چند روز پیش، جرج بوش در جمع گروهی از نظامیان آمریکا با بیاهمیت خواندن نظرات مردم و افکار عمومی کشورش تاکید کرد که در عراق بر اساس توصیههای ژنرالهای نظامی تصمیم میگیرد و نه نتایج نظرسنجیها و اعتراضات مردمی و حتی ملاحظات سیاسی احزاب.
او که در پایگاه نظامی «فورت جکسون»، سخن میگفت، تاکید کرد: «آنچه در بیرون از مرزهای آمریکا روی میدهد، برای امنیت داخلی آمریکا نیز مهم است، بنابراین ما باید همچنان حالت مخاصمه خود را حفظ کنیم...» رئیسجمهور ماجراجو و جنگ افروز آمریکا در پایان این سخنرانی تصریح کرد: «این گونه اقدامات [اشغال خاک عراق و...] به سود منافع ماست و به دنیا هم نشان میدهیم که شجاعت لازم را برای گسترانیدن بنیان آزادی داریم و این مسئلهای است که ما اکنون به آن افتخار میکنیم...»
همواره چنین بوده و مرام و روش ستمکاران و تجاوزگران در طول تاریخ جز این نبوده است. سر دادن شعارها و ساختن بهانهها و توجهیاتی برای راه انداختن قشون و سپاه و برای هموار نمودن راه ستم و تجاوز و غارت مال و خاک و آیین و فرهنگ دیگران.
و هر چه که زمان میگذرد این شعارها دهان پرکنتر و این توجیهات و بهانهها خوشرنگ و لعابتر شده و واژههای قدسی و ارزشهای بزرگی همچون آزادی و علم و پیشرفت و عدالت و نظم جهانی و امنیت داخلی و... بیشتر بازیچه قدرتهای ستمگر و قربانی مطامع پلید و منافع نامشروع آنان شده است. اگر در گذشته فاتحان و جهانگشایانی همچون اسکندر و چنگیز و... بدون زدن هیچ ماسک ظاهر فریبی و بدون سر دادن هیچ شعار بشردوستانهای، علناً و بینقاب به قصد فتح و غارت و حداکثر انگیزههای انتقامجویانه، لشکر به این سو و آن سوی عالم میکشیدند و خاک ممالک فتح شده را به توبره و خون مردمانش را به شیشه میکردند، امروز، قدرتهای سلطهگر و متجاوز به ارزشها و مفاهیم پرمعنی و دلنشینی چون آزادی و دموکراسی و عدالت و نجات مردم و ... تمسک میجویند و به بهانه آن، جنگهای خونین جهانی را به راه میاندازند تا هدف فاتحان و جهانگشایان دیروز و همیشه تاریخ را متحقق سازند. امروز گسترانیدن بنیان آزادی و مبارزه با تروریسم و ... دستاویزی شده است تا بوش و شرکایش به عنوان نمادهای عینی نظام شیطانی و سلطهگر قرن اخیر، بدون توافق و کسب مجوز از سازمانهای بینالمللی مثل سازمان ملل و در عین مخالفت اکثریت قریب به اتفاق دولتها و مردم کشورهای جهان، از آن سوی دنیا به این سوی دنیا لشکرکشی کنند و ... برگ تازهای از کشتار و بیرحمی و ناامنی و غارت ترور را به اوراق تاریخ بیافزایند و به نام خود ثبت کنند. بدون آنکه در عراق از آزادی، نشانی در دست باشد و ریشه تروریسم آن سرزمین در حال خشکیده شدن باشد. با این همه هر چه پیش میرویم و زمان میگذرد، حقایق بیشتر از پشت ابرها خود را نمایان میسازند و حتی دیر باوران و سادهلوحان نیز رفته رفته متوجه میشوند جریان از چه قرار است و قریب تازه ستمکاران به چه نام و کدام بهانه چهره میبندد. امروز بر خیلی از مردم جهان آشکار شده کسانی که خود