مقدمه:

نماینده جنبش مقاومت اسلامی «حماس» در لبنان از وجود دسیسه‌ای آمریکایی ـ صهیونیستی خبر داد که با هدف تخریب زیر ساخت‌های مقاومت در کرانه باختری به حالت اجرا در آمده است. اسامه حمدان می‌گوید: «این دسیسه شیطانی بر اصول ذیل استوار است: تخریب فلسفه مقاومت مسلحانه، قطع رابطه میان مقاومت و جامعه فلسطین، نابودی زیر ساخت‌های اجتماعی مقاومت و همچنین تخریب جامعه مدنی فلسطین از طریق متوقف ساختن فعالیت‌ نهادهای وابسته به آن». این رهبر مبارز فلسطینی در بخشی دیگر از اظهارات خود در تبیین دلیل مخالفت ابومازن با مسئله مشارکت سیاسی گفت: «ابومازن احساس می‌کند که بدون وجود یک شریک سیاسی، دستش در دادن امتیاز بازتر است. ضمنا پروژه‌های اقتصادی که عباس وعده اجرای آن را در کرانه باختری می‌دهد، پروژه‌هایی با ابعاد سیاسی است. عباس در واقع خطاب به فلسطینیان می‌گوید: اگر برق می‌خواهید، در زمینه قدس به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. اگر به دنبال اقتصاد هستید، ما در مسئله پناهندگان به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. اگر کشور می‌خواهید، ما در مسئله مرزها به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. متن کامل مصاحبه مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین با اسامه حمدان، نماینده جنبش مقاومت اسلامی «حماس» را تقدیم می‌کنیم.

"> دسیسه‌ای شیطانی در کرانه باختری
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۸  ، 
کد خبر : ۳۸۲۲۳

دسیسه‌ای شیطانی در کرانه باختری

مقدمه:

نماینده جنبش مقاومت اسلامی «حماس» در لبنان از وجود دسیسه‌ای آمریکایی ـ صهیونیستی خبر داد که با هدف تخریب زیر ساخت‌های مقاومت در کرانه باختری به حالت اجرا در آمده است. اسامه حمدان می‌گوید: «این دسیسه شیطانی بر اصول ذیل استوار است: تخریب فلسفه مقاومت مسلحانه، قطع رابطه میان مقاومت و جامعه فلسطین، نابودی زیر ساخت‌های اجتماعی مقاومت و همچنین تخریب جامعه مدنی فلسطین از طریق متوقف ساختن فعالیت‌ نهادهای وابسته به آن». این رهبر مبارز فلسطینی در بخشی دیگر از اظهارات خود در تبیین دلیل مخالفت ابومازن با مسئله مشارکت سیاسی گفت: «ابومازن احساس می‌کند که بدون وجود یک شریک سیاسی، دستش در دادن امتیاز بازتر است. ضمنا پروژه‌های اقتصادی که عباس وعده اجرای آن را در کرانه باختری می‌دهد، پروژه‌هایی با ابعاد سیاسی است. عباس در واقع خطاب به فلسطینیان می‌گوید: اگر برق می‌خواهید، در زمینه قدس به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. اگر به دنبال اقتصاد هستید، ما در مسئله پناهندگان به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. اگر کشور می‌خواهید، ما در مسئله مرزها به طرف مقابل امتیاز می‌دهیم. متن کامل مصاحبه مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین با اسامه حمدان، نماینده جنبش مقاومت اسلامی «حماس» را تقدیم می‌کنیم.


* اجازه بدهید که بحث‌مان را با دیداری آغاز کنیم که اخیرا با حضور رئیس‌ تشکیلات خودگردان و نخست‌‌وزیر رژیم صهیونیستی در شهر قدس اشغالی انجام گرفت. نظرتان را در خصوص این دیدار بفرمایید؟

** می‌خواهم از چندین زاویه به این دیدار بپردازم. بنده معتقدم از نظر سیاسی، این نشست بخشی از بسترسازی‌های مورد نیاز برای برگزاری کنفرانس صلح واشنگتن است که در نوامبر آتی (اواخر آبان) برگزار خواهد شد. اطلاعات موجود نیز نشان می‌دهد گفتگوهای مخفیانه‌ای میان ابومازن و دولت صهیونیستی در جریان است. درست است که پیشنهادهای مطرح شده در دیدارهای اخیر اولمرت با ابومازن، پایین‌تر از سطحی است که این مقام برجسته تشکیلات خودگردان آن را بپذیرد؛ ولی چیزی که عملا شاهد آن هستیم، تلاش صهیونیست‌ها برای سوق دادن طرف مقابل به سمت افکار خطرناکی است که پذیرش آن از سوی هر گروه فلسطینی‌، ما را با فاجعه‌ای در حجم و اندازه‌های اسلو روبه‌رو می‌سازد.

بعد دوم دیدار ابومازن و اولمرت را باید در زمان اجرای آن جستجو کرد. دیدار اخیر ابومازن با اولمرت در حالی صورت گرفته که فلسطین با یک بحران داخلی روبه‌رو است. جالب اینجاست  که ابومازن گفتگو با یک گروه بزرگ فلسطینی همچون جنبش حماس را رد می‌کند؛ ولی در مقابل به انجام دیدارهای بی‌حساب و کتاب با اولمرت اقدام می‌ورزد و با این مقام صهیونیستی درباره آینده مسئله فلسطین گفتگو می‌نماید، مسئله‌ای که موضعش در قبال آن همیشه ضعیف و سست بوده است.

مسئله سومی که توجه به آن در روند بررسی این دیدار بسیار مهم است، بررسی فضای سیاسی منطقه‌ای می‌باشد. ابومازن در حالی دست به چنین دیدارهایی با مقامات صهیونیست‌ می‌زند که با طرح مسئله حضور نیروهای بین‌المللی در نوار غزه، مشکل بزرگی را با مصر برانگیخته است و با مخالفت‌های مکرر خود با بازگشایی گذرگاه رفح، روابط میان فلسطین و قاهره را با بحران مواجه ساخته است. مصر تنها کشوری نیست که اقدامات ابومازن خشمش را برانگیخته است؛ این مقام بلند پایه تشکیلات خودگردان با مخالفت‌های گسترده خود با درخواست تعداد زیادی از کشورهای عربی برای از سرگیری گفتگوها با جنبش حماس، از در خصومت با این کشورها در آمده است.

* آیا معتقدید که تمایل دولت عبری به برگزاری چنین نشستی در راستای تثبیت حالت شکاف در فلسطین است؟

** ای کاش می‌توانستم بگویم: آری! این دیدار در راستای تثبیت حالت اختلاف و شکاف میان گروه‌های فلسطینی است؛ چرا که اگر می‌توانستم چنین حرفی را بزنم، به این معنا بود که عذری را برای اقدامات ابومازن درست کرده‌ام مبنی بر اینکه وی فریب خورده و در فهم مسائل سیاسی با ضعف روبه‌رو شده است ولی متاسفانه ابومازن برای ایجاد شکاف نیازی به تشویق و ترغیب یک طرف دیگر ندارد. فکر نمی‌کنم ابومازنی که درخواست مصر برای از سرگیری گفتگوها را رد می‌کند، طرح ابتکاری یمن برای پر کردن شکاف موجود میان گروه‌های فلسطینی را نمی‌پذیرد، با تقاضای عربستان برای اجرای توافق‌نامه مکه مخالفت می‌ورزد و طرح قطر در شورای امنیت را به شکست می‌کشاند، فردی باشد که برای تثبیت حالت شکاف و تشدید بحران داخلی نیازمند تشویق کسی باشد. ابومازن در دیدارهای خود با اولمرت تنها به سمت اعطای امتیاز به طرف مقابل حرکت می‌کند.

