تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۶  ، 
کد خبر : ۳۸۳۰۹

عراق؛ بعد از اشغال


هنری کیسینجر وزیر خارجه پیشین آمریکا که معمار سیاست خارجی این کشور در دوران جنگ سرد شناخته می‌شود، در مقاله‌ای که روز یکشنبه در روزنامه خلیج تایمز منتشر شد، معضل آمریکا در عراق را در جنبه‌های مختلف بررسی کرد.

به گزارش ایرنا، به عقیده کیسینجر سیاست آمریکا در عراق از دریچه 2 واقعیت باید بررسی شود، یکی این که پایان جنگ به صورت نظامی امکانپذیر نیست و دوم اینکه واگذار کردن جنگ در میدان نبرد هم ممکن نیست.

وی افزود: تصمیمات گرفته شده در آمریکا در چند ماه آینده قادر نخواهد بود به بحران عراق و خاورمیانه پیش از تغییر دولت آمریکا پایان دهد. کیسینجر نوشت: در اغلب موارد به ویتنام به عنوان نمونه‌ای از شکست بالقوه (آمریکا) در عراق نگریسته می‌شود، اما باید توجه کنیم که چنانچه به اسطوره‌سازی درباره تاریخ پرداخته شود، هیچگاه نخواهیم توانست از آن درس بگیریم.

به نوشته وی، آنچه موجب فروپاشی آمریکا در ویتنام شد، تصمیم کنگره آمریکا برای کاهش کمک به ویتنام به میزان دو سوم و قطع همه کمک‌ها به کامبوج آن هم در هنگامی بود که نیروهای ویتنام شمالی دست به حمله گسترده‌ای زده بودند که این اقدام آنان ناقض همه جنبه‌های پیمان صلح پاریس بشمار می‌رفت. وی افزود: عقب‌نشینی ناگهانی از عراق به جنگ پایان نخواهد داد، بلکه مسیر آن را تغییر خواهد داد و در داخل عراق درگیری‌های فرقه‌ای ابعادی در حد نسل‌کشی به خود خواهد گرفت و ممکن است مناطق تحت نفوذ تروریست‌ها دوباره ایجاد شود.

کیسینجر در ادامه نوشت: احتمال دارد تحت تاثیر عقب‌نشینی آمریکا، لبنان به تدریج زیر تسلط حزب‌الله که همپیمان ایران است، قرار گیرد، و احتمال وقوع جنگ میان سوریه و اسراییل یا حمله اسراییل به تأسیسات هسته‌ای ایران بیشتر شود، زیرا اسراییل می‌خواهد حلقه تندروان اطراف خود را بشکند. همچنین ترکیه و ایران احتمالا تجزیه‌طلبان کرد را تحت فشار قرار خواهند داد و طالبان در افغانستان انگیزه‌ تازه‌ای برای فعالیت خواهند یافت.

کیسینجر افزود: کشورهایی مانند هند که تهدید تندروان در آنجا هنوز در مراحل مقدماتی قرار دارد، با چالش‌های داخلی فزاینده‌ای روبه‌رو خواهند شد. پاکستان هم در روند انتقال سیاسی حساس خود با فشارهای بیشتری از جانب تندروان روبرو خواهد شد و ممکن است حتی خود این کشور به یک چالش تندرو تبدیل شود. این معنی عقب‌نشینی شتابزده است که در آن آمریکا توانایی شکل دادن به رویدادها را چه درون عراق در میدان نبرد ضد جهاد یا در سطح گسترده‌تر در سراسر جهان از دست می‌دهد.

کیسینجر در ادامه افزود: میزان و تعداد مناسب نیروهای نظامی آمریکا را که باید در عراق باقی بمانند با سازش‌های سیاسی در داخل آمریکا نمی‌توان تعیین کرد و هیچ نیروی غیرضروری و زایدی نباید در عراق باقی بماند و تعریف واژه غیرضروری هم باید بر اساس معیارهای راهبردی و سیاسی باشد. وی در ادامه هشدار داد: چنانچه هر مرحله از کاهش نیروها به آزمونی برای سیاست آمریکا تبدیل شود، در این صورت هر عقب‌نشینی تقاضاهایی برای عقب‌نشینی‌های دیگر ایجاد خواهد کرد تا اینکه چارچوب سیاسی، نظامی و روانی به کلی دچار فروپاشی شود. یک راهبرد مناسب برای عراق نیازمند راه حل سیاسی است اما ابعاد سیاسی باید با راهبرد نظامی هماهنگ باشد.

کیسینجر نوشت: طرح عقب‌نشینی‌های نمادین که سناتورهای جمهوریخواه جان وارنر و ریچارد لوگار پیشنهاد کردند، ممکن است باعث آرامش فوری مردم آمریکا شود، اما آنها باید درک کنند که میزان تسکین به ایجاد موازنه میان توانایی برای اطمینان بخشیدن به جامعه آمریکا و باوراندن این موضوع به دشمنان آمریکا بستگی دارد که آمریکا برای عقب‌نشینی کامل پیشگام شده است.

هر چند این بحث که ماموریت نیروهای آمریکا باید به شکست دادن تروریسم و حفاظت از مرزها، جلوگیری از پدیدار شدن ساختارهایی مانند طالبان و همچنین بر کنار ماندن از جنبه‌های جنگ داخلی محدود شود، جالب است، اما در عمل تشخیص دادن دقیق جنبه‌های گوناگون منازعه بسیار دشوار است.

برخی به این پرسش این گونه پاسخ می‌دهند که بهترین نتیجه سیاسی به احتمال زیاد با عقب‌نشینی کامل به دست خواهد آمد. وی در ادامه افرود: آنچه بدان نیاز داریم برنامه عقب‌نشینی نیست بلکه طرح سیاسی و دیپلماتیک مرتبط با راهبرد نظامی است. تاکنون زمان زیادی برای تکرار تجربه اشغال آلمان و ژاپن سپری شده است. به نظر من این نمونه‌ها قابلیت کاربرد در عراق را ندارند. مسئله این نیست که آیا جوامع عرب یا اسلامی را می‌توان دمکراتیزه کرد یا نه بلکه این است که آیا می‌توان در یک چارچوب زمانی راهبردهای نظامی آمریکا را که روند سیاسی آمریکا بر آن متکی خواهد شد، در آنها پیاده کرد.

به گفته کیسینجر دمکراسی غرب و ژاپن در جوامعی به وجود آمدند که عمدتا یکپارچه بودند، اما عراق چند نژادی و چند فرقه‌ای است و سنی‌ها به مدت حدود یک قرن بر اکثریت شیعه تسلط داشته‌اند و در تمام تاریخ عراق اقلیت کرد را مطیع خود کرده بودند.

کیسینجر نوشت: با این که ممکن است بیشتر آمریکایی‌ها مخالف مداخله سیاسی کشورشان در عراق باشند، اما آمریکا اکنون در آن کشور به طور گسترده‌ای حضور دارد تا تعهدش را به نظم جهانی ایفا کند نه اینکه به میل دولت بغداد کار کند.

امکان دارد که ساختار کنونی در بغداد توانایی ایجاد آشتی ملی را نداشته باشد زیرا انتخابات در آن به صورت فرقه‌ای برگزار شده است. به عقیده کیسینجر ایجاد 3 منطقه اصلی در عراق و ایجاد دولت‌های کارآمد و انساندوست در هر یک از آنها می‌تواند روش خردمندانه‌ای باشد. ارائه خدمات، تامین امنیت شخصی به همراه تاکید بر توسعه اقتصادی، سیاسی و فکری می‌تواند بهترین امید برای تقویت حس همکاری اجتماعی در این حکومتهای محلی باشد. کیسینجر افزود: دولت‌های محلی کارآمدتر منجر به کاهش قابل توجه سطح خشونت و پیشرفت به سوی حکومت قانون و بازارهای فعال خواهد شد. در این صورت می‌توان در یک دوره زمانی به مردم عراق فرصت برای آشتی ملی بدهند به ویژه اگر هیچ یک از این مناطق به حد کافی قوی نباشد که بتواند اراده خود را به زور بر دیگران تحمیل کند.

در صورت شکست خوردن در اجرای این طرح، عراق ممکن است به صورت غیررسمی و به نام خودمختاری تقسیم شود همانطور که اکنون در منطقه کردنشین چنین اتفاقی افتاده است. این دورنما ممکن است نیروهای سیاسی بغداد را به حرکت به سوی آشتی تشویق کند که به شدت به ایجاد یک ارتش واقعی به جای مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان درگیر با هم، بستگی دارد.

وی نوشت: چنین راهبردی بهترین مسیر برای کاهش حضور نظامی آمریکا در درازمدت است، زیرا کاهش ناگهانی نیروهای آمریکا مانع دیپلماسی خواهد شد و زمینه و صحنه را برای بحران‌های شدیدتر نظامی‌ در آینده آماده می‌کند. کیسینجر در پایان مقاله خود نوشت: هیچ یک از اهداف قابل تحقق نیست مگر اینکه آمریکا به حضور خود در منطقه به صورتی ادامه دهد که حامیان بتوانند روی آن حساب کنند و دشمنان آن را جدی بیندازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات