تهران در آخرین روزهاى سال ۸۵ میزبان همایشى بود که ترکیب میهمانان آن را نخبگانى از منطقه دوردست آمریکاى لاتین تشکیل میداد. همایش ۸ اسفند تهران به این ویژگى ممتاز آراسته بود که پس از موج انتخابات این منطقه پنجرهاى تازه براى شناخت این منطقه گشود.
ابتکار برگزارى این همایش که عنوان «آمریکاى لاتین؛ نقش و جایگاه آن در آینده نظام بینالمللی» براى آن انتخاب شده بود با دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللی وزارت خارجه بود. در نخستین ساعات همایش وزیر امور خارجه ایران با ارائه پیام رئیسجمهورى اهمیت این اجلاس و جایگاه تازه آمریکاى لاتین را در دیپلماسى تهران براى میهمانان نمایان کرد.
رئیسجمهورى در پیام خود مخاطبان همایش را به تأمل درباره ظرفیتهاى آمریکاى لاتین فراخوانده بود و این که سرزمین وسیع و پر رمز و راز آمریکاى لاتین استعدادهاى ناشناخته بسیارى دارد. دکتر احمدىنژاد با تکیه بر آنچه در سفر خود به این سرزمین یافته بود در معرفى آمریکاى لاتین بر نکاتى انگشت نهاده بود که محور سخنان مدعوین همایش بود. محورهایى نظیر: آرمانهاى بلند آزادیخواهى، عدالتطلبى، دیندارى و ذخایر عظیم مادى و اقتصادى که در پیوند با یکدیگر، تصویرى متفاوت از آمریکاى لاتین در جغرافیاى جهانى میسازند.
وزیر خارجه ایران پس از ارائه پیام رئیسجمهورى به مرور روابط دیرینه و نزدیکى ایران و آمریکاى لاتین پرداخت. او نیز بر این نکته تأکید ورزید که: «روابط بیش از صدساله ایران و آمریکاى لاتین تصویرى صمیمی از مردم آن دیار و تصویرى برخوردار از ظرفیتهاى فراوان، مردمی خونگرم، بردبار و صلحطلب در ذهن ایرانیان ساخته است. «متکى آنگاه اضافه کرد تحولات نوین منطقهاى و بینالمللی ایران را به رویکردى مبتنى بر بهینهسازى مناسبات به طور کامل و همهجانبه از ظرفیتهاى متقابل رهنمون ساخته است.
سپس نوبت به دبیر همایش رسید تا انگیزهها و اهداف این نشست را بازگو کند.
دکتر اکبر اسماعیلپور گفت: همایش بینالمللی آمریکاى لاتین با هدف معرفى و شناخت هر چه بیشتر و بهتر، تحولات آمریکاى لاتین را جستوجو میکند و در پى شناساندن و شناختن خیزش استقلالطلبانه و حقجویانه این خطه است و در این راستا به انتخابات دموکراتیک و بروز گرایشهاى همگرایانه در تقابل با نظام سلطه و هژمونى آمریکا توجه ویژهاى دارد. خبر دلگرمکننده دبیر همایش، استقبال نخبگان آمریکاى لاتین از این مجلس، گفتوگو با ایرانىها بود به نحوى که طبق گفته اسماعیلى بسیارى از اندیشمندان، محققان و پژوهشگران از کشورهاى کوبا، آرژانتین، ونزوئلا، برزیل، اکوادور، اروگوئه و حتى ایتالیا و روسیه با نوشتن مقاله اشتیاق خویش را براى حضور در چنین همایشى ابراز کردهاند.
فصل نوین همکارى ایران و آمریکاى لاتین
تحولات اخیر در آمریکاى لاتین نویددهنده دوستى تازه این ملتها با ایران است. زیرا با روى کارآمدن دولتهایى که نگرش مخالفت با نظام سلطه را دارند و اندیشه عدالت محور و استقلال خواهى را وجهه همت خویش قرار میدهند خود به خود زمینه همگرایى تازه میان رهبران و ملتهاى ایران و آمریکاى لاتین به وجود میآید. در برهه گذشته، با وجود داشتن ظرفیتهاى اقتصادى، فرهنگى و سیاسى ارزشمند ایران و آمریکاى لاتین به طور چشمگیر از این ظرفیتها استفاده نکردند اما اکنون و در روندى تازه دیپلماتهاى ایران شواهدى تازه از رونق و پیشرفت این روابط به میهمانان اجلاس عرضه میکنند. علیرضا شیخ عطار معاون اقتصادى وزیر خارجه در این راستا میگوید: وقایع تازهاى که در آمریکاى لاتین رخ داده فضایى متفاوت از قبل را رقم زده است. همچنین روى کار آمدن دولت نهم درایران نگاهى متفاوت به سیاست خارجى بویژه حوزه آمریکاى لاتین دارد و از نظر این دولت، آمریکاى لاتین فرصتى بسیار جالب براى سیاست خارجى و اقتصاد ماست. شیخ عطار براین باور است که شرایط کشورهاى آمریکاى لاتین براى ایران دو پیام دارد: «نگاه ظلمستیزى و مبارزه با تبعیض در این منطقه با این نگاه ما که از ابتداى انقلاب اسلامی ایران چنین بوده، گره خورده است. دوم آنکه بازار ۴۰۰ میلیون نفرى آمریکاى لاتین به دلیل تجانس خلقیات مردم آن سرزمین با ایرانىها براى تجارت و کالاهاى ما بسیار مطلوب است.»
سبحانى مدیر اداره کل آمریکا در وزارت خارجه در گفتوگو با «ایران» و در پاسخ به پرسشهاى ما، مختصات همکارى ایران و آمریکاى لاتین را از منظرى دیگر توصیف میکند.
او یادآورى میکند حجم روابط اقتصادى ما با آمریکاى لاتین به رقم چند میلیارد دلارى رسیده و با این رقم توازنى بر این روابط حاکم شده است. به گفته این مقام ایرانى، در گذشته صادرات ایران به این منطقه در مقابل واردات بسیار اندک بود و عموماً در حوزه مواد غذایى خلاصه میشد اما اکنون در همه زمینهها از جمله عرصههاى فنى و فرهنگى ایرانىها به بازار صادرات آمریکاى لاتین راه یافتهاند. گزارشهاى مدیر حوزه آمریکاى وزارت خارجه حاکى از آن است که ایران بیشترین حجم روابط اقتصادى را با ونزوئلا دارد و برزیل نیز یکى دیگر از بزرگترین شریکان تجارى است. گویا پیشتر رابطه ما با آرژانتین نیز اینگونه بوده است اما به دلیل مسأله «آمیا» این حلقه از مناسبات دو کشور رو به کاهش میگذارد. البته سبحانى معتقد است سیر نزولى روابط ایران و آرژانتین دوام نمییابد و بهتر خواهد شد. در این زنجیره مراودات، تهران با کوبا هم در انتقال فناورى و تولید داروهاى خاص و صادرات واگن و کالاهاى صنعتى همکارى میکند. جمعبندى سبحانى از ماحصل مراودات ایران و آمریکاى لاتین این عبارت روشن است که روابط جنوب ـ جنوب قوت گرفته و با حذف واسطهها، همگرایى مستقیم میان دو طیف از جنوب نشینان برقرار شده است.
وى در تشریح فضاى اقتصادى جدید در آمریکاى لاتین میگوید: «برخى از کشورها با ملى کردن مخابرات و صنایع نفت و گاز ـ بولیوى و ونزوئلا ـ مخالفت خود را نه با بخش خصوصى، بلکه با انحصارطلبى نشان دادهاند. در این راستا آنها سهامی را که در اختیار مخالفان و شرکتهاى آمریکایى بود پس گرفتند. چنانکه بولیوى با ملى کردن گاز، درآمد خود را چند برابر کرده است در نهایت فضاى کنونى حکایت از ملىگرایى بیشتر در میان صاحبان صنایع دارد.
فضاى نوین آمریکاى لاتین
آمریکاى لاتین در قرن بیست و یکم جزو پرشورترین خاستگاه گرایشهاى چپ بود که همواره موقعیت نیروى راست را به چالش میطلبید. به همین دلیل این قاره زندگى سیاسى خود را تحت فشارهاى مداوم لیبرالیسم و آمریکا به سر کرده است.
سابقه دستاندازى جریان لیبرالیسم و آمریکا به این حوزه به قرنهاى دور برمیگردد.
یعنى سالهایى که استعمارگران اروپایى، آمریکا را کشف کرده و به جستوجو در تمام اکناف آن پرداختند. خولیو سزار مارتینس روزنامهنگار اروگوئهاى در توصیف سرگذشت سیاسى این قاره میگوید: «آمریکاى لاتین بیش از ۵۰۰ سال پیش مورد تهاجم ارتش استعمارگران قرار گرفت. آنها بومیان این قاره را با زور اسلحه و سرنیزه شکست دادند و به خاک و خون کشیدند؛ و زبان خردمندانشان را بریدند.
اما زمان چندانى طول نکشید که ملتهاى قاره به احیاى هویت خود پرداختند و سیمون بولیوار در نامه معروفش با نام «نامه جامائیکا» همه ملتهاى آمریکاى لاتین را به بازیابى هویت خویش فراخواند و به دنبال آن، مبارزات فراوانى شکل گرفت. این مبارزات هنوز ادامه دارد و چه گوارا و زاپاتا از جمله رهبران آن هستند. تلاشها در جهت ساختن یک آمریکاى لاتین جدید اکنون شتابى دو چندان یافته است».
تلاش براى ایجاد همخوانى، ملىگرایى و استقلالطلبى برجستهترین ویژگىهاى فضاى نوین آمریکاى لاتین است.
«قهرمانى» کارشناس مسائل آمریکاى لاتین تفکر امروز رهبران و کشورهاى این منطقه را در ۲ طیف موازى دستهبندى کرده و به «ایران» میگوید: «در طیف نخست هوگو چاوز رئیسجمهورى ونزوئلا، اوو مورالس رئیسجمهورى بولیوى و فیدل کاسترو رهبر کوبا قرار دارند و طیف دیگر عبارت است از میشل باشلت رئیسجمهورى شیلى، لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهورى برزیل، نستور کرشنر رئیسجمهورى آرژانتین.
طیف نخست عمدتاً متکى به ایدئولوژى است، اما طیف دوم به عملگرایى روى آورده و غالباً از سوسیالیسم اروپایى تبعیت میکند. براى نمونه، لولا به ایدئولوژى بهاى چندانى نمیدهد و بیشتر به منافع ملى کشورش میاندیشد که سایر اعضاى طیف او هم، چنین نگرشى دارند.
به گفته این کارشناس در حلقه رهبران آمریکاى لاتین دانیل اورتگا رئیسجمهورى نیکاراگوئه از رویکردهاى گذشته خود اندکى فاصله گرفته و به برقرارى رابطه با همه کشورها و منافع کشورش میاندیشد. در طیف اول، کوبا جامعهاى باز دارد و منتقدان کاسترو به راحتى نظراتشان را بیان میکنند. محبوبیت او واقعى است زیرا به مردمش هویت ملى بخشید و تسهیلاتى در اختیارشان قرار داده است اما این کشور نیز تغییرات محسوسى را تجربه میکند. با روى کار آمدن رائول کاسترو پس از بیمارى فیدل، زمزمه روى کار آمدن رهبران جوان و اصلاحطلب بیشتر شده است. رهبران آن ترجیح میدهند شعار را رها کرده و عملگرا باشند.
خصلت کلى جوامع آمریکاى لاتین بر محور نفى دیدگاههاى اقتصادى ناموفق گذشته و رد مداخله واشنگتن در تصمیمگیرى داخلى شان استوار است. احمدرضا دانشخو معاون اداره دوم آمریکا در وزارت خارجه در اینباره به «ایران» میگوید: «در سالهاى دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ حکومت نظامی ان در کشورهاى آمریکاى لاتین رویکرد دوستى با آمریکا داشت و روابطى عمیق با واشنگتن برقرار کرده بودند و در واقع با آن که محیط سوسیالیستى بود اما گرایشهاى لیبرالیستى بر این دولتها حکمفرما بود. پس از آن که مبارزاتى علیه خصیصه این دولتها صورت گرفت، آمریکا عقب نشست و اینک آمریکا ادبیات دستاندازى را به طور جدى و با شدت گذشته دنبال نمیکند.
شاخصه برجسته آمریکاى لاتین ۵ یا ۶ سال اخیر مقابله چاوز با آمریکاست و روى کار آمدن وى، نشانهاى از غلبه و موفقیت مردم در جلوگیرى از دستاندازى آمریکاست. این کارشناس اضافه میکند: «ونزوئلا بر نفت تکیه دارد و این مسأله اعتماد به نفس فراوانى به چاوز بخشیده تا به پشتوانه مردم خود به راحتى با آمریکا ابراز مخالفت کند».
دانشخو در ادامه در توضیح مبانى و مفهوم چپگرایى در آمریکاى لاتین میگوید: «حکومتها و رهبران چپگرا میکوشند تا عدالت نسبى را برقرار سازند و نیازهاى اولیه مردم را در حد شایستهاى تأمین کنند. در این میان اقدامهاى چاوز که در انتخابات مجدداً انتخاب شد شایان توجه است. او با طرح شعار «سوسیالیسم قرن بیست ویکم» تلاش میکند سخنان جدیدى بیان کند و شیوه استقلالطلبانه آمریکاى لاتین در برابر آمریکا را به زبان دیگرى نهادینه سازد».
توصیف سبحانى از اندیشههاى چاوز حاوى نکاتى درخور توجه است. او که خود مدتى سفیر ایران در کاراکاس بوده، میگوید: «شعار سوسیالیسم چاوز بدان معناست که آمریکاى لاتین قصد ندارد اشتباهات گذشته را تکرار کند و چاوز که خود یک کاتولیک معتقد است، میخواهد نشان دهد رهبران جدید منطقه با مذهب مخالفتى ندارند، بلکه مخالفت اصلى آنها با انحصارطلبى در آمریکاى لاتین است. چپگرایى همچنین به معناى ملىگرایى در برابر شرکتهاى چند ملیتى است. بدین ترتیب این رهبران توانسته اند، به دستاوردهایى نائل شوند که به حکومت رسیدن سرخپوستان در بولیوى و رهبرى چاوز به نمایندگى از فقرا از آن جمله است. ضمن آن که ساندینیستها در نیکاراگوئه نیز با مردم و از جنس مردم هستند».
در میان رهبران آمریکاى لاتین چاوز صداى رساترى در مقابله با اهداف سلطهطلبى آمریکا دارد و به همین جهت بخش زیادى از اقدامهاى وى به ایجاد یک بلوک همگرایى منطقه و بسیج افکار عمومی صرف میشود.
آرتور آ.گاله گس رامیرز سفیر ونزوئلا در ایران در اینباره به خبرنگار «ایران» گفت: «آمریکاى لاتین میخواهد مدل حکومت خود را عوض کند. رهبران و مردم این منطقه روابط خوبى با لیبرالیسم ندارند. به همین دلیل از آن روى برگردانده و به دنبال مدل خاص خودشان هستند. چاوز الگوى جدیدى پیشنهاد داده که پول واحد و گذرنامه واحد از آن جمله است.
با عنایت به همین تحولات اکنون فرصت خوبى براى ایران به وجود آمده تا از طریق ونزوئلا با آمریکاى لاتین روابط خوبى برقرار کند».
با وجود این در پهنه سیاسى آمریکاى لاتین دیدگاههاى متفاوت و مخالف نیز دیده میشود که مکزیک نمونه بارز آن است. این کشور روابط پرتنشى با ونزوئلا دارد و جدالهاى لفظى وینسنت فوکس رئیسجمهورى سابق با چاوز در همین راستا است.
در واقع برخلاف کاراکاس نیومکزیکو دوستى و رابطه با واشنگتن را برگزیده و در پى تأمین اهداف آمریکا در منطقه است. مسعود ایزدى کارشناس امور مکزیک در وزارت خارجه در این باره میگوید: «سیاست خارجى مکزیک در قبال ایران تا حد زیادى متأثر از جهتگیرىهاى آمریکاست و به دلیل همسایگى با ایالات متحده خود را از سایر کشورهاى آمریکاى لاتین دور ساخته است و بر همین اساس مکزیک به جاى توسعه مناسبات سیاسى با ایران، توسعه فعالیتهاى فرهنگى و روابط اقتصادى را در اولویت قرار داده است. برگزارى نمایشگاه ۷ هزار ساله تمدن ایران در مکزیک و استقبال گسترده و بىنظیر مکزیکىها در چارچوب روابط فرهنگى دو کشور است».
با این همه، صداى مخالف مکزیکىها چندان طنین ندارد و غلبه اصلى در فضاى امروز منطقه با تفکر کشورهایى است که ونزوئلا پیشرو آنهاست.