مهدی علیخانی
در منطقه خاورمیانه، لبنان کشور پیچیدهای است و اقوام، طوایف و گرایشهای دینی گوناگون را در خود جای داده است و با وجود آن که در زمره واحدهای مستقل سیاسی جهان عرب به شمار میآید. تنوع زبانی در آن به وفور مشاهده میشود.
موقعیت خاص ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاص این کشور، آن را در کانون توجه کشورهای خاورمیانه و همچنین غرب قرار داده است و از طرفی مرز مشترک 70مایلی در جنوب با سرزمینهای اشغالی و رویاروییهایی حزبالله لبنان با رژیم اشغالگر قدس، باعث شده است تا همواره تحولات این منطقه با حساسیت پیگیری شود و بحران در لبنان، تاثیر بسزایی بر تحولات خاورمیانه داشته باشد. چرا که به خاطر ظهور بازیگر قدرتمندی به نام حزبالله لبنان، برای اولینبار در تاریخ نبرد اعراب و اسرائیل، افسانه شکستناپذیری ارتش صهیونیستی فرو ریخت و معادلات منطقه تغییر کرد.
اشغال لبنان
رژیم صهیونیستی از دهه 70 به بعد، 4عملیات اصلی را در لبنان به اجرا درآورده است:
- عملیات صلح برای الجلیل(1982)،
- عملیات لیطانی(1978)،
- عملیات تسویه حساب (1993)،
- عملیات خوشههای خشم (1996).
در این میان حمله اسرائیل به لبنان در ژوئن 1982، بیتردید در بسیج سیاسی و نظامی جامعه شیعیان بودند تاثیر بسزایی داشته است و از این رهگذر، تجارب ارزشمندی را نصیب این گروهها کرد. جرقههای تشکیل مقاومت اسلامی در برابر اشغالگران از همین زمان، به وجود میآید.
در این راستا، گروههای شیعه که عمدتا در شهر بعلبک مستقر شده بودند، توانستند تشکیلات واحدی ایجاد کنند. این سیاسی شدن و متشکل شدن مجموعههای مقاومت شیعی در نهایت بستر لازم را برای تولد جنبش حزبالله لبنان فراهم کرد. اولین ثمرات مقاومت،3روز پس از تهاجم اسرائیل آشکار شد. پس از حملات سال 1982 صهیونیستها با کمک امریکا توانستند فالانزیستهای لبنان را بصورت یک دولت وابسته بر سر کار بیاورند که طی قرارداد صلح فالانژها با رژیم صهیونیستی، جنوب لبنان در اختیار گشتیهای صهیونیست قرار گرفت و این تا سال 2000 ادامه داشت.
شکلگیری حزبالله
با آغاز حرکت امام موسی صدر، تعداد زیادی از جوانان از احزاب ملی و چپ به حرکت المحرومین و جنبش امل پیوستند. اما با از دست دادن 2 رهبر اصلی این جنبش (امام موسیصدر و شهید مصطفیچمران) جنبش امل، توانایی حفظ وحدت و یکپارچگی نیروهایش را از دست داد.
از طرفی چرخش ایدئولوژیک برخی عناصر سیاسی امل از مذهب شیعه به سمت حرکت سیاسی لائیک، انگیزه جوانان شیعی را برای پیوستن به صفوف مجاهدین تقویت کرد.
جالب آنکه، همان جوانانی که در سالهای اولیه مقاومت اسلامی و نیز در سالهای بعد به صفوف مجاهدان پیوستند. پس از ظهور اندیشه جدید مقاومت اسلامی، حزبالله را تشکیل دادند.
مجموعههای متفرق اسلامگرا که بعلبک را پایگاه خود قرار داده بودند بدرستی دریافتند که در شرایط حاضر تنها راه نجات، حفظ وحدت و یکپارچگی است.
آنها در تاثیرپذیری از دیدگاههای سیاسی امام خمینی(ره) و در اعتقاد به ضرورت مقابله با اسرائیل با یکدیگر وحدت نظر داشتند. از این رو به این نتیجه رسیدند در شرایطی که ظرفیت لازم برای مبارزه با دشمن خارجی در دیگر احزاب و سازمانهای سیاسی وجود ندارد، باید با بهرهگیری از تجارب انقلاب اسلامی ایران به فکر ایجاد تشکیلاتی متناسب با وضعیت جاری خود باشند.
در این راستا، در 6ژانویه 1984، مقاومت اسلامی در لبنان با صدور اولین بیانیه نظامی با امضای مقاومت اسلامی، اعلام موجودیت کرد. در واقع نیاز حزبالله به حضور سیاسی باعث شد مقاومت اسلامی به شکل مستقل و رسمی به فعالیت خود ادامه دهد. در این زمان، حزبالله سعی در گسترش و همهگیر کردن مقاومت داشت و میخواست شبکههای کوچک مقاومت را به خود جذب کند: بنابراین پس از مدتی توانست بعد از بعلبک در بیروت و مناطق جنوبی لبنان، حضور فعال پیدا کند.
این امر باعث شد حزب الله بدون واهمه لو رفتن، حجم عملیات نظامی علیه ارتش اسرائیل در جنوب را افزایش دهد.
سرانجام فشارهای نظامی حزبالله در طول سالهای 1983و 1984، رژیم اسرائیل را واداشت تا در 14ژانویه 1985، تصمیم به عقب نشینی بگیرد. این عقبنشینی به سمت باریکه کمربند امنیتی از فوریه1985 آغاز میشود و اسرائیل، اولین شکست رسمی خود را تجربه میکند.
نگرانی مقامات اسرائیل پس از این پیروزی، به خاطر ترس از گسترش روش مبارزاتی حزبالله میان مسلمانان نوار غزه و کرانه غربی رود اردن، روند فزایندهای به خود گرفت.
اما اتفاق مهمی در این زمان رخ داد و با به دست آوردن رسمیت مقاومت علیه اشغالگری در جریان جنگ 1996، حزبالله توانست با تجدید و تثبیت حضور خود در پارلمان، از جنبه سیاسی نیز رسمیت پیدا کند.
پس از پیروزی حزبالله در جنگ 1996 و تبدیل شدن مقاومت به خواست ملی در میان کلیه طوائف مذهبی لبنان، موفقیتهای فزاینده دیگری در سطح داخلی و منطقهای از آن حزبالله شد که حاکی از دوران اقتدار کامل این حزب است.
خدمت رسانی در عرصههای اجتماعی، یکی دیگر از شاخههای فعالیت حزبالله بود. از طرف دیگر، روابط حزبالله با دولت از زمان امیل لحود روبه بهبودی گذاشت.
در پی نزدیکی دولت و حزبالله، مزدوران آنتوان لحد 3ژوئن 1999، به فرمان ارتش اسرائیل از جزین در جنوب لبنان به صورت یکجانبه عقبنشینی کردند. روند عقبنشینی تحت فشار حزبالله و افکار داخلی اسرائیل به گونهای بود که یکی از محورهای مبارزات انتخاباتی نخستوزیران اسرائیل در سال 1999 را شامل میشد. ایهود باراک، تنها رقیب نتانیاهو در مبارزه انتخاباتی وعده داده بود در صورت پیروزی، ارتش اسرائیل را در خلال یک سال از جنوب لبنان خارج کند وی پس از پیروزی خود، زمان عقبنشینی را حداکثر تا پیش از هفتم جولای 2000 مشخص کرد.
نهایتا در بامداد 24می 2000 (مطابق با 4 خرداد1379) ارتش اسرائیل به یکباره و به صورت کاملا ناگهانی اقدام به تخلیه کلیه مواضع خود در جنوب لبنان کرد و دولت لبنان بعد از آن ، 25می2000 را روز مقاومت و آزادسازی اعلام نمود.
اما مهمترین دستاوردها و پیامد این عقبنشینی عبارت بود از:
- شکست ارتش اسطورهای اسرائیل
- پذیرش حزبالله به عنوان نماد مقاومت در داخل و خارج و به ویژه د رسطح کشورهای عربی و اسلامی و تاثیر سریع آن بر انتفاضه مردم فلسطین
از این پس حزبالله با حفظ استراتژی مقاومت، استراتژیهای سیاسی را نیز در پیش گرفت و به بازگیری فعال در لبنان و منطقه تبدیل شد و در پی آن با بدستگیری بخشی از کابینه لبنان نقش سیاسی خود را تثبیت کرد.
آنچه مبرهن است، حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان تحت لوای به اسارت گرفتن دو نظامی این رژیم توسط حزبالله لبنان، پروسهای بلندمدت برای جلوگیری از رسمیت سیاسی روزافزون حزبالله است. در این راستا، اسرائیل مشخصا با حمله گسترده به تاسیسات و زیر ساختهای جنوب لبنان، سعی دارد حضور و ارتباطات نظامی حزبالله را در این منطقه کاهش دهد.