افشاگری معاریو
روزنامه «معاریو» چاپ اسرائیل در روز 25 فوریه سال جاری میلادی در گزارشی اعلام کرد «یک سرباز اسرائیلی بر اثر انفجار مین در بغداد کشته شد.
این سرباز اسرائیلی که «عامی حای بیتون» نام داشت به صورت داوطلبانه در صف نیروهای آمریکایی در عراق قرار گرفته بود.» این خبر کوتاه، بخش بسیار کوچکی از پنهانکاری و جلوگیری از بیان واقعیت حضور نظامی، اطلاعاتی و صنعتی اسرائیل در جنگ آمریکا علیه منطقه خاورمیانه و اعراب است؛ جنگی که یکی از اهداف آن ترسیم نقشه جدیدی برای منطقه با عنوان خاورمیانه بزرگ طبق ادعای نومحافظهکاران آمریکا است.
براساس این نقشه به جای 22 کشور، 56 کشور منطقه خاورمیانه را تشکیل میدهند تا تضمینی برای ادامه بقای اسرائیل و اعمال نفوذ و سیطره قدرتهای استعماری بر منابع و ثروتهای منطقه باشد. انتشار خبر کشته شدن یک سرباز اسرائیلی در عراق یا اشتباه و سهو از سوی معاریو است و یا ممکن است دلیل دیگری داشته باشد که در روزهای آینده آشکار شود. واضح است که اسرائیل تمام فعالیتهایش را در عراق که ناشی از مداخله در این کشور است پوشیده نگه داشته است، به ویژه از زمان جنگ 1991 که منجر به موفقیت آمریکا در تجزیه شمال عراق از حکومت مرکزی وقرار دادن آن تحت رهبری جلال طالبانی و مسعود بارزانی شد. اسرائیل همواره تمام تحرکات و فعالیتهایش را در عراق تکذیب میکند به ویژه زیانها و خسارتهایی را که شرکتهای امنیتی خصوصی یا به عبارت دیگر شرکتهای مزدور - که بین 120 تا 140 سرباز در عراق دارند - متحمل میشوند.
جنگ همه جانبه
اسرائیل از چند هفته قبل از حمله رسمی ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا به عراق در مارس 2003 عملاً وارد این جنگ فراگیر و همهجانبه شد. مطبوعات اسرائیل از اوایل دسامبر 2002 اخباری را منتشر کردند مبنی بر اینکه چند گردان ویژه ارتش این رژیم در غرب عراق مستقر شدهاند، یعنی همان مناطقی که موشکهای «اسکاد» عراق برای هدف قرار دادن اسرائیل در آنجاها مستقر شده بودند. به همین دلیل اسرائیل چند گردان نظامی خود را در این مناطق پیاده کرد تا منطقه را از لحاظ جغرافیایی و نظامی قبل از حمله احتمالی موشکی عراق به این رژیم - که ممکن بود با آغاز حمله آمریکا به عراق صورت گیرد - بازرسی کنند. در همان زمان «شائول موفاز» وزیر وقت دفاع اسرائیل در پایان دیدارش از آمریکا اعلام کرد که اسرائیل برای نابودی موشکهای اسکاد عراق، در حمله آمریکا مشارکت خواهد کرد. روزنامه «یدیوت آهارونوت» چاپ تلآویو در دسامبر 2002 از یک منبع نزدیک به موفاز نقل کرد که: «حمله به عراق ممکن است طی هفتههای آینده صورت گیرد.» واقعیت آن بود که دیدارهای مقامات آمریکایی و اسرائیلی در آن زمان با یکدیگر منجر به امضای توافقنامه همکاری مشترک میان طرفین، به ویژه طرح حمله به اهدافی در غرب عراق توسط اسرائیل بدون اعلام آن شد. میزان و شکل مشارکت اسرائیل در جنگ عراق که با حمله هوایی شدید آمریکا در روز پنجشنبه 19 مارس 2003 آغاز شد تاکنون به طور مطلق پنهان مانده است، اما بسیاری از منابع رسانهای در آن زمان از شنیدن صدا و یا مشاهده هواپیماهایی نامشخص در آسمان اردن خبر میدادند که در ساعات مختلف روز در رفت و آمد بودند. اندکی پس از این مسئله برخی افراد قبایلی که در مثلث صحرایی واقع در غرب عراق، شرق اردن و سوریه زندگی میکنند اظهار داشتند هر از گاهی یک هلیکوپتر نظامی در این منطقه سقوط میکرد و هلیکوپتر بعدی که برای جمعآوری اجساد نظامیان وارد این منطقه میشد ازآنجا به سمت اردن یا فلسطین اشغالی پرواز میکرد. آمریکا هیچگاه درباره این مسئله اظهارنظر نکرد. پس از اشغال عراق و انتصاب «پل برمر» به عنوان حاکم غیرنظامی این کشور، عملاً رژیم صهیونیستی پایههای حضور خود را در عراق محکم کرد، زیرا اغلب مسئولان آمریکایی که پس از سقوط صدام عازم عراق شدند، یا یهودی بودند و یا نزدیک به محافل صهیونیستی. از جمله «دان ایبرلی» که یک مذهبی افراطی آمریکایی و نزدیک به محافل صهیونیستی است برای یک دوره، وزارت جوانان و ورزش عراق را در اختیار گرفت، «دان ایردمن» که او نیز یک یهودی است وزارت آموزش و مطالعات عراق را سرپرستی می کرد که متخصص در مبارزه با تروریسم نیز بود، «دیوید نومی» یهودی نیز وزارت دارایی عراق و چند یهودی برجسته دیگر از جمله «هولی شاتز» و «دان استونز» هم وزارت کشاورزی این کشور را در اختیار داشتند. در دیگر وزارتخانههای عراق نیز وضع به همین منوال بود، از جمله «فیلیپ کارول» یهودی به سرپرستی وزارت نفت و «دیوید لینچ» یهودی هم به سرپرستی وزارت دادگستری عراق گمارده شدند.
اسرائیل در پشت جنگ
تلآویو بزرگترین تشویقکننده آمریکا به جنگ علیه عراق بود و اکنون نیز بیشترین استفاده را از این مسئله میبرد. در نوامبر 2006 ، «استفان سینگوسکی» نویسنده آمریکایی در سندی تحلیلی که در آن به مواضع و افکار دیپلماتها و تحلیلگران سیاسی آمریکا و اسرائیل استناد شده بود، فاش ساخت که یکی از اهداف اصلی جنگ آمریکا علیه عراق، حمایت از اسرائیل بود. سینگوسکی همچنین از انگیزههایی سخن می گوید که کشور بزرگی مانند آمریکا به خاطر آن از دولتی حمایت میکند که وزنی روی نقشه جهانی ندارد.
وی در عین حال از نومحافظهکارانی در داخل دولت آمریکا سخن میگوید که در دهههای 1960 و 1970 از حزب دموکرات انشعاب یافتند و دفاع از اسرائیل را به عنوان اصل و هدف محوری سیاستهای خود قرار دادند. این نویسنده آمریکایی در ادامه به ارتباط میان حوادث 11 سپتامبر و حمله به عراق اشاره میکند و به نقل از «پل شرودر» مورخ و دیپلمات آمریکایی میگوید: انگیزه پنهان در سیاست آمریکا که منجر به جنگ عراق شد، امنیت اسرائیل است. ادامه دارد...