تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۳۸۲۰۶

روزنگاری سه دهه اقتصاد


دکتر علینقی مشایخی
پائیز سال ۱۳۵۹ بود در بانک استان اصفهان و من عضو هیات مدیره بانک و مسئول پایه‌گذاری واحد طرح و برنامه بانک بودم. مدیرعامل بانک، یکی از کارمندان شریف و قدیمی ‌بانک صادرات به نام آقای طبیبیان بود از اهالی شهرضا. مدیرعامل روزی گفت یکی از بستگانش که دکترای اقتصاد دارد با پایان تحصیلاتش از آمریکا مراجعت کرده است و چون دانشگاه‌ها تعطیل‌اند، دنبال کار می‌گردد. به ایشان گفتم حتما بیایند تا همدیگر را ببینیم. این تازه وارد دکتر سیدمحمد طبیبیان بود. یکی دو روز بعد به بانک آمد و همدیگر را ملاقات کردیم. در اولین ملاقات تسبیحی در دست داشت. متین و مردمی، معتقد، مسلمان، هوشمند و مسلط به اقتصاد و با اتکا به نفس به نظر آمد. شاگرد اول رشته اقتصاد دانشگاه شیراز در لیسانس و فوق‌لیسانس بود. با بورس دانشگاه برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود. دکترای اقتصاد را از دانشگاه معتبر و خوب دوک اخذ کرده بود. با سوابق تحصیلی درخشان با روحیه ای مردمی‌و با عشق به خدمت به کشور و مردم آن بلافاصله پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشته بود. مشخص بود که شخصیتی ارزنده، علاقه‌مند به خدمت، عالم و توانمند بود. بلافاصله کار خود را برای بررسی‌های اقتصادی در سطح استان در بانک آغاز کرد. این بود شروع آشنایی من با مردی که طی ۲۵ سال بعد نقش مهم و شاخصی در صحنه اقتصاد ایران چه به لحاظ آموزشی و علمی ‌و چه به لحاظ عملی و اجرایی ایفا کرد. این آشنایی شروع همکاری و دوستی طولانی بعدی شد که طی آنها دکتر طبیبیان بیشتر و بیشتر توان علمی، استعداد و قوت فکری و استحکام شخصیتی خود را نمایان ساخت.
در پایان سال ۱۳۶۰ زمانی که آقای دکتر محمدتقی بانکی مسئولیت سازمان برنامه و بودجه آن زمان را به عهده گرفت، از من دعوت کرد تا برای همکاری در زمینه برنامه‌ریزی به سازمان بروم. در آن زمان سازمان برنامه و بودجه دوران بحرانی خود را می‌گذراند. قبل از مسئولیت آقای دکتر بانکی، سازمان مدتی تعطیل شده بود. تعدادی از نیروهای متخصص سازمان را ترک کرده بودند، تعدادی را نیز در مدتی که سازمان تعطیل شده بود بازنشسته یا اخراج کرده بودند. کانون برنامه‌ریزی کشور و مهمترین ستاد مدیریتی دولت به هم ریخته بود. اکثر قریب به اتفاق مدیران دستگاه‌های اجرایی کشور بی‌تجربه و ناآشنا با مقولات برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی بودند. تصویر روشنی از وضعیت موجود، منابع و امکانات در دسترس، هدف‌ها و اولویت‌ها و چگونگی تخصیص عقلانی منابع محدود وجود نداشت. آنچه در گذشته انجام شده بود و آنکه در گذشته نقشی داشت نفی و طرد شده بود. نظم و روال جایگزینی استقرار نیافته بود. اگرچه هدف‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ‌ایران اعلام شده بود ولی هدف‌های مشخص، طرح‌ها و سیاست‌های منسجم و مورد قبول نظام سیاسی تازه برای اداره امور کشور وجود نداشت.
در آن شرایط که نظام برنامه‌ریزی از هم پاشیده شده بود و مدیران تازه کار و بی‌تجربه از سطح هیات وزیران تا استانداران و مدیران کل و روسای ادارات مختلف، متصدی امور شده بودند، بازسازی نظام برنامه‌ریزی کشور، آشنایی مدیران با مفاهیم برنامه‌ریزی، به کارگیری آن مفاهیم برای هدف‌گذاری، سیاستگزاری، تدوین برنامه‌ها و تخصیص منابع محدود برای تحقق هدف‌های بسیار مهم بود. دکتر طبیبیان در آن مقطع زمانی نقش برجسته‌ای در ایجاد نظم فکری و اداری حداقل برای برنامه‌ریزی و سیاستگزاری در کشور و آموزش مدیران و کارشناسان نظام نوپای جمهوری اسلامی ‌ایفا کرد و از این نظر خدمت بزرگی به نظام، مدیران و کارشناسان آن کرد.
