تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۹  ، 
کد خبر : ۳۷۹۰۶
نگاهى به رویدادهاى مهم اتحادیه اروپایى در سال گذشته

اختلاف و رکود در قلمرو اروپا


شتاب و شمار رخدادها در اروپا در سال ۱۳۸۶ شمسى به اندازه اى زیاد و گوناگون بود که انسان را در تهیه چکیده اى از مهمترین رویدادهاى این سال دچار مشکل مى سازد. به هر روى، در نگاهى گذرا به اروپا در سالى که گذشت، موارد زیر بارزتر به نظر مى رسند:

 الف- تعارضات سیاسى

۱- اختلافات غرب با روسیه

پارسال، نشانه هاى آغاز نوعى جنگ سرد در اروپا مشاهده شد که یادآور جنگ سرد مشهورشرق و غرب بود. تلاش آمریکا براى گسترش پایگاه هاى موشکى ناتو به شرق اروپا، از جمله استقرار پایگاه هاى موشکى در کشورهاى لهستان و رومانى، یکى از موارد آشکار بروز نوعى جنگ سرد در اروپا بود. روسیه که از نظر سیاسى و مالى در روزهاى قدرت خود به سر مى برد، مدت هاست گسترش ناتو به مرزهاى خود را تهدید تلقى مى کند. حمایت اتحادیه اروپا از استقلال کوزوو از صربستان نیز که در نهایت به استقلال کوزوو منجر شد، از دیگر اختلافات روسیه با اتحادیه اروپا و آمریکا به حساب مى آید.

در پى مسموم شدن و مرگ یکى از مأموران سابق سازمان جاسوسى روسیه در لندن به نام الکساندر لیتویننکو، دولت انگلیس سازمان امنیت روسیه را مسئول قتل وى دانست و موجب شد پوتین، رئیس‌جمهور دولت وقت روسیه، به تلافى اخراج دیپلمات هاى روسى از لندن، علاوه بر بستن دفاتر شوراى بریتانیا در شهرهاى کشورش، تبلیغات علیه انگلیس را شدت بخشد. دولت پوتین براى نمایش خشم خود از اقدامات ناتو، مخالفت خود را با اقدامات آمریکا و اتحادیه اروپا آشکارتر ساخت و ضمن آزمایش بمب ها و موشک هاى جدید، تهدید کرد قرارداد کاهش سلاح هاى قاره پیما را لغو خواهد کرد.

۲- اختلافات درونى غرب

علاوه بر اختلافات جمعى غرب با روسیه، اختلافاتى نیز در بین کشورهاى اروپایى و یا اروپایى با آمریکا ملاحظه شد که در ادامه، به مهمترین آن ها اشاره مى شود.

اختلافات بین آمریکا و کشورهاى متحدش در اروپا

 به عنوان مثال، بین دولت آمریکا و یا کشورهاى عضو اتحادیه اروپا درباره چگونگى رفتار با روسیه، اختلاف وجود داشت زیرا برخلاف آمریکا، اروپاییان به شدت به نفت و گاز روسیه وابسته اند و مایلند از تحریک این کشور براى ایجاد تنش و آغاز جنگ سردى دیگر، پیشگیرى کنند.

برنامه‌هاى هسته اى جمهورى اسلامى ایران، از دیگر موارد اختلاف نظر آمریکا با اروپا محسوب مى شود. در حالى که کشورهاى اروپایى مایلند از راه مذاکره بدون پیش شرط و از طریق دیپلماسى، اختلافات با جمهورى اسلامى ایران را کاهش دهند، دولت بوش کماکان در پى تحریم و افزایش فشار بر ایران است تا به اهداف خود برسد. در دوران نخست‌وزیرى تونى بلر، نخست‌وزیر پیشین انگلیس که پیروى بى قید و شرط از بوش را برگزیده بود، انگلیس در اتحادیه اروپا منزوى به حساب مى آمد و به نوشته ایندیپندنت، در اجلاس رهبران اتحادیه اروپا در بروکسل که در اول تیرماه پارسال برگزار شد، این انزوا کاملاً مشاهده مى شد. شاید به همین علت، گوردون براون، جانشین بلر تلاش کرد از اقدامات بوش علیه ایران فاصله بگیرد و میزبانى جلسات گروه اعضاى کشورهاى عضو دائم شوراى امنیت و آلمان، براى هماهنگى تصمیم ها علیه برنامه هاى هسته اى و نیز تدوین پیش نویس قطعنامه، از لندن به برلین و پاریس منتقل شد.

از موارد اختلاف در بین اروپائیان و آمریکا همچنین مى توان درباره اعزام نیروهاى نظامى بیشتر توسط کشورهاى عضو پیمان کشورهاى آتلانتیک شمالى، ناتو به افغانستان، نام برد زیرا با این که آمریکا مجدانه تلاش مى کرد اعضاى عضو ناتو، شمار نظامیان شان را در افغانستان افزایش دهند، هیچ یک از کشورهاى عضو، موافقت نکردند و دامنه اختلاف نظر به سال جدید کشیده شد.

۳- اختلافات در بین کشورهاى اروپایى

مخالفت شمارى از کشورهاى اتحادیه اروپا، از جمله فرانسه با پیوستن ترکیه به این اتحادیه، از مشکلات سیاسى درونى اروپا در سال گذشته به حساب آمد. اگرچه مخالفت ها با عضویت کشور اسلامى ترکیه به عنوان اولین کشور اسلامى در اتحادیه اروپا، پیشینه دار است، روى کار آمدن دولت اسلامى در ترکیه، وحشت مخالفان را مضاعف کرد. در حالى که مخالفان عضویت ترکیه، به نقش و کمک این کشور در رویارویى با تروریسم نیازمندند. زمانى که درباره عضویت این کشور در اتحادیه بحث مى شود، نمى توانند خشم خود را پنهان سازند. حملات ارتش ترکیه در سال گذشته به شمال عراق نیز که در تعقیب کردهاى مخالف دولت صورت مى گرفت، از دیگر علل مخالفت اتحادیه اروپا با دولت ترکیه به شمار مى رفت.

پس از رد شدن قانون اساسى پیشنهادى اتحادیه اروپا در کشورهاى هلند و فرانسه، کشورهاى عضو تصمیم گرفتند با تغییراتى، این قانون را با نامى دیگر، به تأیید ۲۷ دولت عضو برسانند. اصلاحات قانون اساسى واحد براى اتحادیه اروپا بویژه در امورى همچون ریاست دوره اى، پرچم و یا سرود مشترک اتحادیه اروپا به نتیجه نرسید اما کلیات این اصلاحات بالاخره پارسال مورد توافق مقامات کشورهاى عضو قرار گرفت و باید از طریق همه پرسى یا تأیید در مجالس کشورهاى اروپایى، به تصویب برسد.

پارسال، ماه عسل روابط سیاسى فرانسه و آلمان نیز به پایان رسید و زیاده خواهى هاى آنجلا مرکل و نیکولا سارکوزى موجب شد پس از چندین سال روابط نزدیک دو کشور، نشانگان گسست یکپارچگى آلمان و فرانسه آشکار شود. اگرچه با روى کار آمدن مرکل، صدراعظم آلمان و سارکوزى، رئیس‌جمهور فرانسه، انتظار مى رفت تغییراتى در روابط این دو کشور پر نفوذ و جمعیت اروپایى ملاحظه شود، نبود شمارى از ملاط هاى پیوند دهنده از قبیل مخالفت با جنگ عراق و رقابت با نفوذ آمریکا در جهان، روابط گرم این دو متحد اروپایى را به سردى کشاند. در همین حال، تصمیم هاى زیاده خواهانه اى همچون تمایل فرانسه براى تشکیل مجمعى از کشورهاى حوزه مدیترانه به ریاست این کشور، نقش کاتالیزور را ایفا و اختلافات دو کشور آلمان و فرانسه را دامن زد.

پارسال، نشانه هایى از اختلافات درون کشورى و تضادهاى درونى نیز در کشورهاى اروپایى مشاهده شد که شمارى از آن ها، تازگى داشت. به موارد زیر توجه فرمایید:

امکان دوپارچه شدن بلژیک به علت تشدید اختلافات قومى، از موضوعات قابل توجه پارسال در اروپا بود و شمارى از کارشناسان پیش بینى کردند به علت تعمیق اختلافات آلمانى زبان ها و فرانسوى زبان ها در این کشور، ممکن است از تجزیه بلژیک، دو کشور مستقل متولد شود. روزنامه ایندیپندنت نیز نوشت پایان اتحاد بلژیک، آغاز شده است و انتظار مى رود دو کشور آلمانى زبان و فرانسوى زبان از تجزیه این کشور حاصل شود. در همین حال، در آخرین روز سال گذشته، پنج حزب عمده سیاسى در بلژیک تصمیم گرفتند براى پایان دادن به ۹ماه کشمکش و اختلاف، دولتى ائتلافى تشکیل دهند تا خطر تجزیه این کشور را فعلاً بر طرف سازند.

با پیروزى آلکس سالموند، رهبر حزب ملى اسکاتلند و تصدى مقام وزیر اولى اسکاتلند، تلاش اسکاتلند براى استقلال از انگلیس نیز شدت گرفت. سالموند با شعار استقلال اسکاتلند از انگلیس، توانست به پیروزى برسد و پیش بینى کرده است اسکاتلند را تا سال ۲۰۱۷ میلادى، یعنى تا ۹ سال دیگر، از انگلیس جدا و مستقل سازد. رأى اسکاتلندى ها به حزب ملى اسکاتلند که حمایت از استقلال این منطقه از انگلیس به شمار مى رود، درد کهنه تلاش جمهورى خواهان ایرلند شمالى را در بین انگلیسى ها، به یاد آورد.

ب- کابوس عراق

کابوس جنگ عراق که بسیارى از متحدان اروپایى از قبیل دولت هاى وقت اسپانیا و ایتالیا را به زیر کشیده بود، پارسال به سراغ تونى بلر، نخست‌وزیر انگلیس رفت و بلر را وادار به کناره گیرى کرد. حزب کارگر انگلیس که از نفرت مردم از اشغال عراق و پیروى انگلیس از بوش و جنگ هایش آگاه بود، گوردون براون را بر سر کار آورد و نخست‌وزیر جدید تلاش کرد با دورى جستن از بوش، براى بهبود اوضاع اقتصادى و اجتماعى بکوشد تا خاطره دردناک جنگ هاى افغانستان و عراق را از اذهان بزداید و زمینه را براى انتخابات بعدى آماده سازد. دیگر مقامات اروپایى نیز کوشیدند اشغال افغانستان و عراق را به آمریکا مربوط سازند و آن را رخدادى تاریخى که در گذشته روى داده است، معرفى کنند اما در همان سال، علاوه بر ناامنى ها در پایتخت هاى اروپایى، گذشتن بهاى هر بشکه نفت از ۱۱۰ دلار، گزارش هاى روزانه از کشت و کشتار در نقاط گوناگون افغانستان و عراق و شمار فراوان پناهندگان عراقى به کشورهاى اروپایى نیز اجازه نداد خواب راحت به چشمان اروپاییان راه یابد.

پ- مشکلات اقتصادى

۱- بحران‌هاى درونى

در سالى که گذشت، همراه با بالا رفتن بهاى نفت، هزینه هاى زندگى اعم از قیمت انرژى، مواد غذایى و مالیات ها افزایش یافت و تورم نیز بیشتر شد. در اواخر سال پیش شمسى، بهاى نفت از ۱۱۱ دلار نیز فراتر رفت، موادغذایى دو برابر میزان تورم در کشورهاى اتحادیه اروپا، گرانتر شد و افزایش مالیات ها، به عنوان یکى از راه هاى جبران کسرى بودجه، مورد استفاده دولت ها قرار گرفت. علاوه بر آن، پیش بینى رشد اقتصادى در منطقه پول واحد اروپایى، یورو، کاهش یافت و به کمتر از دو درصد بالغ شد. نشانه هاى رکود اقتصادى، از قبیل کاهش فروش محصولات، کاهش تولید کالاها و افزایش بیکارى، در همه کشورهاى قاره سبز آشکار شد. بازار مسکن در اسپانیا که بیش از ده سال کاملاً رونق داشت، با بحران مواجه شد. مطالعات کارشناسان بخش مسکن اسپانیا نشان داد افزایش قروض مردم، کاهش تولید، بالا رفتن میزان تورم، کمبود شدید بودجه دولت، کاهش قدرت رقابت بخش مسکن و توقع غیر واقعى از بخش صنعت اسپانیا براى رشد دادن اقتصاد کشور، چشم انداز سختى را در سال آینده نوید مى دهد. سرمایه گذاران به جاى سرمایه گذارى در اتحادیه اروپا، به کشورهاى چین، روسیه و اروپاى شرقى توجه نشان دادند.

۲- بحران‌هاى وارداتى

علاوه بر مشکلات اقتصادى دولت هاى اروپایى، سرایت بحران اقتصادى آمریکا به دیگر نقاط جهان از جمله به اروپا، مزید بر مشکلات اقتصادى اروپا شد. اختلالات اقتصادى آمریکا، ابتدا با بحران در پرداخت وام و اعتبارات بانکى آغاز شد و به سرعت به بخش مسکن گسترش یافت. در ادامه، بانک ها دچار مشکلات مالى شدند و ناگهان همه بازارهاى سهام در سراسر جهان، از جمله اروپا، متلاطم شدند. براى پیشگیرى از گسترده شدن دامنه این بحران، بانک فدرال آمریکا، شوک درمانى را پى گرفت و در پنج مرحله، سه درصد از میزان بهره بانکى کاست اما هراس درباره حضور همزمان رکود و تورم در اقتصاد آمریکا، کماکان اروپایى ها و البته دیگر ساکنان کره زمین را نگران ساخته است. بهره بانکى در آمریکا از ۵/۲۵ صدم درصد در تیر ماه، به ۲/۲۵ صدم درصد در اسفند ماه رسید تا بلکه بتوان از رکود اقتصادى بیشتر پیشگیرى کرد. ادامه وضعیت نامناسب اقتصادى آمریکا، موجب کاهش ارزش برابرى دلار و پوند در برابر دیگر ارزها شد که شمارى از کارشناسان، آن را سقوط ارزش دلار نامیدند. کاهش ارزش دلار و پوند، ضمن کاستن از بهاى منازل در آمریکا و انگلیس، سرمایه گذاران را به دیگر بخش هاى قابل اعتماد از قبیل نفت و طلا سوق داد و در نتیجه، بهاى هر بشکه نفت به بیش از ۱۱۱ دلار و هر اونس طلا به بیش از هزار دلار رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات