* شوراى روابط خارجى اخیراً گزارش ویژهاى منتشر کرده است با عنوان «پس از افزایش نیرو» این گزارش شرایطى براى خروج ارتش آمریکا از عراق منظور کرده است. خلاصهاى از دیدگاه خود را درباره علت و ضرورت خروج آمریکا از عراق بیان کنید؟
** آمریکا هر آنچه را که احتمالاً به دنبال تکمیل سیاست خود در عراق بود انجام داده است. آمریکا صدام حسین را سرنگون کرد، این هدفى بود که محقق شد. این امر براى یک مدت زمان مدیدى بر اوضاع عراق تأثیر میگذاشت. عراق دیگر به دنبال دست یافتن به سلاح کشتار جمعى نبود و عراقىها تشکیل یک دولت جمع گرا و دموکراتیک را نشانه رفتند. دستاوردهاى آمریکا در عراق اینهاست. چیز دیگرى عاید آمریکا نمیشود و هر روزى که آمریکا در عراق بماند، بهاى بیشترى براى آنچه که تاکنون دست یافته باید بپردازد.
بنابر یک دلیل دیگر هم من معتقدم که خروج آمریکا معقول است. مشکلات عراق به طور اساسى سیاسى هستند و حضور آمریکا به حل این مشکلات کمکى نمیکند. در حقیقت سطح نیروهاى آمریکا بین ۱۳۰ هزار و ۱۸۰ هزار در سه سال و نیم گذشته، به نسبت شدت و حجم خشونتها افزایش یافته است. اما خود عراقىها هنوز به یک گشایش سیاسى دست نیافتهاند. روشن است که مشکلات جدى وجود دارد و راهحل این مشکلات جدى در دستان آمریکا نیست.
هنگامی که به این امر توجه کنید که آمریکا هر ماه حدود یک صد نیرو از دست میدهد ـ البته شمار پیمانکاران کشته شده محسوب نشده ـ این بهاى سنگینى براى اهدافى است که در مقطع کنونى قابل دسترسى نیستند. فکر میکنم بهتر است که آمریکا در حالى عراق را ترک کند، که احترامش حفظ شده است. به عبارتى واشنگتن باید در اقدامی سازماندهى شده، معقول و در هماهنگى مناسب با دولت عراق و دولتها و کشورهاى همسایه دست به این کار بزند. آمریکا هر چه زودتر نیروهایش را از عراق خارج کند، زودتر نیز میتواند از خسارتهایى که تاکنون متحمل شده است، جلوگیرى کند و براى اوضاع پس از جنگ خود را آماده کند.
* گزارش شما در حالى منتشر میشود که سیاست جدید جورج بوش قرار است اجرایى شود که به موجب آن همکارى نظامی تشدید شده، نیروهاى آمریکایى و عراقى به سرکوب شورشها در بغداد و بیرون آن بویژه استان انبار میپردازند. فکر نمیکنید بهتر باشد قبل از آن که آمریکا به پیشنهادهاى گزارش شما توجه کند، به بوش فرصت داده شود تا سیاست جدید خود را اجرا کند؟
** درک این مطلب مهم است که گزارش ما درباره خروج کامل از عراق صحبت نمیکند. منافع آمریکا بشدت در عراق دخیل خواهد بود. ما صرفاً درباره خروج نظامی آمریکا از عراق صحبت میکنیم. در هر حال، گزارش بیان میکندکه این روند تا زمانى که نتایج افزایش نیروها در عراق مشهود نشود، آغاز نخواهد شد. افزایش نیرو در این مقطع، انجام کارى ناتمام است. بنابراین، در واقع بىمعنى خواهد بود که خروج از عراق را تأیید کنیم که با اوضاع کنونى کاملاً غیرقابل درک است. بنابراین افزایش نیروها صورت میگیرد. ژنرال دیوید پترائوس فرمانده جدید نیروهاى آمریکایى در عراق اعلام کرده است که نتایج افزایش نیرو در عراق بزودى مشخص خواهد شد.
* اگر سیاست جدید آمریکا در عراق موفقیت آمیز باشد، آن وقت چه؟
** منظور شما باید این باشد که کاهش سطح خشونتها در بغداد، روند تعامل سیاسى را در میان رهبران عراقى میسر خواهد کرد که به اجراى برنامه آشتى ملى واقعى در این کشور منجر خواهد شد. اگر این امر روى دهد، آنگاه فرض را بر این میگذاریم که میتوانیم به خروج نظامی نیز فکر کنیم. در واقع، خود دولت بوش این چنین گفته است. اگر سیاست افزایش نیروها موفق باشد، آمریکا میتواند به خروج نیروهایش از عراق طبق تقویم امسال بیندیشد. من به طور قطع در این صورت از دولت بوش حمایت میکنم.
* شما به سیاست خروج آمریکا از عراق اعتقاد دارید. حال ما در عراق پیروز شویم یا نشویم.
** دقیقاً. آمریکا به نقطهاى رسیده است که از سرمایهگذاران نظامی در عراق نتایج قابل توجهى را کسب نمیکند.
* و شما به خروج آمریکا از عراق در ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده فکر میکنید؟
** خروج از عراق برابر جدول زمانى ۱۲ تا ۱۸ ماه معقول به نظر میرسد. نمیتوان از این سریع تر از عراق خارج شد. از آنجایى که براى تحقق هدف مداخله آمریکا در عراق نیز باید صورتى معقول یابد، خروج آمریکا از عراق باید برنامهریزى شده و به روشى معقولانه انجام شود و آمریکا نباید سربازانش را در فرودگاهها براى خروج به صف کند یا آنها را سوار هواپیماهاى بارى کرده و در کوتاهترین زمان ممکن راهى آمریکا کند. آمریکا تجهیزات زرهى و توپخانه خود را از عراق بیرون نمیبرد. آمریکا تمامی تجهیزاتش را در عراق رها نمیکند. آمریکا باید براى دوستان و دشمنان خود روشن کند که این مسیرى نیست که میخواهد طى کند، بلکه میخواهد عراق را طبق یک سیاست معقول و روشى سازماندهى شده ترک کند. بنابراین با توجه به محدودیتها در ظرفیت فرودگاهها و بنادر، ظرفیت کشتىها، واقعیتهاى لجستیکى خروج ۱۳۰ هزار نیرو از عراق که در تضاد با اهداف مطرح شده در عراق است، آمریکا نمیتواند در ۵ ماه آینده نیروهایش را از عراق خارج کند.
در هر حالت این امر (خروج ارتش آمریکا) زمان بیشترى را میطلبد. اگر بگوییم که ۳ یا ۴ ماه هم فرصت داده شده تا نتایج سیاست جدید آمریکا در عراق مشخص شود، آنگاه به طور واقعگرایانهاى میتوان به خروج از عراق در پایان سال ۲۰۰۸ توجه کرد.
* درست در زمانى که انتخابات ریاست جمهورى در آمریکا برگزار میشود.
** البته.
* در حال حاضر، مسأله حضور نیروهاى آمریکایى در عراق یک موضوع سیاسى داغ است و به یقین این امر در جریان مبارزات انتخاباتى بیشتر خودنمایى خواهدکرد، زیرا شاهد حضور نامزدهاى جدید از هردو حزب هستیم. این مسأله به پیچیدگى موضوع خواهدافزود. آیا شما با توجه به مبارزات انتخاباتى توصیهاى به یکى از نامزدها ندارید؟
** خیر.
* شما فکر میکنید مردم آمریکا باید تا انتخابات صبر کنند و آنگاه آنچه را که شما درباره خروج نیروها صحبت کردید، روى دهد؟
** شما باید به مسأله تلفات نیروها هم توجه کنید. من نیز مانند بسیارى از مردم آمریکا از هزینه یا خونى که براى جنگى داده میشود که هیچ امید موفقیتى به آن وجود ندارد، ناراحت هستم، موفقیت در روشى که من تشریح کردم قابل دستیابى است.
* اما هنگامی که از شما پرسیده شد که آیا شما به افزایش نیروها در عراق فرصتى میدهید شما از ژنرال پترائوس نقل کردید که گفته است: ما طى چند ماه خواهیم دانست که آیا این افزایش موفق خواهدبود یا نه. و از شما پرسیده شد در صورتى که افزایش نیروها موفق شود آن وقت چه؟ که شما گفتید به هر حال آمریکا باید از عراق خارج شود. به عبارت دیگر، شما میگویید سیاست جدید بوش در عراق هیچ شانس موفقیتى ندارد. اما باز هم میپرسم اگر این سیاست موفق شد، آن وقت چه؟
** اگر این سیاست موفق شود، هدف حضور طولانى آمریکا در عراق چیست؟ اگر این سیاست موفق شود، موفقیت یعنى پایان دادن به یک جنگ داخلى، موفقیت یعنى ایجاد یک ارتش جدید، واقعاً ملى و چند قومی در عراق، در آن صورت دلایل حضور نیروهاى آمریکایى در عراق صرف آموزش نیروها و اطمینان یافتن از این که ارتش عراق به نحوى ایفاى نقش کند که بهترین نتیجه را براى عراق و امنیت منطقه داشته باشد، خواهد بود. اما صرفنظر از این مسائل، نیروهاى آمریکایى واقعاً در خدمت چه هدفى خواهند بود؟
* به عبارت دیگر، برد یا باخت، موفقیت یا شکست، هیچ دلیلى براى چنین حضور گسترده آمریکا در عراق وجود ندارد و آمریکا باید نیروهایش را در مدت ۱۲ تا ۱۸ ماه از عراق خارج کند.
** بله، همینطور است. لطمهاى که به وجهه آمریکا و اعتبار دیپلماتیک و جهانى آن وارد میشود، یک ضربه جدى است آن هم به خاطر جنگى که در آن موفقیتى در قبال آنچه که مترصد کسب آن هستیم، وجود ندارد و این خود تبعات دیگرى در پى دارد. از یک سو، ما مجموعهاى از نیروهاى زمینى خود را در عراق زمینگیر کردهایم که توان و کارایى آنها را از بین میبرد تا نتوانند در مأموریتى دیگر مورد استفاده قرار گیرند. این پیامدى است که ما باید آن را جدى بگیریم.
تا زمانى که آمریکا در عراق حضور دارد، کاخ سفید نیز با دلمشغولىهاى این بحران گریبانگیر است و قادر نیست به چالشها و مناقشات دیگر رسیدگى کند.
بحثها عمدتاً به هزینههاى خروج و عقبنشینى متمرکز بوده است تا هزینههاى ماندن و البته نمیتوان گفت که خروج هم هزینهاى ندارد. خروج هم هزینههاى سنگینى دارد که ریشه در مداخله بىبرنامه دارد. امروز آمریکا باید گامهایى را براى بهبود اعتبارش بردارد. خروج از عراق هزینههاى جدى دارد و نباید آن را انکار کرد. اما هزینه ماندن در حال افزایش است و این هزینهها فراتر از تصور خواهد رفت.