زمینه بسیار مهم دیگری که دکتر طبیبیان در آن نقشی کلیدی ایفا کرد، شروع یک تحول نوپا و فزاینده در آموزش اقتصاد در ایران بود. حوزه‌های اقتصاد و مدیریت، حوزه‌های پیچیده ولی مهم حیاتی در اداره موثر و موفقیت‌آمیز یک جامعه هستند. امور یک جامعه وقتی به خوبی سامان می‌گیرد و مسائل کلان آن نظیر بیکاری، تورم، بهره‌وری، فقر، رشد و توسعه اقتصادی حل می‌شود که استعدادهای برجسته با اتکا به علوم پیشرفته و پیچیده در این رشته‌ها در صحنه اداره کشور حاضر و تاثیرگذار باشند. لذا با توجه به پیچیدگی این زمینه‌ها لازم است بهترین استعدادهای جامعه جذب این رشته‌ها شوند تا با ذهنی قوی و تسلطی عالمانه بر این حوزه‌های پیچیده بتوانند به پیشرفت جامعه و ارتقای سطح زندگی در آن کمک کنند. در حالی که کشورهای پیشرفته، استعدادهای برتر به این رشته می‌روند، متاسفانه در ایران، به جز موارد استثنایی، نخبه‌های جامعه کمتر به این رشته‌های مهم و پیچیده روی می‌آورند. از ۵۰۰ نفر و یا حتی ۱۰۰۰ نفر اول کنکور ریاضی فیزیک ـ شاید یک نفر هم رشته‌های اقتصاد و مدیریت را انتخاب نمی‌کند. همه به مهندسی و علوم روی می‌آورند. نفرات برتر کنکور تجربی نیز رشته‌های پزشکی را برمی‌گزینند. عدم اقبال استعدادها به این رشته‌ها و سایر رشته‌های مهم علوم انسانی و اجتماعی برای اداره جامعه فاجعه‌آمیز است. اگرچه در حال حاضر اقتصاددانان عالم و برجسته‌ای در کشور وجود دارند، ولی عدم اقبال نخبگان فارغ‌التحصیل دبیرستانی به این رشته‌ها، توان فکری و علمی ‌حوزه اقتصاد کشور را در سطحی متناسب با شٲن و اهمیت این رشته قرار نمی‌دهد. در نتیجه مسائل کلان کشور در گردابی از نظرات متضاد و عمدتاً غیرمبتنی بر فهم عالمانه و دقیق راه‌حل‌ها پابرجا باقی می‌ماند. آنچنانکه تاکنون باقی مانده است.
برای خروج از این وضعیت، بایستی راه جوانان نخبه و مستعد کشور به این رشته‌ها گشوده می‌شد. چون تغییر ذهنیت فارغ‌التحصیلان نخبه دبیرستان‌ها برای انتخاب این رشته‌ها در دوره کارشناسی بعید به نظر می‌رسید و به علاوه امکان آموزش کیفی آنان به طور وسیع میسر نبود، عده‌ای از دوستان، منجمله دکتر طبیبیان، به این نتیجه رسیدند که باید راه فارغ‌التحصیلان نخبه رشته‌های مهندسی و علوم را به رشته‌های اقتصاد، برنامه‌ریزی و مدیریت باز شود. بدین منظور در سال‌های ۶۱ و ۶۲ با پشتیبانی و همت دکتر محمدتقی بانکی رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، در زمانی که هنوز دانشگاه‌ها تعطیل بود و روال تصویب دوره‌های کارشناسی ارشد مشخص نبود، دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی اجتماعی طراحی شده و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. متقاضیان ورود به این رشته می‌توانستند از فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی ارشد بیشتر رشته‌ها از جمله رشته‌های مهندسی و علوم باشند. دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌ها در سال ۱۳۶۳ در دانشگاه صنعتی اصفهان آغاز شد و اولین دوره دانشجویان خود را پذیرفت. گرایش اقتصاد آن دوره بر دوش پرتوان دکتر طبیبیان می‌چرخید. حاصل آن دوره افرادی نظیر آقایان دکتر مسعود نیلی، دکتر حسن درگاهی، دکتر مهدی عسلی و مهندس سعیدرضا مومنی بودند. اگرچه با مهاجرت تعدادی از دوستان، منجمله دکتر طبیبیان به تهران، آن دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه صنعتی اصفهان، بخصوص در گرایش اقتصاد، کمرنگ و متوقف شد. ولی همان دوره و با همان هدف‌ها از اول دهه ۱۳۷۰ در موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه در تهران شکل گرفت و دکتر طبیبیان تعداد قابل توجهی از جوانان نخبه کشور را در بیش از دوازده دوره ورودی در آن موسسه در رشته اقتصاد با کمک همکاران دیگرش آموزش داد. چه در اصفهان و چه در موسسه، نه تنها هدف جذب جوانان هوشمند به رشته اقتصاد بود، بلکه آموزش کیفی آنان با استفاده از کتاب‌ها و مطالب درسی روز دنیا که در بهترین دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود نیز مورد توجه و تاکید جدی بود.
در واقع علم اقتصاد حاصل تلاش دانشمندان و نخبگان زیادی طی دو قرن اخیر در سطح دنیاست. مغزهای زبده و برجسته ای بر روی این حوزه از معرفت بشری عمر گذاشته و حاصل پرارزش و پیچیده‌ای را به وجود آورده اند، اگر کسانی بخواهند حرف تازه‌ای در حوزه اقتصاد مطرح کنند اول باید خوب بفهمند که نخبگان قبلی در این زمینه چه گفته اند. این فهم نیز تنها با مطالعه کتب و مقالات بهنگام این حوزه عاید می‌شود.
دکتر طبیبیان بر ارزش، پیچیدگی و عمق معرفت بشری در حوزه اقتصاد به طور جدی و حتی متعصبانه‌ای باور دارد، به آن عشق می‌ورزد و با مطالعه مستمر خود را بهنگام نگاه می‌دارد. او تلاش می‌کند که با استفاده از مطالب و کتب بهنگام، دانشجویانش را نیز با این حوزه و عمق و دقت آن به طور همگام با پیشرفت این رشته آشنا سازد. به علاوه او اصول و نظریه‌های پیچیده اقتصادی را که عمیقا فهمیده است برای شرایط و مسائل ایران به خوبی به کار می‌گیرد و آموزش می‌دهد. به همین دلیل خیل عظیم دانشجویانی که در دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه تهران از دکتر طبیبیان اقتصاد را فرا گرفته‌اند، درکی عمیق، علمی ‌و عملی از حوزه اقتصاد پیدا کرده‌اند. آنانی که در ایران مانده‌اند در حوزه کار خود در سطوح کلان، بخشی و بنگاهی به نحو مثبت و قوی تاثیرگذارند. تعداد قابل توجهی از دانشجویان او نیز با اخذ بورس تحصیلی از دانشگاه‌های معتبر و مهم دنیا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند و با عملکرد ممتاز خود در آن دانشگاه‌ها شاهدی بر کیفیت آموزشی هستند که در حوزه اقتصاد در ایران دریافت کرده‌اند. امید است با بازگشت این جوانان به کشور، تحول مثبت در حوزه آموزش و پژوهش اقتصادی عمق و گسترش بیشتری پیدا کند. تحولات مثبت رشته اقتصاد در ایران که در دو دهه گذشته به وجود آمد و در آینده شاهد بروز بیشتر آن خواهیم بود به مقدار زیادی نتیجه دو دهه تلاش این اقتصاددان بزرگ کشورمان دکتر سیدمحمد طبیبیان است.
دکتر طبیبیان علاوه بر آن که در تحول آموزش اقتصاد در کشور اثری عمیق و ماندگار داشته است، در حوزه برنامه‌ریزی و سیاستگزاری اقتصادی نیز حضور فعال و نقشی برجسته داشته است. او در تنظیم اولین برنامه پنج ساله جمهوری اسلامی ‌ایران در سال‌های۶۰ و ۶۱ که به دلیل شرایط جنگی، بررسی و تصویب آن در مجلس متوقف ماند، نقشی کلیدی داشت، در تنظیم برنامه‌های پنج ساله مصوب اول و سوم کشور به طور مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذاری شدید بود و سکان تنظیم برنامه پنج ساله دوم را نیز خود به دست داشت. درگیری‌های او در سیاستگزاری و برنامه‌ریزی در عمل، تدریس او را عمق و جهت می‌داد و تدریس و مطالعه مداوم او، بر تاثیراتش در حوزه عمل دقت و بار علمی ‌بیشتری می‌بخشید.
برخی به اشتباه و با بی‌انصافی مسائل و مشکلات کشور در حوزه اقتصادی نظیر تورم، بیکاری و فقر را به کسانی نظیر دکتر طبیبیان مرتبط می‌کنند که در حوزه سیاستگزاری اقتصادی و برنامه‌ریزی فعال بودند. اینان به چند نکته مهم توجه نمی‌کنند، اول آنکه وجود این مسائل می‌تواند ناشی از عدم توجه و اجرای توصیه‌های افرادی نظیر دکتر طبیبیان باشد، توصیه‌هایی از قبیل ضرورت کاهش کسری بودجه و برقراری انضباط مالی در دولت‌ها برای کنترل تورم، عدم پرداخت سوبسید همگانی و یکنواخت به کالاها و خدمات و به جای پرداخت سوبسید هدفمند یا کمک مستقیم به اقشار ضعیف. خودداری از قیمت گذاری و تخصیص‌های دولتی و ایجاد زمینه‌های رانت خواری و جلوگیری از علائم مهم و دقیقی که قیمت‌ها برای حرکت و تخصیص و جابه‌جایی بهینه منابع اقتصادی به اقتصاد می‌دهند. عدم پیروی از توصیه‌های مزبور مسائلی را ایجاد می‌کند که نمی‌توان بروز آنها را به پای کسانی نوشت که توصیه‌هایشان دنبال نشده است.
نکته دومی ‌که منتقدان به آن توجه ندارند، آن است که اگر تلاش افرادی نظیر دکتر طبیبیان برای عقلانی‌تر شدن تصمیمات اقتصادی نبود، وضع می‌توانست بسیار بدتر از آن باشد که الان هست. جلوگیری از به هم ریختگی کامل اقتصادی، رشد قابل توجه کشاورزی، صنعت و امکانات زیربنایی طی سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۳ می‌تواند حاصل تلاش‌های عالمانه، صادقانه و عاشقانه او و افرادی نظیر او باشد که با ساعت‌های طولانی کار کارشناسی در گوشه اتاق‌های کار خود به کشور خدمت کردند.
بالاخره نکته سومی‌که منتقدان به آن توجه ندارند آن است که عملکرد اقتصادی از حوزه‌های دیگر نظیر حوزه سیاست داخلی، روابط بین‌الملل و کیفیت مدیریت به شدت تاثیر می‌پذیرد. عوامل مختلفی در خارج از حوزه اقتصاد نظیر بی‌ثباتی در سیاست‌های داخلی، نصب مدیران بدون احراز صلاحیت‌ها و شایستگی‌های حرفه‌ای، حمایت‌های سیاسی از رانت خواری و رانت جویی، اختلال در نظام قضایی و یا کارایی نامناسب آن و تشنج در روابط بین‌المللی هر اقتصادی را فلج و به رکود می‌کشاند. به نظر نگارنده این بی‌انصافی و قدرناشناسی است که مشکلات به عهده کسانی گذاشته شود که شمع وجودشان صرف خدمت و پیشبرد علمی ‌و عملی حوزه مهم اقتصاد در کشور شده است. سال‌های زیادی باید بگذرد، اتفاقات متفاوتی باید رخ دهد تا جامعه فرزندی نظیر دکتر طبیبیان را در دامن خود پرورش دهد، فرزند هوشمندی که خالص و معتقد باشد، عالم و فرزانه باشد، عاشق مردم و کشورش باشد، زمینه‌هایی برای خدمتش فراهم آید و تاثیر عمیق و ماندگاری بر رشد و تحول علمی ‌و عملی یک حوزه مهم معرفتی برای اداره کشور به نام حوزه اقتصاد هدیه مردم و کشورش کند. البته هیچ کس از حقیقت مطلق در هیچ رشته‌ای اطلاع ندارد و هر انسان فرهیخته‌ای نیز چنین ادعایی نمی‌تواند داشته باشد و به همین دلیل علوم همواره درصدد رد نظریات قبلی و کشف نظرات جدید هستند. دکتر طبیبیان هم ممکن است در زمینه‌هایی اشتباه کند ولی این به هیچ‌وجه از ارزش علمی ‌و عملی کار و تلاش سازنده او نمی‌کاهد. من به سهم خود و از روی قدرشناسی و تشکر باید به دوست فرهیخته‌ام دکتر سیدمحمد طبیبیان بگویم خسته نباشی، دستت درد نکند و اجرت با خداوندی که بر همه چیز، عالم و گواه است.
اما کلامی ‌هم در مورد بازنشستگی او. به نظرم بازنشستگی برای او معنا و مفهومی ‌نخواهد داشت. او تا هست، می‌خواند، می‌اندیشد، نظر می‌دهد و می‌نویسد و آموزش می‌دهد. این جزیی از وجود اوست و از این نظر بازنشستگی او معنا نخواهد داشت. ولی حیف و افسوس که سازمانی، خود را از فکر تیز و عمق اندیشه او محروم کند. فقط امیدوارم سلامت و پایدار باشد و در سال‌های درازی در آینده، جوانان نخبه بیشتری از او و آموزش‌های او و سیاستگزاران بیشتری از افکار و نظرات صادقانه و عالمانه او بهره‌مند شوند. اگرچه نظراتش گاهی تلخ و گزنده باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات