ترجمه: حسین قنبرى گرمى/ آلتر اینفو
در تاریخ جنبش هاى اجتماعى خاورمیانه، رویکرد جدید اخوان المسلمین مصر براى برقرارى پیوند با طبقات کارگرى یک اتفاق بدیع است. در تحولات امروز مصر نمى توان منکر نقش هدایتگرانه اخوان المسلمین در جنبش اعتصابات کارگرى این کشور شد. اخوان المسلمین اکنون دریافته است که براى حضور هرچه پررنگتر در صحنه سیاسى مصر و براى رسیدن به اهداف سیاسى و مذهبى خود باید نگاهى ویژه به مسائل اجتماعى و اقتصادى مصر داشته باشد. زیرا از زمان تأسیس اخوان المسلمین در سال ۱۹۲۰ سیاست هاى اقتصادى و اجتماعى چندان موردتوجه رهبران این گروه نبوده است.
اخوان المسلمین اکنون دریافته است که طبقه پرجمعیت کارگر در مصر مى تواند عنصرى بسیار قوى در گسترش تفکرات این گروه باشد.
در این راستا رهبران جدید این جنبش مواردى همچون حمایت از صاحبان زمین هاى کشاورزى و اصلاحات اقتصادى و پایان انحصار بخش دولتى بر اقتصاد را در دستور کار قرار داده است.
رهبران اخوان المسلمین همواره در برابر سیاست هاى اقتصاد سرمایه دارى دولت مصر موضع گیرى کرده اند تا از این طریق اقداماتى را در کاهش مشقات زندگى مردم فقیر مصر انجام داده باشند.
نکته حائز اهمیت این است که خود بدنه اخوان المسلمین از طبقات متوسط و پائین مصر شکل گرفته است و همین ترکیب جنبش موجب شد سران اخوان المسلمین همواره در راستاى رسیدن به اهداف سیاسى - مذهبى خود به طور گسترده طبقات متوسط و دانشجویان دانشگاه ها را به سمت خود جلب کنند.
با این حال جامعه مصر طى سال هاى اخیر شاهد تغییرات بنیادینى بوده و مسائل اجتماعى را از زوایاى دیگرى براى جنبش هاى مبارزى مانند اخوان المسلمین پررنگ کرده است. در رأس این تحولات سیاست هاى خصوصى سازى اقتصادى قرار دارد که به دلیل نارسایى آن جامعه مصر را با بى ثباتى شدیدى روبه رو کرده است. فروریختن طبقات متوسط، فقیرتر شدن کارگران و صنعتگران ، افزایش بیکارى و از بین رفتن مشاغل کوچک از جمله عوارض این توسعه اقتصادى ناموزون است که اخوان المسلمین را به در پیش گرفتن سیاست ها و موضع گیرى هاى اجتماعى واقف کرده است.
از تازه ترین عوارض بیمارى اقتصاد مصر مى توان به مواردى چون تورم بى سابقه و افزایش بهاى مواد غذایى و اجاره بهاى مسکن اشاره کرد که نه تنها کارگران و صنعتگران مصر بلکه بخش اعظم کارمندان و حقوق بگیران مانند معلمان، پزشکان، روزنامه نگاران و قضات را نیز در صف معترضان قرار داده است.
با این اوصاف اخوان المسلمین اکنون خود را در میدانى مى بیند که از این پس طبقات متوسط جامعه مصر براى تحقق مطالبات خود بر اراده سیاسى آن تکیه خواهد کرد و شاید این بهترین فرصت ممکن براى گسترش تفکرات این گروه باشد.
جنبش اخوان المسلمین اکنون یک راهبرد گام به گام را براى گردآورى گروه هاى ناراضى اجتماعى زیرپرچم خود به اجرا گذاشته است. اولین بار فراکسیون پارلمانى اخوان المسلمین طى سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ در بحث هاى مربوط به سیاست هاى اجتماعى در مجلس ملى مصر به طور فعال شرکت کرد و پس از آن رهبران و نخبگان جنبش در جدال هاى شدید مربوط به خصوصى سازى بخش هاى دولتى، مدیریت ادارات محلى ، نظارت بر سازمان هاى اجتماعى ، و بحث داغ افزایش قیمت هاى مواد اولیه وارد شدند.
علائم دیگر استراتژى جدید جنبش آنجا نمایان شد که اخوان المسلمین براى اولین بار در تاریخ این جنبش در سال ۲۰۰۶ نامزدهایى را براى انتخابات اتحادیه هاى کارگرى مصر معرفى کرد. در سال جدید نیز همزمان با بحران هاى کارگرى این گروه انتخابات شوراهاى شهر را به خاطر زندانى بودن و شکنجه شدن صدها تن از اعضاى اخوان المسلمین تحریم کرد.
حال این سؤال مطرح است که آیا اخوان المسلمین خواهد توانست در ادامه با بسیج نیروهاى ناراضى اقتصادى و اجتماعى تفکرات سیاسى مذهبى را براى تغییر دولت محقق سازد؟
کارشناسان خاورمیانه در این ۳ دهه به این سؤال اغلب پاسخ احتیاط آمیز داشته اند. تردیدهاى این تحلیلگران نیز اغلب از دو علت سرچشمه مى گرفت، اول؛ سلطه بلامنازع دولت هاى عربى از جمله حکومت مصر بر امور و منابع قدرت، دوم وجود نوعى ترس و عافیت گرایى در میان گروه ها و طبقات اجتماعى و سیاسى این کشورها که هر انقلابى را نسبت به موفقیت پروژه مبارزه دلسرد مى کرد. اما اکنون به نظر مى آید در هر دو جهت اخوان المسلمین نسبت به بروز زمینه هاى تغییر امیدوار شده است. از نگاه رهبران این جنبش امروز هم دولت مصر ضعیف شده هم طبقات جامعه به تحرک درآمده اند. اخوانى ها در سخنرانى ها و میتینگ هاى خود اکنون براین مسائل تأکید مى کنند که تأمین معاش اولیه نزدیک به هشتاد میلیون شهروند مصرى با مشکلات فراوانى روبه رو شده است. طى ماه هاى اخیر چندین نفر در مصر در درگیرى هاى صورت گرفته در صف هاى انتظار دریافت نان که قوت غالب مردم این کشور را تشکیل مى دهد زخمى شده اند. تورم در مصر به حدى افزایش یافته است که حقوق بگیران این کشور به سختى مى توانند نیازهاى اولیه خود را تأمین کنند. طورى که برخى از کارمندان مصرى براى به دست آوردن اندکى پول به رشوه گیرى روى آورده اند. این حقیقت تلخ هزاران تحصیلکرده مصرى را وادار کرده است براى جست وجوى کار و داشتن زندگى مناسب به کشورهاى عربى نفت خیز و ثروتمند و یا به کشورهاى غربى مهاجرت کنند.
اخوانى ها اغلب در نطق هاى شورانگیز خود، اعتبار تاریخى مصر را به رخ مى کشند و مى گویند پنجاه سال پیش مصر و کره جنوبى کم و بیش در سطح یکسانى از لحاظ اجتماعى ـ اقتصادى قرار داشتند. با این حال امروزه کره جنوبى به یک غول صنعتى و اقتصادى تبدیل شده است اما مصر همچنان در فقر غوطه ور است و همچنان باید به انتظار محموله هاى غله کشورهاى خارجى بویژه آمریکا بنشیند.
اخوانى ها ریشه هاى این افول اقتصادى را در خط مشى سیاسى دولت مى بینند، یک عضو برجسته این جنبش مى گوید: براى پى بردن به علل این شکست و توسعه نیافتگى مصر نیازى نیست تا یک کارشناس اقتصادى باشیم. از زمان امضاى توافقنامه هاى کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸ درواقع مصر هرگونه استقلال خود در مقابل آمریکا و اسرائیل را از دست داد.
دولت مصر به جاى الگوگیرى از چین و هند یا حتى مالزى در جهان اسلام با هدف حفظ قدرت خود، اراده ملى مصر را تسلیم آمریکا کرد.
او تأکید مى کند مصر کشورى بدون منابع طبیعى و انسانى و خالى از استعدادهاى فکرى نیست اما براى شکوفایى این استعدادها نیاز به محیط آزاد سیاسى و اجتماعى است. باید گفت این استعدادها و مغزها در محیط خودکامگى و قدرت طلبى فعالیت مى کنند. این فضاى سیاسى تنها مى تواند ربات هاى انسانى مطیعى را تولید کند که قادر به هیچ گونه تفکرى نیستند.
لحن خطابه هاى سیاسى رهبران جنبش در روزهاى اخیر تندتر شده است آنها مستقیماً مشروعیت حکومت را به چالش کشیده اند، یک نماینده اخوانى در مجلس مى گوید: متأسفانه مصر همواره از کشورهاى استبدادى جهان معاصر بوده است. شهروندان این کشور به خاطر آگاهى ها و ایده هایشان دستگیر و شکنجه مى شوند. مخالفان سیاسى در این کشور بیشتر عمر خود را پشت میله هاى زندان سپرى مى کنند و رأى دهندگان این کشور هنگام مطالبه حقوق دموکراتیک خود به طرز شدیدى سرکوب مى شوند.
اخوانى ها هیچ ابایى از این ندارند که درمساجد و کانون هاى مذهبى اعلام کنند منشأ همه معضلات در وابستگى سیاسى قاهره به آمریکا نهفته است. از دیدگاه آنان مصر که زمانى دژ مقاومت اعراب در برابر اسرائیل بود از مدت ها پیش با مداخلات آمریکا منزوى شده است. این در شرایطى است که مقامات اسرائیلى هنوز اظهار مى کنند که جامعه مصر دشمن استراتژیک اسرائیل است و در این راه بارها و بارها تهدید کرده اند که مناطق حساس مصر را بمباران خواهند کرد.
اسرائیل بارها و بارها به طور مستقیم یا غیرمستقیم تهدید کرده است که براى محروم کردن مصر از انرژى هسته اى با منحرف کردن آب نیل اقدام خواهد کرد.
سخن همیشگى اخوانى ها این است که چرا مقامات مصرى وقت و اراده خود را صرف مقابله با احزاب مخالف این کشور مانند اخوان المسلمین یا کفایه مى کنند در حالى که تهدید واقعى موجود از سوى اسرائیل را به فراموشى سپرده اند. اسرائیلى که به باور اخوانى ها امروز تحت کنترل صهیونیست هاى بنیادگرا قرار دارد و خیال بمباران شهرهاى مهم عربى مانند قاهره و دمشق را در سرمى پروراند. محمد مهدى عاکف، رهبر جنبش اخوان المسلمین آخرین بار توصیه کرده که اولین مسئولیت مقامات مصرى در این راه حفاظت از مصر و هشتاد میلیون مردم آن در مقابل تهدیدات اسرائیل براى جلوگیرى از وقوع چنین سناریویى است نه آن که دولت مصر ساده لوحانه براى برقرارى توازن قدرت در خاورمیانه دست به دامن آمریکا شده و به کاخ سفید تکیه کنند.
بدون تردید یک محور عمده جدال امروز اخوانى ها با دولت مصر، وضع رقت بار فلسطین بویژه بحران غزه است.
دولت مصر اکنون براى جبران ناتوانى چندبعدى خود تلاش مى کند تا نیروهاى خود را براى به حداکثر رساندن محاصره غزه به این منطقه گسیل کند.
چند ماه پیش وزیر امور خارجه مصر با اعلام این که پاى ساکنانى از غزه را که وارد مصر شوند خواهد شکست، اخوانى ها را به خشم آورد. از نگاه جنبش اخوان المسلمین که داراى پیوندهاى تاریخى با رهبران حماس است مقامات مصرى تدابیرى کاملاً خصمانه در قبال ساکنان غزه اتخاذ کرده اند که در این میان مى توان به محاصره پناهندگان فلسطینى در مرزهاى مصر در شرایطى کاملاً غیرانسانى اشاره کرد.
در ماجراى غزه سران اخوان المسلمین توانستند دانشگاه هاى مصر بویژه دانشجو قاهره را براى دفاع از حماس بسیج کنند و یکى از بهانه هاى سرکوب همین شد که دانشگاه هاى قاهره به محل مؤاخذه از دولت مبارک درباره فاجعه غزه تبدیل شد. در این میتینگ ها بود که هواداران اخوان المسلمین حتى لباس گردان هاى استشهادى قسام را به تن کردند و اعلام نمودند مبارک به جاى کمک به فلسطینى هاى گرسنه و شکنجه شده با بستن مرزهاى خود با غزه به دنبال جلب رضایت تل آویو و واشنگتن است.