تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۷  ، 
کد خبر : ۳۸۲۹۲

تاملی در مفهوم نخبه‌پروری سیاسی


امین بیطرف

پس از آنکه در چندین سال اخیر بحث لزوم توجه به نخبگان علمی و تولید دانش از سوی رهبر انقلاب بارها بیان شد، اکنون ایشان با بیان بحث جدید "نخبه‌پروری سیاسی"، فصل جدیدی را در برابر دانشگاه، حوزه و حتی احزاب و تشکلها گشودند. انتخاب دانشگاه به عنوان مرکز رویش و پرورش نخبگان سیاسی بیانگر درایت و هوشمندی است، زیرا اگر این بحث جدی گرفته و به گفتمان برتر در فعالیتهای سیاسی دانشجویی تبدیل شود، آنگاه می‌توان انتظار داشت، دانشجویان در موضعگیریهای سیاسی خود از تحرکات احساسی فاصله گرفته و بیش از پیش به کنشها و واکنشهای مبتنی بر خردورزی سیاسی نزدیک شوند. اما در این بحث، پرسش اساسی این است که یک نخبه سیاسی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

اگر فعالان سیاسی در دانشگاهها و در جامعه را به عنوان یک طیف در نظر بگیریم و یک سر آن را نخبگان سیاسی قرار دهیم، در دورترین بخش و سر دیگر این طیف، سیاسی‌کاران و سیاست‌بازان قرار می‌گیرند. اکنون با مقایسه این دو بخش انتهایی یک طیف، می‌توانیم اهمیت و راهبردی بودن این بحث و خصلت نخبگان سیاسی را بهتر دریابیم.

میان "سیاسی کار" و "نخبه سیاسی"، تفاوت ماهوی وجود دارد. سیاسی کار، در پی اهداف کوتاه‌مدت و سودای زودگذر است، اما نخبه سیاسی همزمان با توجه به خواسته‌های آنی جامعه، آرمانگرایی و اهداف بلند و آتی را نیز از نظر دور نمی‌دارد.

سیاسی کار، پیوسته به دنبال موج‌سواری است اما نخبه سیاسی، اجازه تخریب نمی‌دهد. سیاسی کار در عین محافظه‌کاری به جنجال و هوچی‌گری می‌پردازد، اما نخبه سیاسی هم از محافظه‌کاری پرهیز دارد، هم از جنجال و معرکه‌گیری. سیاسی کار، مسایل را سطحی می‌بیند و سطحی تحلیل می‌کند اما نخبه سیاسی، عمق رویدادها را می‌کاود و تلاش دارد، زوایا و لایه‌های پنهان مسایل را نیز کشف کند.

نخبه سیاسی برخلاف سیاسی کار به افراط و تفریط روی خوش نشان نمی‌دهد، اما اعتدال و میانه‌روی از برجسته‌ترین ویژگی‌های نخبه سیاسی است. او اما با زیرکی در عین پایبندی به اعتدال به دام محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی نیز نمی‌افتد. نخبه سیاسی، بازی نمی‌خورد و دیگران را هم بازی نمی‌دهد. نخبه سیاسی در ایام فتنه و در فضای مه گرفته و غبار آلود، هوشیاری و تدبیر خود را صد چندان می‌کند؛ مبادا در دام فتنه‌گران گرفتار شود.

نخبه سیاسی، "کار گروهی" را تکریم می‌کند و به آن پایبند است، زیرا آفتهای تک‌روی و خودمحوری را می‌شناسد. نخبه سیاسی، حرارت‌سنج جامعه و تیزبین و ژرف‌نگر است.

نکته مهم دیگر آنکه، نخبه سیاسی "روح علمی" دارد هر چند ممکن است عالم نباشد. "روح علمی" بدان معناست که حقایق را "آنگونه که هستند" بشناسیم، نه آنگونه که ما دوست داریم باشند. به گفته استاد شهید مرتضی مطهری، "چه بسا عالمانی که روح علمی ندارند".

نخبه سیاسی، صاحب اندیشه و بصیرت است. او تعصب ندارد اما اباحه‌گر، لاابالی، و "هرهری مذهب" هم نیست. یک نخبه سیاسی، نه دشمن خود را کوچک می‌انگارد و از تهدیدش غفلت می‌کند و نه آن را بزرگ جلوه می‌دهد و در برابرش وا می‌نهد. نخبه سیاسی، بی‌تردید نقاد است، اما هرگز هتاک نیست؛ آداب نقادی را به شایستگی می‌داند و میزبان نقدهای دیگران نیز هست. او به آن اندازه و جایگاه از فرزانگی و درایت سیاسی رسیده که در مقام نخبه سیاسی از کارگزاران و مردم انتقاد و مطالبه کند، اما معارضه و دشمنی نکند.

الزامات

توجه به نخبه‌پروری سیاسی، رویکردی سازنده و مثبت برای رشد سیاسی کشور به شمار می‌رود زیرا لازمه یک جامعه پویا و مردم‌سالار وجود نخبگان سیاسی فعال است هر چند تاکنون توجه چندانی به مقوله سیاست و فعالیت سیاسی و پرورش نخبگان سیاسی نشده است. رهنمودهای مقام معظم رهبری، همیشه خط‌مشی را نشان می‌دهد و با اشارات ایشان فضای تازه‌ای شروع به رشد می‌کند. اشاره ایشان به بحث نخبه‌پروری سیاسی نیز ناشی از کمبود و کمرنگ‌ شدن این بحث در سطوح دانشگاهی است. به نظر می‌رسد، نظر مقام معظم رهبری این است که در درازمدت، افق روشنی را از نخبه‌پروری در مجامع دانشگاهی و سطوح مدیریتی ایجاد کنیم. دانشگاه به لحاظ موقعیت، مکان بسیار مناسبی برای تمرین و آموختن دانش سیاسی و نحوه تعاملات در این عرصه است و براساس این تجربه‌ها، مطالعات و فراگیریهاست که می‌توان دستاوردی به تمام نخبگان سیاسی به دست آورد.

در این راه باید بسترها و مواد لازم برای این کار را فراهم کنیم. نخبه‌پروری سیاسی، تدریس سیاست است، تدریس سیاست در جامعه نیز، هم استاد می‌خواهد، هم شاگرد و هم اسباب امتحان و آزمون. معنای آن، این است که جامعه به افراد سیاسی و مدیران نخبه‌ای نیاز دارد که بتوانند مسایل روز دنیا را تجزیه و تحلیل کنند و با نسیم‌ها و توفانها سست نشوند. دچار گردابهای سیاسی جهانی نشوند و بتوانند با شناخت کامل از چارچوب نظام و منافع ملی کشور حرکت کنند. در حقیقت مدیران سیاسی ما باید مسایل سیاسی کشور را تثبیت کنند و این انجام نمی‌پذیرد مگر با انتخاب بهترینها، برگزیده‌ها و نخبه‌ها. و نخستین مکان برای این کار دانشگاهها و حتی آموزش و پرورش هستند. این مراکز باید به صورت رسمی دانش سیاست و فرمول سیاست‌ورزی را یاد بدهند. این البته مستلزم آن است که نگاههای بخشی‌نگر، گروهی، خانوادگی و حزبی از این مهم دور بماند که مهمترین آفت پرورش نخبگان، چنین نگاه مخربی است. ما باید درس سیاست را به مستعدان آن بیاموزیم، نه اینکه به آنها درس دفاع از منافع یک حزب و گروه را یاد بدهیم.

یکی از راههای پرورش استعدادهای سیاسی بحث قوت گرفتن نظام حزبی سالم و توانمند است. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، ما با مشکل مواجهیم زیرا اندیشه سیاسی در درون یک نظام حزبی، خود را بیشتر بروز می‌دهد و پرورش می‌یابد.

همچنین اطمینان شغلی و تثبیت مدیران با تجربه، متخصص و کارآمد بسیار مهم است؛ یعنی مدیر به دلیل کارآمدی خود و کارشناس بودن از امنیت اجتماعی و شغلی برخوردار باشد که با رفت و آمد دولتها و مدیران بالاتر و البته در حالی که خطایی مرتکب نشده‌اند، به خطر نیفتند. ما نیازمند یک نظام اداری هستیم که در ذات خود، نخبه‌پرور باشد.

باید توجه داشت که هر چند ضرورت نخبه‌پروری سیاسی که مورد تاکید رهبر انقلاب است، امری بدیهی به شمار می‌رود اما توفیق در این مهم تنها با حمایتهای علمی و دانشگاهی از دانش‌آموختگان دروس و رشته‌های علوم سیاسی یا گروههای مرتبط علمی و دانشگاهی با آن نیست زیرا نخبگان سیاسی تنها در میان دانش‌آموختگان دروس آکادمیک سیاست پرورش نمی‌یابند و نیز همراهی و کمک ارگانها و نهادهای دولتی و غیردولتی تاثیرگذار در حوزه سیاست از یک سو و احزاب و گروههای سیاسی و همچنین رسانه‌ها از سوی دیگر تاثیر بسزایی در دستیابی به این موضوع یعنی نخبه‌پروری را نمی‌توان نادیده گرفت.

از این رو لازم است همه اندیشمندان به ویژه اصحاب رسانه و گروههای دیگر تاثیرگذار، برای ایجاد تحول فرهنگی در حوزه سیاسی به عنوان یک ضرورت، با نهادهای دولتی نظیر وزارت کشور یک اقدام و مسیر روشن را همراه با برنامه‌ریزی دنبال نمایند.

در این میان هر چند نقش احزاب در رفع این نیاز اساسی کشور یعنی نخبه‌پروری سیاسی غیرقابل انکار است اما این موضوع را نیز نباید از یاد برد که احزاب هم باید به ملزوماتی که مهمترین آنها اصلاح اخلاق و فرهنگ سیاسی است همت بگمارند.

مسلما اگر احزاب در یک حرکت قانونی و اخلاقی، پیگیر مصالح و منافع ملی برای رشد کشور باشند، افراد جامعه به ویژه جوانان نیز با اقبال به آنان و علاقه‌مندی، مسیر رشد و تعالی را در حوزه سیاسی دنبال می‌کنند.

این نکته را نیز نباید از یاد برد که اگر جامعه شاهد بازی قدرت در میان جریانات سیاسی به دور از اخلاق و قانون باشند، نه تنها اقبالی نداشته بلکه نسبت به آنها رویگردان خواهند شد.

در این راستا، میدان دادن مسئولان به تشکلهای دانشجویی و تشکیل کرسی‌های نقد و نظر کار گروههای سیاسی پیرامون مسایل داخلی و خارجی می‌تواند فضای نخبه‌پروری سیاسی در تشکلهای دانشجویی را اجرایی کند. نخبه‌پروری سیاسی به معنای هزینه دادن در جهت پرورش روحیه فکری و انتقادی دانشجویی در حوزه سیاسی است.

همچنین تحقق خواسته رهبری در زمینه اندیشیدن و مطرح کردن مسایل با مراکز دست اندرکار را در گرو نبود دغدغه‌های صنفی، مادی و حتی ازدواج دانشجوست. اگر این دغدغه‌ها و مشکلات از روی دوش دانشجو برداشته شود، مسلما می‌تواند به این مسایل نیز توجه کند و آنها را جزو وظایف خود بداند.

با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب از دور شدن جوانان دانشجو از روحیه انتقادی و پرسشگری و مطالبه ابراز نگرانی کرده‌اند، باید تمام توان و تلاش خود را به کار گیریم تا روحیه خواستن و مطالبه در نسل جوان و دانشجو بیش از پیش گسترش یابد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات