مجید مختاری
« ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقموا تننزل علیهم الملئکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا باالجنه التی کنتم توعدون » (فصلت-30)
سی و سه شبانه روز مقاومت خالصانه و شجاعانه مردان و زنان حزبالله در جنوب لبنان و پیروزی چشمگیر آنها در مقابل دشمن متجاوز صهیونیستی پدیده عظیمی بود که درک و فهم آن در جهان امروز مستلزم تحقیقات گسترده دانشمندان حوزههای مختلف بویژه در عرصه فرهنگ، سیاست و نظامیگری است و خود میتواند تحولات مهمی را در نظریههای رایج ایجاد نماید؛ اما نظر به اینکه آنچه رخ داد گامی بود در مسیر آرمانهای نهضت اسلامی معاصر مبنی بر محو نظام امپریالیسم غرب و برافراشتن پرچم اسلام در عرصه جهانی شایسته است آموزههای این مقطع برای آینده نهضت مورد توجه و بررسی خاص قرار گیرد که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم؛
1- مهمترین عامل موفقیت حزبالله که اعجاب جهانیان را برانگیخت نیروی ایمان، از خود گذشتگی و شهادتطلبی پیشگامان مقاومت بود که از صدر اسلام تاکنون همواره از اساسیترین عوامل پیروزی بوده و در آینده نیز مسلمانان جر با اتکال بر قدرت لایزال الهی و تقویت ایمان دینی و اعتقاد به نظام پاداش و جزای اخروی به جایگاه شایسته خود دست نخواهند یافت.
2- برنامهریزی دقیق و پیشبینی یعنی اقدامات دشمن و بهرهمندی از آخرین دستاوردهای علمی و فنآوریهای نوین برای مواجهه با آن موضوع مهمی است که لازم است مورد توجه ویژه جنبشهای اسلامی قرار گیرد چه اینکه هر چند ما با قالبهای غربی مخالفیم اما جایگزینی جز با شناسایی دقیق آنها و در مواقعی استفاده عملی از آنها میسر نمیباشد و تنها در دوران پس از فروپاشی غرب است که میتوان تغییرات اساسی در ابزارها و شیوههای غالب آنها ایجاد نمود.
3- اگر چه بیتردید جمهوری اسلامی ایران مهمترین حامی حزبالله بوده و بویژه قبل از شروع تجاوزات دشمن کارنامه مثبتی از انجام وظایف خود در خصوص پشتیبانی از نیروهای مقاومت اسلامی خصوصا در لبنان ارائه داده است اما برخی افراد و بعضا گروهها برای مثال با تئوریسازیهای مسموم مبنی بر تفکیک گمراهکننده انقلاب اسلامی از جمهوریاسلامی کوشیدند راحتطلبی و انحراف خود را از آرمانهای اصیل و انقلاب توجیه نمایند که هوشیاری لازم در این خصوص امری ضروری است.
4- سران غالب کشورهای غربی و اسلامی متاسفانه در این مقطع مواضع و عملکرد بسیار ضعیفی در دفاع از حیثیت و اراضی مسلمانان از خود ارائه دادند و به رغم شور و شعور مردمی موجود در این کشورها بار دیگر مستقیم یا غیرمستقیم مطابق منافع دشمنان غربی اقدام کردند و این مهم بار دیگر ما را در پیروی از رهنمودهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی(ره) در مورد لزوم سرنگونی برخی از نظامهای موجود در کشورهای اسلامی مصممتر میسازد صمن اینکه در برخی دیگر از این کشورها همچنان امکان پیمودن روشهای مسالمتآمیز و انتخاباتی برای تغییر کارگزاران وجود داشته و دگرگونیهای بنیادین در ساختار سیاسی آنها فوریت ندارد.
5- رژیم صهیونیستی بعنوان دارنده یکی از به اصطلاح مدرنترین ارتشهای جهان در نبرد حدود یکماهه با حزبالله ناتوانی خود و دروغین بودن تبلیغات رسانههای صهیونیستی را در مورد شکستناپذیری این ارتش آشکار ساخت و اینک جوانان مسلمان و عدالت گستران جهان با اعتماد بهنفس بالاتری برای ریشهکنی این غده سرطانی برنامهریزی و اقدام مینمایند.
6- حضور فرماندهان و کارشناسان ارشد آمریکایی در منطقه و حمایت آشکار سیاسی، تسلیحاتی آن کشور از رژیم غاصب صهیونیستی نشان داد که محور شرارتها برضد جهان اسلام آمریکاست و این کشور در پیگیری اهداف شیطانی خود هیچ خط قرمز و قاعدهای را رعایت نمیکند، از اینرو در طراحیهای آتی لازم است ایالات و شهرهای مختلف آمریکا از جمله واشنگتن جهت اقدامات تلافیجویانه مورد توجه نهضت مقاومت اسلامی قرار گیرد.
7- سازمانهای بینالمللی و کشورهای اروپایی رویکرد جانبدارانه و وابستگی خود را به نظام سلطه آشکار ساختند و قطعنامه 1701 شورای امنیت نیز تنها پس از ناکامی رژیم صهیونیستی در صحنه نبرد با لبنان و به منظور دفاع از این رژیم صادر شد (هر چند تاکید آن بر قطعنامه 1559 همچون خود آن قطعنامه درخواستی واهی است) به هر حال ضمن اینکه در میان مدت شایسته است از تمام ظرفیتهای موجود در عرصه بینالمللی استفاده شود باید توجه داشت که در برنامههای بلندمدت تحولات اساسی در خود آن سازمان نیز باید در دستور کار نهضت جهانی عدالت اسلامی قرار گیرد.