تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۳۸۰۷۵

تبت، پاشنه آشیل پکن


مازیار احمدى‌مقدم
لهاسا، مرکز استان تبت چین در هفته هاى اخیر شاهد ناآرامى و شورش هاى اعتراض آمیز گسترده اى بود که دامنه آن به مرور به مرکز استان چین و کشورهاى همسایه چین و حتى کشورهاى اروپایى نیز کشیده شد.
براساس گزارش هاى منابع رسمى چین، در جریان این درگیرى ها که منجر به کشته شدن دو نفر انجامید، تعداد زیادى نیز بازداشت و دستگیر شدند؛ هرچند که منابع غیررسمى این تعداد را تا سى نفر کشته نیز اعلام کردند؛ اما هیچ گاه آمار دقیق و موثقى از تعداد کشته شدگان و نیز دستگیر شدگان به دلیل اعمال محدودیت هاى شدید رسانه اى دولت چین به دست نیامد.
ناآرامى ها و شورش ها زمانى آغاز شد که اجتماع مردم لهاسا براى پاسداشت چهل و یکمین سال سرکوب قیام مردم تبت و شکست تلاش هاى دالایى لاما علیه دولت چین منجر به درگیرى با پلیس ضدشورش چین گشت.
در واکاوى و ریشه یابى ناآرامى هاى تبت و دامنه آن، سه جریان عمده، تاثیرگذارو دخیل هستند که هر جریان به نوبه خود عامل تعیین کننده اى در شکل گیرى این ناآرامى ها محسوب مى شوند؛ این سه جریان عمده عبارتند از:
۱- تبت و شخص دالایى لاما
۲- چین
۳- امریکا و همپیمانان غربى اش
۱- روحیه استقلال خواهى و حق داشتن آزادى تمام و کمال در انجام اعتقادات مذهبى و اداى مناسک دینى همواره محور منازعات مردم تبت با دولت چین در طول تاریخ بوده؛ اداره امور سیاسى مرتفع ترین منطقه مسکونى جهان(تبت) از قرن هفدهم به بعد برعهده رهبر مذهبى بوداییان بوده که عنوان دالایى لاما را دارد .با سقوط حکومت امپراتورى چین در سال ۱۹۱۳ و بروز هرج و مرج سیاسى در این کشور، دولت محلى تبت به استقلال نسبى دست یافت که تا سال ۱۹۵۱ نیز ادامه داشت؛ اما در آن سال دولت کمونیستى چین با اعزام نظامیان خود به تبت زمام امور این سرزمین را دوباره در دست گرفت؛ اما مردم تبت، حکومت دولت چین بر خود را تاب نیاوردند و دوباره در سال ۱۹۵۶ اهالى تبت علیه تسلط چین دست به شورش دوباره زدند که در سال ۱۹۵۹ توسط ارتش خلق چین سرکوب شد که در جریان آن هزاران تن جان خود را از دست دادند.
اما تنسین جیاتسو، چهاردهمین دالایى لاما، به عنوان نماد آرمان خواهى و پرچم دار داعیه استقلال طلبى تبتیان مهم ترین نقش را در این میان عهده دار است.
وى به عنوان رهبر جامعه تبتیان، اقدامات بسیارى را در جهت احقاق خواسته هاى پیروانش انجام داد و مى دهد که شاید مهم ترین آن تشکیل دولت در تبعید وى در هندوستان باشد. روحیه انسان دوستانه و صلح جویانه و عدم اشتیاق وى در استفاده از جنگ و قوه قهریه جهت رسیدن به استقلال و آرمان هاى خود و پیروانش باعث شد که او حتى جایزه صلح نوبل را در سال ۱۹۸۹ دریافت کند؛ همچنین دالایى لاما بر اساس نظرسنجى رسانه هاى آلمان محبوب تر از پاپ بندیک، رهبر آلمانى کاتولیک هاى جهان در آلمان مى باشد.
سفرهاى دوره اى دالایى لاما در ماه هاى اخیر به کشورهاى اروپایى و امریکایى و استقبال گسترده اى که رهبران عرب با پوشش هاى خبرى گسترده از وى به عمل آوردند جایگاه و نفوذ سیاسى وى را به طور محسوسى افزایش داده به طورى که در جریان سفر وى به واشنگتن و دیدار وى با جورج بوش، بالاترین نشان ایالات متحده در کنگره این کشور با حضور رهبران دموکرات و جمهورى خواه به وى اعطا شد.
مجموعه این حوادث و رویدادها به قدرت یافتن بیش از پیش رهبر بوداییان جهان انجامیده به طورى که حوادث کنونى تبت بدون نقش وى در شکل گیرى این حوادث غیرقابل انکار است.
اما عکس العمل ها و واکنش هاى دولتمردان چینى در قبال این ناآرامى ها تا حدى قابل پیش بینى و مسبوق به سابقه است؛ استفاده از نیروى نظامى جهت سرکوب شدید معترضین، سانسور شدید رسانه اى و خبرى و اعلام بیانیه هاى شدید اللحن خارجى توسط وزارت امور خارجه چین در قبال حوادث اخیر در مواجهه با موج اعتراضات داخلى و خارجى اخیر همگى قابل پیش بینى بود؛ سیاستى که دوستداران چینى آن را به خوبى آموخته و به خوبى نیز اجرا مى کنند.
نتایج اینگونه سیاست ها نیز منتج به نتیجه هاى دلخواه براى دولتمردان چینى گشته، چنانچه در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهورى در تایوان نمونه این گونه سیاست ها ارعاب و تهدید و استفاده از نیروى تهدید علیه هرگونه داعیه استقلال طلبانه هویدا شد و کاندیداى حامى دولت چین یعنى درمایینگ ژنولا با اختلاف ۱۷ درصدى، توانست بر رقیب استقلال طلب خویش یعنى فرانک شیه پیروز گردد اما واکنش هاى امریکا و همپیمانان غربى اش به این حوادث به عنوان یکى از بازیگران جریان حوادث اخیر، در جاى خود جالب توجه و تامل برانگیز است.
استفاده از دین در حوزه سیاست و پیوند زدن آن با تحرکات ناسیونالیستى براى برهم زدن نظام کشورهاى رقیب و دشمن به جهت موقعیت و هژمونى خود در صحنه بین الملل، سیاست همیشگى امریکا و دوستان غربى اش بوده و مى باشد که نمونه به کار گرفته شده از این نوع سیاست را مى توان در تحولات دهه ۷۰ و ۸۰ میلادى مشاهده کردو در جریان آن، امریکا و غرب مبارزه با شوروى سابق کمونیستى را با استفاده از اعتقادات دینى مجاهدان افغانى به تجهیز این گروه ها پرداخته که بعدها این پروژه مجاهدسازى سر منشا شکل گیرى تروریسم هاى القاعده شد.
اما شاید واکنشى که کمتر کسى احتمال بروز آن را از طرف امریکا و همپیمانان غربى اش محتمل مى دانست و قادر به پیش بینى آن نبود، تحریم بازى هاى المپیک پکن بود؛ یعنى پاشنه آشیل چین.
به دنبال حوادث تبت، پارلمان اروپا، پنجشنبه دو هفته قبل با اکثریت قاطع به تحریم مراسم گشایش المپیک ۲۰۰۸ پکن از سوى رهبران اتحادیه اروپایى راى داد. اعضاى پارلمان اروپا همچنین از پکن خواسته اند گفت وگو با دالایى لاما رهبر روحانى تبت را تا ماه اوت در زمان برگزارى بازى هاى المپیک آغاز کند.
قطعنامه پارلمان اروپا سرکوب خشونت بار معترضین تبتى توسط چین را محکوم کرد و از سازمان ملل مى خواهد تا تحقیقاتى در این مورد انجام دهد.
گوردون براون، نخست وزیر انگلستان پیشتر اعلام کرده بود که در مراسم گشایش المپیک ۲۰۰۸ حضور نخواهد یافت و آنگلا مرکل، صدرا اعظم آلمان نیز گفته که هیچ گاه قصد رفتن به پکن را نداشته است.
نیکولا سارکوزى، رییس جمهور فرانسه که ریاست اتحادیه اروپا در زمان برگزارى بازى هاى المپیک را بر عهده خواهد داشت از تحریم و عدم حضور خود در این مراسم سخن گفته مگر این که چین مذاکراتى را با دالایى لاما براى یافتن راه حلى جهت دفع ناآرامى ها آغاز کند. همچنین سگولن رویال، نامزد حزب سوسیالیست فرانسه در انتخابات سال گذشته نیز به جمع تحریم کنندگان بازى هاى المپیک پیوسته است.
فشارهاى جورج بوش، رییس جمهورى امریکا نیز براى تحریم بازى هاى المپیک به دلیل ناآرامى هاى تبت و عدم مذاکره با چین به دالایى لاما افزایش یافته و هیلارى کلینتون و بارک اوباما هر دو نامزد حزب دموکرات براى انتخابات ریاست جمهورى از وى خواسته اند تا این بازى ها را تحریم کند.
در همین حال بان کى مون دبیر کل سازمان ملل متحد به مقامات مسوول بازى هاى المپیک گفته است که وى در مراسم افتتاحیه این بازى ها که قرار است در ماه اوت آغاز شود شرکت نخواهد کرد.
به دنبال این موضع گیرى ها و نقطه نظرات اتحادیه اروپا، چین به انتقاد شدید از اتحادیه اروپا پرداخت و هرگونه مذاکره با شخص دالایى لاما را رد کرد. خانم جیانگ یو، سخنگوى وزارت امور خارجه چین، با اشاره به این که بحران تبت یک مساله داخلى است گفته که هیچ کشور و نهاد بین المللى حق دخالت در امور داخلى چین را ندارد. وى همچنین ابراز امیدوارى کرد که اتحادیه اروپا و کشورهاى عضو آن قضاوتى صحیح تر و درباره اوضاع چین داشته باشند. اما به رغم موضع گیرى و نقطه نظرات دولت هاى غربى و امریکایى، رضا قراخانلو، رییس کمیته المپیک ایران با هرگونه تحریم بازى هاى المپیک مخالفت ورزیده است.
شاید جالب توجه ترین و شنیدنى ترین اظهارنظر، نقطه نظرات شخص دالایى لاما، رهبر تبتى هاى چین باشد، وى با هرگونه تحریم و مخالفت در جهت برگزارى بازى هاى المپیک مخالفت ورزیده و اعتقاد دارد که این حق مسلم مردم چین است که شاهد برگزارى این بازیها در خاک کشورمان باشد.
هرچند داشتن شخصیت صلح جو و معنوى دالایى لاما از وى به عنوان رهبرى با مقبولیت عام در سطح جامعه جهانى ساخته اما وى جهت رساندن پیروان خود به اهداف و آمال هاى دیرین شان باید درپى راه چاره موثرتر ، جهت وصول به این اهداف باشد که شاید مهم ترین آن گفت وگوى مستقیم با دوستداران چینى است. اما از طرفى دولتمردان اژدهاى زرد(چین) نیز باید توجه داشته باشند که دوران اختناق، سرکوب و استفاده از قوه قهریه نظامى به جهت سرکوب خواسته هاى طبیعى و حقوق حق ملت ها به سرآمده و آنان ناگزیر از رسمیت شناختن این اصول اولیه و این مطالبات شناخته شده هستند؛ اما جریان دیگر این بحران یعنى امریکا و دوستان غربى اش نیز باید به حوزه عقل و منطق رجعت دگرباره داشته باشند و با تعمق و تفکر دو چندان، سیاست هاى صحیح ترى نسبت به بحران هاى سیاسى موجود داشته باشند؛ چرا که تمسک قرار دادن حربه هایى نظیر تحریم جهت وارد کردن فشار به ملت ها و دیگر کشورها جهت وصول به اهداف و آمال هاى پشت پرده استعمارى، حربه اى نخ نما شده است که دیگر کارایى گذشته را نخواهد داشت.
 اما تبت کجاست؟ ودالایى لاما کیست؟
تبت سرزمین مقدس بوداییان، مرتفع ترین منطقه مسکونى جهان است که از آن با نام بام جهان نیز یاد مى شود؛ این سرزمین در جمهورى خلق چین و در مرز میان چین و هند واقع شده است؛ پایتخت سنتى تبت، شهر لهاسا است که اکنون مرکز استان تبت چین است.
اداره امور سیاسى این سرزمین که معمولا تحت حمایت چین بوده، از قرن هفدهم به بعد برعهده رهبر مذهبى بوداییان تبتى بود که عنوان دالایى لاما را دارد. با سقوط حکومت امپراتورى چین در سال ۱۹۱۳ و بروز هرج و مرج سیاسى در این کشور، دولت محلى تبت به استقلال نسبى دست یافت که تا سال ۱۹۵۱ ادامه داشت.
در آن سال، دولت کمونیستى چین با اعزام نظامیان خود به تبت اختیار و امور این سرزمین را دوباره به دست گرفت؛ هرچند اختیارات محدودى را نیز به دولت محلى تبت داد.
در سال ،۱۹۵۶ اهالى تبت علیه تسلط چین دست به شورش زدند که در سال ۱۹۵۹ توسط ارتش جمهورى خلق چین سرکوب شد و گفته مى شود در جریان آن، هزاران تن از اهالى تبت جان خود را از دست دادند، با سرکوب این قیام، رهبران دولت محلى و جمعى از ساکنان تبت به خارج گریختند و دالایى لاما حکومت در تبعید تبت را در هند تشکیل داد.
براساس آخرین آمارجمعیت سرزمین تبت به بیش از شش میلیون نفر مى رسد.
چهاردهمین دالایى لاما کیست؟
دالایى لاما، لقبى است که به رهبر دینى بوداییان تبت داده مى شود. از قرن ۱۷ تا سال ،۱۹۵۹ دالایى لاما رییس حکومت تبت بود و از اقامتگاه خود در قصر یونالا که در شهر لهاسا قرار داشت، بر بخش بزرگى از این سرزمین فرمانروایى مى کرد.
تنیسن جیاتسو، چهاردهمین دالایى لاما کنونى، در سال ۱۹۳۵ در روستاى کوچکى در شمال شرق تبت به دنیا آمد؛ تحصیلاتش را در شش سالگى شروع کرد و در سال ۱۹۵۹ در ۲۴ سالگى در فلسفه بودایى دکترا گرفت. از ۱۹۵۰ دالایى لاما رهبر سیاسى تبت را به عهده گرفت.
تظاهرات و قیام مردم تبت با خشونت از سوى ارتش چین سرکوب شد که دالایى لاما مجبور شد به هند بگریزد. در آنجا به او پناهندگى سیاسى داده شد که حدود هشتاد هزار پناهنده تبتى به او پیوستند. دالایى لاما از ۱۹۶۰ میلادى در دارالسلام هند اقامت گزیده است جایى که گاه لهاساى کوچک خوانده مى شود و مقر دولت در تبعید تبت است.
وى همچنین در سال ۱۹۸۹ مفتخر به دریافت جایزه نوبل صلح شد. دالایى لاما برخلاف برخى از فعالان تبتى تندرو و در حال حاضر خواستار استقلال کامل تبت از چین نیست و تنها تاکید دارد که جمهورى خلق چین باید خودمختارى این سرزمین را به رسمیت بشناسد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات