تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۸۰۶۸

ایران و قطعنامه جدید شورای امنیت


ابراهیم یزدی
وزیر خارجه دولت موقت
1ـ شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه 1737 هفته گذشته (2/10/85) پیشنهاد سه کشور اروپایی (آلمان، انگلیس و فرانسه) را به اتفاق آرا به تصویب رسانید و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌60 روز مهلت داده است تا گزارش دهد که آیا ایران «تمامی ‌فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه و همچنین پروژه‌های مرتبط با آب سنگین را به گونه‌یی که مورد راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌قرار گیرد به حال تعلیق درآورده است یا خیر.»
2ـ به این قطعنامه تمامی ‌اعضای اصلی و دائمی‌شورای امنیت، حتی روسیه و چین نیز رای مثبت دادند. رای مثبت روسیه و چین، برخلاف انتظار مقامات ایران بود. این مقامات به کرات، چه در محافل خصوصی و چه در برخی اظهارنظرهای عمومی ‌با خوشبینی اظهارنظر کرده بودند که روسیه و چین به قطعنامه شورای امنیت رای نمی‌دهند و آمریکا شکست می‌خورد اما این خوشبینی واقع بینانه نبود. روابط سیاسی و اقتصادی در دهکده جهانی از حیث کمی ‌و کیفی از یک طرف و وابستگی گسترده دو دولت روسیه و چین به نظام سیاسی ـ اقتصادی جهانی از طرف دیگر آن چنان است که پیش‌بینی رای آنها در مورد فعالیت‌های هسته‌یی ایران چندان مشکل و پیچیده به نظر نمی‌رسید. بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران ایرانی بیهودگی دل بستن موضع گیری روسیه و چین علیه آمریکا به نفع ایران را متذکر شده بودند اما ظاهراً دیپلمات‌ها و تصمیم گیران ایرانی چنین باوری را نداشتند.
3ـ در این قطعنامه، مفاد قطعنامه 1696 شورای امنیت (مورخ 21 جولای 2006 برابر با 30/4/85) مبنا قرار گرفته و به کرات به آن استناد شده است. قطعنامه 1696 هنگامی‌صادر شد که ایران پیشنهادهای گروه 1+5 را نپذیرفت. ایران گرچه به کرات اعلام کرده بود که پیشنهادهای 1+5 را با دید مثبت ارزیابی می‌کند، اما پاسخ رسمی ‌نهایی خود را بعد از پایان ضرب‌الاجل تعیین شده اعلام کرد در حالی که به تعبیر مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به ایران این فرصت داده شده بود که قبل از ضرب‌الاجل شورای امنیت، نظر مثبت خود را به پیشنهادهای 1+5 اعلام کند. دولت‌های اروپایی و روسیه و چین، به رغم سیاست آمریکا به راه‌حل‌های دیپلماتیک دل بسته بودند و ابراز امیدواری می‌کردند.در همان زمان ما نوشتیم که دولت ایران اولاً به شرط دریافت امتیازات اقتصادی راهبردی ایران، نظیر عدم مخالفت آمریکا با احداث خطوط لوله نفت و گاز طبیعی آسیای مرکزی از راه ایران به خلیج فارس و احداث خط نفت و گاز طبیعی ایران به هند و پاکستان و ثانیاً قبول ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌یی به عنوان یک قدرت اتمی، بسته پیشنهادی 1+5 را بپذیرد. اما سخنگویان و مذاکره‌کنندگان ایرانی با قاطعیت تمام هرگونه تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و یا آب سنگین را مردود دانسته‌اند.
قطعنامه 1696 شورای امنیت علیه ایران بر طبق مفاد بند 40 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد اتخاذ شده بود. و روشن بود که اگر ایران این قطعنامه را نپذیرد، حرکت بعدی شورای امنیت، صدور قطعنامه‌یی براساس بند 41 این فصل خواهد بود. این امر آنقدر جدی و روشن بود که حتی نماینده روسیه در شواری امنیت (چورکین) بعد از تصویب آن اعلام کرد که «در صورت پاسخ منفی ایران یا شکست مذاکرات، مطمئناً ما بند 41 مندرج در فصل هفتم منشور را که ناظر بر مجازات‌های بین‌المللی و تحریم‌ها است، در نظر خواهیم گرفت.» (اعتماد ملی ـ 8/5/85). از طرف دیگر وزارت امور خارجه روسیه طی بیانیه‌یی خاطرنشان ساخت که بر طبق اصل 27 منشور سازمان ملل متحد، اعضای سازمان موظف به تبعیت از تصمیمات شورای امنیت هستند. در این بیانیه به ایران توصیه شده بود که درخواست‌های مطرح شده را اجرا کند تا به قطعنامه دیگری از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیاز نباشد (اطلاعات 14/5/85). بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل ناظر بر مجازات‌ها و تحریم‌ها است. عدم اجرای مفاد قطعنامه 1696، همانطور که پیش‌بینی می‌شد، در نهایت منجر به تصویب قطعنامه 1737 به اتفاق آرا شده است. در قطعنامه 1737، اگر چه محدودیت‌ها و مجازات‌هایی برای ایران مقرر شده است، اما هنوز از مفاد ماده 41 از فصل 7 منشور سازمان ملل متحد فاصله وجود دارد. برای این که این قطعنامه به اتفاق آرا تصویب شود، و روسیه و چین هم به آن رای بدهند، لحن قطعنامه ملایم‌تر از آن چیزی است که آمریکا می‌خواست. ظاهراً سعی دولت آمریکا در برخورد با ایران این است که موافقت کامل جامعه جهانی، به خصوص روسیه و چین را داشته باشد. روشن است که اگر ایران نتواند طی 60 روز آینده، به نوعی نظر موافق آژانس بین‌المللی را تامین کند، اعضای دائم شورای امنیت، چاره‌یی جز توسل به تحریم‌ها و مجازات‌های بیشتر نخواهند داشت. در واقع سیاست ایران نتوانسته است از همسویی روسیه و چین و اروپا با آمریکا جلوگیری کند.
4ـ انکار کامل هولوکاست و برگزاری همایش هولوکاست در ایران، مزید بر علت شد و جبهه جهانی علیه ایران را به شدت تقویت کرد. این در حالی است که راست یا دروغ بودن هولوکاست هیچ ارتباطی با منافع و مصالح ملی ایران و بحران‌های کنونی ایران در روابط بین‌المللی ندارد. این مواضع موجب بهره‌برداری گسترده اسرائیل نیز شده. علاوه بر این برگزاری همایش بین‌المللی هولوکاست و دعوت از برخی آمریکائیان به شدت نژادپرست و افراطی، از رهبران کوکلاکس کلان (KKK) و حضور رئیس‌جمهور کشورمان در میان آنان موجب تشدید تبلیغات علیه ایران شد. رهبر این گروه نژادپرست نه تنها دارای مواضع ضد سیاه پوستان در آمریکاست بلکه به ضداسلام بودن نیز معروف است. او در برخی از مواضع خود با تعابیر بسیار زشت از روحانیان ایران نام برده است. دعوت از این گونه افراد نشان می‌دهد که مسوولان برگزاری همایش یا از سوابق زشت این افراد بی خبر بوده‌اند یا با زیرکی و با علم به این سوابق، معتمداً آنها را دعوت کرده بودند. این مواضع و اقدامات، آن هم در حالی که ایران همچنان دیگر در روابط بین‌المللی در محور انرژی هسته‌یی است، نه تنها خردمندانه نبوده است بلکه به موقعیت ایران در بحران انرژی هسته‌یی ضربه وارد ساخته است.
5ـ در چنین شرایطی برخی از تصمیم گیرندگان حاکمیت خروج از اِن‌پی‌تی را مطرح می‌سازند. آیا خروج ایران از اِن‌پی‌تی، به حل بحران هسته‌یی به نفع ایران کمک خواهد کرد؟ خیر، چنین نیست، نه تنها کمکی به حل بحران به نفع ایران نخواهد کرد بلکه برعکس بر ابعاد بحران به ضرر ایران خواهد افزود. اولین پیامد زیانبار آن تشدید و تقویت جبهه یکپارچه جهانی علیه ایران است. همه می‌دانند که اتحادیه اروپا و روسیه و چین، به رغم روابط نزدیک و گسترده با آمریکا، به هیچ وجه مایل به دنباله روی از سیاست‌های استیلاجویانه جهانی آمریکا نیست. اما اگر ایران در دیپلماسی خود، مناسبات و روابط بین‌المللی جاری را در نظر نگیرد، این کشورها چاره‌یی جز همصدایی و همگامی‌با آمریکا در پرونده هسته‌یی ایران ندارند. در چارچوب این مناسبات، نتیجه عملی خروج ایران از اِن‌پی‌تی، به نفع سیاست‌های تهاجمی ‌آمریکا علیه ایران تمام خواهد شد.
مشکل اساسی و کلیدی در بحران فعالیت‌های هسته‌یی ایران، ظاهراً نبود اعتماد متقابل است. بنابر اظهارنظر دبیر سابق شورای امنیت ملی کشورمان، ایران فعالیت هسته‌یی خود را در نطنز، اراک و اصفهان در چارچوب مقررات پادمان در زمان مناسب به آژانس بین‌المللی گزارش نداده است. از طرف دیگر، ایران هنوز هیچ نیروگاه هسته‌یی فعالی ندارد. نیروگاه هسته‌یی بوشهر، بعد از چهل سال و هزینه‌های سرسام آور، هنوز به کار نیفتاده است. در وضعیت کنونی، به خصوص بعد از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت، بی‌تردید، دولت روسیه، تحویل نیروگاه هسته‌یی بوشهر را همچنان به تعویق خواهد انداخت. بنابراین سوال اساسی جامعه بین‌المللی از ایران این است که با توجه به نداشتن نیروگاه هسته‌یی، اورانیوم غنی شده ایران به چه مصرفی خواهد رسید.
6ـ دولت آمریکا که علی‌الاطلاق با هر نوع فعالیت هسته‌یی ایران مخالف است، خطر ساخت احتمالی بمب هسته‌یی توسط ایران را مرتباً مطرح می‌سازد اما یک نوع بزرگ‌نمایی غیرواقعی در این ادعای آمریکا وجود دارد. حتی اگر ایران موفق به ساخت بمب اتم هم بشود، تغییر عمده‌یی در معادلات قدرت در خاورمیانه به وجود نخواهد آمد. اسرائیل بزرگترین انبار سلاح‌های هسته‌یی در خاورمیانه را دارد. اما شکست ارتش‌های عربی از اسرائیل به دلیل وجود سلاح‌های اتمی ‌در اسرائیل و یا احتمال استفاده از آنها نبوده است.
7ـ دیپلماسی ایران در بحران هسته‌یی تاکنون براساس «به دست آوردن وقت» و کش دادن مذاکرات بوده است. این سیاست در یک مرحله، موثر و کارساز بوده است. به طوری که ایران توانست در خلال مذاکرات، تجهیزات هسته‌یی در اصفهان و نطنز را راه‌اندازی نماید و فناوری تغلیظ اورانیوم را پیاده نماید و موفقیت در غنی سازی اورانیوم تا میزان 5 درصد را کسب نماید. اما اکنون که قطعنامه صادر شده است، امکان مانورهای مشابه وجود ندارد یا بسیار ضعیف است.
8ـ برخی از مقامات ایرانی، تحریم اقتصادی، از جمله صادرات نفت ایران را، حتمی‌می‌دانند اما دل به این بسته‌اند که چون قیمت نفت در صورت تحریم، به بشکه‌یی 200 دلار خواهد رسید، کشورهای مصرف‌کننده عمده نفت خاورمیانه، اروپا و ژاپن از تصویب چنین قطعنامه‌یی جلوگیری خواهند کرد. بی‌تردید تصویب قطعنامه تحریم‌ها علیه ایران با ایجاد یک شوک روانی به بازار نفت موجب افزایش بهای نفت خواهد شد. اما این افزایش ثابت نخواهد ماند. کشورهای صادرکننده عمده نفت خاورمیانه یعنی عربستان سعودی و کویت هم امکان افزایش صادرات نفت خود، تا حد جبران قطع نفت ایران را دارند و هم اراده انجام آن را. هر دو کشور صریحاً این اطمینان را به خریداران نفت داده‌اند. اما مهمتر از بالا رفتن قیمت نفت و تاثیرات آن بر اقتصاد اروپا و ژاپن، پیامد قطع درآمد نفت برای خود ایران است. بالا رفتن قیمت نفت در صورت تحریم فروش نفت سودی برای ایران نخواهد داشت. کشوری که 80 درصد بودجه آن از محل فروش نفت تامین می‌شود چگونه می‌خواهد بدون آنکه موجبات از هم گسیختگی گسترده اقتصادی فراهم شود، این ضربه را تحمل کند.
9ـ بعضی از تحلیلگران و نظریه پردازان جناح معروف به اصولگرا، بر این باورند که چون آمریکا در سطح جهانی در موضع ضعف قرار دارد، اگر ایران مقاومت کند و زیر بار قبول قطعنامه‌های سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌یی نرود آمریکا کوتاه می‌آید و تسلیم می‌شود. ممکن است چنین باشد. اما اتخاذ سیاست خارجی براساس چنین احتمالی خردمندانه نیست. در اتخاذ سیاست‌ها باید برای احتمال نادرستی ارزیابی‌ها، راه گریزی پیش‌بینی کرد، تا اگر برخلاف انتظار و احتمال خوش بینانه این جریان، آمریکا تسلیم نشد و کوتاه نیامد گزینه‌های دیگری برای ایران وجود داشته باشد در غیر این صورت، بر سر ایران چه خواهد آمد؟ در تقابل‌های نظامی ـ سیاسی بین‌المللی از این راهکار، که به آن «حرکت تالبه ـ Brinksmanship» می‌گویند استفاده می‌شود. در دوران جنگ سرد هم آمریکا و هم شوروی، در بحران کوبا و برلن و چین و آمریکا نیز در بحران تایوان از این سیاست استفاده کردند. اما در آن تقابل‌ها، اولاًـ دو ابرقدرت با تجهیزات و امکانات نظامی ـ جنگی کم و بیش یکسان برابر هم قرار گرفته بودند، ثانیاًـ خطر جنگ هسته‌یی میان ابرقدرت‌ها و پیامدهای جهانی آن، از عوامل بازدارنده و محدودکننده مهم در آن تقابل‌ها بود. ثالثاًـ جنگ سرد و استمرار تقابل‌ها، یک صلح مسلح را به شوروی سابق تحمیل کرد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق منجر شد.
10ـ خرد جمعی ایرانی می‌گوید علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد. برای ایران به مراتب بهتر آن بود که پاسخ پیشنهادات 1+5 را با نظر مساعد و ارائه پیشنهادات مناسب در زمان مناسب می‌داد و مانع تصویب قطعنامه قبلی و این قطعنامه می‌شد. زیرا بنا به دلایلی که اجمالاً اشاره شده، امکان کسب امتیاز در مذاکره با گروه 1+5 برای ایران به مراتب بیشتر بود تا با شورای امنیت و بعد از تصویب قطعنامه. اما اکنون به نظر می‌رسد ایران به جهت روانشناسی سیاسی نتواند به راحتی به مفاد این قطعنامه تن در دهد. از طرف دیگر رد قطعنامه 1737 توسط ایران، احتمال تصویب اقدامات بعدی و مجازات‌ها در چارچوب بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد را بالا خواهد برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات