مترجم: جمیله گلکاران
این سوالی است که سردرگمی و شگفتی بسیاری را فراهم آورده است. در 15 مارس شبکههای خبری دنیا در حالی از نهایی شدن امضای پروژه ساخت خط لوله یک هزار و 300 کیلومتری "کونستانتا ـ تریستا" در زاگرب خبر دادند، که هنوز ساخت خط لوله "بورگاز ـ اسکندریه" به نتیجه نرسیده است.
خط لوله نفتی کونستانتا ـ تریستا که به خط لوله "پان یوروپ" (پیئیاوپی) معروف است، از بندر کونستانتای رومانی در دریای سیاه به بندر تریستا در دریای مدیترانه رفته و سپس به ایتالیا منتهی میشود. این خط لوله که از صربستان، کرواسی و اسلوونی نیز میگذرد، هزینه ساخت آن حدود 2 میلیارد و 500 میلیون دلار برآورد شده و ساخت آن تا سال 2012 به اتمام میرسد.
با اتمام ساخت این خط لوله، 100 میلیون تن نفت از میدانهای نفتی دریای خزر پس از پشتسر گذاشتن آبراههای ترکیه به غرب اروپا میرسد و نفت قزاقستان و آذربایجان را به پالایشگاههای شمال ایتالیا و اروپای مرکزی میرساند.
آنچه که مسلم است امکانات حملونقل در منطقه دریای خزر محدود است و ساخت خطوط لوله انتقال نفت و گاز، مشکلات را حل نمیکند. از سوی دیگر خطوط راهآهن، پایانههای دریایی و تاسیسات ذخیرهسازی نیز نیاز به بازسازی دارند و توسعه زیر ساختاری، مساله عمده در کشورهای حوزه دریای خزر و دریای سیاه است.
مراسم امضای ساخت خط لوله کونستانتا ـ تریستا در زاگرب از سوی وزیران 5 کشور اروپای مرکزی یک واقعه شگفتانگیز بود. در خلال چد سال گذشته، امضای یادداشت تفاهم ساخت این خط لوله بارها به تعویق افتاد و بالاخره در پاییز سال 2006 این مساله مورد بحث قرار گرفت و سرانجام در 3 آوریل 2007 به امضا رسید. اما هنوز هم بیانیههای واقعی در خصوص حمایت کشورهای امضا کننده یادداشت تفاهم، از ساخت خط لوله منتشر نشده است.
حداقل تا الان دولت اسلوونی نسبت به اجرای این پروژه اطمینان کامل ندارد و نگران اکولوژی منطقه "کارست" است که قرار است خط لوله نفتی از 29 کیلومتری آن عبور کند.
دولت صربستان، کروواسی و به ویژه رومانی از ابتدا با اجرای این پروژه موافق بودند. رومانی از اجرای این پروژه در مدت 20 سال، بین 2 تا 4 میلیارد دلار سود میبرد.
ظاهرا با امضای توافقنامه خط لوله "ترانس ـ بالکان"، در آتن، در ماه مارس، روند اجرای کار ساخت خط لوله کونستانتا ـ تریستا، سرعت میگیرد.
خط لوله ترانس ـ بالکان که کمتر از گذشت یک سال به بهرهبرداری میرسد، یک مسیر انتخابی برای عرضه نفت دریای سیاه به بنادر مدیترانه است که تنگه پر رفتوآمد به سفر را دور میزند. این خط لوله از بندر بورگاز در سواحل دریای سیاه متعلق به بلغارستان شروع شده و پس از رسیدن به بندر "کونستانتا" در رومانی از طریق خط لوله "پیئیاوپی" به سمت جنوب، به یک هزار و 400 کیلومتری تریستا منتهی میشود. هزینه ساخت خط لوله "پیئیاوپی" حدود 2 میلیارد یورو برای رومانی هزینه در بر دارد و سه سال به طول میانجامد و قادر است 90 میلیون تن نفت در سال را پمپاژ کند.
خط لوله ترانس ـ بالکان نیز باید 300 کیلومتر میان بندر بورگاز به الکساندروپولیس در یونان را طی کند و هزینه ساخت آن یک میلیارد یورو برآورد شده. ظرفیت حمل این خط لوله 30 میلیون تن در سال و پتانسیل افزایش ظرفیتش 50 میلیون تن است.
هر دو پروژه ساخت خط لوله در جنوب اروپاست و منبع اصلی نفت آنها نیز از دریای خزر تامین میشود. از سوی دیگر، موفقیت هر دو پروژه به ظرفیت عملیاتی کنسرسیوم خط لوله دریای خزر (سیپیسی) بستگی دارد که نفت دریای خزر را به پایانه نفتی "نووروسیسک" در دریای سیاه منتقل میکند.
در حال حاضر، ظرفیت انتقال نفت "سیپیسی" در سطح محدودی است. اما انتظار میرود که در آیندهی نزدیک ظرفیت حمل آن افزایش یابد. در صورت وقوع این امر، تحلیلگران معتقدند که روسیه، سهامدار اصلی "سیپیسی"، توجهش به سوی خط لوله ترانس ـ بالکان که در کنترل خودش است، جلب میشود تا خط لوله "پیئیاوپی" که در کنترل اروپاست.
پروژه ساخت خط لوله "پیئیاوپی" مورد حمایت ایتالیا، کرواسی، صربستان، اسلوونی و رومانی است که در مراسم امضای قرارداد ساخت آن نیز شرکت کردند.
کارشناسان انرژی آمریکا اعلام کردهاند منطقه دریای خزر سومین ذخایر انرژی در جهان را در خود جای داده است. اما هنوز هم استخراج و انتقال این ثروت پنهان، به واسطه نبود خطوط انتقال نفت و گاز یک مشکل اساسی است.
هم اکنون نفت دریای خزر از طریق پنج مسیر به بازار جهانی منتقل میشود که عبارتند از خط لوله "باکو ـ نووروسیسک"، "باکو ـ سوپسا"، "تنگیز ـ نووروسیسک"، "آتیرو ـ سمارا" و "نکا ـ تهران". ظرفیت کل حمل نفت خام این خطوط لوله تا سال 2015 به 122 میلیون تن خواهد رسید و این آمار بدون در نظر گرفتن خط لوله در حال ساخت "باکو ـ تفلیس ـ جیهان"، برآورد شده است. در همین حال، میزان تولید نفت تا سال 2015 به 250 تا 300 میلیون تن خواهد رسید.
بیشتر کارشناسان نفتی در این خصوص که کشورهای حوزه دریای خزر کمتر از 10 درصد از ذخایر نفتی خاورمیانه را در دست دارند، اتفاق نظر دارند. در حقیقت با احتساب این مقدار، سایر کشورها در مجموع فقط 53 درصد از ذخایر نفتی اثبات شده خاورمیانه را در اختیار دارند. بر اساس آمار مربوط به پیشبینی سبد انرژی در جهان، تا سال 2050، کشورهای حوزه دریای خزر و خلیج فارس بیش از 80 درصد نفت و گاز طبیعی جهان را تولید میکنند. مجموع ذخایر نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس و دریای خزر 800 میلیارد بشکه است و میزان ذخایر گازی نیز به همین نسبت است. ذخایر نفتی آمریکا و اروپا در مقایسه با ذخایر نفتی کشورهای این دو حوزه کمتر از 160 میلیارد بشکه است که تا سال 2030 به اتمام میرسد.
تا این اواخر، تنها مسیر صادرات نفت به غرب از طریق شبکه خطوط لوله تحت کنترل روسیه، صورت میگرفت. در ژوئیه 2006 با آغاز به کار خط لوله نفتی باکو ـ تفلیس ـ جیهان (بیتیسی) انحصار روسیه بر انتقال نفت دریای خزر به غرب پایان گرفت. ظرفیت حمل نفت "بیسیتی" 50 میلیون تن در سال است و البته استفاده بلند مدت از این خط لوله بستگی به در دسترس بودن نفت میدان عظیم نفتی کاشاگان قزاقستان دارد که در این صورت "بیتیسی" از نظر تجاری مقرون به صرفه خواهد بود.
خط لوله "باکو ـ تفلیس ـ جیهان" (بیتیسی) را "شرکت خط لوله بیتیسی"، کنسرسیوم عظیمی به رهبری "بیپی"، طراحی کرده است. سهامداران عمده در این کنسرسیوم عبارتند از "بیپی" با 1/30 درصد سهام و "سوکار" با 25 درصد سهام. سهامداران دیگر عبارتند از "یونوکال" آمریکایی با 9/8 درصد سهم، "استات اویل نروژی" با 71/8 درصد سهم، "ترکیش پترولیوم" از ترکیه با 53/6 درصد، "انی" ایتالیا با پنج درصد، "توتال" فرانسه با پنج درصد، "ایتوچو" ژاپن با 4/3 درصد، "کونوکوفیلیپس" آمریکایی با 5/2 درصد سهم، "اینپکس" ژاپن با 5/2 درصد سهم و در آخر شرکت "دلتا هس" که یک شرکت مشترک سرمایهگذاری میان "دلتااویل" سعودی و "امرادا" آمریکایی است، 36/2 درصد سهام این پروژه را در اختیار دارد. این کنسرسیوم همچنین خط لوله گاز جنوب قفقاز که به موازات "بیتیسی" حرکت کرده و از سه میدان نفتی (آذری ـ شیراک ـ گانشلی) و میدان گازی "شادنیز" عبور میکند، طراحی کرده است. میدان گازی "شادنیز" قرار است این خط لوله این را تغذیه کند.
بلافاصله با راهاندازی "بیتیسی"، قزاقستان به "بیتیسی" پیوست و برای تضمین مقرون به صرفه بودن این خط لوله به توسعه این خط لوله پرداخت که بسیاری انتظار دارند مسیر دریایی بندر جیهان را به بزرگترین پایانه نفتی منطقه تبدیل کند.
روسیه به شدت با ساخت خط لوله "بیتیسی" مخالف بود و هرگز به شرکتهای فعال در این پروژه نپیوست. با این وجود، روسیه هرگز عقب ننشست و در نظر نیز ندارد که موقعیت حاکم خود را در انتقال منابع انرژی دریای خزر به غرب از دست بدهد.
به همین دلیل در صدد ساخت یک خط لوله به موازات "بیتیسی" به غرب اروپاست. آنچه که مسلم است خط لوله "پیئیاوپی" برای اروپا که در نظر دارد منابع دریافت انرژی خود را متنوع سازد، از اهمیت زیادی برخوردار است.
در حال حاضر کشورهای اروپایی تقریبا نیمی از نفت و گاز خود را از روسیه دریافت میکنند و انتظار میرود که تا سال 2030 این میزان به 70 درصد برسد.
اروپا چندین دهه است که مشتری نفت و گاز روسیه است و در این زمینه نیز هیچ گاه نگرانی نداشت، اما در سال 2005 با مشاجره میان روسیه و اوکراین بر سر بهای گاز و قطع گاز به این جمهوری، بحران عرضه گاز روسیه به مشتریان اروپایی جنبه جدیتری به خود گرفت. در ژانویه 2007 که بلاروس عرضه گاز به غرب اروپا از خط لوله دروژبا را قطع کرد، اوضاع بحرانیتر شد. به همین دلیل کشورهای اروپایی برای تضمین امنیت انرژی به سوی منابع انرژی در آسیای مرکزی و قفقاز جلب شدند.
کشورهای اروپایی سالانه 700 میلیون تن نفت مصرف میکنند که 70 درصد آن از محل واردات تامین میشود و از این بین، یک چهارم واردات نفت از سوی روسیه صورت میگیرد و مابقی از عربستان، لیبی، ایران و الجزایر تامین میشود.
در حال حاضر، تولید نفت آذربایجان 26 میلیون تن در سال و قزاقستان 63 میلیون تن است. به این ترتیب میتوان دریافت که ظرفیت حمل نفت خط لوله "پیئیاوپی" 90 میلیون تن، ظرفیت حمل ترانس ـ بالکان 50 میلیون تن و "بیتیسی" نیز 50 میلیون تن در سال خواهد بود.