موقعی که یک دادگاه بینالمللی برای بررسی جنایات جنگی رخ داده در جنگهای بالکان تشکیل شد، گروهی از حقوقدانان بینالمللی، با ارائه شواهدی مستند که از سوی سازمانهای عمده بینالمللی حقوق بشر گردآوردی شده بود و به همراه اعترافات افشاگرانه فرماندهان ناتو، خواستار رسیدگی به جنایات جنگی ناتو در جریان بمباران صربستان شدند، ولی دادستانها با نقض مقررات دادگاه بینالمللی بدون هیچ گونه بررسی این درخواست را رد کرده و اعلام کردند که با حسننیت، اطمینانبخشیهای ناتو را پذیرفتهاند. سپس یوگسلاوی با استناد به معاهده نسلکشی به دادگاه بینالمللی شکایت کرد. دولت ایالات متحده، به دلیل خودبخشودگیاش از اتهامات نسلکشی، خود را مبری اعلام کرد. دادگاه نیز بدون توجه به مقررات، استدلال ایالات متحده را قبول کرد.
نمونههای فراوانی از این گونه خودبخشودگی از قوانین بینالمللی و حتی اصول بنیادین آن وجود دارد. یکی از این موارد، زمانی پدیدار شد که نیکاراگوئه علیه ایالات متحده به دادگاه بینالمللی، اقامه دعوی کرد. بخشی از پرونده نیکاراگوئه را آبرام چایس، استاد حقوق دانشگاه هاروارد و مشاور حقوقی سابق وزارت خارجی تهیه کرده بود، ولی دادگاه به دلیل این که ایالات متحده با پذیرش صلاحیت دادگاه بینالمللی در 1946 ضمن اصلاحیهای خود را از پیگرد تحت معاهدات بینالمللی چندجانبه، از جمله منشور ملل متحد و منشور سازمان کشورهای آمریکایی مستثنا کرده است، شکایت نیکاراگوئه را رد کرد. از این رو، دادگاه صلاحیت خود را به دادن مشاور طبق قوانین عادی بینالمللی و معاهده دوجانبه آمریکا و نیکاراگوئه منحصر کرد.
تهاجم و نسلکشی
با تمام اینها، دادگاه واشنگتن را به کاربرد غیرقانونی زور ـ به زبان عامیه تروریسم بینالمللی ـ متهم ساخت و از آمریکا خواست جنایات خود را خاتمه داده و به نیکاراگوئه غرامت سنگینی بپردازد که بسیار بیشتر از بدهیهای نیکاراگوئه به آمریکاست. به این بدهیها که بشدت بر نیکاراگوئه فشار آورده، در جای خود خواهیم پرداخت. مساله مهم این است که دادگاه بینالمللی اعتراف کرد که ایالات متحده از اصول اساسی نظام جهانی که خود، نقش اصلی در شکلدهی و تصویب آن را دارد معاف است.
به نظر میرسد که در ادامه باید گفت واشنگتن از حق تهاجم و نسلکشی نیز برخوردار است. به بیان دادگاه نورنبرگ، تهاجم بزرگترین جنایت بینالمللی است که با دیگر جنایات جنگی از این رو تفاوت دارد که تمامی شرارتها را یکجا در خود جمع کرده است. برای نمونه تمامی شرارتهایی که پس از تهاجم آمریکا و انگلیس در سرزمین ویران شده عراق، جریان دارد. این شرارتها شامل ابوغریب، فلوجه و هر چیز دیگری است که پس از تهاجم، در این سالهای واقعا دهشتناک و خونین در عراق نگونبخت، رخ داده است و اکنون میتوان تمامی عواقب داخلی و خارجی حمله به عراق را نیز جزو این شرارت محسوب داشت.
قاضی رابرت جکسون، رئیس هیات آمریکایی در نورنبرگ، بروشنی مفهوم تهاجم را تشریح کرد و سپس قطعنامه الزامآور مجمع عمومی، آن را بازگو کرد. جکسون در سخنرانی افتتاحیه خود خطاب به این دادگاه پیشنهاد کرد کشور مهاجم، کشوری است که ابتدا به چنین اعمالی مبادرت ورزد: «حمله مسلحانه، با یا بدون اعلان جنگ، به قلمروی کشوری دیگر» یا «حمایت از گروههای مسلح موجود در خاک کشور دیگری و یا با وجود درخواست کشور مذکور، امتناع از به کار بستن قدرت خود برای محروم کردن این گروههای مسلح از هر گونه کمک یا حمایت». مورد دوم، آشکارا به جنگ ایالات متحده علیه نیکاراگوئه اشاره دارد. گرچه اگر فردی بخواهد دولت ریگان را بیگناه بداند، میتواند آن را فقط به خاطر ارتکاب جرم کوچکتر تروریسم بینالمللی، آن هم بدون هیچ گونه پیشینهای مقصر قلمداد کند. مورد اول نیز به تهاجم آمریکا و انگلیس به عراق مرتبط است، مگر این که ما به ترفندهای خیالی وکلای مدافع دولت بوش، استفاده کنیم. به عنوان مثال، یکی از اساتید حقوق ادعا کرد آمریکا و انگلیس مطابق با منشور ملل متحد و موازین آن عمل کردهاند. این دو کشور، در یک ماموریت ضمنی که به آنان تفویض شده بود، خواست جامعه جهانی را عملی کردند، زیرا فقط آنان قدرت انجام این کار را داشتند. توجهی به این قضیه نمیشود که جامعه جهانی با سر و صدای زیاد به این تهاجم اعتراض کرد و اگر بخواهیم مردم را نیز جزوی از جامعه جهانی بدانیم، این اعتراض بسیار شدیدتر بود.
از سوی دیگر، توجهی به سخنان گویای قاضی جکسون در نورنبرگ درباره اصل جهانشمولی نیز نمیشود: «اگر اعمال خاصی که معاهدات را نقض میکنند، جرم باشند فرقی نمیکند که ایالات متحده مرتکب آنها میشود یا آلمان، در هر حال آن اعمال جرم محسوب میشوند و ما همان گونه که از دیگران میخواهیم مقررات را رعایت کنند، خود نیز باید به آن مقررات پایبند باشیم». وی در جایی دیگر گفت: هرگز نباید فراموش کنیم، همان گونه که ما درباره این متهمان قضاوت میکنیم، در آینده تاریخ نیز همان گونه درباره ما داوری خواهد کرد. دادن جام زهرآگین به این متهمان همانند این است که خود نیز آن جام را سر بکشیم. تلفورد تیلور، مشاور عالی جکسون درباره جنایات جنگی مینویسد که سخنان وی بسیار زیاد بودند، ولی آیا نتایج با آرمانها هماهنگ بود؟ نه اصلا، از این رو من موضع تیلور را تایید میکنم. در مراحل اولیه آماده شدن برای دادگاه نورنبرگ، تیلور با توجه به اصل اساسی نورنبرگ، یعنی جنایت آغاز تهاجم، تردید خود را ابراز داشت. تیلور نوشت این مرحله از پرونده، مبنی بر این فرض است که طراحی و آغاز یک حمله، قابل مجازات است و در نورنبرگ نیز دقیقا این گونه اعلام شد. ولی نگرانیهای تیلور درست از آب در آمد و به زودی اصل جهانشمولی ملغی اعلام شد.
آبرام سوفائر مشاور حقوقی وزارت خارجه و شاید با توجه به آموزههای کارل اشمیت، توجیه رسمی واشنگتن درباره خودبخشودگی از حکومت قانون در پرونده نیکاراگوئه را ارائه کرد: دادگاه بینالمللی و نیز کمیته بینالمللی صلیب سرخ، به این دلیل که با واشنگتن مخالفت کردند، فاقد صلاحیت اعلام شدند.