دکتر مسعود روغنی زنجانی
همزمانی ورود من (در اواخر 62) به سازمان برنامه و بودجه با مراحل نهایی کار برنامه 5 ساله توسعه جمهوری اسلامی باعث شد که به نحوی از نزدیک با اندیشههای دستاندرکاران و طراحان این برنامه آشنا شوم. قبل از ورود به سازمان برنامه و بودجه از طرف جناب آقای میرحسین موسوی نخستوزیر محترم وقت در کمیسیون شورای اقتصاد شرکت میکردم به همین دلیل کم و بیش با تحلیلهای اقتصادی آن دوره که از طرف سازمان برنامه و بودجه ارائه میگردید آشنا میشدم. در آن دوره دیدگاه حاکم بر اقتصاد کشور دیدگاه رادیکال بود و به دلایل مختلف دولت نقش اصلی را در عرصههای گوناگون اقتصادی ایفا میکرد به همین دلیل سیاست کنترل شدید اقتصاد از جمله کنترل اداری تخصیص منابع و قیمت از محوریترین سیاستهای آن دوره تلقی میشد. من از مدافعین این سیاست بودم و از آن دفاع میکردم. مثلا تثبیت نرخ ارز در آن دوره و سیاستهای مربوط به آن یکی از سیاست اصلی بود که دولت آن را دنبال میکرد اما در سازمان برنامه کارشناسانی این سیاست را نفی میکردند منجمله دکتر ذاکر شهرک که یکی از اعضای تیم تهیهکنندگان برنامه اول بود. روزی ایشان به دانشکده اقتصاد (مدرسه عالی بازرگانی سابق) آمد و با اینجانب و گروهی از اساتید از جمله دکتر مجتهد معایب سیاست کنترل قیمت ارز به بحث گذاشتند. لذا قبل از پذیرش سمت معاونت سازمان برنامه و بودجه تا حدودی با دیدگاههای افرادی که برنامه پنج ساله را تنظیم کرده بودند آشنا بودم ولی هیچ وقت از نزدیک آنها را ندیده و نمیشناختم. با ورود به سازمان برنامه با چهره اصلی یکی از طراحان اصلی برنامه از نزدیک آشنا شدم و او کسی جز دکتر محمد طبیبیان نبود. به دلیل اینکه برنامه تهیه شده که به ناچار آن را برنامه صفر مینامم با جمعبندی روسای قوای وقت مسکوت ماند به تدریج طراحان اصلی این برنامه با تغییر و تحول در سازمان برنامه و بودجه، آنجا را ترک کردند. از آن مقطع یعنی از سال 1363 تا 1366 تلاش کردم با تعدادی از کارشناسان برنامه و بودجه که در زمینه برنامهریزی دارای تجربه بوده و تقریباً همه آنها در فرآیند تنظیم برنامه صفر مشارکت کرده بودند ولی به تفکر توسعه اقتصاد مبتنی بر بازار نقد داشته و با بعضی دیدگاههای طراحان برنامه صفر اختلاف نظر داشتند نسبت به اصلاح و تعدیل برنامه صفر و ارائه سیاستهای جدید با تفکر این گروه اقدام کنم. نتیجه این کار تدوین لایجه «اهداف و راهبردهای کلی و بلندمدت جمهوری اسلامی و راهبردهای مرحله زمینهساز و تجهیز در جمهوری اسلامی» شد. به رغم اینکه در کمیسیون خاص در مجلس به تصویب رسید اما نتوانست راهگشای عملی مسائل کلیدی شود که کشور با آن روبهرو بود. چرا که بخشی از آن عمدتاً بازنویسی اصولی از قانون اساسی به شکل جدید و برخی دیگر خواستار رفع مشکلات موجود به صورت کلی شده بود به نحوی که میتوان در حال حاضر نیز بسیاری از آنها را تکرار کرد. مهمتر از آن عدم ارائه تئوری مشخص و در تدوین این سیاستها ایجاد سازگاری سیاستهای مختلف پیشنهادی و ارائه راهحلهای عملی یکی از نقاط ضعف آن سند بود سازمان برنامه نمیتواند به دولت و مجلس بدون توجه به راه حل مشخص و بدون مبانی تئوریک صرفاً حرفهای کلی را ارائه دهد. مثلاً گزارههای کلی مانند این که فقر را باید از بین برد یا اینکه نظام آموزشی کشور باید دگرگون شود را مطرح کند. این شعارهای کلی نمیتوانست راهگشایی برای این امور باشد. به هرحال این در حالی بود که در آن مقطع کشور درگیر مسائل عدیدهای بود که دولت را با بحرانهای متعددی روبهرو میکرد: بحران جنگ، حوزه اقتصادی را به شدت تحت فشار قرارداده بود و منابع موجود کشور امکان هیچ حرکتی حتی نگهداشت سطح موجود را نمیداد. تورم، کسر بودجه، بیکاری، کمبود منابع ارزی، تحریم بینالمللی، ساختار معیوب و گسترده نظام اداری، ضعف بخش خصوصی، قوانین ضد و نقیض و… همچنان دولت را در اداره کشور تحت فشار قرار میداد. به عنوان مسئول سازمان برنامه و بودجه بین سالهای66-63یعنی حدود چهار سال در بدترین شرایط اقتصادی کشور برای تدوین راهکارهایی برای برون رفت از این مشکلات با همکاری نیروهایی با تفکر غیر از اقتصاد بازار تلاش کردم. به تدریج و از نزدیک نقطه ضعفهای این اندیشه را متوجه شده و همزمان با عدم کارایی سیاستهای اقتصاد مبتنی بر دولت محوری را تجربه کردم. این تفکر با برداشتهای سنتی از عدالت و خودکفایی و دولت که محصول دوران جنگ سرد بود و بدون توجه به تحولات نوین در عرصه جهانی و بدون پشتوانه نظری نوین و با توجه به تحولات نوین در عرصه جهانی که آبستن تحولات جدید در عرصههای مختلف اقتصادی و بلوک بندی تجاری و سیاسی بود به ارائه دیدگاههای خود میپرداخت. چیزی که همیشه با برخورد با کارشناسان تکیه میکردم ارائه راه حلهای عملی با توجه به مبنای علمی بود و در این زمینه با صاحبان اندیشه رادیکال کمتر به نتیجه میرسیدم و لذا مسائل در حد کلیات و به صورت شعار باقی میماند. همزمان با گروه دیگری که با تکیه به مبانی اقتصاد بازار نسبت به مسائل کشور تحلیل داده و راهحلهای مشخصی را ارائه میداد نیز کار میکردم. حاصل چهار سال کار با دو جریان فکری و تجربههای سیاستهای موجود، این بود که اصولاً برای حل مشکلات اقتصاد کشور و برون رفت از آن و ورود به جرگه کشورهای توسعه یافته راهی جز سازماندهی اقتصاد حول مالکیت مردم و حق آزادی و انتخاب انسانها به جای سازماندهی حول مالکیت دولتی و رجحانهای سیاسی دولتمردان و ماشین عظیم اداری دولتی وجود ندارد. اقتصاد بازار با همه ایراداتی که ممکن است به آن وارد باشد، مثلاً زمان بر بودن ایجاد تعادل در اقتصاد به دلایل مختلف، هزینه آن برای رشد و توسعه کشور، به مراتب کمتر از دخالتهای گسترده دولت است که همراه با محدود کردن حقوق و آزادی انتخاب در عرصه اقتصادی است. این جمعبندی من حاصل بحثهای کارشناسی و اجرایی و حضور در مراحل مختلف تصمیمگیری و مشاهده آثار تصمیمات اتخاذ شده بود. اما نقش دو عزیز در این جمعبندی برای من همیشه ماندنی خواهدبود: یکی دکتر محمد طبیبیان و دیگری دکتر مسعود نیلی. این دو حق بزرگی در روشنگری آثار نامطلوب سیاستهای دولتگرایی و تسلط دولت بر منابع اقتصاد بر عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور دارند.
به اقتضای مسئولیتی که داشتم قاعدتاً با خصوصیات بسیاری از کارشناسان در حوزههای مختلف آشنا هستم اما از خصوصیات یک کارشناس خوب که بیش از همه برایم مهم و تعیینکننده بوده و هست و احترام من را به این دسته افراد برمیانگیزد یکی تسلط فنی بر موضوع و ارائه راهحل مشخص و معین برای آن و دوم پایبندی به اخلاق حرفهای است. این دو خصوصیت در مورد کارشناسان سازمان برنامه باید جامعالاطراف بودن را هم اضافه کرد. به دلیل جایگاهی که دارند نمیتوانند مانند یک کارشناس دستگاه اجرایی نظر بدهند چون باید ملاحظات دیگری همانند سیاستهای کلی و رابطه موضوع مطروحه با سایر موضوعات را نیز مدنظر قرار دهند. لذا وقتی موضوع از طرف دولت و رئیس دولت به سازمان برنامه و بودجه ارجاع میشود با نگاه جامع باید نظر روشن و مشخصی ارائه شود. حرفهای کلی و مبهم، مثل مبارزه با گرانی و بیکاری و خودکفایی و هزار مشکلات ریز و درشت ممکن است مصرف روزنامهای و تحریک عاطفی و عوام پسندانهای داشته باشد اما به دور از فضاهای علمی و کارشناسی مشکلات همچنان باقی خواهد ماند و پیچیدهتر هم خواهد شد. دکتر طبیبیان از نظر سه خصوصیت فوق از برجستگان است. او شخصیتی است که کسی نمیتواند از تواناییهای علمی و تحقیقی او چشم پوشی نماید. بینش علمی او و خدمات شایانی که ایشان در عرصه علم اقتصاد در ایران کرده است قابل انکار نیست. او با نوشتن چندین کتاب و دهها مقاله سعی کرده است که به محیطهای علمی و اجرایی کشور نشان دهد که با دستاوردهای علمی بشر در علم اقتصاد میتوان برای اقتصاد ایران راه پیدا کرد. بسیاری تلاش میکنند که نظریات اقتصاد را با شرایط ایران تطبیق دهند و ایشان یکی از بازیگران اصلی این صحنه است. و بر خلاف روال رایج وقتی کتاب اقتصاد کلان را نوشت تمام مثالهای او تقریبا از ایران است. به دلیل تسلط به مبانی نظری و آشنایی عمیق با اقتصاد ایران راهحلهایی که ایشان میداد همیشه مورد توجه قرار میگرفت. اگر هم در مواردی از آن عبور میشد بعدها درستی اندیشه آن اثبات میشد. دکتر طبیبیان کاملاً پایبند به اخلاق حرفهای بوده و اصول و مبانی فکری خود را با هیچ چیزی معامله و معاوضه نمیکند و هزینه آن را نیز پرداخته است. در آن دوران گروهی به سیاستهای اقتصاد بازار در برنامههای توسعه تاخته و آن را عامل ضایع شدن حقوق مردم محروم معرفی کردهاند اما بعضی از آنها آنگاه که منافع شخصی ایشان اقتضا کرد سیاست انحصاری تولیدکنندگان بزرگ را توجیه کرده و با آنها کنار آمدند. و اخلاق حرفهای را زیر پا گذاشتند. پرهیز از شعار و خردگرایی و خردورزی درتحلیل و موضعگیری او مشهود است. مردم گرایی، مردم سالاری و... شعارهای خوبی هستند اما چگونگی تحقق آن مهم است. تجویز سیاستهایی که منجر به راه افتادن ماشین غول پیکر دولت در جادهای میشود که هیچ جایی برای عبور و انتخاب مسیر سایر ماشینها وجود ندارد و اگر داشته باشد بدون مجوز او و به دنبال او امکانپذیر نخواهد بود چه جایی برای مردم سالاری میماند. وقتی برنامه اول و دوم طراحی شد جو شدیدی علیه سیاستهای اقتصاد بازار با انواع اتهامات به طرف سازمان و افرادی همچون دکتر طبیییان سرازیر شد. حتی برخی دوستان نا آشنا با عمق این سیاستها، به تندی به آن تاختند بعدها اما دیر متوجه شدند که هر گونه اصلاحات بدون اصلاحات در حوزه اقتصادی امکانپذیر نیست، گرچه هزینه مطرح کردن ضرورت پیروی از اقتصاد بازار پرادخته شد. اما برای افرادی چون دکتر طبیییان آنچه مهم است این است که بسیاری در کشور درحال حاضر در مراکز علمی، سطوح مختلف مدیریتی که در آن دوره مخالف آن سیاستها بودند به نحوی که به این دیدگاهها معتقد شدهاند. دیگر آن نقدها خبری نیست بلکه تحلیلها و نقدها محتوا و شکل دیگری پیدا کرده است و مصداق این امر در برنامه چهارم منعکس است، لذا به قول ایشان کار بزرگی بود که انجام گرفت.
برای اینکه با زوایای فکری او آشنا شویم به چند نمونهکار ایشان اشاره میکنیم. در دولت جناب آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به اینکه مکانیسم بازار فعال میشد میبایستی حقوق مصرفکننده در چنین فضایی باز تعریف شود لذا ایشان مامور شد که لایحه حمایت از حقوق مصرفکنندگان را طراحی و تنظیم کند. نگاهی به این لایحه نشان میدهد که او حقوق مردم در این عرصه را چگونه میبیند. از دیدگاه او حق مصرفکننده در این نیست که یک دستگاه دولتی به وکالت از او با تمایل سازمانی و مدیریتی آن حق او را بگیرد بلکه این حقی است که باید در جامعه نهادینه شد و از طریق نهادهای مدنی و مردمی دنبال شود. او انحصاراتدولتی، خصوصی در عرصههای مختلف تجاری، صنعتی، خدماتی و عدم پخش اطلاعات صحیح و شفاف را از موارد ضایع کننده حقوق مصرفکنندگان میداند. این لایحه بعد از تصویب در دولت جناب آقای هاشمی در کمیسیون بازرگانی مجلس مسکوت ماند. کار دیگر ایشان روی توزیع درآمد فقر است که کار بسیار عمیقی انجام گرفته است و نشان از حساسیت ایشان به این موضوع و دنبال کردن آن برای ارائه راه حل برای طبقات محروم است.
از مسائلی که در آن دوره شروع شده و بعدها شدت گرفت بحث درآمدهای باد آورده بود. گرچه این موضوع به یک جریان سیاسی برای مخالفت با سیاستهای آزادسازی تبدیل شده بود اما دکتر طبیبیان با نوشتن مقاله در مورد رانت نشان داد که سیاستهای غلط خود دولت در زمینه تثبیت قیمتها با هدف کمک به مردم منشاء چنین درآمدهایی بوده و باعث ایجاد درآمدهای نجومی برای افراد رانتجو میشود. لذا نباید برای مقابله با افراد رانتجو سیاست اشتباه دولت در تثبیت قیمتها و ایجاد و حفظ انحصارات و مقررات مخدوش کننده را تکرار و عمیقتر کنیم. بعداً موضوع رانت اقتصادی نشان میدهد که در سایر زمینهها نیز دستی بر آتش دارد. بعد از پایان تلاش شبانه روزی برای تنظیم برنامه دوم توسعه پنج ساله برای ادامه کار معلمی و تحقیق در موسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه مستقر شد. در این دوره از زندگی خود خدماتی علمی و پژوهشی شایانی انجام داد و با همکاران خود نقش مهمی در انجام مطالعات مبنایی تنظیم برنامه سوم بازی کرد. ولی بیتدبیری تصمیمگیران باعث شد که عمر این موسسه نیز با همه دستاوردهای علمی و پژوهشی کوتاه شد. او فردی ثابت قدم در افکار و اندیشههای علمی است و فردی است که نه تنها در افکار اقتصادی در مورد تاریخ ایران و تاریخ تفکر اقتصادی مطالعات عمیقی داشته و به خواندن آثار بزرگان علم در زمینههای مختلف عشق میورزد و در نهایت او در عرصه علم اقتصاد و اقتصاد ایران فردی همیشه به یاد ماندنی است.