در 26 فوریه سال 2003 بحران دارفور بر خلاف بحرانهای گذشته موقعیتی ویژه مییابد. این بار سازمانهای بینالمللی و منطقهای نگاه ویژهای به بحران جاری دارند. روشنفکران و تحصیلکردگان دارفور و نیز اختلاف قدرتهای بزرگ در ضدیت با دولت اسلامی سودان، بحران داخلی سودان را به سمت یک بحران بینالمللی تبدیل نمودند.
دو گروه شورشی دارفور یعنی ارتش آزادیبخش سودان (*) به رهبری وحید محمدنور و جنبش عدالت و برابری (**) به رهبری دکتر خلیل ابراهیم دولت اسلامی خارطوم را به چالش طلبیدند. این دو گروه دولت مرکزی را متهم نمودند که بر علیه گروههای نژادی مسلمان آفریقایی تبعیض قائل میشود و با حاشیه قرار دادن سیاهان آفریقایی زمینه سلطه عربها را فراهم میآورد. علاوه بر این به طور سیستماتیک گروههای آفریقایی تبار را از دهه 1990 مورد هدف قرار داده است.(1)
در منازعه دارفور سه گروه نژادی فور، ماسالیت و زغاوه بر علیه گروههای نژادی اعراب بادیهنشین که از حمایت دولت مرکزی برخوردار بودند به مبارزه برخاستند و از آغاز تاکنون بیش از 200 هزار کشته و بیش از 2 میلیون آواره در این منطقه بیخانمان شدند. به منظور نقش و جایگاه دبیر کل سازمان ملل در منازعه دارفور، این پژوهش تحت عنوان "بحران دارفور و نقش دبیر کل از عنان تا مون" به بررسی نقش دبیر کل سازمان ملل در وقایع دارفور میپردازد.
دبیر کل یک شخصیت بسیار مهم و موثر در سازمان ملل است و به لحاظ اقدامات سیاسی در روابط بینالملل شخصیتی با اهمیت تلقی میشود.(2) بر اساس ماده 99 منشور ملل دبیر کل میتواند توجه شورای امنیت را به هر موضوعی که به عقیده او صلح و امنیت بینالمللی را به خطر میاندازد جلب نماید. به قول برخی از متخصصان سازمان ملل، دبیر کل به عنوان وجدان بیدار دنیا عمل مینماید.
علاوه بر ماده 99 منشور ملل بر اساس ماده 13 نظامنامه داخلی مجمع عمومی، دبیر کل میتواند هر موضوعی را که به عقیده او لازم باشد در دستور کار مجمع عمومی یا دیگر ارکان سازمان ملل متحد قرار دهد و هر موقع با مذاکرات گوناگون سازمان میتواند راجع به موضوع مورد بحث تقاضای صحبت کند.(3)
در بحران دارفور با وخیم شدن اوضاع، کوفی عنان دبیر کل پیشین این سازمان، به منظور دیدار با آوارگان وارد دارفور شد. در 28 ماه می 2004 عنان به منطقه دارفور سفر میکند و با آوارگان سه اردوگاه به منظور انجام کمکهای اولیه دیدار میکند. عنان در اردوگاه زمزم در شمال دارفور به سوء استفاده از حقوق بشر، ارتکاب جنایات سازمان یافته توسط جانجویدها که شامل تجاوز به نوامیس به صورت هدفمند، قتل، کشتار و تخریب روستاهای آفریقائیان بود، پی برد. زمانی که عنان به دومین اردوگاه پناهندگان یعنی میشتل رسید این اردوگاه را متروک شده یافت. عنان همچنین از اردوگاه ابوشوک در دارفور دیدار کرد. در این سفر عنوان شد که بسیاری از آوارگان به علت استمرار فضای ناامن در دارفور قصد بازگشت به خانههای خود را ندارند. کوفی عنان در بیانیهای در ماه مارس همان سال اعلام کرد: تلاشها برای بهبود وضعیت امنیتی در رساندن کمکها به مردم دارفور کافی نبوده است و کشتار و خرابکاری همچنان ادامه دارد. وی جامعه بینالملل را متهم کرده است که برای رسیدگی به آنچه وضعیت فجیع در غرب سودان خوانده، سرعت لازم را نشان نداده است. در همان حال عنان با تشکیل نشستی مشترک با اعضای شورای امنیت نسبت به اهمال پیرامون نقض گسترده حقوق انسانی در دارفور هشدار داد.(4) دبیرکل در گزارش نهایی خود از دارفور میگوید:
"همزمان، عملیات امدادرسانی عظیم باید ادامه یابد و هزینههای آن کاملا پرداخت شود تا مردم دارفور به گونهای مستمر، آب سالم، غذا و سایر اقلام حیاتی مورد نیاز را دریافت کنند. در نهایت و از همه مهمتر باید فشارهای بیشتر بر تمامی طرفها، یعنی گروههای شورشی و دولت آورده شود تا آتشبس را رعایت و خود را به مفاد مذاکرات صلح ابوجا با در نظر داشتن اولویت متعهد کنند. تاخیرهای جاری، نابخشودنی است و هر روز موجب از بین رفتن زندگی افراد میشود باید به مذاکرهکنندگان، مسئولیت فردیشان را یادآور شد"(5)
دبیر کل سازمان در ابتکاری دیگر به درخواست شورای امنیت، کمیسیون بینالمللی تحقیق پیرامون بحران دارفور را تشکیل داد. این کمیسیون موارد فراوان کشتار، آدمربایی، تجاوز جنسی و سایر اعمال غیرانسانی و خشونتآمیز را در دارفور به ثبت رسانده است.(6) در اقدامی دیگر عنان رسما با عمر البشیر دیدار و در رابطه با بهبود وضع آوارگان و اعاده صلح به منطقه بحرانزده دارفور بحث و گفتگو نمود.
با بحرانی شدن اوضاع دارفور و نقض آتشبس از سوی طرفین در اواخر سپتامبر 2006 کوفی عنان در گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل گفت که مسیر اجرای قرارداد صلح اجرا نمیشود و دسترسی به کمکهای بشر دوستانه سودان در پایینترین سطح خود از سال 2004 به این سو قرار گرفته است. وی همچنین اعلام نمود که نیروهای مسلح ارتش سودان و جناحهای شورشی و نیز شبه نظامیان جانجوید همچنان به نقض موازین حقوق بشر پرداخته و قوانین مربوط به امداد رسانی را زیر پا میگذارند.(7)
بعد از اتمام دوره فعالیت عنان، بانکیمون از کره جنوبی به توصیه شورای امنیت ورای مجمع عمومی سازمان ملل به سمت دبیر کل این سازمان و جانشینی عنان انتخاب شد. کیمون تلاش برای حل بحران دارفور را در اولویت برنامههای خود قرار داد. و در همان روزهای اولی تصدی دبیر کلی سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی از اوضاع بحرانی در منطقه دارفور سودان بر ضرورت انجام تلاشهای فوری به منظور حل مسالمتآمیز بحران این منطقه تاکید کرد. فرحان الحق سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد گفت که بانکیمون، نگرانی خود از اوضاع منطقه دارفور به مقامهای سودانی ابلاغ کرده است.(8)
در اوایل آوریل 2007 بانکیمون در نشست مشترک با البشیر توافق کردند تا بر روی مسئله تعیین تعداد نیروی اتحادیه آفریقا و مشارکت سازمان ملل در این ماموریت حفظ صلح کار کنند. همزمان بانکیمون از آمریکا و انگلیس خواست تا از تلاشها برای اعمال تحریمهای سختتر علیه سودان دست بر دارد و اعلام کرد که وی به زمان بیشتری برای متقاعد کردن این کشور در قبول استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در دارفور نیاز دارد. در عین حال وی با انتقاد از حمله افراد مسلح به نیروهای حافظ صلح اتحادیه آفریقا در مرز چاد و دارفور که به کشته شدن پنج تن از نیروهای حافظ صلح منجر شده گفت: این امر به واقع لزوم و فوریت اعزام نیروهای حافظ صلح مشترک را نشان میدهد.(9)
در اواسط سال 2007 فعالیتهای بانکیمون برای حل بحران دارفور افزایش یافت و با حضور در کنفرانس صلح پاریس نشان داد که عزمی جدی برای حل این بحران دارد. پس از تصویب قطعنامه 1769 مون در سخنرانی خود در جمع 15 نماینده سازمان ملل این قطعنامه را قطعنامهای تاریخی و بیسابقه خوانده و خاطر نشان کرد نیروهای بینالمللی اقدام ارزندهای را در بهبود اوضاع معیشتی مردم دارفور و بستن صفحه تراژدی تاریخ سودان خواهند داشت.(10)
نقش دبیر کل سازمان ملل در منازعات منطقهای و جهانی بر کسی پوشیده نیست و تواناییهای این نهاد (سازمان ملل) به طور نرمافزاری میتواند کمک شایانی به حفظ صلح و امنیت بینالمللی در جهان نماید. در رابطه با سفر بانکیمون به دارفور باید گفت در شرایط کنونی به افزایش تعدد گروههای شورشی و امکان پیچیدهتر شدن اوضاع، سفر وی به این منطقه جنگ زده کمک شایانی به حفظ صلح و امنیت در منطقه بویژه امنیت آوارگان خواهد نمود. دیدارهای مون با سران دولت سودان و رهبران گروههای شورشی برای متقاعد نمودن آنان به صلح پایدار در فرآینده مذاکرات میان طرفین در آینده موثر خواهد افتاد در ضمن باید گفت دبیر کل کنونی سازمان ملل بر خلاف دبیر سابق آن، عنان، چون سالهای آغازین دوران تصدی خود را طی مینماید از انتقادات بر ضد قدرتهای بزرگ و نقش آنان در بینالمللی نمودن بحران پرهیز خواهد نمود و این امر میتواند در دراز مدت خطراتی را برای دولت سودان به همراه آورد. بویژه آنکه دادستان دیوان کیفری بینالمللی احمدمحمد هارون، وزیر کشور سابق سودان و علی قشیب از فرماندهان گروههای عرب تبار دارفور موسوم به "جانجوید" را به جرم جنایات بر علیه بشریت و جنایات جنگی فرا خوانده است علاوه بر آن سفر مون به دارفور در شرایط کنونی میتواند به روند اجرایی قطعنامه 1769 شورای امنیت در استقرار نیروهای سازمان ملل در این منطقه موثر باشد.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.