* آیا انجمن صنفی روزنامهنگاران با توجه به ساختار فعلی اجتماعی و سیاسی ایران میتواند در دفاع از حقوق این صنف در برابر حوزه دولت و حکومت موثر و موفق باشد؟
** درجامعهای که نهادهای مدنی فعال و موثر باشند، طبعاً انجمن روزنامهنگاران از نهادهای قوی اجتماعی است، اما روشن است که ساختار سیاسی ایران چنین وضعی را بر نمیتابد و انجمن صنفی هم جایگاه شایستهای در دفاع از حقوق روزنامهنگاران نمیتواند داشته باشد، این کار مستلزم حمایت همه جانبه روزنامهنگاران از اقدامات انجمن است که آن نیز به دلایل متعدد در حد مطلوب و حتی حداقل نیز رخ نمیدهد.
* انجمن صنفی روزنامهنگاران چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا بتواند در برابر صاحبان رسانه و کارفرمایان از حقوق روزنامهنگاران حمایتی موثر و جدی داشته باشد؟
** انجمن وقتی میتواند در برابر کارفرما نقش موثری ایفا کند که همه روزنامهنگاران در کنار انجمن متحد باشند، اما روشن است که پراکندگی روزنامهنگاران که به دلایل متعدد رخ داده، انجمن را در برابر کارفرما چندان موثر نکرده است. توجه کنیم که انجمن چیزی جز اعضای آن نیست. در واقع اگر اعضا در برابر کارفرمایان اقدام کنند، این کار از طریق انجمن انجام میشود، نه اینکه اعضا به خانه خود بروند و انجمن را به امان خود رها کنند. همانطور که قوم موسی(ع) به او گفت تو و خدایت به جنگ بروید!
* تعبیر سیاسی کاری انجمن صنفی که از سوی برخی مطرح میشود تا چه حدی واقعی و درست است؟
** تعبیر سیاسی کاری تعریف دقیقی نیست. طبعاً وجود انجمن هر امری سیاسی است، چه رسد به دفاع از روزنامهنگاران یا آزادی مطبوعات و مخالفت با بستن مطبوعات که دهها برابر سیاسی محسوب میشود.
* با توجه به فضای کنونی، آیا حضور در این انجمن و تقویت آن موثر است؟
** قطعاً چنین حضوری نه تنها موثر بلکه لازم است.
* با بیان این نظر، پس چگونه میشود اعضا را برای حضور در نشستها و جلسات تشکیلاتی انجمن صنفی توجیه و ترغیب کرد؟
** به نظر من روزنامهنگاری که نسبت به وجود نهادی برآمده از اراده خودش بیتفاوت باشد یا اهمیت آن را درک نکند، قطعاً نمیتواند در فعل و وظیفه روزنامهنگاری خود موفق باشد. چنین روزنامهنگاری را با دم مسیحایی هم نمیتوان زنده و ترغیب به این کار کرد. پیامد مثبت چنین مشارکتی برای روزنامهنگاران آگاه بینیاز از آن است که بنده توضیحی دهم.