تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۷۹۳۴

دیپلماسى تقسیم منافع در عراق


محمد بخشنده
هرچه زمان مى گذرد فاصله واقعیات صحنه جنگ عراق با تصورات و پیش بینى رهبران این نزاع بیشتر مى شود. حوادث خونین این روزهاى عراق که از پایتخت شروع شد و اکنون به عمق بزرگترین مرکز نفت خیز این کشور در جنوب، بصره، رسیده است گواهى دیگر بر نادرستى پیش بینى خوشبینانه جورج بوش است که آخرین بار گفته بود : درست است این جنگ دشوار است اما دائمى و بى پایان نیست.
این همه کشمکش خونین در بصره، بغداد و موصل چه مفهوم دیگرى غیر از «پایدارى روند جنگ» دارد. همه شبکه هاى ۱۷ گانه شورش و ترور در مرکز و جنوب عراق فعالیت هاى انتحارى خویش را دوباره از سر گرفته اند. کافى است که به شمار عملیات هایى که در یک ماه فروردین صد ها زن ومرد عراقى را به خاک وخون کشیده نگاه شود.
شواهد براى اثبات این که عراقى هاى بى پناه سال ۸۷ را نیز در هواى سربى جنگ سپرى خواهند کرد فراوان است. بخشى از این شواهد را مى توان در دستورکارهاى همین اجلاس پر طمطراق کویت جست وجوکرد که نام نشست جهانى براى آینده عراق برآن نهاده شده است. در این اجلاس از همه چیز سخن به میان آمده جز عقب نشینى آمریکا و پایان اشغال عراق. در حالى که بسیارى از مدعوین اجلاس خود از پشتیبانان اصلى شورش هاى لجام گسیخته عراق هستند هیچ نشانه اى از عقب نشینى در مواضع خویش نشان ندادند.
بخش دیگر شواهد مربوط به «تداوم جنگ» را باید در گزارشى دید که در آستانه اجلاس جهانى عراق از سوى دو مقام مسئول آمریکا در بغداد ارائه شد، رایان کراکر و ژنرال پترائوس نتیجه گیرى گزارش خویش را به این جمله مزین کردند که «حالا زمان رفتن از عراق نیست» یا « تصمیم به خروج زودهنگام ارتش ۱۶۰ هزار نفرى پنتاگون ، مخاطرات جدى براى امنیت ومنافع ایالات متحده در منطقه به بار مى آورد».
این سخنان و همچنین اعلام این که شمار نیروهاى آمریکایى تغییر نمى کند گویاى این واقعیت بود که حتى فشار افکارعمومى و چالش هاى کنگره نیز بر تصمیم بوش براى بازگرداندن نیروهاى بیشترى از عراق تأثیر نداشته است. با این اوضاع تصمیم فرمانده جنگ یعنى ژنرال پترائوس براى گرفتن مهلت ۴۵روزه نیز فقط تاکتیکى براى حفظ نیروهاى آمریکا در عراق است.
بنابراین بسیار خوشبینانه است اگر کسى تصور کند که آمریکا پس از این همه هزینه انسانى، مالى و روانى و قرار گرفتن در بدترین اوضاع این جنگ، به همین راحتى از عراق خارج شود. اگر قرار باشد راهبرد هاى بلند مدت آمریکا در جهان که مشمول تغییرات انتخاباتى نمى شود برشمرده شود بدون تردید حضور در عراق در صدر این موارد قرار دارد.
بنابراین چشم اندازهاى کشور آشوب زده عراق در سال جدید هر اندازه هم مبهم باشد اما دورنماى سیاست آمریکا در این کانون بحران بسیار شفاف است و رایس در سفر تازه خود به منطقه ابعاد این سیاست آمریکا را کاملاً روشن کرد گویى اجلاس کویت فرصتى گرانبها براى رئیس دیپلماسى آمریکا بود که در آن کوشید رأى مثبت طرف هاى عربى را براى اقدامات تازه آمریکا جلب کند.
 طرح مشروعیت بخشى حضور آمریکا
مسئله اصلى درباره سیاست کنونى آمریکا در عراق این است که سیاستگذاران کاخ سفید دراین برهه که تنها ۸ ماه از عمر دولت بوش باقیمانده اولویت اصلى خویش را بر چه پایه اى قرار داده اند.
به این پرسش از دو منظر پاسخ داده شده است :
برخى بر این باورند که جناح نومحافظه کاران نظر به شرایط انتخاباتى در اندیشه کسب یک پیروزى نسبى در میدان جنگ هستند تا از این طریق جبهه رقابتى نامزد خویش، جان مک کین را در برابر حملات حریفان دموکرات مقاوم سازند. این گروه از تحلیلگران به موج حملات ناگهانى آمریکا به مناطق شیعه نشین استناد مى کنند و مى گویند پترائوس با این انگیزه فرمان انهدام پایگاه هاى شبه نظامیان جیش المهدى را صادر کرده است که گمان مى کند «وعده پیروزى زودهنگام نظامى» در این جنگ به راحتى حاصل خواهد شد.
اما گروه دیگرى از ناظران بى آن که آرزوى بوش را براى کسب یک توفیق نظامى به عنوان حسن ختام دوران زمامداریش نفى کنند معتقدند که راهبرد و پروژه جدید آمریکا در عراق بیش از کسب نتیجه نظامى، بر اساس «کسب تضمین هاى سیاسى» استوار شده است. اولویت برنامه هاى کاخ سفید اکنون متوجه یافتن سازوکارهاى سیاسى براى تداوم نقش آمریکا در آینده سیاسى عراق است این دیدگاه که ابتدا از زبان تحلیلگران عربى مطرح شد به نظر مى آید انطباق بیشترى با واقعیات عراق دارد. آمریکا هرچند این روز ها سرگرم عملیات هاى نظامى گسترده براى تضعیف قدرت محله هاى شیعه نشین بغداد و بصره است اما بیش از جبهه نظامى اکنون جبهه دیپلماسى خویش را درزمینه عراق فعال کرده است و هر دو بخش طراحى و اجراى این نقش نوین دیپلماسى را کاندولیزا رایس برعهده گرفته است.
از مجموعه مذاکراتى که رایس در بغداد، کویت و دیگر پایتخت هاى عربى به انجام رساند این نکته را مى توان به روشنى استنباط کرد که واشنگتن حتى ضعف ها و کسریهاى ناکامى نظامى را مى خواهد با یک توفیق دیپلماسى بپوشاند.
نخستین بار خبر چنین عملیات دیپلماتیک را رایان کراکر سفیراین کشور در سنا مطرح کرد. سخنان کراکر در این زمینه بر دو پایه استوار بود اول این که پروژه عراق از حیث سیاسى با وضع بحرانى تر از حوزه نظامى روبه رو است. کراکر در این جلسه آژیر یک خطر بزرگ را براى بوش و رایس به صدا در آورد. او گفت شکاف میان دولت بغداد با طرف هاى عربى و شکاف میان جناح هاى داخل حکومت عراق به بدترین حالت ممکن رسیده است. به این صورت سفیر کهنه کار آمریکا رؤساى خویش را متقاعد کرد چنان که اقدام عاجل براى حل گره هاى سیاسى عراق به عمل نیاورند، بزودى باید در انتظار یک نزاع بزرگترى در عراق باشند.
سخن دیگر کراکر این بود که پیش نیاز مبرم توفیق نظامى در عراق کسب یک موفقیت سیاسى است و اساساً تازمانى که دیپلماسى آمریکا نتواند مجموعه اى از پیمان هاى سیاسى را با جناح هاى قدرت داخل عراق و همسایگان این کشور به انجام رساند اقدامات نظامى همانند ۵ سال گذشته راه به جایى نخواهد برد. کراکر تلویحاً این تجربه ناگوار جنگ پنج ساله را به کاخ سفید گوشزد کرد که یک دلیل نافرجام بودن طرح هاى ارتش آمریکا این بوده که هیچ عقبه پشتیبانى دیپلماسى براى آن وجود نداشته است و تمام پل هاى تفاهم آمریکا با طرف هاى داخل و خارج عراق فروریخت.
بنابراین اگر سفر رایس در فرداى گزارش کراکر اتفاقى مهم دیده شد به این دلیل است که او با نقشه سیاسى جدید در بغداد و کویت حاضر شد.
چنان که از خبرها پیداست فرستاده سیاسى واشنگتن در اجلاس کویت با فرمول جدیدى حاضر شد و آن چیزى جز مشروع ساختن حضور آمریکا در عراق نیست.
بحران مشروعیت و قانونى کردن حضور آمریکا در عراق ام المسائل دولت آمریکا دراداره این بحران بوده است و از شروع این جنگ در ۲۰۰۳ و انتشار نخستین سند توجیه جنگ ( سلاح هاى کشتار جمعى صدام) تاکنون همه تلاش هاى پنتاگون و کاخ سفید صرف یافتن مبانى مشروع سازى این جنگ شده است.
لذا وقتى از تلاش رایس براى رفع بحران مشروعیت حضور آمریکا در عراق سخن به میان مى آید باید مأموریتى تاریخى را در نظر گرفت که از پاول و رامسفلد تا گیتس همگى در پى انجام آن بوده اند. بنابراین مأموریت امروز رایس آخرین گام دولت بوش براى حل مسئله مخالفت دولت ها با این جنگ است .
 فرمول پیشنهادى رایس
فرمولى که اکنون رایس براى جلب رضایت جناح هاى داخل و خارج عراق در پیش گرفته به نظر مى آید مجموعه اى از پیمان ها و توافق ها است که در آن آمریکا در ازاى اعطاى یک سرى امتیازات و تأمین خواسته هاى طرف هاى عراقى و عربى مى کوشد اسباب تضمین وتأیید حضور نظامى خویش را به دست آورد.
در همین راستا توافقنامه اى میان واشنگتن و بغداد براى ادامه حضور نیروهاى آمریکایى در عراق پس از سى و یک دسامبر در جریان است، این طرح به آمریکا اجازه مى دهد عملیات نظامى در عراق داشته باشد و افراد مخالف یا مظنون به مخالفت علیه خویش را تعقیب کند. در این طرح براى شمار نیروهاى آمریکایى در عراق، تسلیحات مورد استفاده آنها، جایگاه حقوقى این نیرو ها و قدرتى که در مقابل شهروند عراقى خواهند داشت، محدودیتى پیش بینى نشده است هدف این توافقنامه دادن چارچوب حقوقى به حضور نیروهاى آمریکایى در عراق است مشابه آنچه که در چند کشور شریک آمریکا در جهان وجود دارد. رایس و دستیارانش با این طرح در واقع باب مخالفت کنگره و دموکرات ها با مشروعیت جنگ عراق را نیز مى بندند چرا که به گفته رایان کراکر این توافقنامه دست دولت بعدى را باز گذاشته است.
این طرح متأسفانه با همراهى گروهى از سیاستمداران لیبرال عراق نیزهمراه شده است آنها مدعى اند که این توافقنامه تأیید محکمى بر حاکمیت عراق است زیرا این کشور را نیز برابر با دیگر متحدان آمریکا قرار مى دهد. اما در سوى دیگر آمریکا براى جلب رضایت اعراب یک سرى پیمان ها و معاملات سیاسى را پیشنهاد کرده است و رایس با همین دستور کار به کویت رفت.
رایس یارى گرفتن از اعراب را یکى از راه هاى تضمین حضور خویش درآینده عرا ق مى بیند.
این گونه است که وى از کشورهاى عربى مى خواهد که از اعتبارشان بیشتر در عراق مایه بگذارند بویژه با گشودن سفارتخانه در بغداد تا به عراقى ها نشان دهند که نگاه آنان تغییر کرده است.
البته براى اعرابى که معتقدند آمریکا با این جنگ توازن قدرت در خاورمیانه را براى همیشه به زیان اعراب به هم ریخت و آنها را از حوزه سیاسى بغداد دور نگه داشت، دشوار است که بخواهند وارد معرکه آشتى در عراق شوند. گذشته از این موضع کشورهاى عرب در این باره واحد نیست. برخى کشورهاى متحد آمریکا مانند مصر، اردن و عربستان ائتلاف مثلثى بر ضد دولت عراق دارند همانطور که در نشست اخیر سران عرب مشاهده شد. به اعتقاد کارشناسان این کشور ها هر چند تصمیم ندارند اعتراف کنند مخالف حضور نیروهاى آمریکایى هستند اما عملاً از پشتوانه اصلى شورشیان ضد آمریکایى وضد دولت عراق هستند.
دیدگاه مخالف دیگر متعلق به سوریه است که مشى مقابله در برابر طرح هاى آمریکا را پیش گرفته است. در کنار مخالفت هاى منفعت جویانه اعراب راه حل سومى به نام «نیروى مقاومت» وجود دارد که به دور از زد وبندهاى سیاسى سد راه طرح هاى رایس و بوش بوده است و ضربات و خسارات زیادى به آمریکایى ها وارد کرده است.
به هرحال مهم ترین برگ امتیازى که آمریکا اکنون براى جلب دوستى اعراب در دست گرفته است سرکوب حساب شده شیعیان در بصره و بغداد و تلاش براى حذف جیش المهدى است. رایس براین گمان است که با این اقدام هم حسن نیت دولت بغداد را براى اعراب اثبات خواهد کرد هم نگرانى آنان نسبت به حضور قدرتمند شیعیان در آینده عراق را برطرف خواهد ساخت.
اما آیا به راستى چنین نقشه سیاسى به همین سهولت پیاده خواهد شد .
واقعیت این است که از یک سو جریان صدریون با اهرم نظامى قابل حذف نیست و از سوى دیگر زمان براى چنین پروژه اى بزرگ سپرى شده است چه عراقى ها چه آمریکایى ها پرونده ناکامى تیم بوش در عراق را بسته اند و همچنان که گزارش هاى بسیار حکایت از آن دارد که اعراب منطقه خود را براى دولت جدید کاخ سفید آماده مى کنند ودرست به همین دلیل به طرح معامله جدید رایس پاسخ مثبت نخواهند داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات