تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۹  ، 
کد خبر : ۳۸۰۳۷
در سخنرانی آیت‌الله مصباح یزدی مطرح شد:

ویژگی‌های جبهه حق و باطل

اشاره: آیت‌الله مصباح یزدی در تاریخ 25/11/1385 در جمع گروهی از مهندسان دانشگاه امام حسین(ع) سخنرانی کرد. آن چه می‌خوانید، گزیده‌ای از این سخنرانی است.

از آغاز زندگی انسان در روی زمین تاکنون، مبارزه‌ای مستمر میان دو خط مختلف به صورت یک جریان پایدار وجود داشته است که افراد و گروه‌هایش عوض می‌شوند، ولی این دو خط مختلف و متعارض همیشه ثابت بوده و آن جنگ حق و باطل است؛ یک طرف انبیای عظام(ع) و اوصیا و دست پروردگان آن‌ها هستند و طرف دیگر، کسانی که بر سر منافع دنیا با همدیگر مبارزه می‌کنند. این دو خط در امور مختلفی با هم تفاوت دارند؛ از جمله این که افراد جناح حق با یکدیگر اختلاف ندارند، به همدیگر توصیه می‌کنند که به گذشتگان اقتدا و به آیندگان کمک کنند.
خدا از آن‌ها میثاق گرفته است که گذشتگان خود را تصدیق و آیندگان را تکریم و تأیید کنند. اما در جبهه دیگر، با این که همه مخالف حق هستند، خودشان با همدیگر اختلاف دارند! امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه برخورد این‌ها را با یکدیگر به «تکالب» تعبیر می‌فرماید؛ یعنی سگ وار به جان همدیگر افتاده‌اند. در جبهه حق بین طرفداران حق، اختلاف نیست اما در جبهه باطل بین خودشان هم اختلاف است. آنها خودشان خوی درندگی دارند و تصور می‌کنند که جناح حق هم همین خصلت را دارد! برای مثال، کشورهای غربی روزگاری شوروی را دشمن خودشان می‌دانستند، امروز هم وقتی می‌گویند اسلام دشمن ما است، یعنی جانشین شوروی شده! به همان چشمی‌ که به شوروی و اردوی کمونیستی می‌نگریستند، به عالم اسلام نگاه می‌کنند.
برای قرار گرفتن در جبهه حق، توجه به چند نکته لازم است: اول این که انسان باید حق را بشناسد؛ البته ممکن است در این شناخت، اختلاف‌نظرهایی به وجود آید. طبق شواهد تاریخی هم همواره در جبهه حق در جهت شناخت مصادیق حق اختلافهایی وجود داشته است. باید راهی یافت که اختلاف در شناخت حق و مصادیق آن کاهش یابد و راه سر راست‌تر و اطمینان بخش‌تری برای شناخت حقیقت وجود داشته باشد. کم نیستند کسانی که به دنبال حقیقت و سعادتند، ولی مصادیقش را درست نمی‌شناسند و گاهی دوستان واقعی خود را دشمن می‌پندارند.
بزرگ‌ترین دشمن ما برای این مرحله، ابلیس و قبیله او است. او از اول قسم خورده است که همه انسان‌ها را گمراه کند؛ یعنی کار را برایشان مشتبه کند تا حقیقت را نشناسند. مشکل این است که فقط این شیاطین جنی انسان‌ها را گمراه نمی‌کنند بلکه این‌ها ابتدا یک عده شیطان در میان انسان‌ها تربیت می‌کنند و به دست آن‌ها دیگران را فریب می‌دهند. به هر حال مرحله اول این است که ما حقیقت را درست بشناسیم و در مقام شناخت، فریب شیطان را نخوریم.
مرحله دوم مرحله عمل است. این طور نیست که انسان به هر حقیقتی پی برد، حتماً به آن عمل کند. ما انگیزه‌های گوناگونی داریم که میتواند ما را از مسیر حق باز دارد؛ اساس این انگیزه‌ها هم در درون خود انسان قرار دارد: برتری جویی، حسد، غرور، خودبزرگ‌بینی و چیزهای دیگر که همه شما می‌دانید. این‌ها دست‌مایه‌های شیطان است «تِلْکَ الدَّارُ الْاَخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الْأرْضِ وَ لا فَسادا»ً کسانی در جبهه حق قرار می‌گیرند و به سعادت می‌رسند که برتری‌طلب نباشند.
منظور برتری در امور مادی است؛ وگرنه خود حقیقت بر باطل برتری دارد و طالبان حق به این معنا برتری طلب هستند، یعنی می‌خواهند حق که برتر است تحقق پیدا کند. در روایت آمده اگر کسی دوست داشته باشد که بند کفشش بهتر از بند کفش دیگری باشد، جزء کسانی است که خواهان علو هستند! برای ارضای برتری‌طلبی مادی، فسادهایی گسترش می‌یابد: رشوه‌خواری، رانت‌خواری، دزدی، تقلب، حق دیگران را ندادن، دیگران را تحقیر کردن... تا ترور و جنگها و امثال آن. پس مرحله دوم بعد از شناخت حق، «خودسازی» است تا حق‌طلب باشیم و در عمل از مسیر حق منحرف نشویم.
البته همه انسان‌ها در مقام شناختن حق و عمل به آن، در یک مرحله قرار ندارند. همه باید مواظب باشیم تا کسانی که با ما در یک جبهه علیه باطل مبارزه می‌کنند، دچار لغزش نشوند؛ هم در مقام معرفت اشتباه نکنند و هم در مقام عمل، فریب شیطان را نخورند و به راه‌های انحرافی کشیده نشوند. « الا ا‌لَّذِینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصَّالِحات وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر:» همدیگر را سفارش کنند به این که حق را بشناسید و در عمل به حق پایمردی کنید.
این خط کلی است که قرآن برای مسیر انسان‌ها ترسیم می‌کند و ما با همین معیار می‌توانیم همه حوادث تاریخی را ارزیابی کنیم که کدام‌ها در جبهه حق، کدام‌ها در جبهه باطل و کدام‌ها بینابین بودند یعنی عناصری از حق و عناصری از باطل را داشتند؛ اکثریت هم با همینها است. حقّ محض از غیرمعصوم کم پیدا می‌شود، باطل صِرف هم جز در یک عده معاند سرسخت کم پیدا می‌شود. اکثر مردم در مرحله متوسط هستند؛ عناصری از حق را با عناصری از باطل می‌آمیزند.
در مسیر طولانی تاریخ و جنگ بین حق و باطل، یک نقطه‌های عطفی وجود دارد. آن نقطه عطف‌ها ظهور پیغمبران و بعضی از پیروان راستین آن‌ها است. شاید بهترین نمونه در میان پیروان‌شان که مسیر تاریخ را عوض کردند امام(ره) باشد. دست کم در این زمان‌های نزدیک کسی مانند این بزرگوار پیدا نشده است. حرکت این مرد الهی چنان عظیم بود که هنوز بعد از گذشت سه دهه، نمی‌توانیم برکات آن را درست ارزیابی کنیم. ما خیلی کوچک‌تر از آن هستیم که بتوانیم عظمت این حرکت و تأثیر آن را در عالم و تاریخ تعریف کنیم.
وقتی انسان این نعمت بزرگ را می‌بیند، در مقابل خدا سر تعظیم فرود می‌آورد که ما را در این زمان آفریده و از این نعمت بهره‌مند کرده است. اما خدا هیچ‌گاه تضمین نکرده است نعمتی را در همه شرایط ثابت نگه دارد. دوام یک نعمت مشروط به شکر مردم است: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأزِیدَنَّکُمْ وَ لَئنْ کَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابِی لَشَدید.» به عبارت دیگر، چیزی که انسان را همیشه در حال نگرانی قرار می‌دهد، این است که ماهیت این عالم، امتحان است؛ این عالم آفریده نشده است تا درهای رفاه و آسایش همیشه به روی مردم باز باشد؛ خود این نعمت‌ها امتحان است تا روشن شود که چه اندازه آن را قدر می‌دانیم و یا مسامحه می‌کنیم و به سبب منافعی، اجازه می‌دهیم دشمنان ارزش‌ها را لگدمال کنند و ما برای حفظ منافع شخصی و موقعیت و پُست‌مان سکوت می‌کنیم.
اگر امتحان نبود، ما باید از این نعمت و آثار و برکات روزافزون آن سرمست باشیم، ولی آنچه انسان را نگران می‌کند این است که ما در مقابل این‌ها چه مسئولیتی داریم و چگونه باید امتحان پس دهیم. این مطلبی است که خود حضرت امام (رضوان‌الله علیه) بارها بر آن تأکید می‌کردند و حتی می‌گفتند من هم مورد امتحان هستم؛ هیچ کس مستثنا نیست.
برای این که بتوانیم از این امتحان سرفراز بیرون آییم، باید دو اصل را همیشه در نظر داشته باشیم؛ یعنی بدانیم شیطانی که قسم خورده تا ما را گمراه کند، در دو مسیر به جنگ ما می‌آید، آن هم به گونه‌ای که نمی‌گوید: چه وقت می‌آیم، چگونه می‌آیم، چگونه فریب‌تان می‌دهم و... . حیله‌های شیطان آنقدر پیچیده است که گاهی بزرگان را هم به زانو در می‌آورد. شیطان در دو محور فعالیت می‌کند؛ یکی این که ما حق را درست نشناسیم و دیگر این که در مقام عمل دنبال حق نباشیم و انگیزه‌های شخصی و منفعت‌طلبی ما را از انجام وظیفه باز دارد. مسایل دیگر اختصاص به جبهه حق ندارد.
نباید به آنچه بین ما و باطل‌ها مشترک است، خیلی مباهات کنیم. مثلاً اگر آن‌ها صنایعی را اختراع کردند و ما هم اختراع کردیم، خیلی ارزشمند نیست، این خاصیت جبهه حق نیست؛ چون آن‌ها هم دارند و چه بسا در بسیاری از چیزها از ما جلوترند. در جنگ شرق و غرب، اردوی سوسیالیستی با اردوی کاپیتالیستی هر دو در جبهه باطلند، در تسخیر کرات آسمانی، هم این‌ها رفتند و هم آن‌ها؛ حالا فرض کنید ما هم ستاره دیگری را تسخیر کنیم، این خیلی افتخار ندارد؛ چون تازه ما هم مثل آن‌ها می‌شویم. آن چه ما را از دیگران ممتاز می‌کند، پیمودن راه حق است.
البته از یک لحاظ اهمیت دارد که ما ذلیل آن‌ها نباشیم؛ چون خدا دوست ندارد؛ آن هم از این جهت برای ما ارزش دارد که خدا دوست ندارد: «و‌َ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِین.» خدا می‌خواهد مؤمنین عزیز باشند، اگر کاری کنیم که عزت ما در دنیا حفظ شود به خاطر این که خدا دوست دارد، این ارزش معنوی دارد. اما اگر برای این باشد که ما فخرفروشی کنیم، بگوییم شما دارید ما هم داریم، بلکه ما بهترش را داریم، این دیگر عزت خدایی نیست. هنگامی‌برای خدا است که انگیزه ما بندگی خدا و کسب رضای او باشد. به هر حال شناختن حق و پایمردی در راه آن، ویژگی جبهه حق است.
خوشبختانه امروزه در مقایسه با پیش از انقلاب، در این دو جهت پیشرفت‌های زیادی کرده‌ایم، جوان‌ها با دوران گذشته بسیار فرق دارند، گرایش‌های آن‌ها به عبادت و اعتکاف و جمکران قابل مقایسه با گذشته نیست؛ ولی نسبت به آنچه باید باشد خیلی کم است. بنابر این باید از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد تا در آن دو محوری که مخصوص جبهه حق است موفق باشیم، بتوانیم حق را بشناسیم و به آن پایبند باشیم؛
یعنی باورها و ارزش‌ها، همان که مقام معظم رهبری در یکی از فرمایشات‌شان فرمودند: منظور ما از فرهنگ، اخلاق و اعتقاد است. تهاجم فرهنگی یعنی تهاجم به اعتقادات و اخلاق. در زمینه معرفت، «باورها» و در زمینه عمل «ارزش‌ها» است. کسانی که پیش خدا عزیزتر و به راه انبیا و اولیا و ائمه اطهار(ع) نزدیک‌تر هستند، به این دو چیز بیش تر اهمیت می‌دهند. اگر این‌ها کمرنگ شود و توجه ما به همان نمودهای دنیوی جلب شود که بین حق و باطل مشترک است، نه تنها نباید خیلی شادمان باشیم، بلکه باید احساس خطر کنیم که مبادا به امید لذت‌های دنیا و بهره‌هایش آن دو اصل را فراموش کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات