رجبطیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه در دیدار و مذاکره با بوش رئیسجمهور آمریکا مراتب نارضایتی و ناخشنودی آنکارا را از مواضع واشنگتن در قبال «بحران پ.ک.ک» صراحتاً اعلام داشت. وی پیش از این سفر نیز سعی کرد زمینههای ذهنی مناسبی را نزد مقامات واشنگتن ایجاد کند و خاطرنشان ساخت : بوش باید تدابیر ملموسی برضد «پ.ک.ک» اتخاذ کند.
اردوغان در دیدار بوش با لحن جدی و مبتنی بر خشم دولتمردان ترکیه، آمریکا را مسئول حوادثی معرفی کرد که از طریق مرزهای عراق و از پشت مرزهای عراق به ترکیه تحمیل شده است.
این موضع ترکیه از دیدگاه حقوقی نیز پشتوانه روشنی دارد و مطابق کنوانسیون وین، آمریکا بعنوان اشغالگر عراق بایستی پاسخگوی نیازهای امنیتی عراق باشد و در قبال حوادث آن مسئول است. اردوغان در خصوص تصمیمات برای انجام عملیات نظامی نیز موضع تندی اتخاذ کرد و یادآور شد که تصمیم بر انجام عملیات برون مرزی اتخاذ شده و چگونگی آنرا ارتش ترکیه مشخص میکند.
بوش در این دیدار به اردوغان وعده داد که از ارائه کمکهای اطلاعاتی به ارتش ترکیه دریغ نمیکند و از دولت آنکارا حمایت خواهد کرد. اردوغان در واشنگتن اعلام کرد: ترکیه دیگر تحمل وقتکشی و آزمودن مجدد روشهای بدون نتیجه را ندارد و صبر ما تمام شده است.
در این زمینه نکات مهمی وجود دارد که بعضاً حتی ملاحظاتی مغایر و متضاد یکدیگر را در ذهنها تداعی میکند.
1- اصل بحران پکک و ریشههای آن به دورانی باز میگردد که ترکیه با سرمایهگذاری بدفرجام در عراق دوران صدام، برای تجزیه کردستان عراق و تشکیل دولت خودمختار در شمال عراق، سنگ تمام گذاشت.
آنکارا با اختصاص «پایگاه اینجرلیک» به پشتیبانی عملیات مشترک غرب و صهیونیست در ایجاد دولت خودمختار کردستان عراق، در واقع به ایجاد این کانون بحران در پشت مرزهای جنوبی خود پرداخت. اکنون کردهای ترکیه از دولت آنکارا میخواهند همان طرحی را بپذیرد، که در اجرای آن در کردستان عراق، همکاری و هماهنگی نموده است!
2- اگر چه بوش به اردوغان قول داده است حمایتهای اطلاعاتی لازم از ترکیه را بعمل آورد، لکن بطور همزمان به حمایت از «پ.ک.ک» نیز مشغول است. در واقع مقامات واشنگتن بویژه بخشهای اطلاعاتی و عملیاتی سازمان جاسوسی «سیا» و سایر مراکز فعال در زمینههای اطلاعات نظامی، در آن واحد با ترکیه، عراق و گروهکهای تروریستی فعال در عراق، از جمله «پکک» روابط نزدیک و صمیمانهای دارند. این بدان معنی است که وعدههای بوش به اردوغان، هرگز به منزله تغییر مواضع واشنگتن در قبال «پکک» محسوب نمیشود و کاملاً بعید به نظر میرسد که آمریکا با کمک اطلاعات ارسالی به آنکارا درصد نابودی و حتی وارد کردن ضربههای جبرانناپذیری به «پ.ک.ک» باشد.
در اینصورت این سئوال پیش میآید که هدف بوش و دستیارانش از ارائه کمکهای اطلاعاتی به دولت آنکارا چیست؟
محمود المشهدانی رئیس مجلس نمایندگان عراق، دو هفته پیش در یک موضعگیری صریح، آمریکا را بانی و حامی تصمیم ترکیه در حمله نظامی به شمال عراق معرفی کرد و خاطرنشان ساخت که عملکرد آمریکا ترکیه را به حمله علیه عراق تشویق کرده است. حال که قدری به پاسخ سئوالی نزدیک شدهایم، لازمست نقش صهیونیستها در آمریکا و در منطقه و بویژه در تحولات مرتبط با عراق را نیز مورد توجه قرار دهیم.
صهیونیستها از هر درگیری و نزاع در منطقه استقبال میکنند و برای زمینهسازی و تعمیق درگیریها دست به هر اقدامی خواهند زد.
این یک اصل کلی و تجربه شده برای شناخت ماهیت صهیونیستها و درک استراتژی آنها در منطقه است. موضوع «پ.ک.ک» در این میان از حساسیت چندجانبهای برای صهیونیستها برخوردار است. اسرائیل مستقیماً و بطور غیرمستقیم با «پ.ک.ک» در تماس است.
آنها را آموزش میدهد و برای تقویت مواضع آنها از حمایتهای اطلاعاتی و سیاسی خود، بهره میبرد. لابی صهیونیستی در بالاترین سطوح ممکن، برای نقشآفرینی «پ.ک.ک» فعال است و در لحظههای حساس در جهت تقویت مواضع «پ.ک.ک» نقشآفرینی میکند.
اما سئوال اینست که در مقطع کنونی، چرا آمریکا از عملیات نظامی ترکیه، هر چند در مقیاس محدود، علیه «پ.ک.ک» حمایت میکند؟
درک نکتههای ظریف این فرایند پیچیده میتواند گرهگشای این معمای بزرگ روز در منطقه باشد. اولاً آمریکا با همکاری اطلاعاتی متقابل با ترکیه، دقیقاً فرصت خواهد داشت اطلاعات نظامی ارتش ترکیه را به سران «پ.ک.ک» منتقل کند و مانع ضربه خوردن پیکره اصلی «پ.ک.ک» شود. ثانیاً وارد کردن ترکیه به فاز برخورد نظامی علیه عراق، اعتبار منطقهای و جهانی دولت اسلامگرای ترکیه را خدشهدار میکند. ثالثاً با ورود ارتش ترکیه به میدان، ابتکار عمل در ترکیه را به دست جناح لائیک ترکیه میدهد. رابعاً با آسیب دیدن ساکنان شمال عراق که عمدتاً کردهای عراقی هستند، زمینههای ایجاد بحران دائم و فراگیر در مرزهای ترکیه و عراق و متشنج نگهداشتن همیشگی مرزهای دو کشور را فراهم میکند. کاملاً روشن است که بوش با چراغ سبز نشان دادن به دولت اردوغان سعی دارد پای ترکیه را به باتلاق عراق بگشاید و انتقام عدم مشارکت آنکارا در اشغال عراق و تنها گذاشتن آمریکا در آن ماجرا را از اسلامگرایان ترکیه بگیرد. این، مهمترین عاملی است که بوش و دستیارانش برای تشویق ترکیه در جهت ورود به فاز عملیات تهاجمی نظامی علیه عراق به آن میاندیشند و کاملاً معتقدند که نتیجه و جمعبندی قضایا در تقابل ترکیه و عراق هر چه باشد، آمریکا از این بابت ضرر نخواهد کرد! بویژه آنکه با بحرانیتر شدن مرزهای ترکیه و عراق، این آمریکاست که ضرورت حفظ حضور نظامی خود در عراق را گوشزد خواهد نمود و به دنیا وانمود خواهد کرد که برای حفظ امنیت منطقه، لازم است باز هم در عراق بماند. بدین ترتیب آمریکا در صدد است دروغ بزرگ را جا بیاندازد که نه تنها برای حفظ امنیت عراق، بلکه حتی برای حفظ امنیت منطقه، هم به اشغالگران آمریکائی نیاز دارد و این اقدامی است که دیگر حتی دمکراتها هم نمیتوانند با آن مخالفت کنند!