برگردان: پوراندخت مجلسى
کسانى که حمله به عراق را طرحریزى کردند، به طور بىسابقهاى هدف انتقادهاى شدید قرار گرفتهاند. تحلیلگران آگاه میتوانستند درک کنند که این اقدام خطرهاى زیادى براى منافع آمریکا در بردارد، ولى آن را ابراز نکردند. مخالفتها با جنگ عراق در سراسر جهان بسیار شدید و قاطع بوده و هزینه سنگین آن براى آمریکا کاملاً آشکار است. فاجعهاى که بر اثر این تهاجم ایجاد شده وراى بدترین انتظارها بوده است، دیدن رفتارهاى نادرست جدىترین حامیان جنگ که سعى دارند چیزهایى را که به روشنى گفته بودند، انکار کنند، بسیار جالب و سرگرمکننده است.
در مورد انگیزه باقى ماندن ایالات متحده در عراق میتوان گفت آنچه را که پیش از این سالها و بارها گفتهام تکرار کنم. یک عراق مستقل با یک دموکراسى ـ هرچند نیمبند ـ میتواند براى طراحان آمریکایى آن ناکامی و فاجعه به بار آورد: با وجود در اکثریت بودن شیعیان به احتمال زیاد مناسبات خود را با ایران و دیگر شیعیان گسترش خواهند داد؛ در سراسر مرز عربستان سعودى یک جمعیت شیعى حضور دارند که بشدت به وسیله این حکومت مورد حمایت آمریکا سرکوب میشوند و هر گامیکه به طرف استقلال عراق برداشته شود، به آنها براى فعالیتهاى حقوقبشرى و کسب درجهاى از آزادى، جرأت میبخشد و دست بر قضا این امر درست در جایى پیش میآید که میدان نفتى عربستان آنجا قرار دارد.
از اینها مهمتر، حاکمیت و استقلال عراق ممکن است به یک اتحاد و همبستگى براى کنترل بیشترین منابع نفت جهان بینجامد، بدون وابستگى به آمریکا و مستقل از آن. این امر در صورت تحقق به تضعیف دستیابى آمریکا ـ که از جنگ دوم جهانى به این طرف، یک قدرت جهانى شده است ـ در رسیدن به هدفهاى اصلىاش منجر میشود و باز هم از اینها بدتر، این که اگرچه آمریکا میتواند اروپاییان را دچار ترس کند و آنها را به وحشت بیندازد، ولى نمیتواند چین را بترساند که بىدغدغه و با خیال آسوده به راه خودش میرود، حتى در عربستان سعودى.
همین امر دلیلى است بر این که چرا چین یک تهدید بزرگ به شمار میرود. احتمال این که بلوک مستقل انرژى در منطقه خلیج(فارس) به شبکه امنیت انرژى آسیایى Security Grid Asian Energy، که پایهگذار آن چین است، و Shanghai Corporation Council که روسیه، با منابع عظیم انرژىاش جزء لاینفک آن است، بپیوندد زیاد است. دولتهاى آسیاى مرکزى هم ـ که پیش از این عضو آن بودهاند ـ و شاید هند، این همکارى را تکمیل کنند. ایران هم که از قبل با آنها همکارى داشته است. همچنین احتمال تشکیل بلوک یا جبهه اى از دولتهاى عربى که شیعیان در آنها دست بالا را دارند نیز وجود دارد. همه اینها کابوسى خواهد بود براى طراحان سیاست آمریکا و متحدان غربى شان. بنا بر این، دلایلى بسیار قوى وجود دارد که چرا آمریکا و بریتانیا همه روشهاى ممکن را براى کنترل مؤثر عراق میآزمایند.
آمریکا در حال ساختن کاخى عظیم براى سفارتخانه خود در بغداد است که تاکنون بزرگترین مرکز دیپلماتیک در جهان است و در آینده شهرى جداگانه در داخل بغداد خواهد شد. آمریکا پول زیادى را براى ساختن پایگاههاى نظامی خود در عراق هزینه کرده است. اینها را درست نکرده براى این که تحویل عراقىها بدهد و برود. همه اینها جدا از انتظاراتى است مبنى بر این که اوضاع آینده به شکلى ترتیب داده شود که شرکتهاى بزرگ آمریکایى بتوانند از منابع عراق سود ببرند. این مطالب و احتمالها که در برنامهریزىهاى سیاستگذاران آمریکایى اهمیت زیادى دارد، البته موضوع بحث ما نیست، چون نمیتوان درباره آنها اظهارنظر قاطعى کرد. اینها فقط چیزهایى است که وجود دارد و یا ممکن است اتفاق بیفتد.
اما این واقعیتهاى این دکترین اساسى را نقض میکند که قدرت دولت، هدفهاى شریفى دارد و هرگاه اشتباهات فاحشى مرتکب شود، این اشتباهات داراى انگیزههاى ناجور و خشن نیست و زیر تأثیر منافع قدرتهاى خصوصى داخلى قرار نمیگیرد. هر پرسشى در مورد این واقعیتهاى بزرگ یا نادیده گرفته شده و یا به باد انتقاد گرفته میشود. همچنین به دلایلى منطقى، صدور اجازه بحث درباره آنها ممکن است موجب تضعیف قدرت و امتیازات آن شود. دستورات ریاست جمهورى، معمولاً حاوى عبارتى است در مورد معیارهاى آزادى که همواره باید همراه با هر عمل باشد، ولى افراد اهل منطق این عبارت را نادیده گرفتهاند و رعایت آن را به عنوان موضوعى بىمعنى، قابل طرح ندانستهاند.
موضوع دیگرى هم هست: حتى متعهدترین محققانى که از «ترویج دموکراسى» حمایت میکنند تشخیص میدهند که «خط مستمر» نیرومندى در کوششهاى آمریکا وجود دارد براى این که دموکراسى تا جایى تنزل یابد که هدفهاى آن فقط وقتى مورد حمایت قرار گیرد که با هدفهاى استراتژیک و اقتصادى آنها انطباق یابد. براى نمونه پشتیبانى از مجازات وحشیانه مردمی را میتوان نام برد که مرتکب این جنایت شدهاند که در یک انتخابات آزاد «در جهتى اشتباه» رأى دادهاند: آنها مردم فلسطین را هدف مجازاتهاى وحشیانه خود قرار دادهاند، با عذر و بهانههایى که در جوامع آزاد واقعاً تمسخرانگیز است.
در آمریکا نظر برگزیدگان قدرت در مورد دموکراسى معمولاً این بوده است که آن را یک تهدید خطرناک به حساب آوردهاند که باید در برابر آن مقاومت کرد. ولى بعضى از عراقىها قبول کردهاند که مأموریت بوش آوردن دموکراسى به جهان است. یک درصد عراقىها در نظرسنجى چنین نظرى را ابراز داشتهاند که در واشنگتن آن را نظرى بزرگمنشانه دانستند.
در مورد پیشنهاد بیرون بردن نیروهاى آمریکایى از عراق، نسبت به گفته مسئولان طراز اول باید محتاط بود. بعضىها ممکن است آن قدر زیر تأثیر القائات قرار گرفته باشند که به خودشان اجازه ندهند در باره دلایل تهاجم یا اصرار در حفظ و تداوم اشغال - به هر شکل ممکن ـ بیندیشند. بعضى هم ممکن است تکنیکهاى مؤثرى براى کنترل اوضاع در نظر داشته باشند: آرایش تازه نیروهاى آمریکایى در پایگاههاى عراق و در منطقه شکل میگیرد تا نسبت به سازماندهى پشتیبانى نظامی از کشورهاى وابسته اطمینان یابند تا تجربه ویتنام تکرار نشود.
در مورد پىآمدهاى عقبنشینى نیروهاى آمریکایى حق داریم به شیوه خود قضاوت کنیم، ولى اینها به هیچوجه اهمیت ندارند. آنچه مهم است این که، عراقىها چگونه فکر میکنند. بىشک ما در مورد شخصیت و سطح اخلاقى که بر فرهنگ روشنفکرى مان حکمفرماست، چیزهاى زیادى را فهمیدهایم.
گزارش بیکر ـ هامیلتون، پیشنهاد تجزیه عراق را نپذیرفته است، حتى خودمختارى در سطح بالا و در درون یک ساختار فدرال را قبول نکرده است. اگر چه این امر واقعاً به ما مربوط نیست و حق ما نیست که درباره آن تصمیم بگیریم، ولى شکگرایى و ناباورى آنها موجه است. کشورهاى همسایه عراق نسبت به یک کردستان مستقل مخالفت شدیدى خواهند کرد. حتى ممکن است ترکیه در چنین صورتى به کردستان حمله ور شود و این استقلال میتواند تهدیدى هم باشد براى اتحاد مهم و حیاتى و دیرپاى آمریکا ـ اسرائیل ـ ترکیه. کردها بشدت طرفدار استقلال خود هستند، ولى به نظر میرسد که آن را امکان پذیر نمیدانند دست کم در حال حاضر.
به نظر میآید فدرالى شدن عراق به نظر منطقى است، ولى این طرح در چشمانداز آیندهاى نزدیک در عراق واقعگرایانه به نظر نمیآید.
سیاست آمریکا در مورد ارتش خود، پس از عقب نشینى باید همانى باشد که در مورد دیگر مهاجمان به کار میرود: ۱ـ پرداخت غرامت جنگى به عراق ۲ـ توجه به خواست قربانیان ۳ـ واداشتن همه گروههاى مقصر به پاسخگویى، با اصول دادگاه نورمبرگ (دادگاهى که پس از جنگ جهانى دوم در نورمبرگ آلمان و براى محاکمه جنایتکاران جنگ تشکیل شد ـ م ) و اساسنامه سازمان ملل و دیگر اسناد بینالمللی.
یک پیشنهاد عملىتر این است که سعى کنیم در جامعه داخلى و فرهنگ مان آن قدر تغییرات ایجاد کنیم که براى آنچه قرار است مورد تأمل و بازنگرى قرار گیرد، کافى باشد. این وظیفه بزرگى است و نه تنها درباره این موضوع، بلکه درباره همه مسائلى صدق میکند که با زندگى مردم مرتبط است، اگرچه فکر میکنم مخالفت برگزیدگان با چنین پیشنهادى خیلى شدیدتر از مردم عادى باشد.