محمد غریبآبادی
مقدمه:
تفاهم اخیر میان ایران و آژانس، موضوع هستهای کشورمان را وارد مرحله جدیدی کرده است. نکته مهم این است که این توافق را نباید صرفا یک توافق فنی قلمداد کرد. چرا که چنین توافقی در بستر سیاسی و در چهارچوب مذاکرات دیپلماتیک و فشرده ایران و اروپا انجام شده است. همچنین توافق با آژانس نشان میدهد که ایران همواره آمادگی لازم را برای برطرف ساختن ابهامات و سؤالات در ارتباط با برنامه هستهایاش دارد. در واقع این تفاهمنامه از یک طرف راه را بر هرگونه اقدام سیاسی آژانس جهت طرح موضوعات و ابهامات جدید میبندد و از طرف دیگر کار را برای آمریکا و غرب و شورای امنیت دشوارتر میکند.
">محمد غریبآبادی
مقدمه:
تفاهم اخیر میان ایران و آژانس، موضوع هستهای کشورمان را وارد مرحله جدیدی کرده است. نکته مهم این است که این توافق را نباید صرفا یک توافق فنی قلمداد کرد. چرا که چنین توافقی در بستر سیاسی و در چهارچوب مذاکرات دیپلماتیک و فشرده ایران و اروپا انجام شده است. همچنین توافق با آژانس نشان میدهد که ایران همواره آمادگی لازم را برای برطرف ساختن ابهامات و سؤالات در ارتباط با برنامه هستهایاش دارد. در واقع این تفاهمنامه از یک طرف راه را بر هرگونه اقدام سیاسی آژانس جهت طرح موضوعات و ابهامات جدید میبندد و از طرف دیگر کار را برای آمریکا و غرب و شورای امنیت دشوارتر میکند.
موضوع هستهای جمهوری اسلامی ایران، با تفاهم اخیر آن با آژانس در خصوص شیوههای حل و فصل موضوعات باقیمانده وارد مرحله جدیدی گردید. این تفاهم در عین اینکه دارای وجه غالب فنی است، اما نباید از زمینههای سیاسی چنین تفاهمی نیز غافل شد. اگر قدری از تاریخ تفاهم ایران و آژانس (30 مرداد 1386) به عقب برگردیم، 3دور مذاکرات فشرده سیاسی دکتر لاریجانی و سولانا را در آنکارا، مادرید، لیسبون و متعاقب آن، مذاکرات با البرادعی در وین را پشتسر داریم. در واقع پیرو مذاکرات لیسبون و وین و براساس ابتکار و حسننیت طرف ایرانی و تفاهم به عمل آمده بود که مقرر شد آژانس و ایران ظرف مدت 60 روز، چهارچوب حل و فصل موضوعات باقیمانده را تعیین کنند. طبیعتا، لازمه انجام چنین اقدام مهمی، این بود که فضای سازنده مذکرات ایران و آژانس با دخالت نهادهای سیاسی و امنیتی تخریب نشود.
باید توجه داشت که همکاری ایران و آژانس بحث تازهای نیست بلکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در تعامل با آژانس اصولا مبتنی بر سیاست همکاری و رفع ابهام بوده است. ایران، تاکنون برای برطرف ساختن ابهامات و ادعاها از برنامه هستهای خود، حسننیت و شکیبایی فراوانی نشان داده و با اتخاذ اقدامات اعتمادساز، با آژانس و دیگر طرفها همکاری کرده است. انجام بیش از 2200 نفر روز بازرسی از تاسیسات و فعالیتهای هستهای، تعلیق داوطلبانه تمامی فعالیتهای غنیسازی و تبدیل اورانیوم به مدت 2 سال و نیم، امضای پروتکل الحاقی، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی برای بیش از 2 سال، اعطای دسترسی کامل و نامحدود به تمامی مواد و تاسیسات هستهای، اعطای دسترسیهای متعدد تکمیلی بر طبق پروتکل الحاقی، ارائه بیش از هزار صفحه اظهارنامه اولیه طبق پروتکل الحاقی و روزآمد کردن آن و ارائه ابتکار هستهای توسط رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر مشارکت دولتها و شرکتهای خارجی در غنیسازی در ایران بخشی از فعالیتها و همکاریهای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه است. متاسفانه، پاسخهای نامتناسب و غیرعادلانهای به این رویکرد سازنده داده شد. بعضی کشورها با انگیزههای سیاسی، تمام تلاش خود را بر این قرار دادند تا روند رسیدگی به موضوع را از مسیر قانونی خود خارج ساخته و از طریق شورای امنیت با تحمیل اراده سیاسی خود بر آژانس، ایران را از حقوق قانونی و مشروع خود در بهرهمندی از انرژی هستهای محروم سازند.
با وجود اقدامات چند کشور با انگیزههای سیاسی که منجر به بنبست و قطع مذاکرات شد، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر با حسننیت خود، ابتکار تازهای را ارائه کرد. براساس توافقهای به عمل آمده، هیأتهای آژانس و ایران طی 3 دور مذاکرات فشرده در تهران و وین، در 30 مرداد 1386 توانستند در مورد یک برنامه کاری به تفاهم برسند. در این برنامه، موضوعات به 2 دسته حال و گذشته تقسیم شدند. تا جایی که به مسائل حال مربوط میشود، ایران توافق کرد تا با آژانس وارد مباحث فنی با هدف تدوین «رهیافت پادمان و ضمیمه تاسیسات» برای تاسیسات غنیسازی نطنز شود. پذیرش چند بازرس انتصابی، بازدید از راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک و صدور روادید چندبار ورود سالانه برای برخی بازرسان و کارمندان آژانس نیز از دیگر موضوعات مربوط به وضعیت حال بود که حل و فصل شد. دسته دوم مسائل مورد بحث که متشکل از فهرست مشخص از چند مسئله باقیمانده (یعنی تحقیقات در مورد پلوتونیوم، سانتریفیوژهایP1 و P2، منشا آلودگی، سند اورانیوم فلزی، پلوتونیوم 210 و معدن گچین) بود، از طرف هیات آژانس به ایران ارائه شد. با توجه به تجربیات گذشته در خصوص بررسی موضوعات فنی با آژانس، توافق شد تا به جای اینکه تمام موضوعات به طور همزمان و بدون اولویت روی میز قرار گیرند، با آنها به صورت مرحلهای (یعنی موضوع به موضوع و در یک زمانبندی کامل مشخص) برخورد شود؛ بدین صورت که پس از حل و فصل یک موضوع و بسته شدن پرونده آن، موضوع بعدی در دستور کار قرار میگیرد و پرداختن به هر مسئله باقیمانده، منوط به بستن مسئله قبلی است. به عنوان نشانهای از حسننیت، ایران همچنین توافق کرد تا در خصوص اولین موضوع باقیمانده یعنی آزمایشهای پلوتونیوم کار را حتی پیش از نهایی شدن برنامه کاری آغاز کند.
شایان ذکر است که آمریکا همواره تلاش میکرد تا از این موضوع، یک مسئله بزرگ سیاسی بسازد و مرتبا در جلسات شورای حکام در 4 سال گذشته آن را «بیانگر تهدید برنامه سلاح هستهای پلوتونیومی ایران» اعلام میکرد. مباحث فنی فشرده همزمان با مذاکرات در تهران برگزار شد. در نتیجه، آژانس اعلامیه گذشته ایران را تایید و موضوع را حل شده اعلام کرد. براساس برنامه کاری، آژانس فهرست مشخص سؤالات خود در خصوص هر موضوع را به ایران داده است.
این کار نیز با این هدف صورت گرفته است که فهرست سؤالات آژانس نباید باز باشد تا در هر زمانی که اراده کند سؤالات جدید در خصوص هر موضوعی را طرح کند. در متن تفاهمنامه به این موضوع نیز اشاره شده است که هیچ سؤال دیگری طرح نخواهد شد و قابل وصول نیز نخواهد بود. از طرفی، مطابق تفاهمنامه، فهرست موضوعات باقیمانده و حتی ابهامات نیز بسته شده است و به آن اضافه نخواهد شد. باید توجه داشت که تا پیش از تفاهمات جدید با آژانس، تحت تبلیغات گسترده و همچنین باز بودن فهرست موضوعات و سؤالات باقیمانده توسط آژانس، همواره وقتی از برنامه هستهای ایران صحبت میشد، برنامهای پر از ابهام و مسائل باقیمانده از گذشته متصور میشد.
در حالی که پس از تفاهمات جدید، فقط 6 موضوع باقیمانده شناسایی شدند که یکی از آنها (یعنی پلوتونیوم) نیز حل و فصل شده است. در برنامه کاری همچنین آمده که با اجرای آن و حل و فصل مسائل باقیمانده، موضوع هستهای ایران در آژانس به حالت عادی درخواهد آمد. شایان ذکر است که آژانس همواره اذعان میکرد که موضوع هستهای ایران یک مورد ویژه است که رسیدگی به آن به الزاماتی فراتر از تعهدات حقوقی ایران نیاز دارد. ارجاع موضوع هستهای به شورای امنیت نیز این وضعیت را پیچیدهتر کرد. با وجود این، توافق شده است که بعد از حل و فصل مسائل باقیمانده، اجرای پادمانها در ایران به حالت عادی در خواهد آمد و به عبارتی، موضوع هستهای ایران در آژانس عادی خواهد شد.
باید یادآور شد که در زمان شروع مذاکرات بین ایران و آژانس، چند کشور معدود حتی مفید بودن این مذاکرات و عزم ایران برای انجام توافق یادشده برای حصول نتیجهای به موقع را زیر سؤال بردند. تدوین متن توافق در 40 روز (یعنی کمتر از مدت زمان توافق شده) و حل و فصل یک موضوع از گذشته (یعنی پلوتونیوم) و حل و فصل مسائل حال (4 موضوع ذکر شده) در حین مذاکرات برای تدوین برنامه کاری، نشاندهنده جدیت ایران در پیشبرد ابتکارش بود و در عین حال، خلاف ادعاهای این کشورها را نیز اثبات کرد.
به دنبال تفاهم ایران و آژانس، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در تاریخ شهریور 1386 گزارش خود را در مورد فعالیتهای هستهای ایران به طور همزمان به اعضای شورای حکام و شورای امنیت ارائه داد. در ابتدای این گزارش که در اجلاس شهریور ماه شورای حکام (19 تا 23 شهریور 1386) نیز مورد بررسی قرار گرفت، به توافق مهمی میان ایران و آژانس اشاره شده است. که براساس آن، یک برنامه کاری که شامل تفاهمات بین دبیرخانه آژانس و ایران در باره روشها، رویهها و جدول زمانی به منظور حل و فصل مسائل باقیمانده و ابهامات مطرح شده طی سالهای اخیر در مورد گذشته برنامه هستهای ایران است، طراحی و نهایی شده است.
مدیرکل آژانس در گزارش خود بار دیگر اعلام کرده که آژانس هیچگونه شواهدی دال بر باز فراوری اورانیوم در ایران مشاهده نکرده است؛ امری که همواره طی قطعنامههای سیاسی و غیرقانونی شورای حکام و شورای امنیت از ایران خواسته شده است آن را تعلیق کند. جالب اینکه موضوع مربوط به بازفراوری سوخت مصر شده تا امروز یکی از مهمترین اهرمهای فشار غرب علیه ایران بوده و حتی در قطعنامههای شورای امنیت نیز از ایران درخواست شده بازفراوری متوقف کند. این در حالی است که اکنون آژانس برای چندمین بار متوالی گزارش میدهد اساسا در ایران بازفرآوری انجام نمیشود. در این گزارش، تعدادی از موضوعات همچون منشأ آلودگی با غنای بالا و نیز بعضی آزمایشهای انجام شده در مورد پلوتونیوم در ایران، برطرف شده، اعلام شدند و صحت اظهارات ایران در این موارد تایید شده است و براین اساس، پرونده آنها مختومه اعلام شده است. در مورد دیگر مسائل نیز اعلام شده که براساس برنامه کاری توافق شده، طی جدول زمانی مشخص، ایران و آژانس برای حل و فصل آنها همکاری خواهند کرد. همچنین اظهار شده که ایران تسهیلاتی را برای ورود بازرسان و همکاری بیشتر با آژانس فراهم ساخته است.
در این گزارش، بار دیگر اعلام شده که آژانس قادر است عدم انحراف مواد اظهار شده هستهای در ایران را راستی آزمایی نماید و ایران امکان دسترسی آژانس به مواد هستهای اظهار شده را فراهم ساخته و گزارشهای لازم در مورد حسابرسی را ارائه داده است، در عین حال، آژانس همچنان قار نیست جوانب خاصی از گستره و ماهیت برنامههای هستهای ایران را راستی آزمایی کند. مدیرکل آژانس در گزارش خود، برنامه کاری توافق شده با ایران را «گامی بسیار مهم و رو به جلو» توصیف کرده و اعلام کرده است اگر ایران ابهامات و مسائل باقیمانده را روشن کند، آژانس قادر خواهد بود پیشینه برنامه هستهای ایران را بازسازی کند. آژانس، کلید اجرای موفق برنامه توافق شده را همکاری کامل ایران با آژانس و اجرای تمامی اقدامات پادمانی و شفافسازی از جمله اقداماتی که در پروتکل الحاقی مقرر شده، دانسته است. در آخرین بند گزارش نیز خاطرنشان شده است که ایران برخلاف تصمیم شورای امنیت، فعالیتهای غنیسازی را تعلیق نکرده است.
گزارش البرادعی که بیشتر متأثر از توافق اخیر جمهوری اسلامی ایران با آژانس بر سر چگونگی حل و فصل مسائل باقیمانده در یک جدول زمانی مشخص است، برای اولین بار فضای مثبتی را به سوی حل شدن ابهامات و معدود موضوعات باقیمانده ترسیم کرده است. براین اساس، برخی ناظران معتقدند که توافق میان ایران و آژانس را باید فصل جدیدی از همکاریهای سازنده میان دوطرف و ضربهای کاری بر برنامههای آمریکا در راستای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران قلمداد کرد. ابهامات و مسائل فنی که طی چند سال اخیر در مورد برنامه هستهای ایران و پیشینه آن مطرح شده بود، بهانه اصلی بحرانی شدن موضوع و در نهایت ارجاع آن به شورای امنیت را فراهم ساخت. گزارش جدید مدیرکل در مورد حل شدن تعدادی از این مسائل و توافق اخیر ایران با آژانس جهت حل موارد باقیمانده، کار را برای کشورهای غربی به ویژه آمریکا در شورای امنیت سختتر کرد و افکار عمومی دنیا را تا حدودی به نفع فعالیتهای کشورمان تغییر جهت داد. ابتکار شروع فرایند جدید کار با آژانس، اقدام حساب شدهای بود و انتقادات شدیدی که به ویژه از سوی محافل آمریکایی علیه این تفاهمنامه صورت گرفته، ناظر بر شرایط دشواری است که آنها در اقناع جامعه بینالمللی و حتی هم پیمانانشان برای اعمال فشارهای بیشتر بر ایران (مادامی که کار با آژانس ادامه دارد)، گرفتار آمدهاند. این تفاهمنامه ضمن اینکه راه را بر هرگونه اقدام سیاسی آژانس جهت طرح موضوعات و ابهامات جدید میبندد، کار را برای آمریکا و غرب در جهت ترسیم اقدامات آتیشان در شورای امنیت علیه فعالیتهای مشروع کشورمان دشوار میسازد. از این روست که این کشورها مواضع مثبتی را در قبال تفاهم ایران و آژانس اتخاذ نکردند. پس از انتشار گزارش البرادعی و ضمیمه کردن متن تفاهمات با ایران به آن و اذعان به اینکه برنامه کار توافق شده بین ایران و آژانس «یک گام چشمگیر روبه جلوست»، سفرای آمریکا، انگلیس و فرانسه نزد البرادعی رفته و به شدت به وی اعتراض کردند. در اجلاس اخیر شورای حکام نیز این کشورها با احتیاط فراوان با این تفاهمنامه برخورد کردند و این گونه عنوان کردند، که اگر تفاهمنامه اجرا شود، یک گام به جلو خواهد بود، و در واقع استقبالی از تنظیم این تفاهمنامه نکردند. این موضوع نشان میدهد که آنان به دنبال اهداف دیگری هستند.
آمریکا، در پی این بود که پس از به پایان رسیدن مهلت قطعنامه 1747(اوایل خرداد) به سمت قطعنامه بعدی برود. با این ابتکار ایران - تهیه برنامه کاری حل و فصل مسائل باقیمانده با آژانس و جدیت در عملی کردن آن - آمریکا و یکی دو کشور غربی برای پیشبرد اقدامات خود در شورای امنیت تحت فشار قرار گرفتند. به زعم آنان، موضوع هستهای ایران از این رو به شورای امنیت رفت که فعالیتهای هستهای ایران شفاف نبوده است. این اقدام، در واقع گامی اساسی در این جهت بود که آژانس محور کار قرار گیرد و اگر احیانا ابهامی هم در برنامه هستهای ایران وجود دارد، با این تفاهمنامه رفع شود. از این رو، هرگونه بهانه از آنها سلب شد. از طرف دیگر، آژانس نیز ارزیابی مثبتی را از پیشبرد کار خود با ایران ارائه کرده بود و در کنار آن، چین و روسیه و حتی آلمان نیز اعلام کرده بودند که این فضای جدید و سازنده نباید با پیگیری مسیر شورای امنیت تخریب شود. پیگیری مسیر شورای امنیت هنوز هم مدنظر آمریکاست. در جلسه مدیران سیاسی 6 کشور در 30 شهریور در نیویورک، آمریکا و انگلیس سعی کردند در مورد عناصر قطعنامه بعدی تفاهمی را در بین اعضای جلسه حاصل کنند اما موفق نشدند در مورد زمان و محتوای چنین قطعنامهای به توافق برسند. آنگونه که برخی رسانههای غربی نوشتهاند، روسیه و چین مخالف تشدید اوضاع و تخریب فضای سازنده فعلی حاصل از کار ایران و آژانس بودند و اذعان داشتند که با قطعنامه بعدی، ایران همکاریهای خود را با آژانس قطع خواهد کرد. بنابراین این 2 کشور، خواهان این بودند که این روند جدید دوماه یا بیشتر ادامه یابد تا نتایج قطعیتری مشخص شود. احتمالا، آمریکا و همپیمانان اروپاییاش مجبور خواهند شد تا روشن شدن نتایج بحثهای فعلی آژانس و ایران که از نیمه اکتبر به بعد مشخص خواهد شد، صبر کنند و منتظر اجرای بخش دیگری از برنامه کاری بمانند تا بتوانند بر طبق آن تصمیمات بعدی خود را اتخاذ کنند.
باید توجه شود که ابتکار ایران یک فضای مثبت جدیدی را به وجود آورده است که دیگر بهانهای برای بررسی موضوع هستهای در شورای امنیت برای طرف مقابل باقی نمیگذارد؛ یعنی در واقع شرایط لازم برای بررسی این موضوع صرفا در چهارچوب آژانس فراهم شده است. از طرف دیگر، در حال حاضر، فضای سیاسی برای این کشورها کاملا آماده شده تا با استقبال از این ابتکار ایران، بر سر میز مذاکره بر گردند. بدون شک هر تحولی یا حرکتی خارج از چهارچوب آژانس که میتواند اقتدار و حرفهای بودن آژانس را تحتالشاع قرار دهد، مانع روند جدید سازنده شده و حتی ممکن است این روند را تخریب کند. البته، باید به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که ظاهرا صدور قطعنامهها و اعمال تحریمها به دلیل طرح شبهاتی از سوی غرب در رفتار هستهای ایران صورت گرفته و انتظار طبیعی این است که در کنار همکاری ایران برای حل مسائل باقیمانده همزمان اقداماتی برای ایجاد حسننیت و اعتماد متقابل از سوی طرف مقابل نیز اتخاذ شود. جمهوری اسلامی ایران، خواهان حقوقی فراتر از حقوق خود، تحت معاهده عدم اشاعه نیست و صرفا میخواهد حقوق مشروع خود را براساس معاهده، در مقابل پایبندی به تعهداتش به دست آورد. ایران، مواضع و اصول روشنی برای استیفای حقوق قانونی و مشروح خود دارد.
ایران به دنبال اعتمادسازی نسبت به برنامه هستهای صلحآمیز خود بوده و در این راه نیز گامهای بلندی برداشته است اما مسلما تسلیم فشارها و تهدیدها نخواهد شد و به هیچ عنوان از حق مشروع و قانونی خود صرفنظر نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران، کشوری مسئولیتپذیر در نظام بینالملل است ولی در مقابل فشار و تهدید، بیتفاوت نخواهد ماند و اجازه پایمال شدن حقوق خویش را نخواهد داد. جمهوری اسلامی ایران همچنان که به ابتکارات مبتنی بر حسننیت با حسننیت متقابل پاسخ خواهد داد، در برابر سیاستهای مبتنی بر تهدید و فشار نیز رفتار متقابل و متناسب را اتخاذ خواهد کرد. دستیابی به انرژی هستهای و فناوری غنیسازی به منظور استفاده در اهداف صلحآمیز، حق طبیعی جمهوری اسلامی ایران بوده و مورد حمایت آحاد ملت آن است. استفاده از اهرم شورای امنیت و تحریمهای اقتصادی و سایر تهدیدات نمیتواند مردم و دولت ایران را لحظهای از تصمیمی که اتخاذ کردهاند، منصرف کند.