عباس محمدنژاد
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز مینویسد: «طرح جنگ عراق برای اشغال ایران در سال 1950 (اواخر 1329 شمسی) همزمان با تصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت ایران و طرح کمپانی نفتی بریتانیا، با کمک دولت انگلیس پیریزی شد و هدف از آن تسلط بر استان نفتخیز خوزستان بود، مشروط بر این که در پی حمله عراق و اشغال شماری از مناطق سوقالجیشی و شهرهای ایران، آتشبس با نظارت شورای امنیت سازمان ملل بین طرفین برقرار شود و در طول دوران متارکه جنگ، ایران از این استان به نفع عراق چشمپوشی کند.» ظرف 3سال بعد از طراحی این نقشه، مفاد آن از سوی انگلیسیها بارها مورد جرح و تعدیل قرار گرفت تا هماهنگ با شرایط و احوال آن زمان باشد، ولی این طرح به این دلیل که ایران با انجام کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد 1332 مجددا در حوزه نفوذ استعمار انگلیس قرار گرفت، از اجرای آن صرف نظر شد.(1)
30 سال پس از آن ایام، به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و در جهت توطئههای انگلیس، آمریکا به عنوان وارث سیاستهای آمریکا در منطقه، ضمن اعلام قطع رابطه با ایران، به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران اقدام کرد. تحتالشعاع فضای روانی ناشی از تشدید فشارهای سیاسی - نظامی به ایران، صدام دیکتاتور بعثی حاکم بر عراق نیز فرصت را مناسب دید و اعلام کرد عراق آماده است تمام اختلافات خود را با ایران با استفاده از زور حل و فصل کند.
موضعگیری صریح و گستاخانه صدام علیه ایران در 18 فروردین 1359- درست یک روز قبل از اعلام قطع رابطه آمریکا با جمهوری اسلامی - در حکم آشکارترین اعلام آمادگی عراق برای وارد آوردن فشار به ایران در جهت سیاست آمریکا بود. این قدرتنمایی صدام، صرفنظر از خوی توسعهطلبانه او مرهون علل دیگری هم بود، «سفرهای محرمانه زبیگنیو برژینسکی عضو ارشد شورای روابط خارجی و رئیس شورای امنیت ملی آمریکا در حکومت کارتر به بغداد»
برژینسکی، متخصص عملیات محرمانه و سیاست خارجی پشت پرده در مقام ریاست شورای امنیت ملی آمریکا با بهرهبرداری از سیطره خود بر عملکردهای نظامی سازمان سیا و امتیازات ناشی از این اقتدار، به طور فعالانهای در زمینه پیوندها و همکاریهای پنهان آمریکا و حزب بعث عراق، قبل از شروع جنگ تحمیلی، مشارکت داشت. برژینسکی برای آماده سازی زمینههای تهاجم و اطلاع یافتن از وضعیت عراق برای آغاز جنگ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد، به طوری که ژورنال استریت در 8 فوریه 1980 (19 بهمن 1358) یکی از این سفرهای محرمانه را فاش کرد. همچنین روزنامه تایمز چاپ لندن در 17 ژوئن 1980 به ملاقات برژینسکی و صدام اشاره کرده است. نخستین ثمره عملیات محرمانه و سیاست خارجی پشت پرده اعمال شده توسط برژینسکی در سفرهای مخفیانهاش به بغداد، فعال شدن ماشین جنگی عراق در طول مرزهای آن با ایران بود.
همزمان با کار روی سناریوی برقراری تماس سری با دولتمردان عراقی، آمریکاییها پروژه دیگری را نیز در دستور کار خویش قرار دادند؛ «طراحی و اجرای یک کودتای نظامی برقآسا توسط عوامل سلطنتطلب باقیمانده در صفوف ارتش ایران». آمریکاییها بنا به تجارب مکرر پیشین خود امیدوار بودند که در صورت اجرای موفقیتآمیز کودتای نظامی در ایران به مثابه فاز نهایی روند ثباتزدایی از انقلاب اسلامی، ضرورت تن دادند به ریسک برافروختن جنگ هولناک در منطقه استراتژیک خلیج فارس خودبهخود منتفی خواهد شد هر چند آنها سناریوی «تهاجم نظامی عراق» را به عنوان «راه حل جایگزین» مد نظر داشتند. در پی شکست کودتا و فراز عناصر باقیمانده کودتاچیان به خاک عراق و تشریح وضعیت نظامی ایران، عراقیها که از چند ماه پیش برای تجاوز به ایران در آمادگی به سر میبردند، بر حجم تحرکات سیاسی- دیپلماتیک خویش افزودند. در چنین شرایطی بود که در تیر 1359 برژینسکی راهی اردن شد تا تحت شدیدترین تدابیر امنیتی با صدام ملاقات و سناریوی تهاجم نظامی عراق را به عنوان راه حل جایگزین به او تفهیم کند. به شهادت «کنت.آر.تیمرمن» پژوهشگر و نویسنده آمریکایی، ملاقات محرمانه صدام و برژینسکی در مرز اردن به منزله چراغ سبز آمریکا به عراق برای آغاز جنگ بود.(2)
بعدها طارق عزیز، معاون وقت نخستوزیر عراق طیف سفری به فرانسه خبر ملاقات محرمانه صدام و برژینسکی را در اختیار مجله فیگارو قرار داد. در این گزارش تصریح شده بود، جریان جنگ ایران و عراق در واقع زمانی آغاز شد که برژینسکی به اردن سفر کرد و در مرز 2 کشور اردن و عراق با شخص صدام ملاقات نمود. در این دیدار برژینسکی قول داد که از صدام حمایت کند و این امر را تفهیم کرد که آمریکا با آرزوی رهبری عراق در مورد شط العرب (اروند رود) و احتمالا برقراری یک جمهوری عربستان در این منطقه (استان خوزستان) مخالفت نخواهد کرد.(3)
به این ترتیب مفاد طرح انگلیسی طراحی شده در سال 1950 برای ایران، از سوی زرسالاران صهیونیست شورای روابط خارجی آمریکا و عوامل آنها در حکومت انگلیس و از طریق صدام به اجرا در آمد.