علی صالح آبادی
پاکستان تا 1947جزو شبه قاره هند بود. در آن سال مردم شبه قاره به رهبری گاندی، نهرو، محمد علی جناح، و ... بر استعمار انگلیس شوریدند. در نتیجه دو کشور با هویت مستقل هند و پاکستان به وجود آمد. پاکستان که 161 میلیون جمعیت دارد و آن نصف وسعت ایران (803 هزار کیلومتر مربع) است پاکستان پس از استقلال بار دیگر در سال 1971 به دو قسمت تقسیم شد. در آن زمان اکثریت مردم منطقه شرقی پاکستان که با هند و برمه هم مرز هستند و زبان آنها بنگالی است از پاکستان جدا شدند و کشور دیگری به نام بنگلادش را به وجود آوردند. به رغم این تقسیمات جغرافیایی از تاریخ 1947 تاکنون اختلاف میان هند و پاکستان بر سر منطقه کشمیر که اکثریت ساکنان آن مسلمان هستند کماکان ادامه دارد و حتی این اختلاف باعث دوبار رویارویی و درگیری نظامی (1965 و 48-1947) میان هند و پاکستان نیز گردیده و چند بار نیز تا آستانه درگیری نظامی پیش رفته است. پس از استقلال به رغم آن که قرار نبود نظامیها در عرصه سیاسی حضور داشته باشند در پاکستان نظامیان حرف اول و آخر را در امور کشور میزنند. نظامیگری، اختلافات فرقهای، قومی و مذهبی باعث شده تا پاکستانیها در مقایسه با کشورهای همجوار فقیرتر و عقبافتادهتر شوند.
ذوالفقار علی بوتو پدر خانم بینظیر بوتو که نخست وزیری غیرنظامی و محبوب بود توسط فرمانده نظامی ژنرال ضیاءالحق از کار برکنار و حتی تیرباران شد ضیاء الحق نیز پس از سالها حکومت نظامی بر پاکستان در یک سانحه هوایی کشته شد، بعدها بینظیر بوتو در دو نوبت به قدرت رسید، اما ناتوانی او و حزبش در حل مشکلات اقتصادی باعث گردید تا حزب مردم محبوبیت خود را از دست بدهد و ژنرال پرویز مشرف فرمانده دیگر نظامی از فرصت استفاده کرده و بینظیر بوتو را سرنگون و به خارج از پاکستان تبعید نماید! مشرف در زمان به قدرت رسیدن وعده رفاه، عدالت و رونق اقتصادی را به مردم داد، اما نه تنها در این امر موفق نشد بلکه پاکستانیها در دوران حاکمیت وی فقیرتر شدند و درآمد سرانه آنان براساس گزارش 2006 سازمان ملل به 690 دلار رسید. قول دیگر مشرف، فرمانده نظامی پاکستان در سال 2002 این بود که پس از برگزاری انتخابات لباس نظامی را از تن در میآورد، اما با گذشت 5 سال به این وعده عمل نکرد و دوباره قول داد چنانچه در انتخابات 2007 که در روزهای اخیر برگزار شد، پیروز شود نظامیگری را برای همیشه کنار خواهد گذاشت. ژنرال مشرف که از حامیان سرسخت حکومت به شدت سرکوبگر و واپسگرای شبه نظامیان طالبان بود، پس از حمله القاعده به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر 2001 بلافاصله حمایت خود را از این گروه قطع و هزاران نفر از چریکهای القاعده را دستگیر و روانه زندان کرد تا از این طریق دل آمریکاییها را به دست آورد.
فرمانده نظامی پاکستان به صراحت اعلام کرد که از دکترین رییسجمهور آمریکا در مبارزه با تروریسم حمایت میکند. مشرف پس از ناکامیهای مکرر با فشار پاکستانیها که خواهان استقرار دموکراسی و زندگی بهتر هستند از یک سو جامعه جهانی که خواستار مقابله با افراطیگرایی در پاکستان و جلوگیری از روی کارآمدن تندروهای مذهبی است از سوی دیگر مواجه است. این شرایط به او دیکته میکند تا با منتقد اصلی خود یعنی بینظیر بوتو که در تبعید به سر میبرد، نه تنها آشتی کند بلکه از او برای نخستوزیری نیز دعوت به عمل آورد. هر چند بر سر راه ورود بینظیر بوتو به فرودگاه کراچی در بامداد روز گذشته انفجار انتحاری مهیبی رخ داد که حدود 700 پاکستانی بیگناه کشته و مجروح شدند، اما این اقدام وحشیانه در اراده بینظیر بوتو تأثیری نداشت و او اعلام کرد که افراطیون بدانند که او حاضر است جانش را بدهد تا شبه نظامیان روی کار نیایند و گفت به پاکستان بازگشته است تا دموکراسی و نهادهای مدنی را در کشورش تقویت و پایدار کند. هر چند نخستوزیر سابق پاکستان 8 سال از صحنه سیاسی پاکستان غایب بود، اما وی همچنان از محبوبیت گستردهای میان مردم پاکستان به ویژه شهر پرجمعیت کراچی برخوردار است.
عقبنشینی مشرف و ائتلاف او با بوتو میتواند پیامش این باشد که حاکم نظامی پاکستان دریافته است که با یک حزب نمیتوان کشور را اداره کرد و به همین منظور به قواعد جامعه مدنی که به رسمیت شناختن حقوق مخالفان است، تن داده است. پرسشی که فرا روی پاکستانیها و روشنفکران خاورمیانه قرار دارد این است که آنها باید با تحقیق و پژوهش پاسخ گویند که چرا دو کشور هند و پاکستان که تا 60 سال پیش یک کشور بودند و بعد مستقل شدند هند راه توسعه و دموکراسی را طی کرده است، به گونهای که این کشور در دنیا به بزرگترین دموکراسی جهان شهرت یافته است و علاوه بر آن چنان توسعه یافته است که اقتصاددانان پیش بینی میکنند هند در آیندهای نه چندان دور قدرت برتر اقتصادی آسیا و حتی جهان میشود.
آیا علت عقبماندگی پاکستان حاکمیت نظامیان و جنگهای فرقهای و مذهبی نیست؟ به راستی علت عقبماندگی پاکستانیها را باید در فرهنگ جستوجو کرد و یا شیوه حاکمان آنها. پاسخ به این پرسشها بسیار آموزنده و عبرتانگیز است. در خاورمیانه به رغم خیزشهای پیاپی که در دوران معاصر رخ داده است تاکنون جامعه مدنی که در آن مردم بتوانند با سازوکارهای قانونی و به دور از خشونت قدرت را تغییر دهند و یا جابهجا کنند، ایجاد نشده است. فضای کنونی جهانی، رشد بیسابقه ارتباطات، استفاده روز افزون از اینترنت، ماهواره و تکثر سازمانهای بینالمللی به تدریج حاکمان منطقه را وادار و قانع میکند که پذیرش قواعد دموکراسی و انتخابات آزاد و به رسمیت شناختن حقوق منتقدان برای دولتها و ملتها مفید و سازنده است. مشکل ساختاری و حقوقی کشورهای منطقه این است که هنوز نمیدانند چگونه میتوان از طریق جامعه مدنی به انتخابات آزاد که در آن دولتها و نظامیها دست نداشته باشند، برسند. پذیرش حزب مردم برای بازگشت به قدرت دوباره و ائتلاف مشرف و بوتو بر سر چگونگی اداره آینده پاکستان در میان پاکستانیها و مردمان دیگر کشورها این باور را تقویت کرده است که راه ورود به قدرت برای مخالفان دایمی و مسدود نیست. آنچه در ترکیه، پاکستان و دیگر کشورهای اطراف ایران در جریان است بیتردید روی مردم ایران و تصمیمگیران بیتأثیر نیست. پیام بازگشت بینظیر بوتو به قدرت برای حاکمیت در ایران میتواند این باشد که راه بازگشت منتقدان در ایران به قدرت نباید متصلب باشد، بلکه مجلس و دولت در انتخابات آزاد و رقابتی میان جناحهای سیاسی که به قانون اساسی باور دارند، شکل گیرند. از سوی دیگر پذیرش ائتلاف و اراده آهنین بینظیر بوتو برای رسیدن به قدرت دوباره در پاکستان پیامش برای سیاستمداران ایرانی که بسیاری از آنها در سالهای گذشته عرصه سیاست را ترک و یا قهر کردهاند این است که سیاستمداران نباید از مشکلات و هزینههایی که بر سر راه مشارکت در سرنوشت کشور برایشان پیش میآید دلسرد و منفعل شوند، معنای قهر سیاسی واگذار کردن قدرت به رقیب است.