رهبر القاعده هر کاری میکند تا اثبات کند که هنوز زنده است و همچنان مغز متفکر گروهش محسوب میشود
*در هفتههای گذشته دو پیام جدید از بنلادن منتشر شد که در آنها علاوه بر تهدید اروپا، برای آزادی نوارغزه نیز دست به فراخوان زده است. تا چهاندازه باید این پیامها را جدی گرفت؟ آیا این پیامها بیانگر حالات روحی وی هستند؟ اگر امکان دارد بگویید بن لادن کجا مخفی شده است؟
**بن لادن مدتها است که پیامهایش را به مقتضای مسائل روز فرمولبندی میکند. میتوان تصور کرد که وی در مخفیگاهش در مرز افغانستان نشسته است و کانال الجزیره یا سی ان ان را تماشا میکند و یادداشتهایش را بر اساس آخرین اخبار مینویسد. به نظر من توجه وی به اروپا بیش ازهر چیز بهخاطر چاپ دوباره آن کاریکاتورهای جنجالبرانگیز در دانمارک و البته راه یافتن به تیتر یک روزنامهها است. احتمالا این مساله نشانگر دسیسهای است که در اروپا به راه افتاده وبن لادن هم میخواهد از آن به نفع خود استفاده کند. در دو سال گذشته شاهد بوده ایم که چنین دسیسههایی با مقر اصلی القاعده بی ارتباط نیست. توجه او به غزه هم از نوع همان تلاشهایی است که وی برای بهرهبرداری تبلیغاتی از مسائل روز انجام میدهد. بن لادن میخواهد نشان دهد که هنوز زنده است و در راستای ایجاد تحول در جهان اسلام گام برمیدارد.
*باراک اوباما دولت بوش را به اهمالکاری درمورد تعقیب و دستگیری تروریستهای جهان متهم میکند. آیا درست میگوید؟
**امکان از بین بردن بن لادن بین سالهای 1998 تا 2001 یعنی قبل از یازدهم سپتامبر وجود داشت. در آن زمان مأمورانی در منطقه داشتیم و آنها سه بار مساله امکان کشتن بنلادن را به پرزیدنت کلینتون یادآوری کردند. رئیسجمهور سابق هم یک بار تصمیم گرفت که برای جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان و کودکان دستور حمله موشکی صادر کند. حتی امکان محاصره بن لادن به وسیله نیروهای مخصوص وجود داشت. در آن زمان اولویتهای سیاسی به این شکل نبود و حتی پس از یازدهم سپتامبر هم...
*... اما حملات تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 که در زمان بوش انجام گرفت.
**... هنوز هم یک شانس وجود داشت. بنلادن بعدها خودش گفته است که در جریان بمبارانهای شدید مناطق کوهستانی تورابورا در نزدیکی مرز افغانستان در دسامبر 2001، چه وضعیت اسفباری داشته و در آخرین لحظه موفق به فرار شده است. نمیتوان به راحتی گفت نیروهای افغان که با آمریکا همکاری داشتهاند وی را برای فرار کمک کردهاند...
*بن لادن درحال حاضر کجا است؟
**با اطمینان میگویم که او در خاک پاکستان اقامت دارد و حتی محل دقیق پناهگاه وی را میدانم؛ جایی در منطقه کوهستانی وزیرستان شمالی در نزدیکی شهر میرام شاه. بن لادن این منطقه را مثل کف دستش میشناسد و قبیله حقانی بر آن منطقه حکومت میکنند و بن لادن ریشههای عمیقی در میان آنها دارد.
*او از یک اردوگاه القاعده صحبت کرده و از محلی که از آنجا اوامر تروریستی خود را صادر میکند.
**بن لادن از این محل به آن محل میرود و از سوی دوستانش محافظت میشود و البته این به معنی آن نیست که روزی کسی به وی خیانت نکند. بیتردید بن لادن به ابزار ارتباطی مدرن مانند تلویزیونهای ماهوارهای دسترسی دارد. منطقه میرام شاه از این نظر پیشرفتهتر از آن چیزی است که ما غربیها تصور میکنیم. به عقیده من ایمن الظواهری در منطقهای دیگر مخفی شده است.
*این احتیاط است یا تاکتیک؟
**احتمالا هر دو. بر پایه اطلاعات من این دو نفر در دو، سه سال گذشته به چنان اطمینانی رسیدهاند که همدیگر را در جلسات شورای رهبری القاعده ملاقات میکنند. در این نشستها ساختارهای سازمانی را بازسازی و کانالهای ارتباطی را بهینهسازی کردهاند. در این مورد که خود بن لادن دستور برای ترور صادر میکند یا نه، اطلاعی در دست نیست. اما تقریبا با اطمینان میتوان گفت که او در مورد اکثر عملیات القاعده کاملا باخبر است.
*در کتاب جدیدتان انرژی زیادی را صرف معرفی خانواده و اصل و نسب بن لادن کردهاید. آیا خانواده بن لادن یک قبیله تروریستی هستند یا آدمهای بسیار مهربانی که تنها استثنا در میان آنان همین اسامه بن لادن است؟
**به هر صورت آنها یک خانواده بزرگ هستند. اسامه تنها 24 برادر و 29 خواهر دارد.
بن لادنها همواره از نظر ایدئولوژیک به اصطلاح پهنای باند وسیعی داشتهاست. در این خانواده از فردی بیقید مثل <سالم بن لادن> تا متعصبترین افراد وجود دارد. این مساله حتی درآن روز سرنوشتساز یازدهم سپتامبر هم مشاهده میشود. در همان حال که به دستور اسامه بن لادن هواپیمای ربوده شده آمریکایی به سوی ساختمان پنتاگون در حال پرواز بود، چند کیلومتر آن سوتر یعنی در یکی از هتلهای گرانقیمت واشنگتن، <شفیق بن لادن> برادر ناتنی اسامه در یک نشست سرمایهگذاری شرکت داشته است، نشستی که از سوی گروه <کارلایل> که خانواده بن لادن و بوش در آن سهیم هستند، ترتیب داده شده بود.
*در رأس خانواده بن لادن نیز مانند بسیاری از خانوادههای موفق، در آغاز کار یک پدرسالار و بزرگ خاندان وجود داشته است.
**همینطور است. محمد، پدر اسامه مرد خودساختهای بود که از دهقانزادگی و با وجود بیسوادی توانست یک مولتیمیلیونر بشود. محمد در منطقهای خشک در جنوب عربستان به نام حضرموت بهدنیا آمد و چهارده ساله بود که سرنوشت خود را بهدست گرفت. او در سال 1925 با پای پیاده و از طریق بیابان خود را به جده رساند که در آن زمان شهر کوچک و فقیری بود. اما مشکلات این شهر برای محمد اهمیتی نداشت و بر عکس شانس خود را در آنجا میدید. او میخواست استاد بنا شود و به جای آن خانههای کوچک، برج و بعدها فرودگاه بسازد. محمد دست به هر کار سختی زد و سنت سنت پسانداز کرد. او در سال 1931 شرکتی تأسیس کرد و به سرعت وارد کارهای آپارتمانسازی شد. در اولین دوران صعود قیمتهای نفت، محمد بالاخره توانست با کار زیاد و روابط خاص تبدیل به مدیر شماره یک پادشاهی سعودی شود و سپس جادهسازی و سدسازی را هم به لیست مشاغل خود اضافه کرد و ثروتمند شد.
*علت نفوذ وی در عربستان چه بود؟
**پول نتوانست هویت اجتماعی محمد را در عربستان تغییر دهد و این در حالی بود که او در سال 1955 به وزارت هم رسید. خانواده پادشاهی آل سعود احترام فردی مثل بن لادن پدر را نگه میداشتند اما هرگز هیچ دختری از آل سعود به همسری وی و یا پسرانش درنیامد.
* بیتردید محمد در میان 54 فرزند از 22 همسر، فرزندان نورچشمی هم داشته است. آیا اسامه هم جزو این نورچشمیها بوده است؟
**محمد از مادر اسامه که زنی اهل بندر لازقیه سوریه بود خیلی زود جدا شد. اما بیتردید پدر برای اسامه همواره یک الگو بوده است. اسامه در سفرهای کاری پدرش به مکه و مدینه وی را همراهی میکرد و بازسازی اماکن مقدس مسلمانان از جمله مسجدالاقصی توسط پدر برای وی به عنوان فردی متدین بسیار باارزش بوده است. اما جالب آنکه اسامه با وجود همه آن تدین هرگز در میان مردان خانواده فردی متعصب نبود وکاملا امروزی بود.
*آیا محمد جانشیناش را هم معین کرده بود و آیا اسامه هم در این مورد نقشی داشت؟
**اسامه فرزند هفدهم محمد بود و به هنگام مرگ پدر 10 سال داشت. او نیز مانند دیگر برادرانش 3/2 درصد از شرکت ارث برد. این پول وسود سالانه آن از اسامه مرد ثروتمندی ساخت که البته برخلاف آنچه گفته میشود هرگز جزو 300 ثروتمند جهان نبود. پس از مدتی شخص ملک فیصل به عنوان معتمد خانواده بن لادن مدیریت شرکت بزرگ محمد را به <سالم بن لادن> که 10 سال از برادرش اسامه بزرگتر بود سپرد. سالم در یک مدرسه بریتانیایی درس خوانده بود.
*برخی از خواهر و برادران اسامه در غرب و یا در بیروت با شکوه آن دوران تحصیل کرده بودند و بقیه در عربستان زندگی میکردند. آیا اسامه هیچ تمایلی به دنیای بیرون نداشت؟
**یک بار به بیروت رفت اما زندگی در آنجا بیشتر از آنکه روی او تأثیر بگذارد، برایش هراسآور بود. اسامه در آن دوران سریالهای آمریکایی مثل بونانزا را تماشا میکرد و با شلوار بلند به بازی فوتبال میپرداخت. اما اسامه جوان، الگوی جدید و پدرانه خود را در جای دیگری میجست.
او به شدت تحتتأثیر معلمی بود که ایدههای بنیادگرایانه اخوان المسلمین را تبلیغ میکرد. رادیکال شدن اسامه اما تأثیری در روابط او با خانوادهاش نداشت. اسامه سیادت سالم را بدون مقاومت پذیرفت، اگر چه از برخی بیبندوباریها و باده نوشیها و غربگراییهای وی خوشش نمیآمد. عقاید رادیکال و انقلابی اسامه در آغاز کار هیچ تضادی با سیاست پادشاهی سعودی هم نداشت و در همان دوران بود که اسامه با شور و شوق به افغانستان رفت تا با شوروی اشغالگر بجنگد.
*آیا دیگر افراد خانواده اسامه را تحسین میکردند یا وی را آدمی خاص میدانستند؟
**از نظر آنها برخی سختگیریهای وی که برخاسته از اعتقاداتش بود عجیب و غریب به نظر میآمد مثل اینکه همسر جوانش حق نداشت با نی آب بنوشد و فرزندانش نباید از شیشه پستانک شیر بخورند. اما هیچ کس به وی به چشم یک تکرو متعصب نگاه نمیکرد، بلکه او را یک واعظ به شمار میآوردند.
*تحول اساسی و تأثیرگذار در زندگی بنلادن به هنگام حضور در افغانستان روی داد. آیا وی از یک واعظ تبدیل به یک جنگجو شد؟
**بله، در سال 1979 و پس از انقلاب ایران و بعد از آنکه مسجد الحرام توسط اسلامگرایان رادیکال اشغال شد و البته پس از حمله شوروی به افغانستان بود که اسامه افکار رادیکال پیدا کرد. آن منیت و بلندپروازی زمانی بیدار شد که وی در پیشاور پاکستان مشغول تقسیم پولهایی بود که خانوادهاش برای مبارزان افغان هدیه کرده بودند و در آن زمان به مجاهدین افغان پیوست.
*شکاف و جدایی میان اسامه و خانوادهاش چگونه اتفاق افتاد؟
**پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان وبازگشت اسامه به عربستان سعودی، او به دنبال وظایف جدیدی در کشورش بود. هنگامی که عراق در سال 1990 اقدام به اشغال کویت کرد، اسامه از دربار پادشاهی خواست که اجازه دهد برای تنبیه صدام با چریکهای تحت امرش علیه حاکم عراق وارد عمل شود. اما در کمال ناامیدی دید که حاکمان ریاض از نیروهای آمریکایی استفاده کردند و به آنها اجازه استقرار انبوه در خاک عربستان را دادند. از طرف دیگر پس از مرگ سالم بر اثر سانحه هوایی در سال 1988 مدیریت شرکت بن لادن در اختیار برادر دیگر اسامه یعنی <بکر> قرار گرفت. او نیز پس از استقرار نیروهای آمریکایی در عربستان با آنها قراردادهای متعددی برای ساخت جایگاه فرود هلیکوپتر بست و بدین صورت با <نورمن شوارتسکف> فرمانده نیروهای آمریکا ارتباطی نزدیک پیدا کرد. همه این مسائل برای اسامه گران میآمد و بدین ترتیب لحن سخنرانیهای سیاسیاش را تندتر کرد. سپس همراه با چهار همسر و بیشمار فرزندانش به سودان رفت. بعد از اولین حمله به مرکز تجارت جهانی در سال 1993 بود که اسامه بن لادن به عنوان مظنون شمار یک معرفی شد و بدین ترتیب خانوادهاش با وی رسما قطع رابطه کردند.
*این تاکتیک بود یا واقعا این قطع رابطه صورت گرفت؟
**نه، اگرچه عبدالله پسر بزرگ بن لادن قبل از آنکه پدر بار دیگر به افغانستان برود او را ترک کرد اما ما میدانیم در عروسی <محمد> اولین پسر اسامه بن لادن، علاوه بر مادر داماد بیشتر افراد فامیل حضور داشتند.
*<کارمن بن لادن> یکی از عروسهای اسامه در مصاحبه با اشپیگل گفته است که به عقیده وی هرگز کسی از خانواده بن لادن مانع کار اسامه نشده است زیرا در این خانواده یک برادر همیشه یک برادر میماند و اینکه چه کاری کرده است اهمیتی ندارد. آیا شما هم مدرکی دال بر این ادعا دارید؟
**به طور مستقیم خیر اما این را میدانم که بعد از رخداد یازدهم سپتامبر همه اعضای این خانواده که مقیم آمریکا بودند آن کشور را ترک کردند.
*و امروز آن خانواده جهانی از هم پاشیده شده است و هر کدام از آنها به کاری مشغول هستند. اما اسامه بن لادن چه کار میکند؟
**اسامه بن لادن بر عکس آن تصویری که گاه در غرب از او ارائه میشود، یک روستایی بیسواد اسیر در عقاید فنتیک نیست. او خود را استاد تغییرات و تحولات جهانی و تکنولوژیهای آن میداند. چندان هم بیراه نمیگوید زیرا وی به مراتب بهتر از رقبای آمریکایی خود از رسانههای مدرن استفاده میکند و کرده است. اگرچه از تابعیت سعودی محروم شده است اما سخنان اخیر وی نشان داد که او یک شهروند جهانی به معنای واقعی کلمه به شمار میآید.
*او چهار سال پیش و قبل از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نیز طی یک پیام خودی نشان داد...
**و دموکراتهای پیرامون <جان کری> هم آن را علت اصلی شکست وی میدیدند. به گمان من بن لادن این بار هم قصد دارد روی آمریکاییها تأثیر بگذارد. او مدتها است که تهدید کرده از طریق القاعده در خاک آمریکا عملیات تروریستی انجام میدهد و برای انتخابات آمریکا هم نقشهای در سر دارد.
*این میتواند برای دموکراتها زیانبار باشد. آنها مدتها است که در نظرسنجیها دست بالا را دارند اما کمتر کسی توانایی آنان را برای جنگ با ترور تأیید میکند. آیا اسامه آخرین امید جمهوریخواهان است؟
**اگر فاجعه بزرگی رخ ندهد، امسال سال دموکراتها است.