تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۳۸۰۸۵
پیروزی فرناندو لاگو نامزد چپ‌گرا در انتخابات پاراگوئه

استمرار جنبش چپگرایی در آمریکای لاتین


نادعلی بای
«فرناندو لاگو» یک اسقف سابق و چپگرای کلیسای کاتولیک رم در انتخابات ریاست جمهوری پاراگوئه که در 21 آوریل 2008 برگزار شد، پیروز شد. با پیروزی فرناندو لا گو، رهبر ائتلاف اتحاد میهنی برای تغییر در انتخابات ریاست جمهوری در پاراگوئه، شش دهه حکومت حزب حاکم کلرادو در این کشور پایان یافت. بر اساس شمارش و اعلام نظر کمیسیون انتخابات پاراگوئه که لاگو را با کسب 41درصد آرای ماخوذه در مقابل 31درصد آرای اووه لار، برنده انتخابات اعلام کرد، رویای اووه لار را که امیدوار بود نخستین رئیس‌جمهوری زن کشور شود، نقش بر آب کرد. اووه لار که حزبش از سال 1947زمام امور پاراگوئه را در دست دارد، پیش از اعلام نتایج نهایی انتخابات به شکست خود اعتراف کرد. وی گفت که پیروزی لاگو را می پذیرم و تصدیق می کنم که نتایج انتخابات ریاست جمهوری در این مرحله تغییر ناپذیر است.
لاگو که پیش از این یک کشیش کاتولیک بوده است، 41 درصد از آرا را به دست آورد. بلانکا اووه لار، وزیر سابق آموزش و پرورش و نامزد حزب حاکم کلرادو 31 درصد آرا را به دست آورد. لینو اوویه دو ، ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق ارتش پاراگوئه هم 22 درصد آرا را به خود اختصاص داد. به گفته گری دافی، خبرنگار بی بی سی در پاراگوئه مردم با هدف مقابله با فقر و بی کاری به لا گو رای داده اند.
اعلام پیروزی فرناندو لا گو با جشن ساکنان آسانسیون، پایتخت پاراگوئه و آتش بازی همراه بود. گزارشهای رسانه ها و خبرگزاریها از صفهای طولانی در حوزه های رای گیری و حضور گسترده مردم خبر دادند. پیروزی لا گو به معنی پایان حکمرانی 61 ساله حزب انجمن جمهوریخواه ملی کلرادو در پاراگوئه است.
سیاستمداران مخالف دولت پیش از برگزاری انتخابات نسبت به تقلب در روند رای گیری هشدار داده بودند. سازمان کشورهای آمریکایی برای اطمینان از سلامت انتخابات 70 ناظر به این کشور اعزام کرده بود. «آلفردو پاسترانا» رئیس‌جمهور پیشین کلمبیا و یکی از 70ناظری که از سوی «سازمان کشورهای قاره آمریکا» بر انتخابات پاراگوئه نظارت می کرد، گفت که از مجموع 9/2میلیون واجد شرایط رای دادن، حدود 60 تا 70درصد در این انتخابات شرکت کردند و رای گیری به خوبی انجام شد.
حزب حاکم کلرادو از سال 1947 در پاراگوئه حکومت کرده است و در حال حاضر رکورد جهانی حضور مستمر در قدرت را در اختیار دارد. بلانکا اووه لار، نامزد این حزب با فرناندو لا گو و لینو اوویه دو، رقابت می کرد. بلانکا اووه لار که نخستین نامزد ریاست جمهوری زن حزب حاکم بود، قول داده بود در صورت پیروزی درک زنانه را وارد صحنه سیاسی مردگرایانه کشور کند.
اووه لار 50 ساله در صورت پیروزی در انتخابات، سومین زنی می شد که پس از «کریستینا فرناندز» آرژانتینی و «میشل باشلت» از شیلی، در دهه جاری در آمریکای لاتین به قدرت می رسید. اووه لار صیانت از حقوق اکثریت روستائیان فقیر از طریق افزایش و تقویت تعاونی های کشاورزی و نیز اشتغالزایی را وعده داده بود. لینو اوویه دو دیگر نامزد ریاست جمهوری پاراگوئه یک چهره جنجالی است که به تازگی پس از سپری کردن دوران محکومیت خود به خاطر رهبری یک کودتا از زندان آزاد شده بود. لینواوویه دو 64ساله که در براندازی دیکتاتوری نظامی 35ساله ژنرال «آلفردو استروئس نر» در سال 1989نقش داشت، از دیگر نامزدهای اصلی انتخابات ریاست جمهوری پاراگوئه بود.
نیکانور دوراته فروتوس، رئیس‌جمهور فعلی پاراگوئه آقای لا گو را متهم کرده است که با پیروزی اشن مانند رهبران ونزوئلا و اکوادور عمل کند ولی لا گو این سخنان را رد کرده است. پیروزی لاگو، به 61 سال حاکمیت متوالی حزب کلرادو پایان داد که در این صورت، وی نخستین اسقفی است که در پاراگوئه به قدرت می رسد.
فرناندو لاگو که رهبری ائتلاف اتحاد میهنی برای تغییر را برعهده دارد، از حمایت اتحادیه های کارگری، بومیان و کشاورزان فقیر برخوردار است. این ائتلاف گرایش سیاسی چپ میانه دارد. از لا گو که از او به عنوان «کشیش فقیران» نام برده می شود در عرصه سیاست تازه وارد است و مردم او را بیشتر به خاطر تلاش برای اصلاحات ارضی و بازنگری در قرارداد تبادل انرژی با برزیل می شناسند.
لاگو 56 ساله رهبر حزبی چپگرا و مخالف دولت، موسوم به «ائتلاف میهنی برای تحول»، از هواداران «هوگو چاوز» و «اوو مورالس» رهبران ونزوئلا و بولیوی محسوب می شود، هر چند خود به قرائت های مختلفی از چپگرایی اعتقاد دارد.
وی نابودی فقر، بهبود وضعیت بهداشتی فقرا و اشتغال زایی را در میهنش که درآمد سالانه سرانه در آن 1/900 دلار است، به عنوان اولویت های برنامه کاری آینده اش معرفی کرده است.
انتخابات ریاست جمهوری پاراگوئه که همزمان با انتخابات نمایندگان کنگره این کشور برگزار می شود، پایان بخش دوره پنج ساله ریاست جمهوری «دوراته فروتوس» است که براساس قانون اساسی پاراگوئه، انتخابات ریاست جمهوری یک مرحله ای است و «نیکانور دوارته» رئیس‌جمهور فعلی کشور حق و اجازه نداشت پس از تصدی یک دوره پنج ساله ریاست جمهوری، بار دیگر در رقابتهای انتخاباتی شرکت کند. شهروندان پاراگوئه ای نیز که در خارج از کشور زندگی می کنند نمی توانند در رای گیری شرکت کنند.
نگاهی به کشور پاراگوئه
وسعت پاراگوئه 750/406 کیلومتر مربع و جمعیت آن 306 831 6 نفر (برآورد جولای 2007) است. پاراگوئه، کشور محصور در خشکی است که در میان آرژانتین، بولیوی و برزیل قرار گرفته است پاراگوئه در جنگ ویرانگر اتحاد سه گانه ( 1865 -1670 ) دو- سوم مردان بالغ و بیشتر خاک سرزمینش را از دست داد. پاراگوئه از نظر اقتصادی تا نیم قرن بعد راکد و بی رونق ماند.
پاراگوئه پس از اعلام استقلال از اسپانیا در سال 1811گرفتار جنگهای ویرانگری با آرژانتین، برزیل، اروگوئه و بولیوی و نیز یک درگیری داخلی شد که در نهایت، کودتا و حاکمیت نظامی استروئس نر را در سال 1954به دنبال داشت. در جنگ چاکو در سالهای 1932 - 1935 مناطق بزرگ و مهم اقتصادی از چنگ کشور بولیوی در آمد.
حکومت دیکتاتوری نظامی 35 ساله آلفردو استرو در سال 1985 سقوط کرد و علیرغم افزایش رقابتها و درگیریهای فشرده سیاسی در سالهای اخیر از آن زمان به بعد انتخابات ریاست جمهوری نسبتا آزاد و قانونمند برگزار شده است. در پاراگوئه رئیس‌جمهور هم رئیس دولت و هم رئیس حکومت است و کابینه (شورای وزیران) توسط رئیس‌جمهور انتخاب می شود. رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور در یک برگه رای توسط رای مردمی برای مدت 5 سال انتخاب می شوند. پاراگوئه دارای نظام دو مجلسی، کنگره شامل مجلس سناتورها که داری 45 کرسی می باشد و اعضا توسط رای مردمی برای خدمت در دوره های 5 ساله انتخاب می شوند و مجلس نمایندگان دارای 80 کرسی که اعضا توسط رای مردمی برای خدمت در دوره های 5 ساله انتخاب می شوند.
عدم دسترسی مستقیم این کشور به دریا، توسعه آن را با محدودیت مواجه کرده است. کشور محصور در خشکی پاراگوئه دارای اقتصاد بازار است که با بخش غیر رسمی بزرگ شناخته می شود. این بخش هم در دوباره صادر کردن کالاهای مصرفی به کشورهای همسایه و هم در فعالیت های هزاران بنگاه کوچک و دستفروشان خیابانهای شهر خود را نشان می دهد.
بخاطر اهمیت این بخش غیر رسمی بدست آوردن معیارهای اقتصادی دقیق مشکل است. درصد بسیار زیادی از جمعیت پاراگوئه اغلب از طریق فعالیت کشاورزی امرار معاش می کنند. اقتصاد این کشور به کشاورزی و صدور اقلامی همچون کالاهای الکترونیکی و سیگار به کشورهای همجوار متکی است. اقتصاد رسمی تا میانگین سالانه حدود 3 درصد در سالهای 1995 تا 1997 رشد کرد، اما این رشد در سالهای 1998 تا 2001 نزدیک صفر بود و در سال 2002 در واکنش به سرایت و شیوع بیماری پاودهان به 2/3 درصد رسید. در زمینه پایه درآمد سرانه، درآمد واقعی به سطح سالهای دهه 1980 کاهش یافت. بیشتر ناظران عملکرد اقتصادی فقیر پاراگوئه را به ناآرامی سیاسی، فساد، عدم پیشرفت در اصلاح ساختاری، بدهی پایدار داخلی و خارجی و زیر ساخت ضعیف و ناقص نسبت می دهند. به کمک نرخ مبادله ارز با ثبات تر و شدید بیشتر بخاطر اعتماد به سیاستگذاران اقتصادی دولت دوارته فروتوس، اقتصاد کشور از سال 2003 تا 2005 با ثبت رشد معمولی در هر سال رونق دوباره گرفته است. تولید ناخالص داخلی پاراگوئه در سال 2007، 34/9 میلیارد دلار و تورم و درآمد سرانه سالانه آن در سال ،2007به ترتیب 6درصد و 4000 دلار بود. پاراگوئه تولید کننده عمده غیر قانونی حشیش که بیشتر یا همه آن در برزیل و آرژانتین و شیلی مصرف می شود، کشور ترانزیت برای کوکائین آند به مقصد برزیل و دیگر بازارهای آمریکای جنوبی و ایالات متحده است. فساد اداری و برخی فعالیت های پولشویی بویژه در منطقه مرزهای سه گانه منطقه غیر قابل کنترل در مرزهای آرژانتین - برزیل، پاراگوئه محل پولشویی، قاچاق غیر قانونی مواد مخدر و اسلحه و جمعآوری اعانه برای سازمانهای افراطی تندرو است از معضلات این کشور می باشد. فساد و رشوه خواری، جدی ترین معضل پاراگوئه کوچک و فقیر در منطقه آمریکای لاتین است که هر رئیس‌جمهوری با آن مواجه خواهد شد.
پاراگوئه و جنبش چپ آمریکای لاتین
احساسات ضد آمریکایی هم اکنون بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین را فراگرفته است. مردم این منطقه چه ثروتمند و چه فقیر در برابر سیاستهای یکجانبه گرایانه دولت بوش به شدت موضعگیری می کنند. نظرسنجی های سراسری که اخیرا در این منطقه انجام شده نشان می دهد که 86 درصد از مردم آمریکای لاتین، سیاستهای جهانی آمریکا را قبول ندارند.
با تحلیل سیاستهای چپهای آمریکای لاتین می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته رهبران و جنبشهای چپی هستند که در کمونیسم و سوسیالیسم یا کاستروئیسم ریشه دارند و دقیقا به خاطر همین ریشه ها برای خود پایگاهی ساخته اند. آنها دریافته اند که اشکال و ایراد شوروی سابق و حتی کوبا چه بوده و در گذشته چه مواردی باعث ناکامی در آمریکای لاتین شده است.
نکته دیگر مورد توجه این گروه، موانع و محدودیتهایی است که جهانی شدن برای سیاستهای این کشورها ایجاد کرده است. چپها در شیلی، برزیل اروگوئه جزو این دسته اند. این چپها بر سیاستهای اجتماعی، آموزشی و بهداشتی، مسکن و برنامه های ضد فقر تاکید دارند. اما همیشه این تاکیدات در یک چارچوب اقتصاد کلان صورت می گیرد.
سیاستهای این گروه باعث تقویت و تحکیم نهادهای دموکراتیک می شود اما در مواردی هم این سیاستها بدون هدف پیش می رود. این سیاستها اغلب در ضدیت با آمریکا قرار می گیرد.
شیلی برسر جنگ در عراق با آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد مخالفت کرد، برزیل سیاست تجاری آمریکا را رد کرد و اروگوئه روابط دیپلماتیک خود را با هاوانا از سر گرفته است. اما این مخالفت به ندرت به رویارویی منجر می شود. درست در زمانی که بوش به عراق حمله کرد، شیلی یک موافقتنامه تجارت آزاد با آمریکا امضا کرد و لولا داسیلوا در پایتخت برزیل میزبان بوش بود. این گروه از چپها چندان برای واشینگتن دغدغه ای ندارند و گاه از وجود آنها هم استقبال
می شود. اما گروه دیگر چپها بسیار متفاوت هستند و ویژگی اصلی آنها سیاستها و شعارهایی است که توده مردم را هدف می گیرد. ملی کردن منابع و درآمدهای داخلی و بویژه مخالفت با آمریکا، سیاست اصلی این دسته از رهبران است. علاوه بر ونزوئلا، در بولیوی، نیکاراگوا، اکوادور و آرژانتین هم رهبران دست دوم چپها روی کار هستند و هر روز بر تعداد آنها افزوده خواهد شد. هرچند ایالات متحده به مقابله با این حکومتها پرداخته است. تهاجم سیاسی - نظامی جهانی آمریکا در چند زمینه در آمریکای لاتین آشکار است.
هدف تهاجم آمریکا، تقویت رژیمهای فاسد و وابسته، بی ثبات کردن رژیمهای مستقل، فشارآوردن به چپ میانه رو برای گرایش به راست و نابودی یا منزوی کردن جنبشهای مردمی در حال شکوفایی که با امپراتوری آمریکا و حکومتهای دست نشانده آن مبارزه می کنند. تهاجم نظامی - سیاسی واشنگتن در آمریکای لاتین بخشی از یک مبارزه جهانی برای گسترش و تحکیم قدرت سلطه طلبانه آن از طریق ترکیبی از پایگاه های نظامی و رژیمهای سیاسی وابسته است. ایالات متحده آمریکا، برای مدتی طولانی دو سلاح عمده برای کنترل آمریکای لاتین در اختیار داشته است. یکی از آنها کنترل اقتصادی بوده است و دیگری نیروی نظامی. هر دو این سلاحها بطور مداوم مورد استفاده ایالات متحده آمریکا واقع شده اند. هر دو این سلاحها اکنون در حال تضعیف و متزلزل شدن هستند که مشکلات بسیار جدی برای برنامه ریزان آمریکایی پدید آورده است. رهبران چپگرا هم پیمانی با آمریکا را هدف سیاست خارجی خود نمی دانند. با این حساب باید منتظر رهبران چپگرای بیشتری در منطقه بود.
مهمترین رهبران چپگرای آمریکای لاتین عبارتند از: کریستینا فرناندز دو کرشنر (از 10 دسامبر 2007 و پیش از آن نستور کرچنر(از 25 می 2003 تا 10 دسامبر 2007)، رئیس‌جمهور بولیوی خوان ایوو مورالس آیما (از 22 ژانویه 2006)، رئیس‌جمهور برزیل لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا(از 1 ژانویه 2003که در انتخابات اکتبر 2006 دوباره انتخاب شد)، رئیس‌جمهور شیلی میشله باشلت(از 11 مارس 2006)، رئیس‌جمهور کاستاریکا اسکار آریاس سانچز (از 8 می 2006)، فیدل کاسترو روز رهبر کوبا (رئیس شورای دولت و رئیس شورای وزرا ،نخست وزیر از فوریه 1959 تا 24 فوریه 1976، از زمانی که دفتر نخست وزیری ملغی شد، رئیس‌جمهور از 2 دسامبر 1976 تاکنون)، رئیس‌جمهور اکوادور رافائل کوریا دلگادو (از 15 ژانویه 2007)، رئیس‌جمهور هائیتی رنه پریوال (از 14 می 2006)، رئیس‌جمهور نیکاراگوا دانیل اورتگا ساودرا(از 10 ژانویه 2007)، رئیس‌جمهور اروگوئه تاباره واسکئز (از 1 مارس 2005) رئیس‌جمهور ونزوئلا هوگو چاوز فریاس (از 3 فوریه1999 که در انتخابات 3 دسامبر 2006 دوباره انتخاب شد). (آلوارو کولوم سوسیال دموکرات و رهبر حزب چپ میانه رو اتحاد ملی امید در 4 نوامبر 2007 در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری گواتمالا به پیروزی رسید).
منابع در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات