مقدمه:

«کوزوو» از استان هاى صربستان کنونى و جزو یوگسلاوى سابق این روزها درصدر اخبار تحولات جهانى قرار گرفته است. البته این منطقه -که عمدتا مسلمان‌نشین است- در دهه ۱۹۹۰ و در پى بحران بالکان نیز در راس مهم‌ترین وقایع بین‌المللى قرار داشت. اکنون کوزوو دیگر نمى‌خواهد تحت سلطه و حاکمیت صرب‌هاى نژادپرست قرار داشته باشد و به همین دلیل، به رغم مخالفت شدید و تهدیدات مقامات صرب، مسئولان کوزوو اخیرا به طور یکجانبه اعلام استقلال کردند اما خشونت‌ها و درگیرى‌هایى که در طى چند روز اخیر در صربستان در پى این مساله به وقوع پیوسته است، بحران بالکان در دهه ۱۹۹۰را در اذهان تداعى مى‌کند به طورى که بوى یک بحران دیگر، در این منطقه به مشام مى‌رسد. آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخى دیگر از کشورهاى اروپایى از استقلال کوزوو حمایت کرده‌اند اما دولت صربستان و روسیه به شدت با آن مخالفند و روسیه پیش از این نیز در خصوص استقلال کوزوو هشدار داده بود. در عین حال صربستان نیز اعلام کرده بود حاضر است برخى امتیازات دیگر به کوزوو بدهد تا مسئولان این استان تقاضاى استقلال از صربستان را مطرح نکنند. اما به نظر مى‌رسد این وعده‌ها و تهدیدها کارساز نشد و مقامات کوزوو، خواسته چندین ساله خود را که اعلام استقلال بود- البته به طور یکجانبه- تحقق بخشیدند. این نوشتار نگاهى دارد به وضعیت کوزوو از گذشته تا امروز و پیامدهایى که اعلام یکجانبه استقلال این منطقه ممکن است به همراه داشته باشد.

"> نگاهى به پیامدهاى استقلال کوزوو
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۳۷۸۳۳
پس لرزه هاى فروپاشى یوگسلاوى

نگاهى به پیامدهاى استقلال کوزوو

مقدمه:

«کوزوو» از استان هاى صربستان کنونى و جزو یوگسلاوى سابق این روزها درصدر اخبار تحولات جهانى قرار گرفته است. البته این منطقه -که عمدتا مسلمان‌نشین است- در دهه ۱۹۹۰ و در پى بحران بالکان نیز در راس مهم‌ترین وقایع بین‌المللى قرار داشت. اکنون کوزوو دیگر نمى‌خواهد تحت سلطه و حاکمیت صرب‌هاى نژادپرست قرار داشته باشد و به همین دلیل، به رغم مخالفت شدید و تهدیدات مقامات صرب، مسئولان کوزوو اخیرا به طور یکجانبه اعلام استقلال کردند اما خشونت‌ها و درگیرى‌هایى که در طى چند روز اخیر در صربستان در پى این مساله به وقوع پیوسته است، بحران بالکان در دهه ۱۹۹۰را در اذهان تداعى مى‌کند به طورى که بوى یک بحران دیگر، در این منطقه به مشام مى‌رسد. آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخى دیگر از کشورهاى اروپایى از استقلال کوزوو حمایت کرده‌اند اما دولت صربستان و روسیه به شدت با آن مخالفند و روسیه پیش از این نیز در خصوص استقلال کوزوو هشدار داده بود. در عین حال صربستان نیز اعلام کرده بود حاضر است برخى امتیازات دیگر به کوزوو بدهد تا مسئولان این استان تقاضاى استقلال از صربستان را مطرح نکنند. اما به نظر مى‌رسد این وعده‌ها و تهدیدها کارساز نشد و مقامات کوزوو، خواسته چندین ساله خود را که اعلام استقلال بود- البته به طور یکجانبه- تحقق بخشیدند. این نوشتار نگاهى دارد به وضعیت کوزوو از گذشته تا امروز و پیامدهایى که اعلام یکجانبه استقلال این منطقه ممکن است به همراه داشته باشد.


