ربیعی
بینظیر بوتو، نخستوزیر سابق و رهبر حزب مردم پاکستان پس از هشت سال تبعید، برای تقسیم قدرت به کشورش بازگشت. بازگشت بوتو به پاکستان با واکنشهای متفاوتی روبرو شد. هواداران بوتو، وی را نقطه امید برای اعاده دمکراسی و شخصیتی میپندارند که میتواند در مقابل سیاستهای مشرف ایستادگی کند، اما وی گذشته درخشانی ندارد و این مساله میتواند در میانمدت، مردم و هوادارانش را ناامید کند.
بازگشت خانم بینظیر بوتو رهبر حزب مردم و نخستوزیر اسبق پاکستان به کراچی مرکز ایالت سند پاکستان، با دو انفجار قوی انتحاری توصیف شده علیه جان او همراه شد.
خانم بوتو در اولین واکنش خود دولت را از این اقدام تروریستی مبری اعلام کرد ولی یک مقام بلندپایه حزب مردم نیروهای امنیتی پاکستان را مقصر اعلام کرد و هدف عملیات انتحاری علیه جان خانم بوتو را به شکست کشاندن دمکراسی و ادامه دیکتاتوری نظامی دانست. آصف علی زرداوی شوهر خانم بوتو که در "دبی" باقی ماند، ارتش را در پشتسر عملیات انتحاری اعلام کرد.
بوتو، در سال 1999 میلادی به همراه همسرش آصف علی زرداری، به دلیل فساد مالی تحت پیگرد قرار گرفتند که بلافاصله به لندن سفر کردند. شایعه بازگشت بوتو به پاکستان، زمانی بیشتر قوت گرفت که وی طی دو ماه گذشته در امارات عربی متحده، با ژنرال مشرف و هیات همراه وی دیدار کرد و پس از این دیدار بود که محافل سیاسی پاکستان از توافق محرمانه آنها برای تقسیم قدرت خبر دادند. صدور فرمان آشتی ملی از سوی رییسجمهوری که به طور عمده بر محور عفو و منتفی شدن پیگیری پرونده مالی بینظیر بوتو متمرکز بود، این شائبه را تقویت کرد که مشرف و بوتو برای آینده سیاسی پاکستان به توافقهایی دست یافتهاند.
درباره بینظیر بوتو
بینظیر بوتو دختر "ذوالفقار علی بوتو" نخستوزیر اسبق پاکستان در تاریخ 21 ژوئن 1953 در کراچی متولد شد. مقطع ابتدایی و دبیرستان را در کراچی و راولپندی گذراند و از سال 1969 تا 1973 وارد دانشگاه هاروارد آمریکا شد. از سال 1973 تا 1976 در دانشگاه آکسفورد انگلیس در رشتههای قانون، فلسفه، سیاست و اقتصاد تحصیل کرد.
یکسال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه آکسفورد به کشور بازگشت و به حزب مردم پاکستان (ppp) پیوست.
از سال 1977 تا 1984 به دلیل فعالیتهای سیاسی و مخالفت با حکومت نظامی ژنرال ضیاءالحق رییسجمهور وقت، بازداشت و به حبس خانگی محکوم شد. در سال 1984، ضیاءالحق وی را به مدت دو سال به انگلیس تبعید کرد که در نهایت در روز 10 آوریل 1986 به پاکستان بازگشت و مورد استقبال مردم لاهور قرار گرفت.
بوتو در 18 دسامبر 1987 با آصف علی زرداری یکی از سرمایهداران بزرگ پاکستان ازدواج کرد که نتیجه آن یک پسر و دو دختر است.
رهبر حزب مردم در 16 نوامبر همین سال با حضور در انتخابات عمومی مجلس ملی شرکت کرد و از حوزه انتخابیه "لارد کانا" از ایالت سند، به مجلس ملی راه یافت و در دوم دسامبر، مسوولیت نخستوزیری پاکستان را برعهده گرفت.
وی در سال 1989 احزاب مخالف حاضر در مجلس ملی، از جمله حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) با استمرار نخستوزیری وی مخالفت کردند و در نهایت ششم اوت همین سال، دولت وی برکنار شد.
فعالیتهای سیاسی بینظیر بوتو با وجود مشکلات متعدد، تا سال 1993 ادامه یافت و در این سال حزب مردم در انتخابات عمومی مجلس، بار دیگر اکثریت آرا را به خود اختصاص داد و در نتیجه خانم بوتو برای بار دوم، به عنوان نخستوزیر پاکستان انتخاب شد.
نخستوزیری بوتو سه سال بیشتر دوام نداشت، چرا که با ایجاد اختلافنظر با "فاروق احمدخان لغاری"، رییسجمهوری وقت پاکستان، زمینه حذف وی از صحنه سیاسی پاکستان فراهم شد و در نهایت بوتو در سال 1996 از مقام نخستوزیری کنار گذاشته شد.
بعد از برکناری بینظیر بوتو، حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) در انتخابات عمومی صاحب اکثریت آرا شد و در نتیجه "محمد میان نواز شریف" برای پست نخستوزیری انتخاب شد.
از سال 1996 تا 1999، بینظیر بوتو با رهبری حزب مردم، به فعالیت سیاسی خود ادامه داد تا اینکه ژنرال پرویز مشرف، در کودتای نظامی، نواز شریف را برکنار و شرایط کشور را براساس قانون اساسی فوقالعاده اعلام کرد. با برکناری نواز شریف و پیگرد قانونی متخلفان اقتصادی از سوی ژنرال پرویز مشرف، خانم بوتو برای در امان ماندن از پیگردهای قانونی دولت نظامی مشرف، تصمیم به تبعید خود خواسته به لندن گرفت.
بعد از برگزاری انتخابات عمومی سال 2002 پاکستان، بوتو در فوریه 2005 اقدام به ائتلاف با رقیب حزبی خود یعنی حزب مسلم لیگ (نواز) کرد.
نواز شریف که بعد از کودتای نظامی ژنرال مشرف به عربستان سعودی تبعید شد، در کنار خانم بوتو، در 13 مه 2005، در لندن میثاق موسوم به "ائتلاف اعاده دمکراسی" را به امضا رساند. امضای این میثاق، باعث چشمپوشی بینظیر بوتو از جذابیتهای قدرت نشد و بر همین اساس طی تلاشهای پنهانی و درک فضای سیاسی پاکستان در اواخر دوره اول ریاست جمهوری مشرف، به مذاکره پنهانی با ژنرال مشرف روی آورد.
این مذاکرات در ابوظبی استمرار داشت تا اینکه برخی جزییات این مذاکرات در رسانههای پاکستان منعکس شد و علنی شدن آن، با واکنش برخی گروهها و احزاب سیاسی داخلی روبرو شد.
پس از افشای این مذاکرات، بینظیر بوتو در 14 دسامبر 2007 تصمیم خود برای بازگشت به کشور را اعلام کرد. و اعلام فرمان آشتی ملی از سوی ژنرال پرویز مشرف در روز 5 اکتبر زمینه حضور دوباره حزب مردم در صحنه سیاسی پاکستان را فراهم کرد.
پاکستان به کدام سو میرود؟
اکنون معامله میان مشرف و بوتو مستحکمتر شده است. محبوبیت بوتو بعد از انفجارها بیشتر شده و او در این شرایط نیاز به تامین امنیت دارد و مشرف میتواند این امنیت را تامین کند. ترکیب این 2 در تحولات ماههای آینده پاکستان قابل توجه است.
البته هنوز هیچ شخص و گروهی مسوولیت این انفجارها و حمله به بوتو را به عهده نگرفته است. یکی از فرماندهان طالبان پیش از این تهدید کرده بود که بوتو را میکشد اما اکنون هرگونه دخالت در این واقعه را رد میکند. خود بوتو تاکنون بسیاری را متهم کرده و تنها دولت مشرف را در این اتفاقات بیتقصیر دانسته است.
اما اظهارنظرها و نقلقولهایی از بوتو در رسانههای پاکستان منتشر شد که از او یک شخصیت کاملا آمریکایی ساخت.
از جمله این اظهارات این بود که او با اشاره به وخامت اوضاع در مناطق مرزی قبیلهنشین پاکستان گفته بود، اگر شرایط در این مناطق وخیمتر شود، به نیروهای آمریکایی اجازه خواهد داد تا با وارد شدن به خاک پاکستان در کنار ارتش با شبهنظامیان بجنگند.
او در اظهارنظر دیگری که بازتاب گستردهای در داخل پاکستان داشت گفته بود، به آژانس بینالمللی انرژی هستهای امکان دسترسی به تاسیسات هستهای پاکستان و حتی عبدالقدیر خانه دانشمند هستهای این کشور را میدهد. در پاکستان حساسیت زیادی درباره عبدالقدیر خان وجود دارد و او را پدر بمب هستهای این کشور میخوانند.
اما اتفاقات اخیر شرایط آمریکا را در این کشور و منطقه پیچیده خواهد کرد. یکی از مقامات ارشد دولت در آمریکا چندی پیش به روزنامه نیویورک تایمز گفت، دولت بوش 15 ماه است که با کابوس پاکستان روبهروست. بحران در کشوری که پایگاه سابق یا حتی فعلی القاعده و طالبان است و بمب هستهای هم دارد، برای آمریکا بدترین سناریو است.
مقامات نزدیک به دولت بوش همچنان امیدوارند که ژنرال مشرف نفوذ و قدرت خود را در داخل پاکستان همچنان حفظ کند و به این طریق منافع آمریکا هم در این کشور حفظ شود. اما تحلیلگران واقعبینتر میگویند که موقعیت ژنرال مشرف در پاکستان و جایگاه آمریکا در پاکستان تضعیف شده است.
در مجموع باید به این نکته توجه داشت که آمریکا از یک پاکستان هستهای واهمه دارد و همواره درصدد است تا در عین حفظ آرامش در این کشور، حکومت قدرتمندی زمام امور را به دست نگیرد.
پیمانهای جدید هستهای آمریکا با هند به منظور بر هم زدن توازن قوا در منطقه و فشار بیشتر بر چین، امروز با درگیر شدن پاکستان به مسایل داخلی و متزلزل شدن این کشور جدیتر شده است، با توجه به این نکته که هند در مساله خط لوله صلح هم حساب خود را جدا کرد.