سفیر آمریکا در افغانستان طی سخنانی، اعضای ناتو مستقر در افغانستان را که به عقبنشینی از مناطق درگیر با طالبان اقدام میکنند ترسو و بزدل نامید و گفت: امروز فرماندهان ناتو به نیروهای خود در مناطق جنگی که با طالبان درگیر هستند دستور میدهند که نباید از سنگرها و پایگاهها و مقرهای خود بیرون بیایند. بلکه باید بگذارند تا طالبان با مردم و نیروهای دولتی به هر طریقی که میتوانند خود مشکلاتشان را حل کنند.
اکنون این سوال در اذهان عمومی جهان و مردم منطقه مطرح شده است که چرا ناتو فرار میکند و چرا طالبان مجددا به صحنه افغانستان بازگشته است؟
پس از جنگ جهانی اول و تحمیل پیمان ننگین و اسارت بار ورسای بر آلمان دوران پس از بیسمارک از سال 1918 تا سال 1938 که آغاز جنگ جهانی دوم رقم خورد، به دلیل منافع متضادی که در دنیای آن روز برای خود متصور بودند یکی پس از دیگری به هیتلر چراغ سبز نشان دادند تا او مواد پیماننامه ورسای را نقض کند، بویژه که پاریس و لندن هرکدام در منطقه زرخیز آلزاس و لرن و بهرهبرداری از معادن این مناطق اختلافهای شدیدی داشتند، پس این اختلاف خود نیز از دیگر دلایل ظهور هیتلر در اروپا و بزرگترین عامل شروع جنگ جهانی دوم گردید.
با توجه به آن چه گفته شد کارشناسان مسایل افغانستان معتقدند که طالبان کنونی یک قضیه صرفا افغانی نیست بلکه مجموعهای از عوامل ملی منطقهای و بینالمللی دست به دست هم دادهاند تا بار دیگر با ظهور مجدد طالبان به منافع اقتصادی خود دست یابند.
گاردین روزنامه انگلیسی زبان چاپ لندن به مناسبت پنجمین سالگرد 11سپتامبر نوشت: یک افسر آمریکایی در افغانستان گفته بود: طالبان فکر میکنند تابستان خوبی داشتهاند. گاردین پس از این نقل قول خاطرنشان میکند که حامیان غربی دولت حامد کرزای در مقایسه با طالبان تابستان دشواری داشتهاند.
گاردین با اشاره به تولید انبوه هروئین در افغانستان تلفات نیروهای ناتو در جنوب این کشور و انتقادهایی که از وجود فساد در دولت کابل میشود مینویسد: افراد زیادی در اروپا و آمریکا در اینباره اشتراکنظر دارند که بهتر است نیروهای خارجی هرچه زودتر افغانستان را ترک کنند و بگذارند مردم سرنوشت خود را در دست بگیرند. گاردین در ادامه مینویسد: متفکران برجستهای در دو سوی اقیانوس اطلس (آمریکا و اروپا) معتقدند که پنج سال پس از حوادث 11سپتامبر در ایالات متحده ثابت شده است که سیاستهای غرب در پیگرد تروریستهای طالبان و القاعده در خاک خودشان و مراکزی که آموزش میبینند، غیرسازنده بوده است و با توجه به این که دولتهای آمریکا و بریتانیا در عراق و افغانستان مرتکب اشتباههای زیادی شدهاند تعجبآور نیست که چنین احساسات ضدآمریکایی و جانبدارانهای از طالبان در افغانستان گسترش یابد.
گاردین سپس به عملکرد ضعیف نیروهای بریتانیایی در ولایت هلمند اشاره میکند و مینویسد: فرانسه آلمان و ایتالیا هم نیرو به افغانستان اعزام کردهاند اما در جنگ دخالت نمیکنند زیرا ناتو با گذشت 5 سال از اشغال افغانستان هنوز شناخت ضعیفی از این کشور دارد. سربازان ناتو، دیپلماتها و افسران اطلاعاتی نمیتوانند به آسانی با زبان آن کشور سخن بگویند و بالگردهای مجهز به سیستم مراقبت الکترونیکی آنها همواره باید به همراه تعدادی مترجم بر فراز مناطق جنگی گشتزنی کنند.
ناتو حدس میزند که حدود شش تا هشت هزار عضو گروه طالبان در داخل افغانستان فعالیت دارند اما کسی به درستی نمیداند که چه تعداد دیگر، در انتظار ورود به افغانستان هستند.
گاردین میافزاید: توافق اخیر دولت پاکستان با گروههای حامی طالبان در و زیرستان که براساس آن اسلامآباد نیروهای خود را از مناطق قبایلی خارج میکند، پناهگاه اصلی برای طالبان به وجود آورده است بویژه که هر افغانی تجربه جنگیدن را دارد و به دلاوری خود افتخار میکند.
به نوشته این روزنامه، نیروهای آمریکایی هم که در شرق افغانستان مستقر هستند به این باور رسیدهاند که منابع تامین نیروی انسانی طالبان تقریبا غیرقابل پیشبینی است و امید چندانی به پیروزی نظامی ندارند.
گاردین میافزاید: آنها امیدشان را به اجرای برنامههای پرهزینه بازسازی و کمک به گسترش نفوذ ارتش افغانستان در مناطقی دوختهاند که این ارتش تاکنون در آن حضور نداشته است. این روزنامه برتری پروژههای بازسازی بر عملیات نظامی را اینگونه از زبان یک افسر ارشد آمریکایی نقل میکند: اگر به من اختیار داده شود که یا دو لشکر سرباز و یا پنجاه میلیون دلار برای ساخت یک جاده را انتخاب کنم، من پول را انتخاب میکنم. زیرا اگر غرب در افغانستان شکست بخورد، مسئولیت آن متوجه آلمان، فرانسه و ایتالیا خواهد بود که وانمود کردند همکاری میکنند اما در عمل چنین نکردند. لذا باید گذشتهها را فراموش کرد و به فکر بهبود شرایط در آینده بود زیرا اگر دولت کرزای در افغانستان تاب نیاورد افراطیون اسلامی در کابل به قدرت خواهند رسید و فاجعه پیروزی القاعده استراتژی جهانی مبارزه با تروریسم را به چالش خواهد کشید و افغانستان به سالهای تاریکی باز خواهد گشت.
روزنامه هرالدتریبون به قلم جیمز روبین دستیار سابق وزارت خارجه آمریکا طی مقالهای با عنوان نبردی که دموکراتها میتوانند برنده شوند، در خصوص اوضاع افغانستان مینویسد: آمریکا در سال 2003 جنگ در افغانستان را ناتمام گذاشت و برای سقوط صدام حسین به سوی عراق رفت. این انحراف بزرگ منابع نظامی اطلاعاتی و دیپلماتیک، نه تنها موفقیت در افغانستان را به خطر انداخت بلکه سرآغاز فروپاشی حمایت بینالمللی از آمریکا و پایان احترام به این کشور بود.
اگرچه افغانستان گامهایی به سوی دموکراسی برداشته و شورشیها در این کشور در مقایسه با عراق ناچیز است، اما افغانستان به سختی میتواند کشوری نمونه برای جهان اسلام باشد. چیزی که بوش و تونی بلر وعده آن را داده بودند. اما عراق با تمام مشکلات و شورشها و جنگهای فرقهای شرایط به مراتب مناسبتری برای الگوشدن جهان اسلام دارد.
جیمز روبین به سفر اخیر رایس به کابل اشاره میکند و میگوید: اگرچه سفر رایس برای نمایش تعهد آمریکا به افغانستان بود، اما آن چه مقامهای آمریکایی، نظامی و سیاستمداران و سازمانهای بینالمللی در این کشور باور دارند، این است که دیگر امکان برنده شدن در عراق و افغانستان وجود ندارد. بویژه که سهمگیری آمریکا در این جنگ آن قدر ناچیز و ناکافی است که به سرمایهگذاریهای نظامی برای حمله به این دو کشور نمیارزیدند. لذا اکنون دموکراتها به جای آن که خواهان خروج نیروهای خود از عراق باشند، باید آنها را تشویق به سرازیر شدن به سوی افغانستان کنند. این اقدام نه تنها به ثبات در افغانستان کمک میکند بلکه در مقایسه با عراق، آمریکاییهای کمتری کشته میشوند.
پرویز مشرف که معتقد است حامد کرزای در همکاری با اسلامآباد علیه تروریسم، سرش را کلاه گذاشته و خود را مغبون میداند، حاضر به ادامه همکاری با کابل نمیباشد. حامد کرزای نیز میگوید که اسم، آدرس و شماره تلفن محل اختفای بن لادن و سران القاعده را به مشرف داده است. حال آن که طالبان به دو شاخه افغانی و پاکستانی تقسیم شدهاند. طالبان پاکستانی ضمن آن که مورد حمایت نیروهای اطلاعاتی و امنیتی هستند، خواهان قلع و قمع طالبان افغانی هستند. بن لادن و نیروهای تحت امر وی یا به ترورهای کور در عراق و یا حملات انتحاری در افغانستان مشغول هستند و یا با اسلامآباد روابط حسنهای دارند تا جایی که مشرف میگوید به آمریکا اجازه نمیدهد بن لادن را در خاک پاکستان دستگیر کند.
بوش در سفری که کرزای و مشرف به سازمان ملل داشتند با ترتیب دادن ضیافت شام تلاش کرد تا آنها را با یکدیگر آشتی بدهد. بوش در این ضیافت گفت که این همکاری لازم است تا مردم افغانستان و پاکستان آیندهای امیدبخش داشته باشند. بوش گفت که از صرف شام با دوستانی که هم کیش وی نیستند اما در نگاهی امیدبخش نسبت به آینده جهان با وی شریک هستند خوش وقت است. برای من مهم است که مردم پاکستان و افغانستان بدانند که آمریکا به مذهب احترام میگذارد!
اما کرزای و مشرف هنگام سخنرانی بوش به گونهای بودند که نشان میداد مشرف بدون کوچکترین عکسالعمل و کرزای با تکان دادن مکرر سر خود این اظهارات بوش را تایید میکرد.
در عین حال این دو با یکدیگر دست ندادند. مقامهای افغان و پاکستان یکدیگر را متهم میکنند که به طالبان و القاعده اجازه میدهند در آن کشور مخفی شوند.
مشرف میگوید که افغانستان این واقعیت را نادیده میگیرد که واحدهایی متشکل از دهها هزار تن از نفرات ارتش پاکستان در مناطق مرزی مستقر هستند تا در حد امکان از رفت و آمد مرزی شورشیان افغان جلوگیری کنند.
وی گفت که حامد کرزای بنا به ملاحظات سیاسی در داخل افغانستان واقعیت را نادیده میگیرد و کرزای نیز اظهار داشت که پاکستان به فعالیت برخی مدارس دینی در ترویج افراطگرایی و خشونت توجهی ندارد. ملاقات این دو در حالی صورت گرفت که اخیرا افغانستان شاهد تشدید بیسابقه شورش مخالفان دولت بود که گفته میشود از طرفداران طالبان هستند.
ادامه ناامنی در افغانستان نیز مقابله با تولید تریاک را در این کشور دشوار کرده و این وضعیت باعث نگرانی کشورهای غربی نیز شده است. اما آن چه که بر شکست و ناکامی میهمانان و میزبان کاخ سفید افزوده است گفتههای آنگوس هوستون یکی از فرماندهان ناتو است که میگوید یک دهه دیگر وقت لازم است تا طالبان شکست بخورد.
هوستون میگوید: هیچ کس تصور نمیکرد که ماموریت به رهبری ناتو در افغانستان بزودی انجام شود. او اذعان میکند: نیروهای ائتلاف ناتو با فشارهای روحی و روانی میدان جنگ و نبرد شدیدی مواجه شدهاند که مانند آن پس از جنگ ویتنام مشاهد نشده است. نیروهای ناتو تاکنون در بیش از یکصد درگیری با دشمن شرکت کردهاند. اگرچه برخی از نیروهای تحت امر وی تاکنون آن جا را ترک کرده و چهارصد نیروی تازه نفس جایگزین آنها شدهاند اما در دهمین سالگرد تسلط طالبان بر شهر کابل درگیریها تشدید شده است.
ده سال پس از آن واقعه و حدود 5 سال پس از فروپاشی شبهنظامیان طالبان، اکنون آنها بزرگترین تهدید برای امنیت و ثبات افغانستان به حساب میآیند و در راستای هدف اعلامشدهشان یعنی بیرون راندن نیروهای خارجی از افغانستان و سرنگون ساختن دولت این کشور همچنان به حملات خود ادامه میدهند. اگرچه کرزای از اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا حمایت کرد و حضور آمریکا را در این دو کشور مانع گسترش تروریسم ذکر نمود اما بازگشت طالبان به صحنه قدرت در آستانه دهمین سالگرد ظهورشان در افغانستان اکنون به عنوان مشکلی بزرگ و لاینحل بر سر راه نیروهای ناتو و ثبات و امنیت این کشور و گسترش تروریسم محسوب میشود.
حدود سه هفته پیش نیروهای ناتو نبرد شدیدی را با طالبان در استان هلمند فرماندهی کردند که بار دیگر این سوال مطرح شد که چرا با گذشت 5 سال از سرنگونی حکومت طالبان آنها اکنون دوباره در سراسر افغانستان ظهور کردهاند؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: حضور نامیمون و تنشزای آمریکا و ناآشنایی آنها با فرهنگ مردم افغان باعث ظهور مجدد طالبان گردید تا آنها به شکل بالقوه در آن سوی مرزها بخصوص در مدارس پاکستان به تربیت و آموزش تروریستی بپردازد.
زمانی که سران القاعده دست به بعضی اقدامها زدند در واقع به دنبال تلافی و جبران اقدامهای آمریکایی وارد عمل شدند و این ناشی از نارضایتی طالبان است لذا رفتارهای متضاد آمریکاییها که با فرهنگها و آیین و سنتهای مردم افغان در تعارض کامل قرار دارد سبب نارضایتی مردم شد و طالبان را به سوی تجدید حیات و اقدامهای تروریستی وادار کرد. در این رابطه عبدالسلام ضعیف که در زمان سقوط طالبان سفیر طالبان در پاکستان بود و سال گذشته از بازداشتگاه گوانتانامو آزاد شد معتقد است که تاکید آمریکاییها بر اقدام نظامی علیه طالبان و القاعده اشتباهی استراتژیک بود که طالبان از آن سود بردند.
برخورد خشن و بیدقتیهای نیروهای آمریکایی در عملیاتشان زمینه را برای سربازگیری طالبان مساعد کرد و دولت حامد کرزای با وجود حمایت جامعه جهانی اما نتوانست در 5 سال گذشته جانشین طالبان شده و توفیقی به دست آورد، لذا طالبان در بستر بیاعتمادی مردم نسبت به دولت دوباره رشد کردند. کرزای طی دو سال گذشته، صبغتالله مجددی اولین رئیسجمهور دولت مجاهدین افغان را مأمور کرد تا با تشکیل کمیسیونی به نام کمیسیون تحکیم صلح، طالبان را تشویق به زمین گذاشتن سلاحهایشان بکند. در عین حال در میان این نارضایتیها نیز ناتو معتقد است که علاوه بر طالبان و القاعده میتوان افراد وفادار به گلبدین حکمتیار را نیز مشاهده کرد.
اما طالبان به دلیل آن که ابتکار عمل را در دست دارند بیشترین استفاده تبلیغاتی را از ماجرای کنونی بردهاند، میگویند که این تلاشها تاثیری در کاهش خشونتها نداشته است. زیرا دعوت دولت کرزای قانعکننده به نظر نمیرسد.
آنها میگویند اینگونه برخورد دولت افغانستان به این معناست که طالبان و شخص وزیر خارجه سابق آنها عبدالسلام میگویند ما برادران شما را میکشیم ولی شما خود به دولت بپیوندید. لذا این شکل دعوت مردم را قانع نمیکند.
او میافزاید: من فکر میکنم که تنها باید راه تفاهم و مذاکره پیش گرفته شود تا به صلح دست یافت.