تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۷  ، 
کد خبر : ۳۸۱۵۵

پیشینه سکولاریزم در ایران


حمید پارسانیا
سکولاریزم در ایران تا قبل از دوران معاصر هرگز در سطح فرهنگ چهره نظرى پیدا نکرد و گرایش‌هاى علمی ‌و رفتارى آن ناگزیر همواره خود را در قالب تفسیرهاى معنوى و دینى توجیه می‌کردند.
به همین دلیل قدرت‌هاى سیاسى تا قبل از گسترش و بسط تشیع، اغلب مشروعیت خود را از طریق خلافت اسلامی ‌تأمین می‌کردند و از دوران صفویه به بعد قدرت دنیوى خوانین و پادشاهان در چارچوب فقه سیاسى شیعه قصد توجیه نظرى خود را داشت.
از دوران مشروطه به بعد بر موازات گسترش و نفوذ فرهنگ غرب بعد نظرى سکولاریزم نیز به ذهنیت منورالفکران و بخشى از دولتمردان ایرانى راه یافت. آنان در ابتدا کوشیدند تا مفاهیم مورد نظر خود را در پوشش اصطلاحات و مفاهیم معنوى تبلیغ و ترویج کنند و در مرتبه دوم تلاش کردند تا به تدریج تفسیرهاى دنیوى از معنویت و دریافت عرضه کنند و در این مسیر گاه تا مرحله دین‌سازى‌هاى مدرن و جدیدى پیش رفتند.
میرزا ملکم خان قصد بازسازى دیانت و تفسیر دنیوى از معنویت را داشت. او می‌خواست تاریخ اسلام را بازنویسى کند. بابیت نوعى دین‌سازى مدرن بود که تا مرحله تغییر و حذف شریعت پیش رفت.
بخشى از منورالفکران که در خارج از ایران اظهارنظر می‌کردند، توانستند سکولاریزم نظرى خود را به صورت آشکار اظهار کنند. فتحعلى آخوندزاده از این نمونه است. او با آن که بى‌پرده از مقاصد خود سخن می‌گوید، به سکولارهایى که در ایران هستند، توصیه می‌کند مقاصد خود را در پوشش دین مطرح کنند.
سکولاریزم در ایران قبل از آن که زمینه‌هاى ذهنى معرفتى و سیاسى متناسب با خود را پدید آورد، در حاشیه جاذبه و اقتدار غرب به سرعت در بخشى از ذهنیت و رفتار ایرانیان بسط پیدا کرد و به همین دلیل پس از مشروطه با به قدرت رسیدن رضاخان سکولاریزم با اتکا به قدرت نظامی ‌و سیاسى خود، به گونه‌اى عریان، به تغییر همه جانبه ساختار اجتماعى پرداخت و بدین ترتیب بعد از مشروطه به مدت پنج دهه، جریان‌ هالکولار در تقابل آشکار با معنویت و دیانت قرار گرفتند.
عمیق‌ترین لایه تغییرات که توسط قدرت سکولار پس از مشروطه رخ داد در نهاد تعلیم و تربیت بود. نظام علمی ‌پیشین به سرعت از رسمیت ساقط شد و نظام علمی ‌جدید، با مرجعیت علم مدرن سازمان‌هاى رسمی ‌علم را تسخیر کرد و این عمل سیستم دوگانه معرفت را در جامعه ایران به دنبال آورد.
یکى نظام آموزش حوزوى که خارج از سازمان‌هاى رسمی ‌علم، فرصت اجتماعى خود را از دست داده، ارتباط آن با علوم تجربى و انسانى نیز که در حوزه فناورى و مدیریت اجتماعى کارآمد می‌باشند، قطع شد. این بخش از علوم تنها از طریق ارتباط با فرهنگ عمومی ‌و دینى می‌توانست به حیات تبعیدى خود در نجف و یا حوزه‌هاى داخلى به گونه‌اى محدود ادامه دهد.
دیگرى نظام آموزشى مدرن بود که با مرجعیت دانش غربى، علوم کاربردى و انسانى را بى توجه به بنیادهاى متافیزیکى و فرهنگى آن‌ها در چارچوب یک سیاست استعمارى ترویج می‌نمود. این دسته از علوم با هویت سکولار خود، ناخودآگاه سکولاریزم نظرى را به ذهنیت ایرانیان منتقل می‌سازند و بدین ترتیب دو پارگى فرهنگى را به سود سکولاریزم گسترش می‌دهند.
ویژگى‌هاى معنویت سکولار و دین لیبرال:
۱ـ حضور اجتماعى دین و از جمله اسلام را به صورت یک ایدئولوژى فعال اجتماعى تاب نمی‌آورد و آن را در سطح زندگى فردى و شخصى به رسمیت می‌شناسد.
۲ـ اصالت معرفت دینى و هویت هدایت‌گرایانه را انکار نموده و آن را به عنوان بخشى از قلمرو فرهنگ عمومی ‌موضوع و ابژه از براى معرفت علمی ‌قلمداد می‌کند و در این نگرش دانش علمی ‌نسبت به دین برون دینى و مطالعات درون دینى غیرعلمی ‌است.
۳ـ قرائت لیبرالیستى دین در قیاس با نظم جهانى موجود صورتى محافظه کارانه دارد و لکن در قیاس با حرکت تمدنى دنیاى اسلام صورتى براندازانه و رادیکال دارد و به همین دلیل این قرائت به لحاظ ساختارى در ابعاد جهانى نظام سلطه، قرائتى به شدت حکومتى و دولتى است و در ابعاد داخلى به رغم داعیه‌هاى محافظه‌کارانه و اصلاح‌طلبانه‌اى که دارد، انقلابى تحریک‌کننده، خشونت‌زا و براندازانه است.
حرکت معنوى امام خمینى(ره)
امام خمینى(ره) در آغاز دهه چهل، مرجعیت شیعه را پس از بیش از پنج دهه عزلت و انزوا دیگر بار در سطح رهبرى یک حرکت سیاسى فعال قرار داد. حرکت امام در نظام معرفتى دینى ریشه داشت. جهت‌گیرى اصلى این حرکت مقاومت در برابر قدرتى بود که در حاشیه اقتدار سیاسى و نظامی ‌غرب فرایند سکولار شدن را دنبال می‌کرد.
حرکت امام ظهور نخستین ظرفیت مقاومت پیروز فرهنگ اسلامی ‌و بلکه دینى در برابر هجوم همه‌جانبه فرهنگ و تمدن دنیوى غرب به کشورهاى غیرغربى و از جمله اسلامی ‌بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات