تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۳۸۰۵۵

کشوری با 4000 شاهزاده


گروه پژوهش‌های بین‌الملل روزنامه اعتماد
عربستان سعودی که یکی از کشورهای خاورمیانه است، زمانی صرفاً یک پادشاهی توسعه‌نیافته صحرایی بود اما اکنون به لطف منابع نفتی سرشار خود به یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه تبدیل شده است. این کشور تنها کشور دنیا است که نام یک خانواده بر آن اطلاق می‌شود. آل‌سعود، خانواده‌یی با 4000 شاهزاده که خود شاهزادگان‌شان را امیر می‌خوانند.
75 سال پیش در سال 1351 هجری قمری «عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن سعود» پادشاه وقت عربستان فرمان یکپارچه کردن قسمت‌های مختلف این کشور را صادر کرد و از این پس سرزمین نجد و حجاز به نام «پادشاهی عربستان سعودی» خوانده شد. عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل‌سعود بنیانگذار سلسله پادشاهی کنونی عربستان در سال 1293 هجری قمری متولد و در سال 1319 هجری (1901 میلادی) به قدرت رسید. پس از روی کار آمدن عبدالعزیز جنگ‌های فراوانی در سراسر کشور رخ داد و نامبرده پس از چند سال توانست اجزای پراکنده عربستان را با یکدیگر متحد کند. وی در سال 1953 میلادی چشم از جهان فروبست و پس از او پسرانش به نام‌های سعود (1964ـ1953)، فیصل (1975ـ 1964)، خالد (1982ـ 1975)، فهد (2005ـ1982) و عبدالله (2005 تاکنون) بر عربستان حکومت کرده‌اند.
حکومت عربستان از نوع پادشاهی است و در حقیقت پادشاه زمام امور را در تمام موارد بر عهده دارد و یا از طرف خود، اشخاصی را مامور انجام کارها می‌کند. شخص شاه در حکومت عربستان متصدی پست نخست‌وزیری نیز هست و بر سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه نظارت تام دارد. عربستان نوین بیش از هر کسی ساخته و پرداخته دو تن از آخرین پادشاهان خود یعنی ملک فهد و ملک عبدالله است که هر دو نیز به جای آنکه خود را پادشاه بنامند خادم حرمین شریفین خوانده‌اند. «فهد بن عبدالعزیز» که سال 2005 در 84 سالگی درگذشت پنجمین پادشاه عربستان سعودی و هشتمین فرزند «عبدالعزیز آل‌سعود» بنیانگذار عربستان بود.
وی در سال 1975 و پس از درگذشت ملک فیصل، به عنوان ولیعهد ملک خالد برگزیده شد و در سال 1982 پس از درگذشت ملک خالد پادشاه شد. او در سال 1995 دچار یک سکته مغزی شد و از نظر جسمی‌ تحلیل رفت و مجبور به استفاده از صندلی چرخدار شد و گرچه هنوز پادشاه بود اما از آن زمان به بعد اداره امور روزمره کشور با برادر ناتنی او امیر عبدالله بود.
براساس قوانین عربستان تنها فرزندان ذکور عبدالعزیز بن سعود می‌توانند به مقام پادشاهی این کشور برسند و پادشاه از میان مسن‌ترین آنها انتخاب خواهد شد. لذا پس از مرگ فهد، عبدالله بن عبدالعزیز که از سال 1982 به ولیعهدی رسیده بود بر تخت پادشاهی تکیه زد و «سلطان بن عبدالعزیز» برادر دیگر وی به ولیعهدی رسید و همانگونه که پیش‌بینی می‌شد با وجود مرگ ملک فهد تغییرات بنیادی چندانی در تصمیم‌گیری‌های کشور به عمل نیامد. کارشناسان علت این امر را اداره امور کشور از سوی عبدالله پس از بیماری ملک فهد عنوان کردند.
نبرد مثلث سلفی‌ها، دولت و اصلاح‌طلبان در عربستان
پیشروی و پسروی جنبش اصلاحات در جهان عرب و عربستان به عنوان قطب خاورمیانه عربی، حاصل درگیری‌ها، چالش‌ها و منازعات 4 بازیگر اصلی است: اصلاح‌طلبان، سلفی‌ها، حکومت‌های عمدتاً محافظه‌کار و قدرت‌های خارجی. در حالی که اصلاح‌طلبان برگزاری اولین دوره انتخابات شهرداری‌ها را نوعی پیروزی برای جنبش اصلاحات به شمار می‌آورند، القاعده‌یی‌ها و سلفی‌های تندرو، هر روز در پی معرفی جانشین برای رهبران و فرماندهان کشته شده خویش می‌گردند.
اکنون در سرتاسر خاورمیانه، اسلام سیاسی رادیکال با قرائت بن لادنی جولان می‌دهد: سلفی‌ها و بنیادگراها به نیروی مسلط معادلات سیاسی در جهان عرب غیرشیعی تبدیل شده‌اند. جنبشی که پس از یک دهه تسلط بی‌منازعه اسلام سیاسی شیعی در لبنان و خاورمیانه ظهور کرد. سراسر دهه 80 میلادی و یا حداقل بخش عمده‌یی از آن را می‌توان دوران قدرت نمایی جنبش‌هایی نظیر جنبش حزب‌الله لبنان به شمار آورد که با طراحی مقاومت اسلامی ‌علیه اسرائیلی‌ها جنبش‌ها، احزاب و گروه‌های سنتی شیعه و سنی را پشت سر گذاشته بودند و ملی‌گراها و سوسیالیست‌ها وچپ‌ها نیز زیر سایه حزب‌الله قرارگرفته بودند. اگر چه حزب‌الله در دهه 90 میلادی نیز به عنوان یک گروه سیاسی ـ نظامی ‌نیرومند در معادلات سیاسی ـ امنیتی لبنان و منطقه به ایفای نقش پرداخت و حتی در سال 2000 اسرائیلی‌ها را از جنوب لبنان اخراج کرد و در جنگ 34 روزه اخیر نیز اسرائیل را شکست داد و اکنون نیز قطب تحولات لبنان است اما در جهان عرب سنی، تفکرات سلفی و یا بن لادنی محبوبیتی دارند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. در واقع در دهه 90 قرن بیست، اسلام القاعده‌یی و طالبانی به قرائت پر سروصداتری از اسلام سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد. ریشه‌های این تفکر که بسیاری از کارشناسان شرقی و غربی و مسلمان و غیرمسلمان، شبه جزیره عربستان را کانون اولیه شکل‌گیری و ترویج آن می‌شناسند، به اوایل دهه 80 و مشارکت مجاهدان عرب در جهاد افغان‌ها علیه ارتش سرخ اتحاد شوروی برمی‌گردد. اما نهادینه شدن آن را باید در دوران پس از جنگ نفت و اواسط دهه 90 قرن 20 جست‌وجو کرد.
درحالی که اسلام سیاسی شیعی در دهه 80 در لبنان در حال درگیری با آمریکا بود و چریک‌های شیعی با آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و متحدان داخلی آنها در جنگ و گریز خیابانی بودند، در همان موقع در افغانستان، چریک‌های وابسته به نحله سلفی‌های شبه جزیره عربستان، ماه عسل خود را می‌گذراندند و «سیا» و «چریک‌های القاعده کنونی» با ساقدوشی «آی‌اس‌آی» (سازمان اطلاعات ارتش پاکستان) در حال نبرد با «ک‌گ‌ب» و ارتش سرخ اتحاد شوروی بودند.
پایان جنگ نفت، پایان ماه عسل سلفی‌ها و آمریکایی‌ها بود. سلفی‌ها که اتحاد شوروی را نابود شده می‌دیدند، لبه حملات خود را متوجه حضور آمریکایی‌ها در شبه جزیره عربستان کردند، ولی این چالش در شبه جزیره عربستان محدود نماند و شمال آفریقا به ویژه مصر و تونس و الجزایر را دربرگرفت. در مصر، دولت محافظه‌کار «حسنی مبارک» با حملات گسترده‌یی از سوی شبه‌نظامیان بازگشته از افغانستان مواجه شد، به گونه‌یی که درگیری‌های چریک‌ها و نیروهای امنیتی مصر در سال‌های 1994 ـ1992 در صدر اخبار رسانه‌های خاورمیانه قرارگرفت.در نزدیکی مصر و در الجزایر، دولت به جای مانده از انقلاب 1962 الجزایر که با بحران مشروعیت و کارآمدی مواجه بود، با یک جنبش نیرومند سلفی مواجه شد که خود را در چارچوب جبهه نجات اسلامی ‌و به رهبری «عباسی مدنی» و «علی بلحاج» سازماندهی کرده بود. این جنبش که همزمان دولت، ارتش و سوسیالیست‌ها را به چالش طلبیده بود، موفق شد در انتخابات اوایل دهه 90 به پیروزی شگرفی دست یابد: انتخاباتی که با مداخله ارتش و لغو نتایج آن به یک کشتار و جنگ داخلی 10ساله در الجزایر و سرکوب تمامی ‌نهادهای مدنی توسط ارتش انجامید.
در تونس که دولت حبیب بورقیبه «قادر به کنترل و مهار جنبش» النهضه» به رهبری «راشد الفنوشی» نبود، با به قدرت رسیدن «زین العابدین بن علی» سرکوب سیاسی ـ امنیتی شدید و رشد اقتصادی مبتنی بر جهانگردی و توریسم، راه حلی ترکیبی برای غلبه بر بحران بود: بحرانی که در اواخر دهه 90 سرانجام با سرکوب بنیادگراهای سنی و رشد اقتصادی حائز اهمیت تونس، کنترل و مهار شد.
در لیبی «معمر قذافی» اگر چه دولت از ائتلاف اسلام‌گراهای سلفی و نظامیان در هراس بود، اما کشور به سرنوشت لیبی، الجزایر و مصر دچار نشد و قذافی موفق شد با اعمال یک سیستم امنیتی ویژه، جنبش‌های مخالف را در نطفه خفه کند.
با وجود این، در شبه جزیره عربستان روند اتفاقات به گونه‌یی دیگر بود. در این منطقه، سلفی‌ها و بنیادگراها نه تنها منفعل نشدند و از عرصه سیاسی حذف نگردیدند، بلکه روزبه روز قدرتمندتر شدند، به گونه‌یی که در اواخر دهه 90 هم اصلاح‌طلبان و جنبش‌های روشنفکری را در حاشیه قرار دادند، هم منافع و اهداف آمریکا را در «الخبر» و «ظهران» در عربستان و هم نایروبی و دارالسلام در آفریقا مورد حملات مرگبار قرار دادند و هم در 11 سپتامبر 2001 با حمله به برج‌های تجارت جهانی در نیویورک، جهان را شوکه کردند. آنها همچنین پس از سال‌ها، ثبات و آرامش بازیگر سوم یعنی خاندان «آل سعود» را نیز به خطر انداختند و جنگ را به خیابان‌های مکه، جده، مدینه، طائف، ینبع، ریاض و ظهران کشاندند. با این وجود، شبه جزیره عرب تحت فشارهای داخلی و خارجی، اندک اندک به اصلاحات سیاسی تن داده است و اگر چه القاعده و سلفی‌ها در خیابان‌ها به جنگ و گریز با نیروهای امنیتی ادامه می‌دهند، اما جنبش اصلاحات، آهسته آهسته در حال پیشروی است. اکنون در آغاز هزاره سوم، جنبش اصلاحات در شبه جزیره عرب، اگرچه تحت فشار مشترک سلفی‌ها، خاندان‌های محافظه کار حاکم و اصلاحات تحمیلی از آمریکا و اروپا قرار دارد، اما دستاوردهای قابل عرضه‌یی داشته است.
دولت عربستان در اوایل دهه، در پی فشارهای داخلی اصلاح‌طلبان به تشکیل مجلس مشورتی تن داد، سپس موج ارسال نامه‌های روشنفکران، از جمله اساتید دانشگاه و علمای نوگرا و تجار به آل سعود شروع شد و دولت سعودی تحت زعامت «امیرعبدالله» ترجیح داد که خود حامل اصلاحات و تغییرات شود. اگر چه برخی از نویسندگان نامه‌ها بازداشت شدند، اما در مجموع برخورد آل سعود با نویسندگان اصلاح‌طلب این نامه‌ها بسیار ملایمتر و با برخورد‌های چکشی و خشن با سلفی‌های تندرو متفاوت بود. در واقع دستاورد مهم اصلاح‌طلبان عربستان در سال‌های اخیر را می‌توان برگزاری انتخابات شوراهای شهر در سال 2005 دانست اگرچه مسوولان دولت عربستان همچنین با مشارکت زنان در این انتخابات مخالفت کردند.
اولین انتخابات شهرداری‌های عربستان طی سه مرحله و در مناطق مختلف این کشور برگزار شد. مرحله اول این انتخابات اوایل سال 2005 (بهمن ماه سال 1383) در منطقه ریاض، مرحله دوم اسفند ماه همان سال در مناطق شرقی و جنوبی و مرحله سوم نیز بهار 2005 (اردیبهشت ماه 1384) در مناطق غربی و شمالی این کشور برگزار شد. براساس قانون انتخابات شهرداری‌ها، شورای شهر در شهرهای بزرگ مانند ریاض 14 نفر و در شهرهای کوچک تنها 4 عضو دارند که نیمی ‌از آنها انتخابی و نیمی‌ دیگر انتصابی هستند.
از سوی دیگر در همین سال پادشاه این کشور با صدور فرمانی تعداد نمایندگان مجلس شورای عربستان را از 120 نفر به 150 عضو افزایش داد، اگر چه همه انتصابی هستند. مجلسی که در سال 1993 میلادی با 60 عضو که همه آنها منصوب پادشاه بودند تشکیل شد.
براساس قانون، اجرای مصوبات این مجلس برای دولت الزام آور نیست اما چون معمولاً با هماهنگی دولت کار می‌کند مصوبه‌های آن اجرا می‌شود.
علاوه بر این برای نخستین بار در سال 2005، شهرهای بزرگ عربستان از جمله ریاض و جده طی تعطیلات عید سعید فطر شاهد نمایش برخی فیلم‌های سینمایی ویژه کودکان در مراکز فرهنگی بودند که در جامعه عربستان دستاورد بزرگی برای جنبش اصلاحات نوپای آن به شمار می‌رود.
اگرچه این مراکز به طور اختصاصی برای زنان و کودکان در نظر گرفته شده بود و فقط کارتون‌های خارجی را با دوبله عربی نمایش می‌دادند. اما به یاد داشته باشید که این تحول در کشوری اتفاق افتاده که از دهه هفتاد میلادی نمایش فیلم‌های سینمایی در آن به دلیل مخالفت با اندیشه‌های وهابیت ممنوع شده و در زمان حاضر هیچ سالن سینمایی در این کشور وجود ندارد.
در آن زمان در پی اعتراض مقام‌های مذهبی و درخواست آنها برای جداسازی کامل زنان و مردان، رژیم سعودی دستور تعطیلی سالن‌های سینما را صادر کرد. تا چند سال پس از این اقدام، کلوپ‌های خصوصی همچنان به نمایش فیلم ادامه می‌دادند تا اینکه در دهه هشتاد میلادی نمایش عمومی ‌فیلم‌ها به دلیل مغایرت با موازین اسلامی ‌به طور کامل ممنوع شد. از سوی دیگر علاوه بر نمایش فیلم‌های سینمایی ویژه کودکان در ایام تعطیلات دو هفته‌یی عید سعید فطر سال 2005، ریاض شاهد نمایشنامه‌های ویژه زنان نیز بود که با وجود برخی مخالفت‌ها، زنان پایتخت استقبال خوبی از اجرای این نمایشنامه به عمل آوردند.
در حالی که برخی گروه‌های تندرو از طریق اینترنت و پیام‌های کوتاه در تلفن‌های همراه خواستار تحریم این نمایشنامه شده بودند، مراجع رسمی ‌دینی از جمله مفتی این کشور واکنشی به آن نشان ندادند. برخی ناظرین امور عربستان با اشاره به تغییراتی از این دست که طی سال‌های اخیر در جامعه عربستان به وقوع پیوسته، ادامه محدودیت‌های بیشتر فرهنگی برای مردم این کشور را میسور نمی‌دانند.
اکنون در آستانه سال 2007 در حالی که اصلاح‌طلبان، برگزاری اولین دوره انتخابات شهرداری‌ها را نوعی پیروزی برای جنبش اصلاحات به شمار می‌آورند، القاعده‌یی‌ها و سلفی‌های تندرو، هر روز در پی معرفی جانشین برای رهبران و فرماندهان کشته شده خویش می‌گردند. آل سعود نیز که خود راتحت فشار مشترک اصلاح‌طلبان، سلفی‌ها و آمریکایی‌ها می‌داند، بر اصلاحات از بالا و هدایت شده اصرار می‌ورزد. امیر عبدالله از یک سو اصلاح‌طلبان را به آلت دست بیگانه نشدن توصیه می‌کند، از سویی، پیشنهاد‌های آمریکا برای گسترش دموکراسی در خاورمیانه و ایجاد خاورمیانه جدید را منطبق با شرایط و ویژگی‌های جوامع عربی نمی‌داند و خواهان یک راه حل بومی‌برای توسعه سیاسی است و در نهایت، سلفی‌های تندرو را با سیاست مشت آهنین تهدید می‌کند.
در حالی که آل سعود در اوایل دهه 90 به جنبش‌های روشنفکری و اصلاح‌طلبانه نظیر «جنبش حقوق‌بشر المساری» بی‌اعتنا بود و حتی رهبران آن را در «لندن» نیز تحت فشار قرار می‌داد. امروز، به درک این احساس نزدیکتر می‌شود که برای مقابله با فشار سلفی‌ها و آمریکایی‌ها، باید به اصلاح‌طلبان نزدیکتر شود و حتی اگر اصلاح‌طلبان را برنمی‌تابد، ولی باید به اصلاحات تن دهد تا فشار آمریکایی‌ها و سلفی‌ها را کنترل و مهار کند.
در مقابل، اصلاح‌طلبان سعودی نیز که اقدامات آمریکایی‌ها و سلفی‌ها را ضربات مشترک به دموکراسی و توسعه سیاسی مستقل و بومی‌حس می‌کنند، ترجیح می‌دهند تا گرایش اجباری آل سعود به اصلاحات را غنیمت شمرند و عمق اصلاحات را در حوزه‌های سیاسی ـ اجتماعی وسعت بخشند. دهه آتی در خاورمیانه عربی را باید دهه چالش و نبرد بین سلفی‌ها، اصلاح‌طلبان، حاکمان محافظه‌کار و قدرت‌های خارجی، حول اصلاحات، دموکراسی و توسعه سیاسی به شمار آورد. تروریسم و مبارزه با آن، پوششی برای این چالش در ثروتمندترین شبه جزیره جهان است
عربستان،خریدار بزرگ سلاح
امیر سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد و وزیر دفاع عربستان اعلام کرده که نیروی هوایی عربستان با خرید‌های جدید و نوسازی هواپیما‌هایش باید به نیروی هوایی اول در منطقه تبدیل شود. «سلطان بن عبدالعزیز» اعلام کرده که انگلیس بیش از 200 فروند هواپیمای جنگی قدیمی‌را بر طبق توافق‌های اخیر بین دو کشور از ریاض پس گرفته است و ریاض سفارش هواپیماهای شکاری «تایفون» را به شرکت «بی‌ای‌ایی سیستمز» لندن داده است. به گفته وی طبق قرارداد امضا شده با انگلیس، هواپیماهای جنگی «تایفون» از این کشور خریداری خواهد شد و انگلیس بیش از 200 فروند هواپیمای جنگی ساخت خود و آمریکا را از عربستان تحویل خواهد گرفت.
گاردین ارزش قرارداد را حدود 70 میلیارد دلار اعلام کرده ولی یک منبع مسوول در وزارت دفاع عربستان رقم اعلام شده را اغراق‌آمیز توصیف و آن را رد کرده است. همچنین براساس این قرارداد انگلیس در زمینه آموزش نظامیان عربستان و انجام تمرین‌های نظامی ‌با این کشور مشارکت خواهد کرد. برخی منابع تعداد هواپیماهای مذکور را 48 فروند و برخی 72 فروند اعلام کرده و گفتند که براساس بخشی از قرارداد دولت عربستان می‌تواند درخواست خود را تا 72فروند نیز افزایش دهد. تمام این خرید‌های بزرگ محصول یک اتفاق نفتی است و آن درآمد بیشتر سعودی‌ها از روند افزایش قیمت نفت در یک سال اخیر است. با چنین افزایش درآمدی، بودجه نظامی ‌عربستان در سال گذشته با افزایش 4/10 درصدی نسبت به سال 2004 رقمی‌حدود 21 میلیارد و 300 میلیون دلار بوده است. این کشور در سال‌های اخیر دارای بالاترین هزینه نظامی ‌در میان کشورهای منطقه بوده است. عربستان در چارچوب قرارداد الیمامه با انگلیس به ارزش بیش از 20 میلیارد پوند همچنان خریدار بزرگ سلاح در منطقه تلقی می‌شود. سعودی‌ها در چارچوب طرح جدید خود قصد دارند که برخی از اف ـ 15‌های کهنه خود را از رده خارج کنند و با توجه به اظهارات مکرر امیر سلطان باید در انتظار خرید‌های تسلیحاتی جدید عربستان بود. ضمن آنکه افزایش شدید قیمت نفت و افزایش درآمد‌های نفتی عربستان مقدمات لازم برای این خرید‌ها را فراهم می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات