سیدیاسر جبرائیلی
پس از یک دوره درگیریهای لفظی، مذاکره، پیشنهاد و تهدید، بالاخره مناقشات میان مسکو و واشنگتن از حالت «بحثهای دیپلماتیک» خارج، و با تعلیق عضویت روسیه در پیمان نیروهای متعارف اروپا (CFE) وارد مرحله «عملی» خود شد. به گونهای که هماکنون میتوان ماوقع را در قالب یک «بحران» مورد ارزیابی قرار داد.
بحرانهای بینالمللی نوعی آزمایش اراده بین طرفهای درگیر است. در طول دورههای تنش زیاد یا رویارویی، همواره کوششهایی برای ارزیابی نیات طرف مقابل و نفوذ بر اراده او صورت میگیرد. ممکن است دشمن چنین نفوذی را از طریق اثرگذاری بر برداشتهای طرف مقابل به دست آورد. در واقع، تصویری که یک دولت از دشمن خود دارد تاثیر زیادی بر رفتار آن گذاشته، در تعیین اینکه آیا او تاکتیکهای چانهزنی قهری را اتخاذ میکند یا تمایل برای قبول خطر دارد، نقش مهمی ایفا میکند. مسئله اصلی برای هر یک از طرفین بحران، اعتبار دادن به تهدیدها و نمایاندن عزم و اراده خود به دشمن است. هیچکدام از دو طرف خواستار این نیستند که بحران به «برخورد» منتهی شود، زیرا روشن است که این نتیجه برای هر دو مرگبار خواهد بود. بنابراین هدف، متقاعد کردن طرف مقابل در این مورد است که اگر قرار است از بروز مصیبت جلوگیری شود، او باید کنار کشیده یا از ادامه رقابت منصرف شود.
آنچه که هماکنون میان مسکو و واشنگتن در حال وقوع است را میتوان در این چارچوب گنجاند.
پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، آمریکا که پیروز این میدان بود سعی کرد با راهاندازی انقلابهای رنگی در کشورهای همجوار و محاصره نظامی روسیه با بهرهگیری از «ناتو»، تیر خلاص مسکو را نیز شلیک کرده و برای همیشه از شر آن رهایی یابد. اما با توقف و بعضا بازگشت این انقلابها از یکسو، و تجدید ساختار روسیه برای ورود به یک عرصه رقابت جدید از سوی دیگر، مسکو باز هم توانست تحقق رویای «جهان تکقطبی» به سرکردگی آمریکا را با مشکل مواجه کند. این است که در حال حاضر واشنگتن میکوشد با کمک گرفتن از همپیمانان اروپایی خود به تضعیف استراتژیک روسیه بپردازد؛ موضوعی که به دلیل مقاومت روسیه، وضعیت مناسبات دو کشور را به حالت بحران وارد کرده است.
هنگامی که واشنگتن از طرح خود برای استقرار یک سیستم موشکی و راداری در خاک اروپا و نزدیکی مرزهای روسیه خبر داد، مسکو در اولین واکنش خود نسبت به این موضوع، به ارزیابی عزم و اراده واشنگتن پرداخت تهدیدهای سران ابرقدرت جنگ سرد مبنی بر هدف قرار دادن هرگونه سیستم موشکی با پاسخ صریح واشنگتن مواجه شد. «اریک ادلمان» معاون وزیر جنگ آمریکا اعلام کرد: «واشنگتن حتی در صورت عدم توافق با روسیه تجهیزات ضدموشکی خود را در اروپا مستقر میکند.»
مسکو در دومین قدم با ارائه دو پیشنهاد (استفاده از پایگاه «قبله» و ایجاد یک مرکز تبادل اطلاعات در مسکو و بروکسل) به بررسی «علنی» نیت واشنگتن از استقرار این سامانه پرداخت. اما هنگامی که آمریکا با رد پیشنهادهای هدفمند مسکو، قصد خود را مبنی بر محاصره استراتژیک روسیه علنی کرد، برخی تحلیلگران از وقوع یک جنگ سرد جدید و آغاز مسابقه تسلیحاتی خبر دادند.
شنبه 23 تیرماه، ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه با صدور حکمی مبنی بر تعلیق «پیمان سلاحهای متعارف اروپا» این جنگ سرد را احیا کرد.
روسیه در زمان جنگ سرد دهها هزار تانک و سلاح سنگین به سوی اروپای غربی نشانه رفته بود تا در صورتی که جنگ سرد شدت گرفت، به سرعت بتواند از آنها استفاده کند و این نگرانی برای مردم غرب اروپا همیشه وجود داشت که ناگهان مورد حمله قرار گیرند. هدف «پیمان سلاحهای متعارف اروپا» پایان دادن به این نگرانی بود و تا حدودی هم موثر واقع شد. پس از انعقاد پیمان یادشده، از تعداد تانکها و سلاحها کاسته شد، اما هماکنون روسیه با خروج از این پیمان، قصد دارد در صورت ادامه تهدیدات آمریکا آرایش نظامی خود را به دوران جنگ سرد بازگرداند. بازتاب این اقدام مسکو تا حدی بود که روزنامه واشنگتن پست آن را «سمبل خشم روسیه از سپر دفاع موشکی» و نشاندهنده آن دانست که «این کشور به عنوان یک قدرت مدعی بازگشته و باید روی آن حساب کرد.»
اما حتی در صورتی که روسیه آرایش نظامی خود را به شکل دوران جنگ سرد بازگرداند، این قدرتنمایی و صفآرایی به درگیری منجر نخواهد شد؛ چرا که در این صورت هر دو طرف زیان خواهند دید. بنابراین، ماحصل این مناقشات یک دوره جنگ سرد جدید با هدف متقاعد کردن طرف مقابل برای کنارهگیری یا انصراف از رویارویی است. اما کنارهگیری یا انصراف مسکو از این رویارویی در حالی که واشنگتن سعی دارد از متحدان روسیه یارگیری کند، به معنای انزوای درازمدت آن خواهد بود.