تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۳۸۱۲۶

تهدیدآفرینى یک ارتش زخمى


نوآم چامسکى
ترجمه: پوراندخت مجلسى

در خاورمیانه که از لحاظ منابع انرژى بسیار غنى است، تنها دو کشور ایران و سوریه که خود را با خواست‌هاى اساسى واشنگتن هماهنگ نکرده‌اند. بنا بر این آنها در نگاه آمریکا دشمن محسوب می‌شوند؛ و از این دو، ایران به مراتب، دشمن بزرگ‌ترى است.
همان طور که در دوران جنگ سرد معمول و متعارف بود، امروزه نیز به تدریج، توسل به خشونت در واکنش به نفوذ حریف، امر موجهى به شمار می‌آید و این کار اغلب با سست‌ترین بهانه‌ها انجام می‌شود. شگفت آور نیست که در همان زمانى که بوش نیرو‌هاى بیشترى را به عراق می‌فرستد، افسانه‌هایى از دخالت ایران در امور داخلى عراق ظاهر می‌شود؛ گویى که عراق کشورى است که دچار دخالت خارجى دیگرى نیست ـ پیش‌شرط این تصور، پذیرفتن این فرض است که واشنگتن بر جهان حق حاکمیت دارد.
در ذهنیت شبه جنگ سرد واشنگتن، تهران در قله هلال معروف کشور‌هاى شیعه تصویر می‌شود که از ایران تا لبنان و از جنوب عراق تا سوریه کشیده شده است، باز هم عجیب نیست که افزایش شورش‌ها در عراق و بالا رفتن تهدید و اتهام‌ها بر ضد ایران همراه با تمایل براى شرکت در کنفرانسى از قدرت‌هاى منطقه است جهت تنظیم برنامه‌اى که به مسائل عراق محدود می‌شود. فرض بر این است که این حداقل ژست دیپلماتیک، ترس‌ها و خشم‌هایى را که در جهان به خاطر ستیزه‌جویى‌هاى فزاینده واشنگتن به وجود آمده است، از بین ببرد. این نگرانى‌ها به مطالعه مفصلى که پیتر برگن و کروئیک شانک، کارشناسان تروریسم داشته‌اند، محتواى تازه‌اى داده است که آن را در کتاب خود به نام «تأثیر عراق» مطرح کرده‌اند. این کتاب آشکار می‌کند که جنگ عراق «تروریسم را در جهان به هفت برابر رسانده است» که البته تأثیر جنگ با ایران می‌تواند این وضع را وخیم‌تر کند، حتى تروریسم را شدت بیشترى ببخشد.
براى آمریکا موضوع اصلى در خاورمیانه، کنترل مؤثر ذخایر انرژى بى‌نظیر آن است و خواهد بود. دستیابى به این ذخایر مسأله دوم است. کنترل منابع نفتى به یک مفهوم، ابزارى براى سلطه بر جهان، شمرده می‌شود.
نفوذ ایران در هلال شیعه، سلطه آمریکا را به چالش وامی‌دارد. بر اثر یک تصادف جغرافیایى، بیشتر منابع نفت جهان و همین طور ذخایر طبیعى در بخش‌هاى شیعه‌نشین کشور‌هاى عربى و ایران قرار دارد. و به همین دلیل بد‌ترین کابوس براى واشنگتن، ایجاد اتحادى شیعى براى کنترل بیشتر نفت جهان و استقلال از آمریکا است. اگر چنین بلوک یا جبهه‌اى ایجاد شود حتى ممکن است به شبکه امنیت انرژى آسیا (Security Grid Asian Energy) که پایگاه آن در چین است، بپیوندد که به احتمال زیاد ایران محور اصلى چنین بلوکى خواهد بود. اگر اشتباهات طراحان دولت بوش موجب وقوع چنین کارى شود، به شکلى جدى موقعیت قدرت آمریکا در جهان تضعیف خواهد شد.
از دید واشنگتن، گناه اصلى تهران بر می‌گردد به گستاخى آنها در براندازى شاه در سال ۱۹۷۹ و بحران گروگان‌گیرى در سفارت آمریکا. به این ترتیب آمریکا براى مجازات و تلافى، از جنگ صدام حسین برضد ایران حمایت کرد که صد‌ها هزار کشته بر جاى گذاشت، سپس موضوع تحریم‌هاى جنایت بار بوش نپذیرفتن کوشش‌هاى دیپلماتیک ایران به میان آمد.
در جولاى گذشته اسرائیل به لبنان حمله‌ور شد، که پنجمین حمله آن به این کشور از سال ۱۹۷۸ به حساب آمد. این نمایش به سرعت در محاسبات آمریکا و اسرائیل رنگ باخت. بهانه تهاجم مشترک اسرائیل ـ آمریکا به لبنان می‌توانست راکت‌هاى حزب‌الله باشد که عامل بازدارنده‌اى است در برابر حمله آمریکا ـ اسرائیل به ایران.
با وجود قدرت‌نمایى‌ها و تهدید و ارعابى که وجود دارد، من شک دارم که دولت بوش به ایران حمله کند. شاید نظر برخى در آمریکا و جهان به شدت مخالف این کار است. به نظر می‌رسد که ارتش آمریکا و مجموعه اطلاعاتى آن نیز، این حمله را تأیید نمی‌کنند. شاید تصور اولیه این باشد که ایران نمی‌تواند در مقابل آمریکا از خود دفاع کند ولى واقعیت این است که ایران می‌تواند به طرق دیگرى پاسخ چنین حمله‌اى را بدهد، تا جایى که مورخ نظامی ‌بریتانیایى کورلى بارنت در کتاب خود می‌نویسد، حمله به ایران احتمال زیادى دارد که جنگ جهانى سومی ‌را به دنبال داشته باشد.
واشنگتن در مورد ایران در مرحله‌اى به دنبال بى‌ثبات کردن این کشور از درون بود، با این امید که جمعیت اقلیت‌ها یا قومیت‌ها را تحریک کند، به طور مثال در خوزستان ـ جایى که نفت ایران متمرکز است ـ این سیاست پیگیرى شد. تمایل جدایى‌خواهى در بعضى از این‌گونه مناطق از طرف قدرت‌هاى خارجى دامن زده می‌شود و همواره این احتمال وجود داشت که واشنگتن می‌خواهد از این راه وارد شود.
آمریکا همچنین تهدید‌هاى فزاینده‌اى را به کار می‌گیرد و به دیگران فشار می‌آورد تا به تحریم اقتصادى برضد ایران بپیوندند. این برنامه همان طور که پیش‌بینى می‌شد تاکنون در مورد اروپا موفق شده است. عمل قابل پیش‌بینى دیگرى که آمریکایى‌ها دوست دارند در صحنه ایران پیگیرى شود این است که دستگاه‌ها ى حکومتى ایران را نهادى بى‌اعتنا به امر اصلاح امور و معیشت مردم نشان دهند تا شاید از این طریق به مقصودشان براى ایجاد نافرمانى و نارضایتى دست یابند. آنها همچنین لازم می‌دانند مقام‌هاى ایران را در انظار جهانى، افرادى ترسناک نشان بدهند. در همین راستا در غرب هر صحبت تند مقامهاى ایرانى را در خبر‌ها بزرگ می‌کنند و بار‌ها تکرار می‌کنند. ولى صحبت‌هاى اصولى را که اغلب تکذیب همان بزرگنمایى‌ها و تندگویى‌هاست واز طرف مقامهاى بالاتر ابراز می‌شود نادیده می‌گیرند.
تهاجم آمریکا به عراق در عمل به ایران آموخته است که به بازدارنده‌هاى هسته‌اى روى آورد. ایرانى‌ها به تجربه دریافته‌اند که پیام جنگ عراق این است که تا وقتى در این کشمکش‌ها،کشور هدف ضعیف و بدون دفاع باشد، از حمله آمریکا مصون نیست. اکنون حلقه‌اى به دور ایران به وسیله نیرو‌هاى آمریکایى در افغانستان، عراق، ترکیه، در خلیج فارس و دولت‌هاى نزدیکى مانند پاکستان و اسرائیل درست شده است که زیر حمایت آمریکا در منطقه قرار دارند.
در سال ۲۰۰۳ بود که پیشنهاد مذاکره ایران و آمریکا در باره همه موضوع‌هاى مهم مورد اختلاف مطرح شد. از جمله مذاکره در باره سیاست‌هاى هسته‌اى و مناسبات فلسطین ـ اسرائیل. پاسخ واشنگتن به این پیشنهادها، نکوهش و به باد انتقاد گرفتن دیپلمات سوئیسى بود، یعنى همان فردى که پیشنهادهاى یاد شده به وسیله او ارائه شده بود. سال بعد از این ماجرا، اروپا و ایران به توافقى در مورد تعلیق غنى‌سازى اورانیوم دست یافتند و در عوض قرار شد که اروپایى‌ها امنیت ایران را تضمین کنند - منظور امنیت در برابر تهدید‌هاى آمریکا ـ اسرائیل بود . اما در ظاهر زیر فشار آمریکا، اروپا مذاکره در این مورد را ادامه نداد و همین بدقولى اروپایى‌ها موجب شد، ایران هم غنى‌سازى را از سر گرفت.
این را هم باید بگویم که ایالات متحده که با ناکامی‌هاى زیادى روبه‌رو شده است، به حیوانى زخمی ‌می‌ماند. یک متجاوز زخم‌خورده هم اغلب بیشتر خطرناک و کم‌تر آینده نگر می‌شود. در نومیدى براى حفظ و نجات چیزى، شخص یا دولتى ممکن است حتى از خطر‌هاى دیگرى استقبال کند که می‌داند به موفقیت نمی‌انجامد. دولت بوش فاجعه غیرقابل تصورى را در عراق ایجاد کرده است و از طرف دیگر نتوانسته دولت قابل اتکایى را هم در آن کشور به وجود آورد و معضل سوم این که نمی‌تواند بدون از دست دادن کنترل منابع انرژى خاور میانه، از آن کشور بیرون بیاید، نتیجه این فرضیه‌ها این است که باید مراقب بود تا این موجود زخمى، براى منحرف کردن اذهان جهانى از این شکست به کارهاى نامعقول دیگرى دست نزند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات