اسرائیل در پشت جنگ
تلآویو بزرگترین تشویقکننده آمریکا به جنگ علیه عراق بود و اکنون نیز بیشترین استفاده را از این مسئله میبرد. در نوامبر 2006 ، «استفان سینگوسکی» نویسنده آمریکایی در سندی تحلیلی که در آن به مواضع و افکار دیپلماتها و تحلیلگران سیاسی آمریکا و اسرائیل استناد شده بود، فاش ساخت که یکی از اهداف اصلی جنگ آمریکا علیه عراق، حمایت از اسرائیل بود. سینگوسکی همچنین از انگیزههایی سخن می گوید که کشور بزرگی مانند آمریکا به خاطر آن از دولتی حمایت میکند که وزنی روی نقشه جهانی ندارد.
وی در عین حال از نومحافظهکارانی در داخل دولت آمریکا سخن میگوید که در دهههای 1960 و 1970 از حزب دموکرات انشعاب یافتند و دفاع از اسرائیل را به عنوان اصل و هدف محوری سیاستهای خود قرار دادند. این نویسنده آمریکایی در ادامه به ارتباط میان حوادث 11 سپتامبر و حمله به عراق اشاره میکند و به نقل از «پل شرودر» مورخ و دیپلمات آمریکایی میگوید: انگیزه پنهان در سیاست آمریکا که منجر به جنگ عراق شد، امنیت اسرائیل است.
شرودر میگوید: اگر امنیت اسرائیل هدف واقعی جنگ عراق باشد، این مسئله درنوع خود یک استثناء در تاریخ محسوب میشود، زیرا معروف است که قدرتهای بزرگ همواره قدرتهای کوچکتر را ترغیب به اختلاف میان یکدیگر میکنند تا آتش جنگ میان آنها با هدف تامین منافع قدرتهای بزرگ روشن شود، اما آمریکا این قاعده را بر هم زده و به نمایندگی از رژیمی کوچک وارد جنگ شده است. سینگوسکی هم این سؤال را مطرح میکند که چگونه حملات 11 سپتامبر 2001 موجب برنامهریزی برای حمله به عراق شد در حالی که هیچ دلیلی مبنی بر دست داشتن عراق در آن وجود نداشت؟ پس از حملات 11 سپتامبر، نومحافظهکاران آمریکا به ویژه آنهایی که نسب یهودی و یا افکار صهیونیستی داشتند، به سرعت دست به کار شده و نسبت به آنچه که خود، «تروریسم اسلامی!» خواندند اعلام جنگ گسترده کردند. در عین حال کشورهای هدف در این جنگ، دشمنان اسرائیل بودند. سینگوسکی در ادامه تصریح میکند: حتی قبل از حوادث 11سپتامبر، نومحافظهکاران از ایده حمله به عراق حمایت میکردند و تنها منتظر بهانهای برای اعلان آشکار آن بودند. در این خصوص حتی بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی نیز چنین عقیدهای داشتند تا جایی که «عکیفا الدار» در مقالهای در روزنامه «هاآرتص» نوشت: «ریچارد پرل» و «داگلاس فیث» دو عضو برجسته نومحافظهکاران و دیگر همقطارانشان موفق شدهاند نوعی تعادل میان دولتهای آمریکا و منافع اسرائیل ایجاد کنند. در جریان جنگ خلیج فارس در سال 1991 «بازها»ی عضو نومحافظهکاران که طرفدار جنگ بودند همچون «پیرلوفرانک گافنی» و «ویلیام ساویرو روزنتال» بر حمله به عراق در آن زمان نه فقط با هدف خروج عراق از کویت بلکه به منظور نابودی توان نظامی عراق و مشخصاً توانایی گسترش تسلیحات هستهای و موشکی این کشور تاکید میکردند که دولت جرج بوش پدر نیز از این ایده حمایت میکرد.
زرهپوشها و تسلیحات اسرائیلی
روز سهشنبه 24 آوریل 2007 رادیو ارتش اسرائیل در گزارشی اعتراف کرد یک شرکت تسلیحاتی اسرائیل، تفنگداران دریایی آمریکا در عراق را به خودروها و تجهیزات زرهی مجهز و تاکنون تعداد زیادی از این تجهیزات را برای این تفنگداران ارسال کرده است. شرکت اسرائیلی یاد شده که «رافائل» نام دارد در جریان قرارداد اولیه برای ارسال این تجهیزات زرهی از جمله خودروهای زرهی موسوم به «جولان»، 37 میلیون دلار سود برده است. گفته میشود حتی خود اسرائیل تاکنون از این خودروها علیه فلسطینیها استفاده نکرده است، خودروهایی که تنها برای عملیات در داخل شهرها ساخته شدهاند و به گفته مدیر شرکت سازنده آن، موشکهای «آر.پی.جی» و یا حتی مینها به این خودروها اثر ندارند. رادیو ارتش اسرائیل در عین حال اذعان کرد چند شرکت دیگر تسلیحاتی اسرائیل نیز، ارتش آمریکا در عراق را به هواپیماهای جاسوسی بدون خلبان، موشک و سیستمهای حمایت از تانکها و خودروهای زرهی بسیار پیشرفته مجهز کرده است. البته در سال 2005 نیز شرکت اسرائیلی «بالسن ساسا» در مناقصه زرهی کردن تجهیزات نظامی آمریکا در عراق با هزینهای بالغ بر 200 میلیون دلار برنده شد.
شرکتهای اسرائیلی
در ژوئن 2003 واشنگتن به طور غیررسمی، اسرائیل را به غارت ثروتهای عراق تحت پوشش بازسازی و اصلاح زیرساختها و بهبود بخش کشاورزی صنعتی این کشور دعوت کرد. «جان تیلور» معاون وزیر دارایی آمریکا در همان ایام اعلام کرد: درهای عراق به روی شرکتهای اسرائیلی باز است و من از این شرکتها برای بازسازی عراق دعوت می کنم. در پی آن «بنیامین نتانیاهو» وزیر دارایی اسرائیل مجوز برپایی روابط تجاری با عراق را صادر کرد و این در حالی است که عراق تا پیش از آن یکی از دشمنان اسرائیل محسوب میشد. اما از آن پس روابط تجاری اسرائیل با عراق آغاز شد و اکنون بازارهای عراق مملو از کالاها و اجناس اسرائیلی است. پس از آغاز روابط تجاری، صهیونیستها بلافاصله اقدام به برداشت سود برای خود از کشور جنگزده و بحرانی عراق کردند. یک منبع موثق در وزارت بازرگانی عراق در 24 آگوست 2003 به روزنامه «الریاض» چاپ عربستان سعودی گفت: اسرائیل در ماه جولای (همان سال) رقمی بالغ بر 50میلیون دلار کالا به عراق صادر کرده که شامل محصولات کشاورزی، مواد غذایی، مشروبات الکلی و نوشابههای گازدار است. این منبع تصریح کرد: صادرات این کالاها به عراق از طریق اردن صورت گرفته و تجار اردنی به عنوان نمایندگان شرکتهای اسرائیلی فعالیت میکنند. در دوم سپتامبر 2007 روزنامه «هاآرتص» اعلام کرد هر سال (از زمان سرنگونی صدام) حدود 250 اسرائیلی از عراق دیدن میکنند که اغلب آنها تجاری هستند که برای شرکتهای اسلحهسازی کار میکنند. این روزنامه میافزاید بیشترین این تجار اسرائیلی از طریق امان پایتخت اردن به عراق میروند و برخی ازآنها دارای دو تابعیت هستند و با گذرنامههای غیراسرائیلی وارد عراق میشوند. واقعیت آن است که این افراد، گردشگر نیستند و در عین حال اسرائیلیهای عراقیالاصل هم نمیباشند. از دیگر نشانههای غارت عراق میتوان به همکاری وزارت کشاورزی اسرائیل با دولت آمریکا برای صادرات میوه و سبزیجات به عراق اشاره کرد. این در حالی است که عراق خود یک کشور کشاورزی است که میتواند میوه، سبزیجات، مرکبات و تمام محصولات کشاورزی نصف کشورهای عربی را تامین کند. گفته میشود آمریکا برای آنکه پای اسرائیل را به عراق بیشتر باز کند، اقدام به خرید محصولات غذایی وارداتی اسرائیل در عراق برای سربازانش میکند که هزینه آن در ماه بین 50 تا 60 میلیون دلار است. از دیگر فعالیتهای اسرائیل در عراق، خرید و فروش املاک و مستغلات مهم در عراق به ویژه در مکانهای گران قیمت و در کنار رود دجله است که برخی افراد و شرکتهای اسرائیلی فعالیتهای گستردهای را در این خصوص به راه انداختهاند. اسرائیلیها همچنین باندهای تبهکاری را اجیر کردهاند تا آثار باستانی و گرانبهای عراق را در مقابل قیمت نازل و مشخصی تحویل آنها دهند. این واقعیت را نباید نادیده گرفت که این غارتها یک پیشینه تاریخی دارد و نومحافظهکاران برای انتقام از عراق به ویژه «بابل» به آن تمسک جستهاند. این پیشینه تاریخی به دشمنی میان یهودیان و پادشاه بابل، 600 سال قبل از میلاد مسیح بازمیگردد که پادشاه بابل پس از لشگرکشی به فلسطین و شکست یهودیان، همه آنها را به اسارت گرفت.
این سند قسمت دوم مقالهای از روزنامه اطلاعات میباشد که با توجه به قسمت اول این مقاله تیتر سند تغییر یافت در صورتیکه تیتر اصلی سند با این عنوان بوده است: «رژیم صهیونیستی در پشت پرده جنگ عراق».