* سودی که در این میان ابومازن از شکاف و اختلاف داخلی می‌برد، چیست؟

** فکر می‌کنم ابومازن احساس می‌کند که اگر هیچ شریک سیاسی در داخل فلسطین نداشته باشد، دستش در دادن امتیاز بازتر می‌شود. برای روشن‌تر شدن بیشتر مسئله و مخالفت ابومازن با پذیرش حضور یک شریک سیاسی، دو مثال را برای‌تان می‌زنم. اولی مربوط به زمانی است که بحث سند وفاق ملی (سند وفاق اسرای فلسطینی) پیش آمد. در آن زمان ابومازن هر گونه گفتگو یا مشارکت سیاسی را رد می‌کرد و می‌گفت: یا اینکه سند را بپذیرید یا اینکه سراغ گزینه‌های دیگر می‌روم. هنگامی که گفتگوهای عمیقی در رابطه با سند وفاق ملی صورت گرفت و تغییراتی در سند مذکور داده شد و در نهایت به امضای گروه‌های فلسطینی رسید، ابومازن بیش از همه ناراحت بود و حال آنکه انتظار می‌رفت از همه خوشحال‌تر باشد. ضمنا خودش نیز در مناسبت‌های مختلف نارضایتی‌اش را از امضای سند وفاق اعلام کرده بود.

امضای «توافق‌نامه» مکه نیز مثال دومی است که می‌توان در این زمینه ذکر است. همان طور که می‌دانید مشارکت سیاسی و بازسازی دستگاه‌های امنیتی یکی از محورهای توافق‌نامه مکه بود؛ ولی ابومازن هیچ کاری را در این راستا انجام نداد. ابومازن همچنین مسئول سنگ‌اندازی در مسیر باز‌سازی سازمان آزادیبخش فلسطین است؛ چرا که او حتی حضور گروهی دیگر را در تشیکلات خودگردان نمی‌پذیرد تا چه رسد به مشارکت در سازمان آزادیبخش. بزودی برایش مشخص می‌شود که این امید بستن و دل‌خوش کردن نابجا بوده است.

* تحلیل شما از دستور اخیر رئیس‌ دولت نامشروع و منتصب سلام فیاض و انحلال نهادها و انجمن‌های خیریه چیست؟

**‌ جنایتی که سلام فیاض مرتکب شده است، بیانگر چهره واقعی مردی است که دولت آمریکا پیش از این برای محاصره هر چه بیشتر یاسر عرفات (رحمه‌الله) او را از بانک جهانی به منصب وزیر دارایی رساند و یک بار دیگر نیز در چارچوب محاصره حماس در دولت وحدت ملی او را به عنوان نامزد تصدی وزارت دارایی منصوب کرد و بعد از آن نیز در چارچوب ضربه زدن به مقاومت فلسطین، او را به عنوان رئیس دولت نامشروع و منتصب تشکیلات خودگردان قرار داد. اقدام فیاض در بستن موسسات و نهادهای خیریه بخشی از آن چیزی است که صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها از او خواسته‌اند. فیاض چنین اقداماتی را انجام می‌دهد تا بستر را برای دیدارهای اولمرت ـ ابومازن فراهم سازد به این معنا که او کاری می‌کند تا صلاحیت ابومازن برای اجرای آن چیزی که همان طور که عرض کردم، اقدام فیاض در چارچوب درخواست طرف‌های صهیونیستی و آمریکایی صورت گرفته است زیرا کاندولیزا رایس هنگام اعطای هشتاد میلیون دلار به دستگاه‌های امنیتی عباس که البته در چارچوب یک توافق‌نامه رسمی صورت گرفت، خواستار تخریب زیرساخت‌های گروه‌های مبارز فلسطینی و به طور مشخص حماس شد. بنده هرگز نمی‌توانم بپذیرم که رایس هشتاد میلیون دلار را برای رضای خدا پرداخته باشد؛ زیرا بحث بر سر یک انجمن خیریه نیست، بلکه بحث بر سر سیاست آمریکایی است که شعار ترسیم مجدد نقشه سیاسی منطقه یا حتی جهان را سر می‌دهد. خانم رایس هشتاد میلیون دلار را هرگز برای تقویت دستگاه‌های امنیتی فلسطینی جهت مقابله با نیروهای اشغالگر صهیونیستی یا حمایت از ملت فلسطین نداده است؛ بلکه این مبالغ را در راستای برنامه خود برای از بین بردن زیرساخت‌های مقاومت اعطا کرده است.

* تشکیلات خودگردان چه گام‌هایی را در راستای اجرای این دسیسه‌ بر داشته است؟

** گام‌هایی که تشکیلات خودگردان برای اجرای این هدف بر داشته است، را می‌توان به صورت ذیل بر شمرد:

نابودی فلسفه مقاومت مسلحانه ـ ابومازن در این راستا به اقداماتی چند دست زد که از آن جمله می‌توان به انحلال شاخه نظامی گروه‌های مبارز فلسطینی، غیرقانونی اعلام کردن فعالیت مقاومت و تلاش برای حل مشکل چهره‌های تحت تعقیبی که حاضر به همراهی با ابومازن بودند و در این راستا نیز توانست از رژیم صهیونیستی برای توقف روند تعقیب افراد مذکور تعهد بگیرد و مشکلات برخی‌ها را حل کند؛ ولی طولی نکشید که صهیونیست‌ها تغییر رویه داده و اعلام کردند که وضعیت توقف روند تعقیب افراد موقتی است و تنها یک ماه دوام دارد و مشمول همه افراد نمی‌شود.

قطع رابطه میان مقاومت و جامعه فلسطین از بازداشت چهره‌ها و شخصیت‌های برجسته، موثر و با نفوذ در فلسطین؛ در حال حاضر بیش از 900 تن از این افراد تاثیر‌گذار در زندان‌های تشکیلات خودگردان به سر می‌برند. شاید برخی از این 900 نفر آزاد شده باشند؛ ولی هنوز بیش از 600 تن از افراد در حبس باقی مانده‌اند.

تخریب زیرساخت‌های اجتماعی مقاومت از طریق بستن نهادهای خیریه و موسسات فرهنگی؛ با اینکه این نهادها به هیچ وجه کار مبارزاتی یا سیاسی انجام نمی‌دهند و تنها در راستای ساخت یک جامعه سالم می‌کوشند؛ ولی این موسسات فرهنگی و خیریه هستند که یک جامعه را مبارز بار می‌آورند. ابومازن می‌خواهد تمامی نهادهای مذکور را از بین ببرد تا جامعه به یک ساختمان سست و بی‌پایه مبدل شود که توان مقاومت و مبارزه ندارد و از این راهگذار، اختیار امور را به تشکیلات ضعیفی بسپارد که از چندین سو تحت فشار قرار دارد و حیات و مماتش در پیوند با خواست رژیم اشغالگر قدس است. این موسسات خیریه و فرهنگی بودند که در جریان انتفاضه اول (1993-1987) جامعه فلسطین را در مقابل فروپاشی و ضعف حفظ کردند. امروز ابومازن با تلاش برای نابودی نهادهای یاد شده، در صدد آن است تا مانع از نقش‌آفرینی این موسسات در ایجاد یک جامعه مبارز و استوار شود و این کار را با بستن 103 موسسه و انجمن آغاز کرده است.

* بحث‌هایی در مورد آغاز پروژه نیروگاه خورشیدی در اریحا وجود دارد و حال آنکه برق در نوار غزه همچنان قطع می‌شود. با نظر به اینکه مدیریت نوار غزه در حال حاضر در دست جنبش حماس است، این جنبش تا کی می‌خواهد در مقابل این واقعیت‌ها ایستادگی کند؟

** جنبش حماس تا کی می‌خواهد به این وضعیت ادامه دهد؟ این پرسش را می‌توانید از کسی بپرسید که تاریخ سیاسی‌اش را پر از شکست و عقب‌نشینی است. یعنی می‌توانید از ابومازن بپرسید که تا چه زمانی می‌خواهد به این وضعیت ادامه دهد؛ چرا که حیات سیاسی او آکنده از فرار و گریز است. ابومازن حتی از مشکلات داخلی خود می‌گریزد. ملت با دستان خود فرزندانش را تقدیم مقاومت می‌کرد، خانه‌اش را در اختیار مجاهدان می‌گذارد و حتی اندک مقدار مالی که داشت، برای خرید سلاح و فشنگ تقدیم مقاومت می‌کرد. ملت فلسطین وقتی ما را به عنوان نماینده خود انتخاب کرد، می‌دانست که گروهی از مبارزان و مجاهدان را برگزیده است. ملت با انتخاب ما راه مقاومت و تمامی سختی‌های همراه آن را برگزید و از همین رو، ما نیز پایداری می‌کنیم و به این کار نیز ادامه می‌دهیم.

در مورد ساخت نیروگاه تولید برق خورشیدی نیز باید عرض کنم در حالی که خبر احداث چنین نیروگاهی تمامی رسانه‌ها را به خود مشغول کرده است؛ ابومازن از اروپایی‌ها می‌خواهد که بودجه لازم برای تامین برق نوار غزه را تامین نکند تا از این رهگذر برق این منطقه قطع شود. پس می‌توان گفت: بحث احداث نیروگاه صرفا با هدفی سیاسی مطرح شده است و هرگز خدمت به ملت در این میان مطرح نبوده است. بنده بر این نکته پافشای می‌کنم که مجازات یک میلیون و دویست و پنجاه هزار فلسطینی ساکن نوار غزه را به هیچ وجه نمی‌توان یک اقدام میهن‌‌ پرستانه توصیف کرد.

در اینجا باید به این نکته اشاره کنم که هنگام شکل‌گیری تشکیلات خودگردان، صاحبان این تشکیلات وعده ایجاد یک سنگاپور را در غزه دادند. اما این وعده‌ها چه شد؟ تشکیلات مذکور تنها چیزی که از خود در نوار غزه باقی گذاشت فساد و ویرانگری بود و آن طرحی که امروز از اجرایش در اریحا صحبت می‌کنند، نیز وعده‌‌ای بیش نیست و آن چیزی که در کرانه باختری نیز صحبتش وجود دارد، نیز وعده‌ای بیش نیست.

بنده باید این نکته را نیز عرض کنم که مقامات تشکیلات خودگردان هیچ کاری برای مردم انجام نمی‌دهد؛ ولی اگر این کار را بکنند، ما از همه بیشتر خوشحال خواهیم شد.

* از حرف‌هایتان این طور می‌فهمم که اگر ابومازن موفق به کاستن از میزان محاصره کرانه باختری شود، در واقع به یک دستاورد مهم ملی دست یافته است؟

** من از نقطه نظر سیاسی مسئله را بررسی می‌کنم نه از زاویه مسائل خدماتی؛ من در مورد یک برنامه ملی صحبت می‌کنم که در صدر آن آزاد‌سازی فلسطین، بازپسگیری حقوق از دست رفته و تشکیل یک کشور مستقل است و هر چیزی خارج از این چارچوب باشد، در دایره جزئیات مسئله جای می‌گیرد. سوال اینجاست که آیا این جزئیات در راستای تحقق اهداف اصلی است یا آنکه ناقض آن می‌باشد؟

 اقدامات ابومازن و طرح‌های وی چه بزرگ باشد چه کوچک و چه در راستای رشد و توسعه باشد یا در چارچوب بهبود وضعیت اقتصادی ـ همه و همه باید در مسیر تقویت روند پایداری ملت فلسطین در جریان آزاد‌سازی میهن باشد و صد البته که ما از چنین امری استقبال می‌کنیم؛ زیرا این اقدام، اقدامی ملی و میهن‌پرستانه است، ولی مشکل اینجاست که احداث این نیروگاه البته اگر عملا انجام شود در راستای دادن یک بهای سیاسی است. منطقی که ابومازن بر اساس آن حرکت می‌کند، آن است که اگر برق می‌خواهید، باید در زمینه قدس امتیاز بدهیم. اگر دنبال اقتصاد هستید، باید در زمینه بازگشت پناهندگان امتیاز بدهیم. اگر کشور می‌خواهید، باید در زمینه مرزها امتیاز بدهیم. فردی که در حق ملت خود در نوار غزه چنین جنایت‌های زشتی مرتکب می‌شود و به ساکنان کرانه باختری وعده خیر و آسایش می‌دهد، هرگز نمی‌تواند حافظ برنامه ملی باشد؛ چرا که مواد تشکیل دهنده این برنامه مبتنی بر دو اصل حفظ ملت و سرزمین است و اگر کسی امین ملت و حافظ سرزمین نباشد، هرگز نمی‌تواند حافظ برنامه ملی باشد.

* خبرگزاری‌ها این روزها در مورد سند «چارچوب‌های حل مسائل نهایی» صحبت می‌کنند که قرار است از سوی دولت صهیونیستی تقدیم ریاست تشکیلات خودگردان شود. بر اساس این سند، دو کشور تشکیل خواهد شد که اولی یهودی است و دومی نیز کشور خلع سلاح شده فلسطینی خواهد بود که در 6250 کیلومتر از خاک کرانه باختری و نوار غزه تشکیل خواهد شد. در صورت تحقق چنین امری (تشکیل دو کشور)، آیا این یک پیروزی برای عباس و وابستگان به او محسوب نمی‌شود؟

** فکر نمی‌کنم که سند «اصول و چارچوب‌های حل مسائل نهایی» صرفا یک پیشنهاد از سوی صهیونیست‌ها باشد. به اعتقاد بنده، سند مذکور در واقع گزیده توافقات صورت گرفته میان ابومازن و مذاکره کنندگان صهیونیست‌ها است. در اینجا دو مسئله محوری پیش می‌آید. اگر شما در مورد یک کشور یهودی صحبت کنید، در مقابل بحث در مورد یک کشور عربی پیش می‌آید به این معنا که اگر شما در مورد یک نژاد خاصی صحبت کردید، باید از نژاد دیگر نیز صحبت کنید. وقتی که در مورد کشور فلسطینی در مقابل یک کشور یهودی صحبت می‌کنید، این امر بسیار خطرناک است؛ چرا که با این کار مناقشه کنونی ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که آیا یهودیت دین است یا نژاد؟ اگر یهودیت دین است، ما مشکلی با ادیان نداریم و اگر یهودیت‌نژاد است، سوال بنده این است که یهودیت کی‌نژاد بوده است که این بار باشد؟ اگر صهیونیست‌ها می‌خواهند دین را به نژاد مبدل سازند، این مسئله خود باعث پیچیده‌تر شدن چالش و مناقشه موجود می‌شود؛ چرا که بعدی نژادی به مسئله می‌دهد و حال آنکه در واقع این امر بعدی دینی و عقایدی دارد. معنای تشکیل کشور یهودی این است که پیکارهای رژیم صهیونیستی و موجودیت این رژیم بعدی سیاسی ندارد، بلکه در یک چارچوب دینی جای می‌گیرد و در اینجاست که ما به یاد جنگ‌های صلیبی می‌افتیم که در قرون وسطی روی داد و این امر خود باعث پیچیده‌تر شدن مناقشه کنونی می‌شود و وضعیت را به سمتی سوق می‌دهد و دیگر راهکاری برای حل آن وجود ندارد.

به اعتقاد بنده، بحث در مورد یهودی بودن «اسرائیل» و اختصاص یک مساحت مشخص به کشور فلسطینی به معنای آن است که ابومازن ـ مردی که در جریان توافق‌نامه اسلو، پیمان‌نامه ژنو و همچنین سند ابومازن بیلین مهارت خاصی را از خود در دادن امتیاز نشان داد امروز با دیگر شیوه‌‌ای مشابه گذشته برای خود اختیار کرده است و از شعار سیاسی «تشکیل کشور فلسطینی در مرزهای 67» نیز چشم‌پوشی نموده است و تعهد جهان عرب در مورد آزادسازی اراضی 67 و تشکیل کشور فلسطینی در آن را زیرپا گذاشته است. این بار بحث در مورد یک مساحتی می‌باشد که ممکن است هر منطقه‌ای را در بر ‌گیرد و شاید اکثر این مساحت نیز خارج از فلسطین باشد.

* سرنوشت فلسطین در آینده‌ای نزدیک را چگونه ارزیابی می‌کنید به ویژه در پرتو دعوت رئیس‌جمهور آمریکا برای برگزاری کنفرانس بین‌المللی صلح؟

** کنفرانس واشنگتن هیچ راه‌حلی را ارائه نمی‌دهد؛ بله بحران جدیدی را برای وضعیت داخلی فلسطین به دنبال خواهد داشت. در مورد وضعیت داخلی فلسطین نیز باید عرض کنم که نمی‌توان هیچ برون رفتی را برای بحران داخلی فلسطین بازسازی نظام سیاسی فلسطین و نظام مقابله با دشمن یا به عبارت بهتر مدیریت چالش با رژیم صهیونیستی باشد.

 در مورد آینده باید گفت که مقاومت توان دوباره‌‌ای به دست خواهد آورد و دور جدید مبارزات خود با دشمن صهیونیستی را از سر خواهد گرفت و در آنجاست که دشمن گام به گام مجبور به عقب‌نشینی می‌شود و آنهایی که بر گزینه‌ای غیر از مقاومت تاکید دارند، به این نکته پی خواهند برد که فرار اشغالگران از جنوب لبنان در سال 2000 و خروج صهیونیست‌ها از نوار غزه در سال 2005، شاید به زودی با یک گام سومی همراه شود که همان عقب‌نشینی از بخش‌های جدیدی از اراضی فلسطین است.

* در وضعیت کنونی‌، ارزیابی شما از میزان محبوبیت جنبش حماس چیست؟

** به صراحت خدمت‌تان عرض می‌کنم: آنها برای سلب حمایت از ملت از جنبش‌ حماس، برق را قطع کردند؛ ولی در همان زمان جنبش فتح در نوار غزه با صدور بیانیه‌ای، جنایت دولت سلام فیاض در تحریک اروپایی‌ها برای قطع برق نوار غزه را محکوم کرد. این نمونه‌ای از جنبش فتح بود. حال تمامی ساکنان نوار غزه را تصور کنید که نگا‌ه‌شان به این مرد رام‌الله نشین که در هنگام عبور از ایست‌های بازرسی کارت  VIPرا نشان می‌دهد و عامل قطع برق نوار غزه است، چگونه می‌باشد؟ به اعتقاد بنده، در حال حاضر این احساس در وجود ملت فلسطین موج زند که دیگر از یک کابوس امنیتی راحت شده‌اند و دورنمای تحقق عدالت فراهم شده است. بنده می‌گویم که میزان محوبیت جنبش افزایش یافته است.

* در مورد مقاومت در نوار غزه بگویید.

** اعتقاد بنده این است که اکنون شاخه‌های نظامی گروه‌های مقاومت بدون هیچ گونه نگرانی کار خود را انجام می‌دهند. بیش از این اگر کسی می‌خواست موشکی را به سمت اشغالگران پرتاب کند، هفتاد درصد از نگرانی‌هایش معطوف به دستگاه‌های امنیتی حکومت خودگردان بود که امکان داشت دست به بازداشت یا ترورش بزنند یا آنکه با صهیونیست‌ها در موردش گزارش دهند. امروز دیگر این هفتاد درصد نگرانی وجود ندارد و تنها ده درصد نگرانی هست که آن هم مربوط به وجود مزدوران است که البته برای رهایی از دست این افراد، ما با دیگر گروه‌های فلسطین دست در دست هم داده‌ایم. از آنجایی که دیگر دستگاه امنیتی وجود ندارد که بخواهد اقدام به تعقیب مبارزان کند، تمامی توجه مبارزان صرف اقدامات مبارزاتی علیه دشمن می‌شود؛ ضمن آنکه عملکرد مبارزاتی مجاهدان فلسطینی نیز افزایش یافته است.

* آیا شما آغاز انتفاضه سوم را پیش‌بینی می‌کنید؟

*‌‌* به صراحت بگویم که ملت فلسطین همیشه این توانایی را داشته است که ابتکار عمل را به دست خود بگیرد. بنده به این نکته باور دارم که ملت فلسطین باز هم ابتکار عمل را در دست خواهد گرفت. یکی از فرماندهان گردان‌های الاقصی می‌گوید: کسانی که صهیونیست‌ها با عفوشان موافقت کرده‌اند و آنها را از لیست تحت تعقیب‌ها خارج ساخته‌اند، جزو مبارزان نمایشی بوده‌اند. این اظهارات یکی از فرماندهان گردان‌های الاقصی است و بنده نیز بی‌هیچ کم و کاست یا تغییری آن را بیان می‌کنم. عبارت فوق نشان می‌دهد ارزش توافقات صورت گرفته میان ابومازن و اولمرت چقدر است. به اعتقاد بنده، مقاومت چشم‌انداز آتی ما است و هیچ چشم‌انداز دیگری وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات