل وزیر ارشاد تا چه حد از دقت و قابلیت اتکا به دور است. از ابتدای تشکیل دولت نهم و حتی ماهها قبل از آن، بسیاری از دولتمردان فعلی، ادعاهایی در مورد ناکامیهای سیاسی، عقیدتی، اقتصادی و فرهنگی دولتهای تشکیل شده پس از انقلاب سخن گفتند.
رئیس جمهور و همکاران او بارها از گستردگی مفاسد اقتصادی در دولتهای گذشته سخن گفتهاند، یک وزیر دولت نهم نیز مدعی حاکمیت انفعال بر سیاست خارجی ایران در دو دهه گذشته شده است. البته یکسال و اندی قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 روزنامهای که وزیر فعلی ارشاد از مدیران آن بود نیز مدعی شد در دوران پس از انقلاب جز در دوره چندماهه مسئولیت شهید رجایی، هیچگاه کشور بر اساس روش اصولگرایی اداره نشده است.
از سوی دیگر بسیاری از صاحبنظران با گرایشهای گوناگون سیاسی، دلایل گوناگونی ارائه میکنند که به ادعای آنها عدم موفقیت دولت نهم در عرصههای سیاسی، اقتصادی و بینالمللی را ثابت میکند. تلفیق ادعاهای دولتمردان نهم در مورد اسلاف آنها و انتقادات فراوان نسبت به عملکرد دولت نهم، این تلقی را ایجاد خواهد کرد که قوه مجریه کشور در بیست و چند سال گذشته، تجربه موفقی نداشته است. با این شرایط، آیا وزیر ارشاد اجازه میدهد که کسی بگوید چون دولتها در سالهای اخیر تجربه موفقی نداشتهاند باید نهاد دولت منحل و وظایف آن به دستگاههای دیگر- مثلا هیاتهای مذهبی- واگذار شود؟! بدون تردید نه عدم موفقیت یک دولت مجوزی برای تعطیلی نهاد دولت است و نه عدم موفقیت احزاب- آن هم به زعم کسانی که از ابتدا دیدگاه خوبی نسبت به تحزب نداشتهاند- دلیلی بر واگذاری نقش آنها به سایر تشکلهاست؛ بخصوص تشکلهایی که به لحاظ سوابق و وظایف، نمیتوانند جای خالی احزاب را پر کنند و ورود آنها به این حوزه، کار ویژه خود آنها را نیز زیر سوال خواهد برد.
3- برخلاف نظر وزیر ارشاد و برخی همکاران او، تحزب یکی از ضرورتهای اصلی این کشور است. اگر احزاب قوی و موثر در این کشور وجود داشت و رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و سایر مناصب انتخابی، برنامههای خود را در قالب احزاب ارائه میکردند، بدون تردید امروز همان احزاب پاسخگوی عدم تحقق و عدهها بودند و مردم نیز تکلیف خود را با احزاب حامی رئیس جمهور و نمایندگان مجلس میدانستند؛ ضمن آنکه وعدههایی همچون آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم، دعوت شهردار به جلسه هیات دولت، تشکیل ژاپن اسلامی، تثبیت قیمتها، عدم استفاده از ذخیره ارزی برای امور جاری، مقابله با مافیای نفتی و ... به راحتی تکذیب نمیشد و شاید اصلا این وعدهها مطرح نمیگردید.
اکنون که اظهارات وزیر ارشاد، واکنش تقریبا یکسان وابستگان به گرایشهای مختلف سیاسی را برانگیخته است شاید بهترین کار، تجدیدنظر دولتمردان نهم در دیدگاه خود نسبت به تحزب و احزاب باشد.