کشورهای حوزه بالکان مانند مقدونیه و مونته‌نگرو نیز زندگی می‌کنند. تاریخ تمدن کوزوو به دوران باستان و هزاره دوم پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. نژاد نخستین ساکنان کوزوو از اقوام «آیلیوین» است که قدیمی‌ترین قوم در این منطقه می‌باشد و از هزاران سال قبل در بالکان به سر برده‌اند. در قرن ششم تا هفتم میلادی، اقوام اسلاو وارد این سرزمین شدند. موضوع تقدم و تاخر در ورود آلبانی‌تبارها و اسلوها به این منطقه در قرون گذشته یک مساله مهم در مناقشات میان جوامع یاد شده بوده است. آلبانیایی‌تبارها کوزوو معتقدند نخستین قومی بوده‌اند که در این منطقه اسکان گزیده‌اند و صرب‌های کوزوو نیز که از نژاد اسلاو می‌باشند بر این باورند که کوزوو همیشه یک سرزمین صرب‌نشین بوده است. در قرن 14 میلادی، کوزوو مرکز امپراتوری صرب‌ها محسوب می‌شد تا این که در سال 1389 میلادی با تسلط نیروهای امپراتوری عثمانی بر این منطقه، امپراتوری مقتدر صرب، قدرت خود را بر سرزمین کوزوو از دست داد.

در همین سال بود که شاهزاده صرب به نام «شاه لازار» برای بیرون کردن امپراتوری عثمانی در راس نیرویی متشکل از صرب‌ها، کروات‌ها و آلبانیایی‌تبارها در برابر ارتش قدرتمند امپراتوری عثمانی به جنگ بزرگ و خونینی پرداخت که در تاریخ به نام «نبرد کوزوو» به ثبت رسیده است. این جنگ گرچه با شکست نیروهای شاه لازار که یکی از حکمرانان بزرگ و شجاع صربستان به شمار می‌رفت همراه بود، اما از وی در تاریخ صربستان و بالکان به عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌شود که توانست خسارات زیادی برای امپراتوری عثمانی به بار آورد. صحبت از ایجاد کشوری به نام آلبانی، در سال 1878 میلادی در کنگره برلین مطرح شد و در کنفرانس لندن در سال 1912 رسما به عنوان یک کشور مستقل در جهان مورد تایید قرار گرفت. این موضوع را شاید بتوان نقطه شروع بحران‌های کنونی در کوزوو و درگیری میان صرب‌ها و آلبانیایی‌تبارها در این منطقه از بالکان تلقی کرد. این اجلاس که در پی دومین جنگ بالکان در قرن بیستم تشکیل شد، به نوعی پایان بخش حضور نیروهای امپراتوری عثمانی در بالکان بود. در این اجلاس سرزمین‌های آلبانیایی‌نشین به گونه‌ای میان آلبانی و صربستان تقسیم شد. از گذشته‌های دور، دولت صربستان و بلگراد همواره کوزوو را بخشی از این کشور می‌دانسته‌اند و درمقابل، آلبانیایی‌تبارهای کوزوو این استان را بخش جدا‌شده‌ای از ملیت آلبانی تلقی می‌کرده‌اند. کوزوو به دلیل ساختار جغرافیایی، قومی، ملی و ژئوپلتیکی، ویژگی خاصی به موقعیت استراتژیک بالکان داده است. احساسات ملی‌گرایی شدید در میان ملت صرب و ملی‌گرایی افراطی کروات‌ها، اندیشه ایجاد بلغارستان بزرگ و یا آلبانی بزرگ از جمله عوامل تاثیرگذار و نقش‌آفرین در به وجود آوردن بحران‌های این منطقه از جمله ایده صربستان بزرگ در بالکان بوده است. الحاق کوزوو به صربستان در سال 1913 و تشکیل نظام سلطنتی مشترک صرب‌ها، کروات‌ها و اسلاوها سبب خشم آلبانیایی‌تبارها شد. تنها پنج سال پس از تاسیس نظام سلطنتی یعنی در سال 1918، درگیری‌های قومی صرب‌ها و آلبانیایی‌تبارهای کوزوو آغاز شد. با نادیده گرفتن حقوق آلبانیایی‌تبارها کوزوو از سوی حکومت مرکزی صربستان و انتظارات آلبانیایی‌تبارها برای حاکمیت بر این استان، درگیری‌ها و اختلافات میان صرب‌ها و آلبانیایی‌تبارهای کوزوو عمیق‌تر شد. حکومت سلطنتی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلاوها که دارای خصوصیات مشترک فرهنگی و اجتماعی می‌باشند، حق آموزش و داشتن مطبوعات به زبان آلبانیایی را از ساکنان آلبانیایی‌تبار کوزوو گرفتند. ادامه سیاست‌های خصمانه حکومت سلطنتی صرب‌ها علیه آلبانیایی‌تبارهای کوزوو منجر به بروز احساسات شدید میان قوم آلبانیایی‌تبار علیه صرب‌ها شد. پس از حمله آلمان نازی و ایتالیا به صربستان در سال 1941 و سقوط رژیم سلطنتی صربستان در همین سال، آلبانیایی‌تبارهای کوزوو به کشور آلبانی پیوستند که در آن زمان در اشغال نیروهای ایتالیایی قرار داشت. در پی وقوع جنگ جهانی دوم، حزب کمونیست یوگسلاوی به رهبری «تیتو» در نشست محرمانه‌ای با مقامات آلبانی در یونان در دسامبر 1943، در خصوص استراتژی و برنامه‌های معینی به توافق رسید.

حزب کمونیست یوگسلاوی متعهد شد که آلبانیایی‌تبارهای کوزوو را در صف مبارزان پارتیزان که علیه نیروهای نازی و ایتالیایی مبارزه می‌کرده‌اند بپذیرد و فدراسیونی از کشورهای مختلف بالکان از جمله آلبانی و بلغارستان تشکیل دهد. یوگسلاوی در سال 1945 که در اشغال نیروهای اروپایی بود به وسیله پارتیزان‌های مارشال تیتو آزاد شد. تیتو که تلاش می‌کرد منازعات منطقه بالکان را به گونه‌ای تفاهم‌آمیز حل و فصل کند، در سال 1946 به صورت رسمی «جمهوری فدراتیو سوسیالیستی یوگسلاوی» متشکل از 6 جمهوری و 2 استان خودمختار را تاسیس کرد و خود در راس آن قرار گرفت. 6 جمهوری شامل صربستان، اسلوونی، بوسنی و هرزگوین، مقدونیه، کرواسی و مونته‌نگرو و دو استان خودمختار نیز شامل «ووی‌وودینا» در شمال و «کوزوو» در جنوب بود. تمامی جمهوری‌های یوگسلاوی سابق در دوران جنگ‌های بالکان در دهه 1990 و پس از آن به استقلال رسیدند که آخرین آن‌ها مونته‌نگرو بود. تحلیلگران سیاسی معتقدند که جدا شدن استان کوزوو از صربستان و استقلال آن، مرحله‌ای دیگر از فروپاشی یوگسلاوی سابق است. براساس طرح‌های گذشته قرار بود آلبانی به همراه کوزوو به یکی از بخش‌های جمهوری فدراتیو سوسیالیستی یوگسلاوی بدل شود اما این امر عملی نشد. دولت مرکزی یوگسلاوی نیز در آن زمان نگران وضعیت استان کوزوو در جمهوری صربستان بود و از حرکت‌های جدایی‌طلبانه در این استان که در حال گسترش بود ابراز نگرانی می‌کرد. این نگرانی به ویژه پس از تیرگی روابط تیتو و استالین رهبران یوگسلاوی و شوروی سابق در سال 1948 به اوج خود رسید. «انور خوجه» رهبر آن زمان آلبانی با استفاده از تیرگی روابط بلگراد و مسکو توانست خود را از قید یوگسلاوی رها کند و به این ترتیب طرح تشکیل فدراسیون بزرگ بالکان برای همیشه به فراموشی سپرده شد.

آلبانی‌تبارهای کوزوو از سال 1968 به بعد، به گونه‌ای خواستار اختیارات بیشتری برای اداره این منطقه از صربستان و تمرکززدایی بیشتر شدند. آن‌ها در آن زمان اصرار داشتند که کوزوو باید به صورت جمهوری مستقل در نظام فدراسیون یوگسلاوی سابق همانند 6 جمهوری دیگر به رسمیت شناخته شود. تداوم مبارزات آلبانی‌تبارهای کوزوو برای دستیابی به جمهوری مستقل موجب شد که پارلمان محلی این استان در سال 1989 با تصویب بیانیه‌ای جمهوری مستقل کوزوو را اعلام کند. در واکنش به این اقدام، پارلمان صربستان سه روز بعد بیانیه پارلمان کوزوو مبنی بر استقلال این استان را باطل و غیرقانونی اعلام کرد. پس از این رخداد سیاسی، نمایندگان پارلمان کوزوو قانون اساسی جدیدی را برای نظام سیاسی خود یعنی جمهوری کوزوو به تصویب رساندند. پارلمان صربستان نیز سه هفته پس از این ماجرا، قانون جدید صربستان را به تصویب رساند که براساس آن خودمختاری کوزوو باطل اعلام شد و یک خودمختاری محدود در چارچوب قانون اساسی جدید صربستان برای کوزوو در نظر گرفته شد که با مخالفت رهبران سیاسی و دولتی کوزوو مواجهه گشت. این اقدام، آغازی دیگر برای بحرانی‌تر شدن وضعیت سیاسی در کوزوو و حکومت مرکزی در صربستان بود. آلبانی‌تبارهای کوزوو در آن زمان تصمیم گرفتند که تمامی انتخابات محلی، پارلمانی و ریاست جمهوری در سطح جمهوری صربستان و دولت فدرال یوگسلاوی سابق را تحریم کنند. احزاب آلبانی‌تبار کوزوو در ژوئن 1992 به رغم مخالفت بلگراد، انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی را در استان خودمختار جنوب صربستان برگزار کردند. اگرچه این اقدام در تضاد با دیدگاه بلگراد محسوب می‌شد اما کمیسیون انتخابات محلی در کوزوو براساس نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، «ابراهیم روگووا» رهبر بزرگترین حزب سیاسی در کوزوو را با کسب 90 درصد آرای رای‌دهندگان به عنوان رییس‌جمهوری منتخب استان کوزوو معرفی کرد. به رغم مخالفت صربستان با روگووا و عدم شناسایی رسمی او به عنوان رییس‌جمهوری کوزوو از سوی دولت بلگراد، رژیم بلگراد در بمباران صربستان توسط ناتو در سال 1999 که 78 روز طول کشید، با وی به عنوان تنها نماینده قانونی کوزوو برای دست یافتن به تفاهمی میان صرب‌ها و آلبانی‌تبارها مذاکره کرد.

روگووا در نخستین مراحل مذاکرات کوزوو و صربستان که با میانجی‌گری جامعه بین‌الملل همراه بود، به علت بیماری درگذشت و در یک انتخابات دموکراتیک «فاتمیر سیدیو» به ریاست جمهوری کوزوو برگزیده شد. سیدیو در نوامبر سال گذشته میلادی برای دومین بار به عنوان رییس‌جمهوری کوزوو برگزیده شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات