بهراد فرهمند
حدود 10 درصد جمعیت مسلمان جهان را شیعیان تشکیل می دهد یعنی قریب 120 میلیون نفر شیعه با فرق مختلف به ویژه دوازده امامی در جهان زندگی میکنند.
اکثریت جمعیت شیعی در پنج کشور ایران 85 تا 90 درصد، عراق 60 تا 65 درصد، آذربایجان 75 درصد، بحرین 75 درصد و لبنان 40 تا 45 درصد مستقر میباشند. در عربستان و پاکستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس نیز شیعیان دارای جمعیت قابل توجهی هستند.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، و استقرار نظام ایدئولوژیک شیعی جمهوری اسلامی، اختلافات بین سنیان و شیعیان تنها در حد عمل به احکام شریعت و یا باورهای قویتر و یا ضعیفتر هر کدام به خاندان پیامبر(ص) بود.
پس از انقلاب اسلامی و احیای اسلام سیاسی یا نگرش شیعی، موجب شد تا حاکمان سنی سرزمینهای اسلامی به ویژه عربی نسبت به قدرتگیری شیعیان احساس خطر کنند، به ویژه آنکه آنان به وضوح دیدند که چگونه شیعه توانست با تکیه به ارزشهای انقلابی خود، نظیر شهادت، ایثار و اعتراض علیه وضع موجود نظام سیاسی چند هزار ساله شاهنشاهی را در ایران سرنگون کند.
این اقدام باعث شد تا انقلاب اسلامی و رهبر کاریزمای آن در میان جماعت اهل سنت در کشورهای مختلف دارای هوادارانی شود که با الگوپذیری از این انقلاب علیه نظامهای مستید حاکم بر کشورهایشان به مبارزه برخیزند.
اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در اواخر دهه 1970 تا اواخر دهه 1980 میلادی شرایطی را به وجود آورد تا کشورهای عرب و مسلما سنی با حمایت از مبارزین افغان و اعراب ستیزهجو که خواهان جهاد با کفار و ملحدین اشغالگر بودند، جنبش افراطی را پایهگذاری نمایند، که بعدها از درون آن دو گروه سلفی مسلک طالبان و القاعده از رحم افغانستان زائیده شوند.
این مبارزان در دوران مبارزه با شوری سابق از طرف دولتهای غربی به ویژه آمریکا مجاهدین راه آزادی خوانده شدند و مورد حمایتهای مستقیم و غیرمستقیم مالی و تسلیحاتی قرارمیگرفتند. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق دیگر چندان منافع غرب را تامین نمیکردند.
پس از حمله عراق به کویت و لشکرکشی آمریکا و متحدینش علیه ارتش بعثی عراق، این مجاهدین به آمریکا و متحدین به منزله نیروهای کفار و صلبییون اشغالگر سرزمینهای اسلامی مینگریستند و رو به عملیات تروریستی و انتحاری علیه آنان آوردند تا سرانجام با وقوع حادثه 11 سپتامبر شرایط به سمتی رفت تا ایالات متحده آمریکا در دوران نومحافظهکاران به بهانه مبارزه جهانی علیه تروریسم و دفاع از امنیت ملی آمریکا به دو کشور افغانستان و عراق حمله و حکومتهای طالبان و بعث عراق را سرنگون کند.
تشکیل دولت عراق با اکثریت شیعی در این کشور زنگ خطری را در کنار گوش سردمداران رژیمهای مستید و ارتجاعی عرب به صدا درآورد.
حضور پر رنگ مرجعیت و علمای شیعه عراق به رهبری حضرت آیتالله سیستانی با درایت و فرزانگی در مسایل سیاسی این کشکر و تحقق روند سیاسی در این سرزمین، عراق را به کانون تقویت ژئوپلیتیک شیعه در خلیج فارس تبدیل کرده است.
جریانات شیعه که قرنها تحت فشار و سلطه اختناقآور حاکمان سنی مذهب بودهاند. اکنون حملات آمریکا و متحدین غربی آن فرصتی طلایی را به وجود آورده تا ضمن احیای شیعیان در عراق موجب شود تا امواج آن سایر جماعت شیعی در کشورهای منطقه را نیز به سهمخواهی وادار نماید.
انتخابات اخیر بحرین علیرغم تخلفات، ناملایمات و فشارهای مختلف، فضای تنفسی بیشتری را برای شیعیان این مجمعالجزایر به وجود آورده است و آنان پس از یک دوره دیگری خشونتآمیز رو به سوی مبارزات مسالمتجویانه و پارلمانتاریستی آوردهاند و فشارهای خود را بر دولت سنی مذهب به منظور رسیدن به منافع خود افزایش دادهاند.
جنگ 33 روز تابستان اخیر میان حزبالله لبنان و ارتش تا دندان مسلح رژیم متجاوز نداشت از سیدحسن نصرالله یک قهرمان ساخت، تا علیرغم میل باطنی حکام عرب مایه افتخار شیعه و سنی شود.
قطعنامه 1701 سازمان ملل که منجر به پایان جنگ مذکور شد، علیت آن تنها خلع سلاح حزبالله و ایجاد نوار حائل به منظور جلوگیری از موشکباران سرزمینهای اشغالی توسط نیروهای مقاومت اسلامی است و از سویی ایجاد دادگاه بینالمللی در دوران پس از جنگ و به محکمه کشیدن متهمان داخلی و خارجی ترورکننده نخستوزیر فقید رفیق حریری دلیل دیگر آتشبس و صدور قطعنامه 1701 میباشد.
امروز حزبالله دولت سنیوره را مهم به خیانت و بیکفایتی میکند و خواهان انحلال این دولت و تشکیل دولت وحدت ملی است.
اما در اصل ناجا شیعیان لبنان به دنبال سهمخواهی بیشتر از حکومت بر لبنان میباشند.
پارلمان فعلی براساس موافقتنامه طائف به صورت مساوی میان مسلمانان و مسیحیان تقسیم میشود. بدین ترتیب در مجموع از 128 کرسی پارلمان 64 کرسی میان شیعیان و سنیها تقسیم میشود.