* آقاى ثقفى آمریکایىها بویژه در سالهاى اخیر پروژههاى تسلیحاتى فراوانى داشتند اما سؤال این است که چرا پروژه سپر موشکى این کشور جنجال انگیز شد و دلیل این همه نگرانى نسبت به این پروژه موشکى آمریکا چیست؟
** نگرانى در این مورد به نسبت کشورهاى مختلف متفاوت است ولى عمده این نگرانىها از سوى روسیه بوده که آن را نیز ابراز کرده است. به این دلیل روشن که روسیه این پروژه و پروژههاى مشابه این دست را که به وسیله آمریکا طراحى میشود تهدیدى علیه خود میداند تا حدى که این بار روسیه، کشورهایى را که قرار است این سیستم در آنها مستقر شود نیز مورد تهدید قرار داده است، همانگونه که اخیراً باخبر شدیم یکى از مقامهاى نظامی کشور روسیه اعلام کرد امکان دارد روسیه کشورهایى را که این سپر در آنها مستقر است با موشکهاى خود نشانهگیرى کند.
البته میتوان اینگونه تحلیل کرد که بخشى از نگرانى روسیه و ابراز آن «واقعى» است و بخش دیگر از این نگرانىها نه به واسطه بعد تهدید نظامی آمریکا، بلکه به واسطه از دست رفتن موقعیت و تسلط این کشور بر منطقه پیرامونىاش است و این که با این طرح هیمنه روسیه به دست یک قدرت منطقهاى داراى سلاحهاى استراتژیک و قدرت نظامی بالا خدشهدار میشود. بر همین اساس میتوان مخالفتهاى گاه و بىگاه روسیه پس از پایان جنگ سرد در برابر غرب و بویژه آمریکا را تحلیل کرد.
از دلایل بارز عصبانیت و نگرانى روسیه مسأله پیمان موشکهاى ضدبالستیک یا همان ABM است که قراردادش در سال ۱۹۸۷ در زمان شوروى سابق بین آمریکا و این کشور به امضا رسید ولى بوش در نخستین ماههاى به قدرت رسیدنش و به عنوان یکى از نخستین برنامههاى خود، آن پیمان را لغو کرد.
در آن زمان بود که با وجود اعتراض روسیه، دست آمریکایىها براى توسعه سیستمهاى ضدموشکى باز شد.
* هنوز اهداف این پروژه محل بحث و مناقشه است شما با توجه به ویژگىهاى فنى این پروژه و نه گمانهزنىهاى سیاسى، فکر میکنید هدف این پروژه چیست و جهت گیرى آن علیه کدام کشورها تنظیم و طراحى شده است؟
** آمریکایىها در یک برنامه هدفمند و با تبلیغاتى وسیع در تلاش هستند تا این مسأله را به شهروندان خود و افکار عمومی جهان القا کنند که با یک تهدید مهم مواجه هستند آنها در حد زائدالوصف میکوشند وجود یک تهدید علیه خود را مهم جلوه دهند. در ادامه همین سیاست و با این ادعا که کره شمالى و ایران به واسطه در اختیار داشتن سیستمهاى موشکى تهدید براى آمریکا و اروپا هستند به توجیه پروژههاى اخیر موشکى خود پرداختهاند و در همین راستا مشاور امنیت آمریکا، آقاى هادلى در سفر به روسیه سعى کرد به روسها اطمینان دهد که این سیستم (پروژه سپر موشکى) هیچ تهدیدى را علیه روسیه در پى نخواهدداشت و به همین منظور حتى اعلام کردند چنانچه جمهورى چک و لهستان که این سپر موشکى در این دو کشور مستقر میشود، موافق باشند روسها میتوانند براى کسب اطمینان، از این سیستمها بازرسى به عمل بیاورند.
از طرفى دیگر شاهد بودیم که مسئولان موشکى آمریکا اعلام کردند فاز جدید طرح سپر موشکى قرار است در قفقاز جنوبى اجرا شود و رادارهاى مربوط به این سیستم در این ناحیه مستقر شود، که احتمالاً کشور پذیراى این سیستم نیز ازبکستان خواهدبود.
البته باز آنها (آمریکایىها) براى تخفیف نگرانى روسها و اثبات راستى ادعاى خود، مبنى بر این که هدف آنها از این طرح فقط ایران است و نه روسیه، رئیس اداره موشکى آمریکا گفت که کارکرد این سیستم به نحوى است که تغییر جهت آن به سمت روسیه امکانپذیر نیست.
ولى همانطور که روسها گفتهاند و نظر اکثر تحلیلگران نیز همین هست، بعید به نظر میآید استقرار این دو سیستم در این کشورها فقط به خاطر تهدید موشکى کره شمالى و ایران باشد.
چون در صورت صحت این ادعا، باید این سیستمها در نقطهاى دیگر مستقر میشدند و نه در جمهورى چک و لهستان.
* خیلى از افراد این سؤال را مطرح میکنند که آیا طرح موسوم به سپرموشکى خاص دولت کنونى آمریکا است و به طور اساسى تفکر نومحافظهکاران آمریکا در زمینه رقابتهاى نظامی و استراتژیک با قدرتهاى صاحب توان نظامی چیست؟ و از این منظر پروژه سپرموشکى آمریکا کدام قطعه از پازل تفکر نظامی نومحافظهکاران را شکل میدهد؟
** سابقه ایجاد سپرموشکى به اوایل دهه هشتاد میلادى باز میگردد، یعنى زمانى که ریگان رئیسجمهورى وقت آمریکا براى ازپادرآوردن رقیب دیرینه خود، شوروى، اقدام به طراحى پروژه جنگ ستارگان کرد. سپر موشکى آن روز بخشى از این پروژه بزرگ جنگ ستارگان بود و بخشى از آن پروژه متوجه فضا و براى ساقط کردن موشکهاى مهاجم خارج از جو زمین طراحى شده بود.
پس از فروپاشى شوروى سابق پیگیرى و اجراى این طرح مسکوت ماند تا این که آمریکایىها در نیمه دوم ریاست جمهورى کلینتون تصمیم به احیاى دوباره این طرح کردند.
این طرح به مانند تمام طرحهاى بزرگ نظامی منافع مالى و تحقیقاتى براى مجریان آن درپى دارد، براساس برآورد مؤسسات تحقیقاتى، بودجه اختصاص یافته به این طرح متجاوز از ۱۰۰ میلیارد دلار است. همین منافع سرشار میتواند خود یکى از دلایل و عوامل پرداختن مجدد به این قبیل طرحها باشد.
از دیگر دلایل احیاى اینگونه طرحها میتوان به مسأله اهمیت ورود در فضا نزد قدرتهاى بزرگ اشاره کرد. از آنجا که آینده قدرتهاى نظامی در فضا شکل میگیرد اکنون شاهد رویکرد نوینى از سوى قدرتهاى نظامی به رقابت در فضا هستیم.
در بعد دیگر، آمریکایىها گوشه نگاهى به فرایند نظامی شدن فضا و رویارویى فضایى در میان کشورهاى جهان در حال رشد دارند و پرداختن به اینگونه طرحها میتواند پازل آینده نظامی آمریکا را کامل کند. در همین رابطه کافى است که در این رویداد اخیر تأمل کنیم که چین چندهفته پیش، آزمایش موشکى خود را در فضا انجام داد و بازتابهاى گسترده این آزمایش در نگاه آمریکایىها نکات بسیارى را روشن کرد. به این ترتیب جدا از این که آمریکا تظاهر میکند که ایران هدف اینگونه طرحها است، ولى تهدید واقعى و بلندمدت خود را در واقع از ناحیه چین و روسیه میبینند.
در انگیزه طراحى این پروژه یک احتمال دیگرى هم مطرح است که سیاستگذاران کاخ سفید هنوز از بابت سیاستهاى پس از جنگ سرد روسیه که ظاهراً در تعامل با غرب است مطمئن نشدهاند و هنوز نگران گرایشهاى روسیه بعد از پوتین هستند.
* آقاى ثقفى، نکات ابهام زیادى در زمینه محل و میدان اجراى این پروژه وجود دارد، شما چه تحلیلى از مواضع اروپائیان در قبال این پروژه دارید؟
* چرا شرق اروپا براى استقرار این سامانهها انتخاب شده است و از طرفى چرا قدرتهاى اروپا در قبال این پروژه به مخالفت لفظى بسنده کردهاند؟
** اروپا و مخصوصاً اروپاى غربى از این سیستم حمایت میکنند، همانطور که شاهد بودیم حتى متحد قدیمیآمریکا در اروپا، انگلیس پیشنهاد کرده است که بخشى از این سیستم در آن کشور مستقر شود. در مجموع میبینیم اروپایىها بىتوجه به اعتراض روسیه، همان موضع آمریکا را مبنى بر این که هدف این سیستم واکنش به تهدیداتى مثل ایران یا کره شمالى است، گرفتهاند.
اما این که چرا شرق اروپا براى استقرار این سامانه انتخاب شده است منشأ این انتخاب نه ایران یا کره، بلکه تمهیداتى است که آمریکا براى آینده خود اندیشیده است.
هرچند اخیراً در محافل اروپایى نگرانىهایى از حیث احتمال آغاز مجدد جنگ سرد بین آمریکا و روسیه مطرح شد ولى نمیتوان آن را جدى گرفت چون در موارد مشابه قبلى شاهد آن بودیم که حرکت غرب و ناتو به سمت روسیه، در ابتدا اعتراض مسکو را در پى داشت ولى در نهایت روسیه با ناتو وارد همکارى شد.
* روسها چه ابزار و اهرمی در مواجهه با این طرح دارند.
آیا به راستى روسیه، آنچنان که پوتین میگوید ابزارى برتر از این پروژه دارد یا سخن پوتین یک بلوف سیاسى است؟
** درباره سخنان پوتین به نظر میآید آنچه بیش از ابعاد نظامی این طرح روسیه را نگران کرده عوارض سیاسى ـ روانى آن است زیرا روسیه در قلمرو سمبلیک خویش شاهد از دست دادن همپیمانان سابق خود است. به عبارتى، روسها شاهد ایجاد یک خط نظامی جدید از سوى همان همپیمانان سابق علیه خود است. به عنوان مثال کشورهایى که با ناتو و آمریکا همکارى نظامی و سیاسى داشتهاند اکنون در مسائل مختلف با روسیه دچار مشکل شدهاند، بر همین اساس در ابعاد سیاسى و استراتژیک حذف این همپیمانان براى روسیه اثرات ناخوشایندى خواهد داشت.
پس مهمترین نگرانى روسیه در همین جنبههاى سیاسى ـ روانى ماجرا تحلیل میشود، نه در ابعاد نظامی اینگونه پروژهها چون از لحاظ نظامی این قبیل پروژهها نمیتواند تأثیر زیادى بر روسیهاى که هزاران کلاهک هستهاى و موشکهاى قاره پیما دارد داشته باشد.
حتى بر فرض اگر یک جنگ هستهاى یا موشکى در بگیرد این قبیل سیستمها در برابر قدرت عظیم نظامی روسیه که سابقه آن به همان شوروى سابق بر میگردد، توان حفاظت و دفاع از کشورهاى هدف را نخواهد داشت، بلکه این قبیل پروژهها بیشتر یک نوع علامتگذارى سیاسى و یا نوعى هشدار و یا پیام را در پى خواهد داشت.
بنابراین من فکر نمیکنم در برابر چنین پروژههایى، روسیه احتیاج به ابزارى جدید داشته باشد، بلکه احساس میشود، سخنان پوتین بیشتر حاوى پیامهاى سیاسى بود. البته این پروژهها میتوانند کارکردهایى در برابر نیروهاى فراملى در منطقه که قصد ایجاد تهدیدات تروریستى موشکى غیرقابل پیشبینى دارند پیدا کنند یا این که برحسب شعاع و بردى که این سیستم دارد علیه برخى کشورها جهتگیرى داشته باشد ولى مطمئناً در برابر روسیه کارکرد مؤثرى نخواهد داشت و این را غربىها نیز خوب میدانند.
* پس از این کش و قوسها آینده این طرح را از جهت ضریب محقق شدن آن چگونه میبینید؟ فکر میکنید پس از روسها چه کسانى به این طرح واکنش نشان خواهند داد؟
** بعید است غرب و آمریکا در فکر گسترش این سیستمها در سطح غیرقابل مهار باشند یا آن که در چشمانداز این طرح ایده یک جنگ تمامعیار را در سر بپرورانند، فکر میکنم این پروژهها در همین حد و در ادامه دو خط تبلیغاتى آمریکا یعنى جدى جلوه دادن تهدید ایران و نیز ارسال پیام هشدارى براى روسیه پیش خواهد رفت. البته در کنار این دو هدف سیاسى، آمریکایىها از قبل این طرح خواهند کوشید تهدیدهاى نیروهاى فراملى را مهار کنند. آن هم به این صورت که با دامن زدن به این تهدیدها تلاش خواهند کرد نوعى همبستگى دفاعى و نظامى، در دایره ناتو به وجود آید که این همبستگى و انسجام در رسیدن آنها به اهداف موردنظرشان بسیار مؤثر است.
* درباره واکنش قدرتهاى دیگر چه طور، تصور نمیکنید قدرتهایى مانند چین حرکتى در مواجهه با این برنامه آغاز کنند؟
** درباره عکسالعملهاى احتمالى قدرتهاى دیگر مثل چین فکر نمیکنم شاهد اتفاق یا تحرک ویژهاى باشیم چون دوران جنگ سرد به سر آمده است. کشورها دیگر در پى آن نیستند که به واسطه مخالفت با این قبیل اقدامات آمریکا پاى در یک رقابت واقعى بگذارند. در مورد چین تصور میکنم آنها خیلى عاقلانه و با تدبیر اهدافشان را پیش میبرند. رهبران پکن در سکوت و با صبرى فراوان به فکر پیشبرد اهدافشان هستند و به هیچ وجه تمایل ندارند کشورهاى دیگر را تحریک کنند و از دید این قدرت نیز گفتمان دوران جنگ سرد دیگر از بین رفته است.
در مجموع معتقدیم در قبال طرحهاى تحریکآمیز آمریکا چینىها معتدلترین سیاستها را داشته و بعید هم میدانم که پس از این نیز چین وارد این رقابت شود.