بزرگترین حامی- و بلکه تشکیل دهنده اصلی- مخوفترین سازمانهای تروریستی دنیا هستند و علنا و با همه امکانات از دولتهای تروریستی همچون رژیم اشغالگر قدس پشتیبانی میکنند، نمیتوانند در مبارزه خود علیه تروریسم صادق باشند و در خفا و آشکار به این گفته رئیسجمهور آمریکا میخندند که: «ما با مبارزه علیه تروریستها در عراق آنان را در این کشور شکست میدهیم و به همین سبب مجبور نیستیم که با آنان در خاک خود روبرو شویم»! همین دیروز مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل آمریکا در گزارشی خاطرنشان کرد که آمریکا پس از ماجرای یازده سپتامبر به یک کشور وحشتزده و خشمگین تبدیل شده است و این مرکز، افراط در نظامیگری آمریکا را دلیل اصلی وقوع حادثه فوقالذکر معرفی میکند. امروز دیگر آشکار شده که قدرتهایی مثل آمریکا که دم از آزادی میزنند. در عمل دشمن کینهتوز و آشتیناپذیر کشورها و مردمی مثل کشور و مردم ایران هستند که برای استقلال و آزادی خود قیام کرده و پس از پیروزی و حتی در بدترین و خطرناکترین شرایطی که بیش از هر چیز ناشی از شیطنت آمریکا بوده، به اصل انتخابات و احترام به رأی مردم وفادار مانده و هیچ خطر و بهانهای نتوانسته مانع از برگزاری حتی یک انتخابات در این کشور طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی باشد و در عوض و به گواهی اسناد زنده و غیرقابل انکار که حتی بعضی سیاستمداران و نظریهپردازان آمریکایی نیز به آن اعتراف کردهاند، مدافع سرسخت مرتجعترین و ضد مردمیترین حکومتهای دیکتاتوری هستند. امروز شعار آزادیخواهی و دموکراسیطلبی آمریکا سخت رنگ باخته و بر همگان ثابت شده که در هر نقطهای از جهان که دموکراسی و آزادی واقعی حاکم باشد، این آمریکاست که بیش از هر کسی ضرر میکند. امروز صدای اعتراض مردم آمریکا هم در آمده است. آنان نیز میبینند که آغاز هزاره سوم که قرار بود پایان تاریخ و عصر حاکمیت بلامنازع لیبرال دموکراسی غرب باشد، با چالش علیه لیبرالیسم آغاز شده و موج نفرت و انزجار جهانی از آمریکا هر روز وسعت بیشتری میگیرد. نفرت از آمریکا و سیاستهای سلطهگرانه آن از قلب کشورهایی که آمریکا به بهانه صدور آزادی و دموکراسی به آنجا لشکر کشیده آغاز شده و کشورهای بیطرف را هم در برگرفته و حالا تقریباً به سرتاسر آمریکا هم سرایت کرده است به طوری که بر اهل سیاست و جامعهشناسان شکی باقی نمانده که نظام سلطه بیش از هر جا از درون با «بحران مشروعیت» روبهرو است و دوران انحطاط آن آغاز شده است. این است که با وجود سالها بمباران تبلیغاتی و هدایت و سانسور رسانهای و کنترل اخبار و اطلاعات، امروز مردم آمریکا از بزرگترین مخالفان جنگافروزی آمریکا در سراسر دنیا از جمله در عراق هستند. این را تظاهرات ضد جنگ که تقریباً همه روزه در شهرهای مختلف ایالات متحده به ویژه در نیویورک و واشنگتن و مقابل کاخ سفید و کنگره و ... بر پا میشود و اغلب هم به خشونت و درگیری و دستگیری تظاهرکنندگان توسط پلیس میانجامد، شهادت میدهد.
صدای مردم آمریکا در آمده است و آنان به ریخته شدن خون فرزندان خود که قربانی سلطهگری و خوی تجاوزگری سردمداران کاخ سفید شدهاند اعتراض میکنند، به 800 میلیارد دلار پولی که دیروز روزنامه واشنگتن پست از قول مقامات آگاه خبر داد که از زمان اشغال عراق و افغانستان توسط دولت آمریکا هزینه شده و میشود و ضربه سنگینی را به اقتصاد آمریکا وارده آورده، اعتراض میکنند و به وجود هزاران بیمار روانی که بعد از بازگشت از جبهههای عراق و ... روی دست خانوادههایشان مانده و بدون تردید تبعات منفی نیز روی کل جامعه خواهد داشت، اعتراض میکنند و آنان آمادهاند تا هر حادثه و اتفاقی را بهانه قرار دهند برای اعتراض به سیاستهای جنگافروزانه و توسعهطلبانه دولتمردان خود، تا آنجا که در جریان آتشسوزی اخیر در ایالت کالیفرنیا، حتی صدای آرنولد شوارتزینگر فرماندار این ایالت که پیش از این از هنر پیشههای معروف هالیوود بود و در فیلمهایش سمبل قدرت و پیروزی آمریکا در جنگ علیه دیگران بود، به اعتراض خطاب به کاخ سفیدنشینان گفت: آتشبازی در عراق را رها کنید و به داد مردم خودتان برسید و آتش شیکاگو را خاموش کنید و ... نظیر این اظهارات و اعتراضها در جریان خرابی پلهای میسیسیپی در چند ماه پیش و طوفان نیواورلئان و... نیز تکرار شده بود. در چنین حال و اوضاعی است که خبر میرسد که رئیسجمهور آمریکا افکار عمومی کشورش را در تصمیمگیریهای خود به ویژه در مورد عراق بیتاثیر میداند و ادعا میکند که بر اساس توصیههای فرماندهان نظامی خود تصمیم میگیرد که این نیز جای بحث دارد و خود فریب دیگری است از سوی کسانی که دم از آزادی و حکومت مردمی و ... میزنند اما در عمل مردم خود را محرم نمیدانند و با آنان راه خدعه و فریب را در پیش میگیرند، چرا که هر چه از زمان اشغال عراق میگذرد، به ویژه در روزهای اخیر، کم نبودهاند فرماندهان و نظامیان ارشد آمریکایی که درباره شرایط خطرناک و آینده نگرانکننده نیروهای آمریکائی در عراق هشدار دادهاند. پریشب ارتش آمریکا اعلام کرد که با کشته شدن پنج نظامی و یک ملوان این کشور در عراق، سال 2007 مرگبارترین سال برای نیروهای آمریکایی از زمان آغاز جنگ در عراق در سال 2003 بوده است.
با همه اینها سردمداران کاخ سفید، بیاعتنا به این هشدارها و نظایر آن که از سوی کارشناسان و سیاستمداران کهنهکار مطرح میشود و بالاخره بیتوجه به اعتراضات مردم جهان و آمریکا لجبازانه و غیرعاقلانه کار خود را میکنند و راه خود را میروند تا با تکیه بر تجربیات و عبرتهای تاریخ این، هم یکی از نشانههای غیرقابل انکار انحطاط آن باشد و هم بیش از پیش تناقضی که میان اعمال و اقدامات با شعارها و سخنان آنان وجود دارد. آشکار شود و ماهیت واقعی و چهره ناپسند خود را برای جهانیان کاملاً روشن سازند. ماهیت و چهرهای که امروز نیز البته روشن است. تا آنجا که خانم کارن هیوز، مشاور اسبق جرج بوش دیروز در مصاحبه با روزنامه فایننشال تایمز گفت: «سالها طول خواهد کشید تا تصویر ناپسند آمریکا از ذهنها پاک شود و ... مادامی که جنگ جریان دارد و تغییری هم در سیاستهای آمریکا احساس نمیشود، امید داشتن به اینکه تصویر آمریکا نزد جهانیان به ویژه مسلمانان بهبود یابد، غیرعقلانی است.»